احمد زاهدی لنگرودی در مقاله ایی در سایت گویا مطالبی تحت عنوان "گزارههايي دربارهي اعتصاب سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران، احمد زاهدي لنگرودي" نوشته اند که به نظرم اشکالات اساسی دارد . در زیر مختصرا به این نوشته می پردازم.
احمد زاهدی لنگرودی در اصل از دولت عصبانی هستند که چرا با دستگیری اعضای سندیکای واحد به قضیه جنبه سیاسی داده است . شاید ایشان انتظار رفتار معقول تری را از طرف دولت داشته است .
وقتی می گوییم در ایران اعتراضات و اعتصابات ، حتی رابطه دختر و پسر سیاسی ست ، یعنی در ایران چنین است و نه در فرانسه !! به خاطر همین برخوردهای حکومت موجود در ایران است. هر حرکت اجتماعی که قدرت حاکم را به مصاف بطلبد امری سیاسی ست ، چرا که سیاست علم قدرت است . گویا ایشان جنبه سیاسی اعتراض و اعتصاب را با رابطه تشکیلاتی داشتن با احزاب سیاسی عوضی گرفته اند .
در قسمتی از این نوشته می خوانیم "اگر اعتصاب بدون هماهنگي با اتحاديهها و اصناف و در يك كلام، مردم انجام گيرد. اين مردماند كه همانا نخستين ضربه را ميپذيرند" . گویا برای اعتصاب کارگران باید با همه عالم و آدم هماهنگ کنند !!گویا این مردمند که از توقف موقت چرخ تولید ضربه می پذیرند و نه دولت و کارفرما و دولت به خاطر مردم است که اعتصابات را می شکند !! گویی نتیجه پیروزی اعتراض و اعتصاب به جیب مردم نمی رود!! این از آن حرف ها ست!!
در قسمتی دیگر می آید "مردم اما در ايران امروز، نظارهگراني درخود هستند..." این هم مانند نظر بالا پایه بر آب دارد . گویا مردم توده ایی پا در هوا و نظاره گرانی رها از جایگاه طبقاتی هستند ، گویی کارگران معترض از زیر بوته عمل آمده و این مردم خانواده و دوستان این کارگران نیستند و هاج و واج نظاره گر یک عده هستند که شعارهایی می دهند و مطالباتی دارند و ....
درجای دیگر حرکت کارگران واحد را در مقایسه ایی عجیب و غریب در کنار حمله مسلحانه سازمان چریک های فدایی خلق به یک پاسگاه می گذارد و با قبول اینکه این با آن "بسیار متفاوت تر است" هر دو را از مضمون سیاسی تهی می کند ، ولی نمیگوید اگر آن حرکت سیاسی نبود آیا صنفی بود ؟ که در این صورت جمهوری اسلامی حق دارد اسانلو را به جرم خرید اسلحه و مبارزه مسلحانه دستگیر کند ، زیرا در پرونده اعتراضات غیر سیاسی در ایران مبارزه مسلحانه هم هست .
ولی هدف اصلی نوشته غیر سیاسی نشان دادن حرکات کارگری ست که در ۲ خط به انجام رسیده است "سنديكاها براي كار سياسي نيازمند جلب نظر تمامي اعضاي خود هستند، در حالي كه چون قصد سنديكاي كارگران شركت واحد اين نبوده، چنين نظري تا كنون در آنجا مطرح نشده بود." این که این حکم از کجا آمده را خود آقای لنگرودی باید جواب بدهد . برای غیر سیاسی جلوه دادن اعتراضات و اعتصابات در ایران دنبال مطالب قرص تر از این نگردید ! ولی این سوالات باقی می مانند که آیا در اروپا احزاب سیاسی برای تصمیم گیری های سیاسی شان با اعضاشان هماهنگ می کنند؟ یا همان سندیکا ها هنگام انتخابات ، برای جهت گیری سیاسی، نظر اعضاشان را جویا می شوند ؟ قطعا چنین نیست .رفرمیسم که سندیکا ها هم جزئی از آن خط هستند خود یک خط سیاسی ست .
در آخر هم نتیجه می گیرد "همين عدم وابستگي در سنديكاي كارگران شركت واحد بود كه مانع از بهزير ضرب رفتن آنان ميشد و به حاكميت اجازه نميداد و نميدهد كه بتواند قانوناً آنها را دستگير يا محاكمه كند." گویا اسانلو آزاد شده و کارگران دستگیر شده دادگاهی نشده اند و اعتصاب با پیروزی تمام شده است و مطالبات همگی برآورده شده اند ؟!؟!؟ زیر ضرب رفتن یعنی چه؟ کارگران واحد به کدام یک از مطالبات اساسی خود رسیدند؟ کدام قول و قرار کتبی شد؟ از اسانلو چه خبر آقای لنگرودی؟!؟! این حس پیروز مندانه را برای قالیباف بگذارید!!
آقای لنگرودی در این مقاله سعی در نشان دادن چند مطلب دارد ، اول غیر سیاسی بودن اعتصابات و حرکات کارگری که بدون هیچ منطقی از خیرش می گذرد ، دوم مغلطه در نشان دادن پایگاه طبقاتی اعتراضات کارگری ،اشاره بی ربطش به مشی چریکی ، گرچه اسلحه را با شاخه زیتون عوض کرده ، دشمنی اش با حزب کمونیست کارگری بدون هیچ نقد و مدرکی برای ارتباط این حزب با باند های حاکمیت و در انتها از این همه مقدمه چینی غلط نتیجه ایی حاصل می شود که عملا اشتباه بودن آن را دیدیم.
ولی سوالات اصلی که آقای لنگرودی و هم فکرانشان باید پاسخ دهند اساسی ترند :
آیا کارگران خاتون آباد که آن چنان قلع و قمع شدند مبارزه ایی سیاسی داشتند؟ یا فقط حقوق معوقه شان را طلب کرده بودند؟ و آیا کارگران نساجی کردستان که حتی حقوق روزهای اعتصابشان را گرفتند و از زیر ضرب هم در رفتند کاملا ادعای سیاسی بودنشان را انکار کردند؟ اعتراضات و اعتصاباتی که سال هاست سرکوب می شوند انگ سیاسی بودن دارند؟
نوید امانی