دوشنبه 27 آبان 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

سياست خشن، خشونت سياسی، جمشيد فاروقی

جمشيد فاروقی
حکومت در جامعه‌ای سياست‌زده با خشونت و قهر قانون‌ستيز خود در بازتوليد خشونت سياسی موثر است. چنين حکومتی بقای خود را وام‌دار سياست‌زدگی است و غافل از اين‌که خود نيز اسير سياست‌زدگی است و می‌تواند قربانی آن نيز بشود

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


زنده‌ياد احمد شاملو در شعر خود "حميدی شاعر" را آونگ می‌کند. شعر اين چنين وادی شعور را پشت سر می‌نهد و سر از مسلخی در می‌آورد که بر سر درب آن نوشته‌اند: شعار. شعر بدل به طناب دار می‌شود. شاملو طناب دار شعر خود را بر گردن "حميدی‌ شاعر" می‌افکند و او را به دار می‌کشد. "حميدی شاعر" در اين شعر ترور می‌شود. و چه قتل تکان‌دهنده‌ای!

حداقل دو نسل اين شعر را می‌خوانند، يک‌بار و بيشتر. و نکته تکان‌دهنده‌تر اين‌که، هيچ‌کس نمی‌پرسد گناه "حميدی شاعر" چه بوده است؟ و نکته تکان‌دهنده‌تر اين‌که بسياری "حميدی شاعر" را نمی‌شناسند. و تکان‌دهنده‌تر اين‌که هيچ‌کس برای شناختن حميدی‌ شاعر به خود زحمتی نمی‌دهد. و بس تکان‌دهنده‌تر اين‌که بسياری و شايد همه، از خواندن اين شعر لذت می‌برند. نه از خواندن اين شعر، از خشونت نهفته در آن. از خشونتی که هيچ موضوعيت ندارد. از خشونتی که نشانه عصيان و پرخاشگری است‌، بی‌آنکه کسی بداند چرا و برای چه؟

در خانه دوستی مهمانيم. کودک سه‌ساله‌اش با مشتی گره ‌کرده به اتاق پذيرايی می‌آيد و شعار "مرگ بر..." سر می‌دهد. و هيچ مهم نيست "مرگ بر چه". مهم آن است که کودک نمی‌داند مرگ يعنی چه. و مهم آن است که کودک نمی‌داند برای که و برای چه آرزوی مرگ می‌کند. و مهم‌تر آن است که پدرش او را منع نمی‌کند. و بس‌ مهم‌تر آن‌که پدر اين رفتار عجيب کودک را می‌پسندد. و بس‌ مهم‌تر آن‌که هيچ‌کس به فرجام و تاثير اين شعار "مرگ بر..." بر ذهن و روان کودک نمی‌انديشد.

پنجره را که باز کنی صدای "مرگ بر..." خيابان را پر کرده است. حضور و غلبه سياست‌زدگی بر فرهنگ اين جامعه نياز به اثبات ندارد.

جامعه سياست‌زده، جامعه‌ای خشن است. نيک که بنگری، درخواهی يافت که پيوندی بين سياست‌زدگی و خشونت وجود دارد. نتيجه و برآيند اين پيوند آن است که خشونت و سياست‌زدگی هر دو يکديگر را تکميل و تقويت می‌کنند. در گفتارهای پيشين به رابطه سياست‌زدگی و خشونت پرداختيم و نگاهی داشتيم به سمبل‌های جامعه‌ای سياست‌زده. در سخن اين هفته نگاهی خواهيم داشت دقيق‌تر به پديده خشونت در فرهنگ ايران‌شهر امروز.

غلبه سياست‌زدگی بر فرهنگ جامعه‌ای، به‌معنای هجوم ضدفرهنگ است به روح زمانه و تسخير فرهنگ آن جامعه. جامعه ايران، جامعه‌ای سياست‌زده است و به‌مثابه جامعه‌ای سياست‌زده، جامعه‌ای خشن است. برای ديدن آثار تازيانه خشونت بر تن اين جامعه نياز به جست‌وجو، نياز به بصيرت نيست. که خشونت به موسيقی متن حکايت ملال‌آور زندگی شهروندان ايران‌زمين بدل شده است و رد پای خشونت را می‌توان بر جسم و روح ايران‌شهر شاهد بود: در خانه، در خيابان، در دانشگاه و در زندان. در مناسبات جامعه و دولت، در خود جامعه و در خود دولت. وجود و حضور خشونت در ايران دلايل بسياری دارد و از آن جمله يکی سياست‌زدگی است. خشونت در بازآفرينی سياست‌زدگی موثر است و سياست‌زدگی خشونت را بازتوليد می‌کند.

سياست در ايران يا فاقد مشروعيت بوده يا از مشروعيتی غيرعقلايی برخوردار بوده است. از پيوندهای خونی و قبيله‌ای تا کاريسماتيک. سياستی که محروم از مشروعيت عقلايی و فراگير باشد، برای بقای خود به اعمال قهر روی می‌آورد. چنين سياستی به تپانچه بيش از خرد نياز دارد. قهری که پايه‌ دوام و بقای چنين سياستی را شکل می‌دهد هم خردگريز است و هم قانون‌ستيز.

سياست خشن برآيند خشونت‌ورزی در سياست است. سياست‌زدگی از آنجا که فضای تامل و انديشيدن در کنش سياسی را محدود می‌کند، عملا به خشونت‌ورزی در سياست جا و ميدان می‌دهد. سياست خشن، به خشونت سياسی ره می‌برد. و خشونت سياسی، تنها در قاب سياست نمی‌ماند. خشونت سياسی، يک پديده فرهنگی است.

حديث و حکايت اين خشونت تنها به تازيانه محدود نمی‌شود. به دشنه‌ای در تاريکی يا به گران‌تر بودن مزد گورکن از آزادی آدمی. خشونت سياسی هزاران چهره دارد. به دارآويختن "حميدی‌ شاعر" يکی از هزاران نشانه اين خشونت سياسی است. و شعار "مرگ بر..." يکی از هزاران نشانه‌ اين خشونت سياسی است.

حکومت در جامعه‌ای سياست‌زده با خشونت و قهر قانون‌ستيز خود در بازتوليد خشونت سياسی موثر است. چنين حکومتی بقای خود را وام‌دار سياست‌زدگی است و غافل از اين‌که خود نيز اسير سياست‌زدگی است و می‌تواند قربانی آن نيز بشود.

دکتر جمشيد فاروقی

[برگرفته از سايت [برای يک ايران]





















Copyright: gooya.com 2016