اهميتي ندارد كه اين واگويهها از جنس گلايه است يا اعتراض، هر چه هست ، حكايت تلخي است كه به كرات بيان شد و آخرين بار نيز هفته گذشته در ساختمان مجلس بر زبان خبرنگاري كه برادرش يكي از قربانيان حادثه سقوط هواپيماي C-130 ارتش بوده است، جاري شد، آن هنگام كه خبرنگاران به مجلس فراخوانده شدند تا كميتهاي كه مسووليت پيگيري علت اين سقوط را عهدهدار بود، گزارش نهايي پيگيريهاي خود را در اختيار رسانهها قرار دهد. قصه همان قصه تكراري سقوطهاي مكرري است كه هر بار آسمان و زمين ايران را داغدار ميكند و اين بار اما جماعتي به نام«خبرنگار» صاحبان واقعي اين عزا بودند و جماعتي ديگر چشم اميد به خوي و خصلت ذاتي خبرنگار بستند كه«مگر ميشود مقصران اين سقوط بتوانند از پس«سماجت» خبرنگاران برآيند و هويت خويش پنهان نگاه دارند، كوتاه نميآيند تا پايان خط ميروند و همانند هميشه به مقصريافتن خلباني كه ديگر نيست رضايت نميدهند.» از قضا چنين شد و خبرنگاران سماجت به خرج دادند، سه تن از خبرنگاران مجلس خانواده خود را در پرواز ناتمام
C-130 از دست داده بودند و راهروهاي مجلس همواره از تب و تاب آنان و ديگر همكارانشان، بيقرار بود، در اين ميان نمايندگان مجلس هفتم نيز هر روز ، به ناگزير چشم در چشم اصحاب سياهپوش رسانه بودند، بدين ترتيب آغازي محكم و جدي را براي شناسايي مقصران حادثه سقوط هواپيماي حامل خبرنگاران در پرونده مجلس به ثبت رساندند و هريك از طيفهاي مختلف پارلمان نيز ابزاري از وظايفنمايندگي تمسك جستند؛ نطقهاي اعتراضي با خطاب و عتاب تحكمي و جدي، تذكر و سوال از مسوولان ذيربط، تحقيق و تفحص از پرواز تا سقوط و در نهايت طرح نيم بند استيضاح .
تا اينجاي كار، حدس و گمان و انتظار افكار عمومي به واقعيت نزديك بود چنانچه از ظهر همان روز سقوط تا همين امروز 60 روز است كه بي اغراق هيچ روزش در رسانههاي ايران خالي از خبر چگونگي و چرايي پيگيري سقوط هواپيماي اهالي خبر نماند و بيترديد سهم مجلس در اين ميان بيش از ساير نهادها بود كه در نهايت آخرين نشست خبري ساكنان خانه ملت نيز به همه بازماندگان قربانيان اين حادثه و ملتي كه منتظر پيگيري متفاوت اين حادثه به دليل حضور صاحبان واقعي عزا در بطن اين پيگيري بودند پاسخ داد.
صبح اولين روز محرم، ساختمان بهارستان ميزبان خبرنگاران شد و آنان دوساعت متوالي نمايندگان پيگير پرونده سقوط را در حلقه خود گرفتند.
پروندهاي قطور گشوده ميشود و در نهايت رئيس كميته پيگيري سقوط C-130 ارتش در گزارش نهايي مجلس ، 5 عامل اصلي، 5 عامل ريشهاي و 18 عامل جانبي و چندين عامل فرعي و غير فرعي را به عنوان علت اصلي سقوط مطرح ميكند. در اين گزارش تقريبا همه دستگاههاي كشور به نحوي قصور داشتهاند.
از خود خلبان كه پاي ثابت مقصران هر سقوطي در ايران است تا ناوبري هواپيما، سيستم مراقبت پرواز، آلودگي هواي تهران ، ضعف مديريت و سياستگذاري پرواز ناهماهنگي در ساختار مديريت هوانوردي كشور، محدوديت پشتيباني، بهكارگيري نامناسب هواپيماي ترابري و نظامي، بيتوجهي مجلس و دولت به بودجه دفاعي و دلايل فراوان ديگري كه جملگي دست به دست هم دادهاند تا در نهايت يك صداي «ياحسين» از سوي خلبان روي ضبط فرودگاه دريافت شود و بلافاصله هواپيما سقوط كند.
