هم هستیان گرامی ترک
در مسیر کسب هویت کامل ترکی خویش
هویت انسانی تان را از دست ندهید
حدود هفت سال است که دریکی از اتاق های کوچک خوابگاه دانشگاه شهید بهشتی تهران درجمعی چهار نفری به تحصیل مشغولم ،جمعی که سه نفر ترک زبان و من یکی ،غیر ترک زبانم .خودم هم نمی دانم چه عاملی در ضمیر نا خودآگاه من بود که مرا به سوی دوستی با دانشجویان ترک زبان سوق می داد .شاید به واسطه عشقم به ستار خان وباقر خان ،تقی ارانی ومیرزا سلیمان اسکندری وآیت الله طالقانی، طالبوف ، تقی زاده ،خلیل ملکی وصدها نفر امثال اینها بود.وشاید نفرتم از دکتر بقایی بود که چرا در کودتای 28 مرداد به ملتم خیانت کرد.وشاید به نشانه اعتراض به آیت الله رفسنجانی بود که چرا در اوج قدرت ،به توسعه سیاسی توجه ای نداشت. وشاید به نشانه اعتراض به مسعود رجوی بود که چرا سازمان مجاهدین رااین چنین رهبری کرد وملاقات با صدام را پذیرفت.علت دوستی هر چه بود ، فرصتی بود که نصیب من شد تابا یکی از پیشرو ترین بخش های جامعه ایران بی واسطه آشنا شوم.علیرغم آنکه برخی لمپن ها ،فرومایه ها ی اجتماعی ومعلولان ومعیوبان شخصیتی برای آنها جک هایی می سازند ، اما فرهیختگی ومسئولیت پذیری آنها مرا بر آن داشت تا بدین طریق از آنها بخواهم با احتیاط بیشتری به سوی آینده گام بر دارند.
هم هستیان گرامی ترک ،من وشما قبل از آنکه ترک باشیم یا فارس ،یا لرویا کرد وقبل از آنکه شیعه باشیم ویا سنی ویا ارمنی ویا زرتشتی وقبل ازآنکه آذربایجانی باشیم ویا مراکشی ویاهندی ویا اصفهانی، یک انسان هستیم ، من وشما اگر در هر نقطه از جهان متولد می شدیم بازهم یک انسان بودیم .اما کافی بود من چند کیلومتر بالاتر متولد می شدم وشما نیز چند کیلومتر بالا تر، آنگاه من ترک زبان می شدم وشما ارمنی .انسان بودن ما امری اصیل و ثابت وغیر تصادفی است .اما نوع زبان، ملیت ،تاریخ وقومیتمان کاملاً جنبه ی تصادفی دارد. اگربا نگاهی عقلانی بپذیریم که ما به نحو تصافی هویت امروز خود را پیدا کرده ایم واراده ما در اکتساب آنها هیچ نقشی نداشته است . دلیلی نخواهیم یافت که زبان خود ،تاریخ خود ویا ملیت خود را بر دیگری برتر بدانیم ودیگران را تنها به واسطه زبان ،ویا ملیتشان دشمن خود بدانیم.آیا این واقعیت ساده که شما چند کیلومتر پایین تر از مردم ارامنه متولد شده اید اجازه می دهد آنها شما را دشمن تاریخی خود بدانند. بنابراین آنچه اصیل وثابت است انسان بودن ماست ،تاکید بر ویژه گی مشترک انسان بودن به معنای نفی ویژ گی های دیگر نیست. بلکه بدین معنی است که ما باید انسانیت وبشریت را ارزش بنیادین بدانیم واین ارزش بنیادین را قربانی سایر ارزش ها ننماییم ..احترام کامل به این ارزش عمومی ومشترک ، احترام به ارزش های غیر مشترک واختصاصی را تضمین خواهد کرد. جهان، مجموعه ما را ایرانی خطاب می کند.اما این واژه چه معنایی دارد. در تفسیر واژه ایران تا چند دهه ی پیش گفتمان "دولت – ملت واحد" حاکم بود وآن را پیش شرط مدرنیته می دانستند ، گفتمانی که افرادی نظیر آقای کسروی به واسطه اعتقاد به آن حاضر شدند بخشی از هویت ترکی خویش را قربانی عینیت یافتن این گفتمان نمایند ، ولی آن گفتمان "دولت –ملت واحد "عصرش به پایان رسیده. تحلیل ها و دیدگاهای مبتنی بر آن در شرایط جدید دیگر نباید شنونده ای داشته باشد. بیش از صد میلیو ن قربانی دو جنگ جهانی ،قربانیان هولوکاست ، قربانیان گولاک ، قربانیان خمرهای سرخ و قربانیان انقلاب فرهنگی مائو در یک وصیت نامه ی مشترکی به بشریت توصیه نمودند برای حفظ جان خود وفرزندانش از بلایای جنگ وخونریزی گفتمان دولت –ملت واحد را رها نماید وگفتمان حقوق بشرودموکراسی را جانشین آن سازد.دموکراسی یعنی حاکمیت رای اکثریت اما موازین حقوق بشر این اکثریت را ملزم می سازد به تمامی حقوق اقلیت احترام بگذارد حتی اگر این اقلیت یک نفر باشد. گفتمان حقوق بشر ،در منشور جهانی حقوق بشر که مرکب از اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق حقوق مدنی وسیاسی ومیثاق حقوق اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی می باشد، تجلی مکتوب یافته است.
