شنبه 15 بهمن 1384

جنتي: بعد از شهادت نواب صفوي دنيا ديگر لطفي نداشت، فارس

خبرگزاري فارس:احمد جنتي با بازگويي خاطره‌اي از علاقه خود به گروه فداييان اسلام گفت و تاكيد كرد كه بعد از شهادت نواب صفوي دنيا ديگر لطفي نداشت.

به گزارش خبرگزاري فارس،بازخواني وقايع مربوط به دوران مبارزه عليه رژيم ستمشاهي از بسياري جهات داراي اهميت ويژه‌اي بخصوص براي نسل جوان است.كمترين فايده آگاهي از اقدامات، مبارزات، جانفشاني‌ها و مقاومت در مقابل شدائد و سختي‌هايي كه در مسير انقلاب قرار داشت، درك اين نكته است كه نهضت اسلامي ملت ايران گوهر گرانبهايي است كه براي حفظ و پاسداري از دستآوردهاي آن نيز بايد از خودگذشتگي و ايثار كرد.

متن خاطره

من مي‌شنيدم كه يك عده با اسم فدائيان اسلام و مرحوم شهيد نواب صفوي در راس اينها به مقابله مسلحانه با رژيم برخاسته‌اند و گاهي حركت‌هايي مي‌كردند در اعدام مخالفين و من با همان روحيه ضد رژيمي كه داشتم دورادور نسبت به آنها علاقه‌مند شده بودم و خيلي دلم مي خواست از نزديك‌ با آنها مرتبط شوم كه ارتباط آن طوري نتوانستم پيدا كنم ولي وقتي به قم آمدند به ياد دارم مرحوم [عبدالحسين] واحدي در مسجد امام و مرحوم نواب گويا در مسجد امام صحبت مي‌كردند. مرحوم عبدالحسين واحدي در ميدان آستانه صحبت مي‌كرد و من با ديدن قيافه آنها در جاذبه آنها قرار مي‌گرفتم مخصوصا نسبت به مرحوم شهيد نواب يك عشق و علاقه فوق‌العاده‌اي پيدا كرده بودم مخصوصا صفايي كه در ايشان مي‌ديدم.

ما در محله پنجعلي در قم كه يك محله پرت و بركناري است نشسته بوديم، مسجدي كه آنجا كنار منزل ما بود يك نماز جماعت مختصري توسط امام جماعت خوانده مي‌شد؛ يكبار من ديدم كه مرحوم نواب آنجا آمده است، در كمال صفا و سادگي و صداقت در صف جماعت آمده نشسته است و نماز خواند و رفت و من حس كردم در اينها يك خلوص فوق‌العاده‌اي هست و چيزهايي درباره ايشان شنيدم كه در عين اينكه اشداء علي الكفار هستند و رحماء بينهم نيز هستند و چقدر از ضعفا دستگيري مي‌كنند. اينها را ديگر دوستان ايشان بهتر از من مي‌دانند و مي‌توانند توضيح بدهند كه لابد در مصاحبه‌هايي كه با آنان داشته‌اند اينها منعكس شده. جمله‌اي است كه يادم مي‌آيد از ايشان نقل مي‌كردند، به ايشان گفته بودند كه ديوار منزل پيرزني افتاده است كه بايد كمك كرد و اين ديوار را ساخت و او هم پول ندارد و ايشان هم ظاهرا پولي نداشته كه به بنّا بدهد، به دوستانش گفته بود كه بلند شويد پاچه‌ها را بالا بزنيد، ما خودمان ديوار را مي‌كشيم و حركت كرده بودند و رفته بودند براي كشيدن ديوار پيرزن... اين مسايل براي من در حد عشق آفريني بود اينگونه افراد در دلها اگر وسوسه‌هاي شيطان دخالت نكند، عشق ايجاد مي‌كند و مردم عاشق اينها مي‌شوند. من هم يك اينچنين حالتي نسبت به اينها داشتم.

همچنين خاطراتي از رشادتهاي آنها در برخورد با جلادان رژيم شاه نقل مي‌كردند كه براي من حالت قهرماني آنها خيلي جاذبه‌دار بود. البته پيگير اخبار آنها بودم يك جمله از مرحوم عبدالحسين واحدي كه در ميدان آستانه قم صحبت كرد يادم هست بدين مضمون «دكترها به من مي‌گويند زياد حرف نزن تو زخم معده داري و اين جور عصبانيت‌ها و ناراحتي ها براي تو بد است و من اين معده را براي اسلام مي‌خواهم اگر بناست اسلام نباشد من هم نباشم».

اينها براي من خيلي جاذبه داشت. با آن قيافه جذابي كه مرحوم واحدي داشت، معلوم بود وقتي صحبت مي‌كند چه شوري مي‌آفريند در قشر جوان و نوجوان.

بعد هم مرتب من پيگير اخبار آنها بودم زماني كه در زندان بودند من خيلي ناراحت بودم، دوستان ناراحت بودند. وقتي كه ايشان شهيد شدند و خبر شهادتشان را به ما دادند، به ياد دارم كه در حدود مدرسه فيضيه قدم مي‌زدم. نمي‌دانم به كجا مي رفتم و اين ذهنيت را داشتم كه دنيايي كه شهيد نواب صفوي را نداشته باشد،اصلا چه لطفي دارد، زندگي ديگر چه مزه‌اي مي‌دهد. حالاتي را داشتم كه مرگ بر انسان آسان مي‌شود وقتي مي‌بيند كه نواب صفوي ديگر در اين دنيا نيست... واقعا اينطوري حس مي‌كردم در هر صورت قضيه تا آنجا رفت و ما اين مصيبت را تحمل كرديم. از چيزهايي كه گفتنش در اين رابطه بي‌تناسب نيست اين كه در آن زماني كه مسايل اين آقايان مطرح بود در حوزه علميه قم دو نظريه مختلف بود: يكي نظر مثبت نسبت به اينها و يكي منفي كه عده افراد با نظر منفي زياد بود و طوري بود كه هواداران ايشان جرات اظهار علاقه رسمي و طرفداري رسمي را نداشتند. حتي اين خاطره تلخي در ذهن من هست كه يك وقتي يك عده‌اي كه مايل به بردن اسمي از آنان نيستم و خدا رحمتشان كند از دنيا رفته‌اند كه چماقداراني در زي طلبگي بودند كه با چوب و چماق به جان طلبه‌هاي هوادار مرحوم نواب و كاشاني افتادند و كتك‌كاري مفصلي در مدرسه فيضيه صورت گرفت كه اين به‌ آنهايي كه مي‌خواستند به نفع آنها تظاهرات كنند و حرف بزنند و سخنراني كنند اينها را حسابي زدند و سر دمدار آنها را دقيقا بياد دارم و از بعضي جاها تقويت روحي مي شدند. اينها معتمد به بعضي جاها بودند. در هر حال مسئله خيلي تلخي بود.

منبع: آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، خاطرات احمد جنتي، شماره بازيابي 507، جلسه دوم، تاريخ 29/1/1374، صفحه 3 تا 8

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'جنتي: بعد از شهادت نواب صفوي دنيا ديگر لطفي نداشت، فارس' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016