خبرنگاران تند و تند ليست همه مقصران يك سقوط را مينويسند تقصير بين همه مسوولان تقسيم شده است گويي حاصل سماجت خبرنگاران، تنها افزايش مقصران بوده است. چنانچه خارج از مجلس نيز در پاسخ به اين سماجت از قصور يكي از مسافران شهيد كه در هواپيما را به هنگام خطر گشوده است سخن به ميان آورده شد تا دستهاي انگليس و آمريكا و اسرائيل. اما باوجود اين همه مقصر به نظر نميآمد كه بالاخره مقصر اصلي اين سقوط چه كسي است و چه تضميني وجود دارد كه باوجود چنين ليست عريض و طويلي از مقصران ، آسمان تهران، همين فردا شاهد سقوط يك هواپيماي ديگر و شنيدن يك «ياحسين» ديگر كه مملو از هراس است، نباشد.
بدين ترتيب پرونده استيضاح وزير دفاع با وجود سقوط دو هواپيماي نظامي در فاصله كمتر از دوماه در مجلس بسته شده. كميته پيگيري سقوط C-130 نيز با گزارش پر از قصور و تقصير و مقصر،پرونده كارياش را بست و در نهايت يك بار ديگر اين واگويه در ساختمان بهارستان و در حضور نمايندگان مجلس تكرار شد:
«برادرم قبل از پرواز C-130 با خود من تماس گرفت...»
شوخي زيرهرم سبز
هواي مجلس و دولت اين روزها آنچنان ابري است كه مجلسيان را تاب مزاح و شوخي دولتيان هم نبود و تا مرز اعتراض و شكوه و چالش هم پيش رفتند.
نمايندگان مجلس هفتم كماكان با طرح پرسش «كدام عدالت» به لايحه بودجه دولت احمدي نژاد مي نگرند و از سوي ديگر اعضاي دولت نيز به تأسي از شيوه و ادبيات رئيس دولت باب سخن با نمايندگان ميگشايند. همزمان با ادبيات تهديد آميز اما همراه با مطايبه احمدينژاد كه به مردم بوشهر گفته بود«گوش مديرانم را در صورت كار نكردن ميپيچانم»، اعضاي دولت نيز در صحن مجلس چنين كردند. آن هنگام كه همهمه نمايندگان مجلس مجال سخن گفتن از يكي از معاونان زن دولت گرفته بود، او ترجيح داد آنان را با مطايبه و شوخي به جدي گرفتن سخنان خود فراخواند. بدين ترتيب فاطمه جوادي با نازك كردن صداي خود و تقليد لهجه كشاورز كرماني، در صحن علني مجلس اعتراض نمايندگان را برانگيخت. او اگر چه در حين شوخي همراهي برخي از مردان مجلس را با خود داشت اما در نهايت دامنه اعتراض به لحن صداي معاون رئيسجمهوري و تقليد صداي وي از صحن تا راهروهاي مجلس آنچنان جريان جدياي به خود گرفت كه يكي از زنان مجلس نيز رودررو با وي خواستار رعايت شأن معاون رئيس جمهوري شد و حداد عادل نيز از وي خواست تا در دفاع از لايحهاي كه براي آن به مجلس آمده سخن بگويد تا باهنر نماينده كرمان نيز در تذكري آئيننامهاي به وي اعتراض نكند.
تاب نياوردن مزاح دولتيان از سوي مجلس در بررسي لايحه بودجه نيز رخ داده بود آنجا كه رئيس سازمان مديريت و برنامهريزي معاون ديگر احمدينژاد مجلسيان را شوخي يا جدي به «چك و چانه زدن»براي لايحه بودجه متهم كرده بود كه ديگر بار نمايندگان تريبوني براي تذكر گشودند و از رئيسجمهوري خواستار كنترل اعضاي دولت در بهكارگيري ادبياتي نامتناسب با شان دولت شدند.
اين در حالي است كه داشتن زبان فاخر در روابط ديپلماتيك و مذاكرات مقامات ايراني با ساير كشورها اين روزها دغدغه بسياري از چهرههاي شاخص كشور است كه همواره تصميمگيران را به آن توصيه ميكنند.
چرا كه اين روزها پرونده هستهاي ايران نيز در بحرانيترين وضعيت ممكن از شوخي و مطايبه تصميمگيران در امان نيست، چنانچه هرم سبز بهارستان همواره شاهد مزاح نمايندگاني است كه يكديگر را با خنده به نوشتن وصيتنامه توصيه ميكنند.