منشور جهانی حقوق بشر،محصول عقل جمعی بشریت می باشد. بهترین تجربه
از تاریخ گذشته است وبهترین میراث برای تاریخ آینده است.تلاش شما ترک زبانان برای حفاظت وپاسداشت ارزشها وحقوق قومی وزبانیتان ستایش برانگیز است ،اما خواسته من از شما این است که از همین ابتدا وسواس به خرج دهید .اگر شما که به حق ،گفتمان "دولت-ملت واحد" را نافی بسیاری از حقوق ترک زبانان ایران در گذشته می دانید .برای دفاع از حقوق آنها خودتان دوباره متوسل به همان گفتمان مطرود شوید. این شیوه دفاع ،نفی حقوق دیگران را به همراه خواهد داشت.نفی حقوق دیگران یعنی نفی انسانیت دیگران ونفی انسانیت دیگران یعنی نفی انسانیت خویشتن. اجازه ندهید ارزشهای قومی وزبانیتان به گونه ای بزرگ نمایی وتفسیر شوند که بر آن ارزش بنیادین ومشترک یعنی" بشریت" سایه افکنند، .پیش شرط رعایت چنین احتیاطی آن است که شما گفتمان "حقوق بشر ودموکراسی "را تنها گفتمان مشروع حرکت خود قرار دهید. آموزش حقوق بشر ودموکراسی را محور فعالیت خود قراردهید واجازه ندهید کسانی که به این گفتمان ایمانی ندارند پیشقراول حرکت شما شوند.از هم اکنون راه را بر پیدایش قوم گرائی خونی مسدود کنید. توسل به ارزشهای قومی نباید به این مشروعیت دهد که افرادی تعهدات بنیادی خود را برای صیانت از حقوق بشررا کنار نهند.احتیاط کنید در جمع شما کسی تاریخ وفرهنگ وآثار باستانی هیچ قومی رامنکر نشود. کسانی که امروز تاریخ اقوام ملتهای دیگر را منکر می شوند در آینده حق حیات آنها را نیز منکر خواهند شد.
اگر شما بتوانید در چارچوب موازین حقوق بشر حرکت کنید و برای تمامی بشریت دل بسوزانید ،در آینده نه تنها مورد تکریم ترک زبانان قرار خواهید گرفت بلکه مورد احترام همگان خواهید بود همان گونه که کانت صرف نظر از زبان ،مذهب و ملیتش مورد احترام همگان است واگر غیر از این عمل کنید مردم منطقه را به سوی جهنمی دیگر خواهید برد و مایه ننگ فرزندان ترک زبان خود خواهید بود. غیر ترک زبانان ایران نیز باید تفسیر خود از واژه ایران را بر گفتمان حقوق بشر و دموکراسی مبتنی سازند. جامعه ایران، جامعه ای است که شبیه رنگین کمان است. اگر کسی به وجود رنگین کمان باور دارد باید پذیرفته باشد که هیچ یک از رنگ های آن بر دیگری برتری ندارند و اگر کسی به وجود ایران باوری دارد باید بپذیرد که هیچ یک از اقوام و خرده فرهنگ های ایرانی بر دیگری رجحان و برتری ندارند. عشق به ایران یعنی عشق به تمامی این اقوام و فرهنگ ها ،وعشق به این فرهنگ ها واقوام یعنی احترام گذاشتن ودفاع نمودن از تمامی حقوق وآزادی های صاحبان آنهاست.بر مبنای گفتمان انسانی حقوق بشر،ایران به معنای محدوده ی سیاسی وجغرافیای نیست که این فرهنگها در آن زندانی باشند بلکه ایران به معنای یک اتحاد رسمی وغیر رسمی میان تمام اقوام موجود در این سرزمین است که مشترکاً از حقوق هم دفاع نمایند .ایران یعنی دفاعی مشترک از حقوق جمعی وفردی تمامی ایرانیان.حالا اگر در این مجموعه انسانی یک فرد بخواهد حتی یک واژه از زبان خود را ویا یک قاعده از فرهنگ و سنت خود را به دیگری بدون رضایت او تحمیل نماید ،فلسفه ایران ،و آرمان ایران را زیر پا گذاشته است.
عطا صالحی
[email protected]