بايد دربارهي حوزهي عمومي و نهادهاي مدني ايجاد حساسيت و فرهنگسازي كرد
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي
يك فعال سياسي گفت: انتخابات آخرالزمان سياست نيست؛ ولي انتخابات اخير به چالش انواع سياستورزيها به شدت دامن زد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) رضا عليجاني طي سخناني در نشستي كه از سوي جبههي مشاركت با موضوع " تاكيد بر تكثر، پرهيز از توهم" برگزار شد، اظهار داشت: "پرسش چه بايد كرد؟" معمولا در زمان ابهام و بحران پيش ميآيد كه امروز نيز چنين است.
وي در ادامه با بيان اينكه طرفداران سياستورزي "انتخاباتي" و هواداران سياستورزي مبتني بر "تهييج" ، "رفراندوم و نافرماني مدني" هر يك ديگري و ديگران را در نظر نميگيرند، گفت: البته اين نكته كه هريك چه قدر بر بستر واقعيات حركت ميكنند و تحليلشان تا چه اندازه مبتني بر تمايلشان است، خود مسالهي ديگري است.
اين فعال ملي مذهبي دربارهي آسيبشناسي برخي "چه بايد كرد"ها گفت: راههاي تازه از درون نقدهاي مسوولانه و نه مرثيهخواني ياسآفرين انفعالزا، بيرون ميآيند و ما نيز از رجز خواني، مرثيهخواني و نوسان بين اين دو در يكصد سال تحولخواهي، آسيب فراواني ديدهايم. پس بايد اين درس را بياموزيم كه نه در هنگام فتح رجز بخوانيم و توانايي خود را بيش از واقع و توانايي طرف مقابل را ناچيز بينگاريم و نه در هنگام شكست و عقبنشيني مرثيه بسراييم و منفعل شويم. البته نقدهاي جدي اما مسوولانه و رو به پيش، بدون سادهسازي و توهم با صراحت و شفافيت، داراي راهكار است.
وي با بيان اينكه در هنگام بحران دربارهي پرسش چه بايد كرد به سراغ تاريخ ميرويم، مهمترين چارهجوييهاي كلان و تاريخي را كه در اين يكصدسال داشتهايم « قانون و پارلماني كه بتوان قدرت مطلقهاي را كه مانع اصلي رشد و ترقي ما بوده محدود و مقيد كند، مبارزهي طبقاتي چون علتالعلل مشكلات سلطهي طبقاتي بوده و....برشمرد.
اين فعال سياسي، مبارزهي ضداستعماري، تشكيلات و سازمان، انقلاب، اصلاح، اقتصاد آزاد و بخش خصوصي مستقل و همبستگي ملي را از جملهي اين چارهجوييهاي كلان و تاريخي دانست و خاطرنشان كرد: نهاد مدني و حوزهي عمومي سازمانگر، سازنده و محدود و مقيدكنندهي قدرت است؛ البته قدرت نيز تنها در نهاد دولت و يا وضعيت بسيج همگاني تودهوار نيست، بلكه نهادهاي مدني اعم از اصناف و احزاب و شوراها و انجمنهاي غيردولتي هم قدرتمند هستند.
وي ادامه داد: آنچه در همهي اين راهحلها وجود دارد توجه به توانايي قدرت مطلقه در تاريخ ما از يك سو و بيپشتوانگي مردم و فعالان تحولخواه از سوي ديگر است.
عليجاني با بيان اينكه نبايد در راهحلهاي درازمدت اغراق و توهم نزديكبينانه و كوتاهمدت نيز ايجاد كرد، اظهار داشت: ايرانيان طبق روحيه و روان احساسي كه دارند اهل اغراق بوده و در راهحلهايشان هم اغرق ميكنند.
وي افزود: امروز بر حوزهي عمومي و نهادهاي مدني به عنوان يك راهكار تاكيد ميشود و نكتهي اول در اين رابطه نوعي اغتشاش معنايي است كه ما ديگر در فرهنگ نظري و سياسيمان به آن عادت كردهايم. اين همان اغتشاش معنايي در چند سال پيش بوده كه در رابطه با "جامعهي مدني" داشته و يا هنوز در رابطه با مساله "گفتمان" داريم.
