"ما زبان تهديد را بکار نمی گيريم و زبان تهديد را نيز از کسی نخواهيم پذيرفت".
از سخنان مسعود بارزانی، رئيس اقليم کردستان فدرال عراق، در پارلمان اروپا، بروکسل.
صبح چهارشنبه که از خواب بيدار شدم و بعد از صبحانه به دفتر کارم آمدم، اولين خبر ناگوار از راديو و اينترنت، شنيدن انفجار ۸۰۰ کيلوگرم تی ان تی در يک کاميون پارک شده جلو وزارت داخله حکومت فدرال کردستان در اربيل بود که اين انفجار در کنار خسارت مالی در همان ساعات اوليه منجر به کشته شدن ۱۶ نفر بيگناه و زخمی شدن بيش از ۷۰ نفر رهگذر گرديده بود. بله هموطنان وخوانندگان ارجمند، آنطور معلوم است در اين روزها که بحث بر سر تحقق بخشيدن به ماده ۱۴۰ قانون اساسی عراق در رابطه با شهر کرکوک و الحاق ديگر شهرهای کرد نشين به منطقه کردستان فدرال در رفراندوم ماه اکتبر است، دشمنان آشتی نا پذير ما در هر لباسی، دست و پا می زنند و به هراس افتاده اند و لحظه ای آرام نمی نشينند که بتوانند بهر وسيله ای جلو بکرسی نشاندن آنچه که در قانون اساسی عراق و با رأی ۸۰% نمايندگان مردم آن کشور در رابطه با حقوق حقه کردها به تصويب رسيده، سد کنند. بدينوسيله قصد دارند به زعم خود چرخ تاريخ را حتا به ما قبل ديکتاتوری صدام حسين جنايتکار، به عقب بر گردانند.
اکنون ما شاهد آن هستيم که بيش از سه سال است، به بهانه حضور ارتشهای آمريکا و انگلستان در عراق، روزی نيست که با بمب گذاری های غير مسئولانه و بی رحمانه و اغلب انتحاری دهها انسان بيگناه دربغداد و ديگر شهرهای عراق به خاک و خون کشيده نشوند. با نزديک شدن رفراندم، جريان اين بمب گذاری، دارد به منطقه کردستان هم سرا زير می شود. و اينها همه به بهانه حضور ارتشهای آمريکا و انگليس درعراق و سکوت کردها در اين رابطه انجام می گيرند. پر مسلم است که هيچ انسان دمکراتی حضور يک نيروی اشغالگر و بيگانه را در سر زمين خود نمی تواند تحمل کند و همه انسانها می خواهند آزاد وبدون وابستگی و بی ترس از هرتهديدی زندگی کنند. اما آيا واقعا اين بمب گذاری ها فقط بخاطر حضور نيروهای بيگانه است؟ اگر ازما بپرسيد، ميگوئيم نه خير! اينها همه بهانه اند. در واقع اصل مسئله در اينجا برسر حضور ارتش آمريکا و انگلستان در عراق نيست، بلکه اين حکومت فدرال کردستان است که موجوديت آن برای دشمنان غير قابل تحمل شده. اگر فقط مسئله حضور نظامی آمريکا بود، راه حل آن می توانست بسيار ساده تر باشد. ما يقين داريم که اين ترورهای روزانه با سرا زير شدن پول هنگفت از طرف برخی از کشورهای همجوار برای انجام چنين جناياتی انجام می گيرد، چون چنين کار سيستماتيک و پر دوامی، بدون پشتيبانی مالی سران ناسيوناليست کور کشورهای همجوار نمی تواند حتا يک ماه دوام داشته باشد. پس اين کار را فقط و فقط در ضديت با سيستم فدراليسم در عراق و بويژه در ضديت با حکومت فدرال کردستان، می توان ارزيابی کرد، نه چيز دگر. اگر مسئله حقوق و آزادی کردها نبود، بدون شک برای محرکان و سران پشت پرده اين بمب گذاريها، زيادهم مهم نمی بود، اگر به اضافه ارتش آمريکا وانگليس ده لشگر ديگر از نيروهای مثلا اروپائی در عراق مستقر می شدند. ما کردهای خواهان حقوق برابر و صلح در منطقه از همينجا اعلام می داريم و تمام نيروهای مترقی دنيا بايد بدانند که بزرگترين دشمن آزادی و حقوق کردها و بويژه دشمن حکومت فدرال در کردستان عراق، گردانندگان ناسيوناليست دولت ترکيه و ناسيوناليستهای ايرانی در قبای آخوندی و ديگر اسلاميون افراطی عرب و غيره هستند. ما بازهم تکرار می کنيم که با هيچ کدام از مليتهای ترک و عرب و فارس اصلا خصومتی نداريم. اين ديکتاتوران و برتری طلبان ناسيوناليست اين ملتها هستند که دشمن ما و دشمن خود آن ملتها و حتا دشمن آزادی و همه نيروهای مترقی اند.
