در سی و هفتمين سالگرد حماسهی سياهکل، ۱۹ بهمن ماه ۱۳۸۶، قطعهی ۳۳ بهشت زهرای تهران در زير برف سنگينی که جا به جا از روی قبور جانباختگان راه آزادی کنار زده بوند، پوشيده شده بود. و آرام و زيبا، با غباری که بايد روزی از سينهی پر روايتاش زدودوده شود، آراميده بود.
قطعهِ ۳۳ بهشتزهرای تهران مزار تعداد زيادی از جانباختگان راه آزادی پيش از انقلاب ۵۷، مانند بيژن جزنی و ضيا ظريفی، کلانتری، مرضيهی اسکويی و احمد زيبرم و محمد حنيف نژاد و هوشنگ ترگل و بسيار بسيار دلاوران و مبارزان ديگر است که رژيم جمهوری اسلامی در سال ۴ و ۱۳۸۳ قصد نابودی و محوش را داشت که با اعتراض نسل جوان ومبارز و پيگيری بازماندگان مبارزان مدفون در آن قطعه موفق نشد.
امروز (۱۹ بهمن ۱۳۸۶) قطعهی ۳۳ مانند ساير قطعات وقفی بهشتزهرا با تابلوی وقف، و دستنخورده است و حتی در محلی اشاره به مزار تعدادی از مبارزان مذهبی که در آن قطعه مدفون گشتهاند، به عنوان اعداميان سياسی قبل از انقلاب شده و پرچمهايی بر مزارشان قرار دادهاند.

مادر ترگل ها در ميان قطعهی ۳۳ بهشت زهرا
کارتی هم به نشانهی يادگاری بر مزار رفيق کبير بيژن جزنی قرار داده شده بود و مادر ترگلها هم مانند هر جمعه بر مزار پسرش هوشنگ ترگل حاضر شد و گل و بوسهيی نيز نثار قبر خسرو گلسرخی و کرامت دانشيان نمود. او با ديدن رفقايی که بر مزار جانباختگان راه آزادی خلق سرود میخواندند و دستهگل میگذاشتند، با شادی فرياد زد: «هوشنگ من هنوز زنده است. هوشنگ پيش از اعدام به من گفته بود، مادر تو هزار پسر داری، برای من نگران و غمگين نباش، حالا من آن پسرها و دخترهايم را میبينم»
آری ما زندهييم و زنده میمانيم و هيچ وقت خاطرهی رفقايی که جانشان را فدای راه آزادی خلق کردند، چه آنها که توسط دژخيمان رژيم پهلوی کشته شدند و چه آنها که مزدوران جمهوری اسلامی آنان را کشتند، فراموش نخواهد شد.
برگرفته از [ديگر، وبلاگ هنر و ادبيات]