اين محقق دربارهي بحث «تاكيد بر تكثر، پرهيز از توهم» از منظر تاريخي و اقتصادي نيز گفت: اين موضوعي است كه نفت بنياد آن را تشكيل داده و در اختيار قدرت حاكم است، بنابراين به اين نتيجه ميرسيم كه در ايران دولت لوكوموتيو قطار توسعه است و به نظر نميرسد تا چند دهه هم بتوان اين معادله را بر هم زد. بنابراين هر تحولي بايد در حوزهي سياست و دولت و نه در حوزهي عمومي و مدني اتفاق بيفتد و شايد تا سالهاي طولاني حوزهي دولت بسيار قدرتمندتر از حوزهي مدني و عمومي باشد.
عليجاني در ادامه با بيان اينكه در حال حاضر بايد دربارهي مسالهي حوزهي عمومي و نهادهاي مدني ايجاد حساسيت و فرهنگسازي كرد و در حد مقدور به نهادسازي پرداخت، گفت: اما نبايد اميد استراتژيك ايجاد كرد كه در اين رابطه، شورانگيزي براي شوراها و تجربهي ناشي از آن را نبايد فراموش كنيم.
اين فعال سياسي اغراق دربارهي حوزهي عمومي و نهادهاي مدني را ناشي از بيبرنامگي استراتژيك و يا عدم جسارت در اعلام فقدان استراتژي و يا هر دو دانست و بيان داشت: نهادهاي مدني و نيز خرده جنبشهاي جامعه ما در طول يك سدهي اخير همواره در ذيل يك جنبش عام اثرگذار بودهاند و به عبارت ديگر نبايد به اين توهم دامن بزنيم كه ميتوان از طريق خرده جنبشها و نهادهاي مدني، جنبش كل را احياء كرد. شايد ما تا چند دهه نتوانيم از طريق خردهجنبشها و نهادهاي مدني، جنبش عام را احياء و تقويت كنيم.
عليجاني در رابطه با تحليل وضعيت كنوني چند نكته را مورد تاكيد قرار داد و گفت: از يك سو ما وارث تاريخ خاصي هستيم و وضعيت كنونيمان در ادامه يك وضعيت تاريخي با آسيبشناسيهاي گسترده و مختلف است كه در رابطه با آن و به ويژه در رابطه با دولت مطلقه و نيز برخي موانع فرهنگي در انطباق با شرايط پيشروي، قرار دارد و از سوي ديگر وضعيت ما در ادامهي يك انقلاب كه پايانبخش سلطنت پادشاهي بود و نيز در ادامه يك دوران اصلاحات است. يكي از مهمترين مباحث تعيينكننده وضعيت در چند سال اخير بحث از پايان اصلاحات و يا امكان ادامهي آن در چارچوب گذشته بوده كه اين بحث فعالان سياسي و روشنفكري را به دو قسمت اصلي تقسيم كرده است.
وي در ادامه انتخابات اخير رياست جمهوري را جدا از رفتارهاي انتخاباتي مردم بيانگر تغيير توازن در حوزهي سياست دانست و اظهار داشت: حوزهي اجتماعي، قبل و بعد از انتخابات مردم و جامعهي ايران تغيير بنيادي خاصي نكرده و پايگاه نيروهاي سنتي نيز به همين شكل تغييري نداشته است. انتخابات اخير فضاي سياسي و اخلاقي بين مجموعهي افراد و نيروهاي تحولخواه را آلوده كرده و انسجام نسبي قبلي آنها را از بين برده كه ادامهي اين حالت و تشديد ناهمسويي استراتژيك مجموعهي تحولطلب در ايران به تشتت و ناكارآمدي هرچه بيشتر منجر ميشود، در حالي كه انتخابات آخرالزمان سياست نيست، گرچه اين انتخابات به چالش انواع سياستورزيها به شدت دامن زد و همچنين راهكارهاي جديدي نيز همچون حركت از حوزهي سياست به حوزهي عمومي و مدني نيز مطرح شد.