برای اين دشمنان مهم نيست که خودی و غير خودی، بيگناه و "گناهکار" در اين بمب گذاريها کشته شوند. مهم آنست که وحشت در دل مردم ايجاد کرده و به آنها بفهمانند که نبايد از دمکراسی و سيستم فدراليسم در کردستان دفاع کنند. آنگونه ملاحظه می شود، اين دشمنان بهر وسيله ای متوصل می شوند که تنها منطقه آرام عراق يعنی سرزمين کردستان فدرال را به نا آرامی بکشانند. بطوری که يکی ازتروريستها دريک رسانه عربی گفته است: "به کردها اخطار می کنيم، فکر نکنند منطقه آنها آرام و دور از انتقامجوئی گذاشته می شود" نقل بمعنی.
تازه اين تهديد مستقيم است، تهديدهای غير مستقيم بی شمارند. برای نمونه سنگسار دوعا دختر ۱۷ ساله ايزدی، توسط قبيله و خانواده نا آگاه و افراطی او که بدون شک جريان پشت پرده و انگيزه سياسی آن برای اکثر کاملا محسوس است و يا سر بريدن ۲۲ ايزدی، يک هفته بعد از سنگسار دوعا، در شهر موصل توسط مسلمانان افراطی. اينها و دهها مانند اين جنايات از نيرنگ هائی هستند که مثلا ايزدی های کرد و غير کرد را بوحشت بياندازند که نکند خيال گرويدن به حريم کردسان را داشته باشيد. در هرصورت شما از دست مسلمانان در نخواهيد رفت و در سايه حکومت فدرال هم هيچ امنيتی نخواهيد داشت، لذا اکثر آنها نيز مسلمان سنی اند! پس بهتر است از کردستان فدرال روی بر گردانيد! اگر چه اين جنايات سنگسار يک دختر جوان و سر بريدن ۲۲ مرد ايزدی کرد در خارج از يا در مرز محدوده قدرت حکومت کردستان فدرال اتفاق افتاده است، با اين توصيف اکثر رسانه ها و از جمله برخی از رسانه های فارسی زبان اپوزيسيون از چپ و راست، تمام کاسه کوزه ها را بر سر حکومت اقليم کردستان شکسته اند که اين چنين جناياتی در سايه اين حکومت بوقوع پيوسته است!! تا جائی که يک شاعر و نويسنده معروف ايرانی، عمدا يا نا آگاهانه (که اميد است عمدی نباشد) برای بيشتر مقصر دانستن و بی عملی اين حکومت کردی، مثلا مکان سنگسار يا لگدسار قرون وسطائی دوعا را در نوشته اش از منطقه موصل به سليمانيه منتقل کرده است که سليمانيه صد در صد از شهرهای تحت حکومت کردستان است، ولی شهر موصل هنوز نه. تانشان دهد که حکومت کردی هم خود عامل و تشويق کننده اين چنين جناياتی است! برای اينکه ياوه نگفته باشيم و واژه عمد بودن طرح اين مسئله به واقعيت نزديک باشد، ملاحظه می کنيد که هيچکدام از اين رسانه ها، حتا به آن اشاره ای نکرده اند که حکومت اقليم با وصف محدوديت قانونی که دارد، هفت نفر ازعاملان جنايت سنگساررا دستگير کرده و به محاکمه کشانده اند و دکتر کمال کرکوکی، نايب رئيس پارلمان کردستان در مجلس گفته است: "پليس بايد برای شناسائی بقيه عاملان و حتا تماشا گران بی تفاوت به شدت پی گيری کند". نقل بمعنی
دراينجا ما هيچ قصد دفاع از حکومت حريم کردستان را نداريم و کاملا برايمان قابل لمس است که دراين حکومت هم نارسائی هائی بچشم می خورد و بايد شديدا مورد انتقاد قرار گيرند و تصحيح آنها را به طور جدی از دولت اقليم خواستار شد. برای نمونه اين کمبودها، کم توجهی به وضع جوانان کردستان، کم توجهی به ايجاد محل کار و در نتيج باز گذاشتن دست مسلمانان افراطی برای جذب افراد بيکار، بی نظمی در ادارات دولتی و ايجاد دره عظيمی بين قشر ثروتمند و اکثريت مردم ندار، تاجائی که صدها خانوار پنج نفری در اربيل هستند که هر خانواده فقط يک اطاق برای زيستن دارند ولی افراد و يا خانواده های کم فرزند و ثروتمندی در همين شهر بسر می برند که در ويلاهای هشت و نيم ميليون دلاری با باغهای وسيع زندگی رؤيائی دارند. به علاوه مخارج زندگی برای قشر کم در آمد جامعه بسيار