- انقلاب، حاصل مبارزه براي ساختن جامعهاي بهتر و آزادتر بود
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي
عضو سابق دفتر تحكيم وحدت گفت: در حالي كه انقلاب، حاصل مبارزه براي ساختن جامعهاي بهتر و آزادتر بود و اگر ايرادي به نسل اول وارد باشد اين است كه نتوانسته اين ضرورت را كه رهبران انقلاب به دنبال آن بودند به نسل جديد منتقل كند. به همين دليل از نظر من اولويت اول براي غلبه بر اين مشكل شكلگيري گفتگوي بين نسلي است.
«مجيد حاجيبابايي» در گفتوگو با خبرنگار سياسي ايسنا، اظهار داشت: در رابطه با ارزشهاي انقلاب اسلامي بايد گفت با توجه به اين كه آنها عموما ارزشهايي گسترده و جهان شمول بودند قضيه كمي فرق ميكند. يعني ارزشهايي مثل نظام دموكراتيك؛ عدالت، آزادي و كرامت انسان مسائل روزمره نيست كه با تغيير نسل عوض شود، اينها مفاهيمي ريشهدار در تاريخ بشر است. به نظرم اگر نسل امروز دربارهي سالهاي نخست انقلاب و مبارزان آن دوران دچار شبهه شده است نه به دليل دوري اين نسل از اين مفاهيم است بلكه بخشي از آن بر ميگردد به عدم پايبندي بخشي از نسل اوليها به آرمانها و خواستههاي نخستين انقلاب است. براي انتقال اين مفاهيم به نسل جديد بهترين كار عمل به آن ارزشهاست.
وي تاكيد كرد: درباره برخي اختلاف نظرها بايد توجه داشته باشيم كه پنج عامل فرهنگي يعني شكل گيري منابع و عوامل معرفتي جديد، واكنشهاي روانشاختي و عاطفي، ارتباطات، اطلاعات و دانش گسترده و ايجاد گروههاي هنجارساز جديد نقش مهمي در كنار دستآوردهاي عيني نسل اول در عرصههاي حكومت داري در شكل گيري هويت نسل امروز جامعهي ايران داشته است.
حاجيبابايي تصريح كرد: به نظرم براي اينكه اين تفاوت به عاملي منفي بدل نشود و همچنين مانعي براي انباشت تجربه نگردد و نسل امروز بتواند با آرامش از تجربيات و اندوختههاي نسل گذشته استفاده كند بايد "گفتگوي بين نسلي" در جامعهي امروز ايران جدي گرفته شود. بايد ساز و كاري براي اين مساله در عرصهي سياست و فرهنگ در نظر گرفته شود تا نسل امروز بتواند قضاوت دقيقتري نسبت به گذشته و رهبران و بانيان آن داشته باشد. اين نسل امروز از وراي دستآوردها به قضاوت مينشيند و براي درك واقعيتر بايد با گفتگوي بين نسلي زمينهي درك متقابل فراهم شود.
وي گفت: نسل امروز هنوز به مفاهيمي چون آزادي عدالت و استقلال پايبند است اما در روشهاي آرمانيش ديگر مثل گذشتگان نيست و بيشتر نوعي فردگرايي و رستگاري شخصي پديد آمده است كه البته گرايشات افراطي آن ميتواند مخرب باشد و آن چيزي كه امروز براي نسل اول دغدغه است همين موضوع است و ترس از به وجود آمدن نوعي كلبي مسلكي كه نهايتا به دوري و كنارهگيري از مبارزه براي اهداف منجر خواهد شد. به عبارتي رستگاري شخصي، مانعي براي حساسيت نسبت به سرنوشت كلي جامعه ميشود. در حالي كه انقلاب، حاصل مبارزه براي ساختن جامعهاي بهتر و آزادتر بود و اگر ايرادي به نسل اول وارد باشد اين است كه نتوانسته اين ضرورت را كه رهبران انقلاب به دنبال آن بودند به نسل جديد منتقل كند. به همين دليل از نظر من اولويت اول براي غلبه بر اين مشكل شكلگيري گفتگوي بين نسلي است. اين امر ميتواند از طرق نهادهاي مدني و امكانات دولتي انجام شود و اين در صورت وقوع ميتواند كمك كند تا جامعه يگ گام به پيش رود.
حاجيبابايي اظهار داشت: براي گفتوگو دربارهي انتقال ارزشهاي يك نسل به نسل ديگر ابتدا بايد دربارهي مفهوم نسل به يك اشتراك ذهني رسيد. به نظر ميرسد آنچه امروز از انتقال ارزشهاي يك نسل به نسل ديگر مطرح ميشود بيشتر مفهوم جامعه شناختي اين موضوع را مد نظر دارد نه زيست شناختي. شايد بهترين تعريف (يا به عبارت دقيقتر، توصيف) از مفهوم نسل توسط اينگلهارت مطرح شده باشد. او برعامل سن يا دورههاي زندگي مانند جواني و پيري تأكيد نميكند، بلكه بر وقايع مشابهي كه در فضاي اجتماعي و رواني يك جامعه در زمان جامعهپذيري براي يك نسل (يا جمع گستردهاي از شهروندان يك سرزمين) رخ ميدهد، تأكيد ميكند.
وي افزود: اگر اين مبنا را بپذيريم بايد توجه داشته باشيم آرمانهاي هر نسل در رابطه با فضاي ذهني و اجتماعي خاص آن شكل ميگيرد، براي مثال نسل اول انقلاب به شدت متاثر از فضاي بين المللي و فرهنگ مبارزه با امپرياليسم و سرمايهداري بود و نوعي انديشهي انترناسيوناليستي داشت يعني تنها در صدد نجات خود يا حداكثر جامعهاش نبود بلكه آرزوي او وجود جهاني فارغ از سلطه و ستم بود. اما اين ارزشها و آرمانها در ميان نسل جديد به گونهاي ديگر شكل گرفته و به آنها منتقل نشده است. پرسش اين است آيا اين يك مشكل تلقي ميشود؟ به باور من تا وقتي اين اختلاف به تعارض و رويارويي منجر نشود و كنشهاي خنثي كننده يكديگر را باعث نشود امري طبيعي است.