گران است. در همين شهر اربيل، اگر يک ساعت مدام باران ببارد، تمام خيابانهای شهر، به دليل نداشتن آب رو و کانال زير آب ميروند و ديگر قابل عبور نخواهند بود، يعنی شهر از ابتدائی ترين وسايل زيست (کاناليزاسيون) محروم است. اما در عوض حدود چهار صد مسجد (نه اشتباه نخواندی چهارصد مسجد) مدرن و کاخ مانند در اين شهر وجود دارند و اکثر آنها با پول کشورهای باصطلاح مسلمان همسايه ساخته شده اند که هرکدام ميليونها دلار هزينه بر داشته اند. برای نمونه با پولی که در يک مسجد هزينه شده، می توانستند با اطمينان تمام شهر را کانال کشی کنند، اما نه! ساختن خانه خدا مهم تر از آسايش مردم و سير کردن شکم فرزندان گرسنه است. جالب اينجاست، اکثر کسانی که به اين مساجد رفت و آمد می کنند، اغلب برای نان شب خود و فرزندان محتاج اند. بنظر ما بايد عمق اين دره بين اقشار بالائی و پائينی جامعه را کمتر نمود و بيشتر به وضع محرومان رسيد. اين بخشی از انتقادهای اقتصادی و اجتماعی بود که بايد چشم و گوش حکومتيان را بيشتر باز کند.
اما اکنون مسئله اصلی، مسئله سياسی است و بسياری از مردم آگاه به خاطر اين مسئله سياسی از ابتدائی ترين حقوق اقتصادی خود چشم پوشيده اند و ما نيز براين باوريم که درحال حاضر مسئله سياسی يک مسئله حياتی و سرنوشت ساز است. مسئله ايست که کردها صدها سال بخاطر بدست آوردن اين حقوق سياسی خون داده، گرسنگی کشيده، زندان و شکنجه ديده اند و اگر امروز ما قادر نباشيم و نکوشيم اين حقوق سياسی را بطور کامل به دست آوريم، خون ريخته ی گذشتگانمان را پايمال کرده ايم و تاريخ هرگز ما را نخواهد بخشيد.
همه ما مردم کرد نيز، همراه رئيس اقليم کردستان بر آن تأکيد می ورزيم که: "هرگز با به تعويق افتادن ماده ۱۴۰ موافق نيستيم و خواهان آنيم اين ماده در موعد مقرر اجرا گردد و ما مخالف هر گونه مداخله در اين مورد هستيم." بعلاوه، ما نيز از خود می پرسيم: "در به تاخير انداختن ماده ۱۴۰ چه حکمتی نهفته است"؟ چرا بعضی از نيروها پا فشاری می کنند، اجرای به موقع ماده ۱۴۰ در رابطه با کرکوک به تعويق بيافتد؟ اينها پرسشهائی هستند که هر انسان آگاه و دمکراتی از خود می کند.
البته اين مسئله فقط شامل حال کرکوک نمی شود، بلکه مسئله رفراندوم در رابطه با الحاق شهرهای خانقين، مندلی، بدره و جسان، جلولا و حتا موصل و غيره است که در ماه اکتبر امسال بايد انجام گيرد. اينها شهرهای کردنشينی هستند که در طول زمامداری ديکتاتوران ناسيوناليست کوشش بعمل آمده بود کردهارا ازاين شهرها اخراج کنند وبجای آنان عربها را تشويق به سکونت نمايند، زيرا اين مناطق دارای ثروت زيرزمينی نفت است و دشمنان خلق کرد نيز آگاهانه از اين وحشت دارند که با الحاق اين شهرها به کردستان فدرال، کردها از نظر اقتصادی خود کفا خواهند شد. لذا آنان اين خودکفائی را خاری در چشم خويش می بينند. همين است که می خواهند از اجرای ماده ۱۴۰ قانون اساسی عراق جلو گيری کنند و يا رفراندم را زير علامت سئوال ببرند! تاجائی که برخی از قلم به دستان خارجی را می خرند که در نوشته های خود به کردها توصيه کنند، تا چشم از رفراندم بپوشند و اين آقايان خارجی "متخصص در امور" غير مستقيم تهديد می کنند که اگر نتيجه رفراندوم بسود کردها باشد، احتمال حمله ترکيه به کردستان زياد خواهد شد! برای جلوگيری از چنين حمله ای بهتر است که کردها از رفراندوم چشم بپوشند! اينست منطق ديکتاتوران و ناسيوناليستهای کور و قلم به دستان آنان. اميد است ما به آن اندازه از دمکراسی و مساوات درک کرده باشيم که هر آنچه برای خود می خواهيم به ديگران هم روا بداريم.
هايدلبرگ ۹ ماه مه ۲۰۰۷
دکتر گلمراد مرادی
***
سخنرانی "بارزانی" در پارلمان اروپا : زبان تهديد به کار نمی بريم و زبان زور را از هيچ کسی نخواهيم پذيرفت
PUKmedia
رئيس اقليم کوردستان افزود: ما درطول تاريخ هميشه سربلند بوده ايم زيرا فرهنگ ما بدور از خشونت بوده است.
مسعود بارزانی رئيس اقليم کوردستان در پارلمان اروپا در بروکسل طی سخنانی به اوضاع سياسی عراق و اقليم کوردستان اشاره نمود.
رئيس اقليم کوردستان در سخنان خود به اوضاع کرکوک اشاره و اعلام نمود : کرکوک يک شهر عراقی با هويت کوردستانی است و در طی زمامداری رژيم بعث ۲۵۰ هزار نفر از کوردهای اين شهر اخراج و آواره گشته اند که ما خواستار بازگشت آوارگان به اين شهر هستيم .
بارزانی همچنين تشريح کرد: رژيم بعث ۴۵۰۰ روستای کوردستان را ويران و ۱۸۲ هزار نفر از مردم کوردستان را در عمليات موسوم به انفال نابود کرد و ما برای بازسازی کوردستان به کمکهای شما نيازمنديم.
رئيس اقليم کوردستان در بخشی ديگر از سخنان خود افزود: ما زبان تهديد را به کار نمی گيريم و زبان تهديد را نيز از کسی نخواهيم پذيرفت.
وی همچنين در کورد همه پرسی در کرکوک گفت: ما هرگز با به تعويق افتادن ماده ۱۴۰ موافق نيستيم و خواهان آنيم اين ماده در موعد مقرر اجرا گردد و ما مخالف هر گونه مداخله در اين مورد هستيم.
بارزانی در مورد خروج نيروهای آمريکايی در عراق گفت: خروج آمريکا در عراق در اين شرايط خطرناک می باشد و دمکراسی در عراق دچار زيان و آسيب خواهد شد.
رئيس اقليم کوردستان در مورد حلبجه اظهار داشت:بمباران شيميايی حلبجه جنايت بزرگی بود که آثار آن تاکنون در ميان مردم بر جای مانده است و بايد در اين باره به حلبجه کمک شود .
وی گفت: تنها اين کوردها هستند که تلاش می کنند اختلافات ميان شيعه و سنی کاهش يابد و اگر آنان بخواهند ما در اين باره بيشتر به آنان کمک خواهيم نمود.
بارزانی خواستار توزيع عادلانه درآمد نفت عراق شد.
رئيس اقليم کوردستان در مورد مسئله پ.ک.ک گفت: اين مسئله سياسی است و بايد از طريق ديالوگ و گفتگو حل و فصل گردد.
بارزانی در مورد گزارش انتر ناسيونال رايس گروپ اظهار داشت: قانون همه مشکلات را حل می کند و چگونه قانونی که ۸۰% مردم به آن رای داده اند مورد احترام قرار نمی گيرد ما در مورد کرکوک نخواهيم جنگيد اما نخواهيم پذيرفت که در حق به ما، ظلم شود.
جبهه ترکمن و بازمانده های بعثی می خواهند آنرا را به بيراهه بکشانند.
بارزانی همچنين ادامه داد: نمی دانم در به تاخير انداختن ماده ۱۴۰ چه حکمتی نهفته است ، اوضاع کرکوک می بايست سال گذشته به حالت عادی برمی گشت و می خواهند به ما حقه بزنند اگر می خواهند گروه کوچکی از اعراب را به حساب آورند آيا ۶ ميليون کورد را به حساب نمی آورند.