گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
در همين زمينه
4 آذر» انقلاب و سياستزدگی (بخش نخست) جمشيد فاروقی27 آبان» سياست خشن، خشونت سياسی، جمشيد فاروقی 20 آبان» سياستزدگی و بازآفرينی مستمر ضدفرهنگ، جمشيد فاروقی 13 آبان» سياستزدگی و خشونت، جمشيد فاروقی 6 آبان» مفهوم نقد فرهنگی در جامعه سیاستزده، جمشيد فاروقی
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! انقلاب و سياستزدگی (بخش دوم)، جمشيد فاروقی![]() نگاه به انقلاب در بين ما ايرانيان عمدتا نگاهی است سياسی. جستوجو در تاريکخانه اشباح برای يافتن علتهای سياسی وقوع انقلاب و تلاش برای فهم يا توجيه برآيند و پیآمدهای سياسی آن. نگاه به انقلاب از اين منظر يعنی محدود ماندن در جاده خطی سياست. يعنی پرسه پرسه زدن در بعد زمان. يعنی نگاهی خطی به يک تحول بزرگ. و باوری خطا که گويی که اين تحول بزرگ در لحظهای در گذشته آغاز میشود، در مسير خطی زمان امتداد میيابد و به لحظهای ديگر در زمان ختم میشود. و تحول بزرگ، خواه تحولی مثبت يا منفی، بسی بزرگتر از آن است که محصور در قابی تکبعدی و خطی باشد يا بماند. انقلاب يعنی دگرگونی در همه سو. انقلاب چيزی بيش از سياست است. انقلاب در عين حال يک پديده فرهنگی است. نگاه به انقلاب از منظری فرهنگی، به ريشههای فرهنگی آن و برآيند و پیآمدهای فرهنگی آن، درست همان چيزی است که از آن غافل ماندهايم. انقلاب يک زمينلرزه است. يک زمينلرزه واقعی. زمينلرزهای نه لزوما بهمعنای منفی آن. نگاه ما ايرانيان به انقلاب نه تنها سياسی است، بلکه نگاهی است مثبت. ما به انقلاب همچون رخداد و تحولی مینگريم که در چارچوب همان نگاه خطی و سياسی، جامعه را از مرحلهای پستتر به مرحلهای عالیتر رهنمون میشود. حال آنکه کلمه انقلاب در ريشه لاتينی خود يعنی چرخيدن، چرخاندن، جابهجا شدن، دگر شدن. انقلاب از اين منظر فاقد هرگونه ارزشی است که در نهادش نهفته باشد. ارزش انقلاب، ارزشی است که ناظر آن انقلاب در آن میدمد و ذاتی آن نيست. در گفتار پيشين آمد که مردم ايرانشهر هيچگاه طعم دموکراسی را نچشيدند، حال آنکه در يک سده شاهد دو انقلاب بودند. بر اين نکته بايد افزود که مردم ايرانشهر در يک سده شاهد دو زمينلرزه فرهنگی بودند. و در بين اين دو زلزله، پس و پيشلرزههايی که مانع از آن شد تجدد وداعی قطعی با سنت باشد. وداع قطعی مدرنيته با سنت، وداعی يکباره نيست. اما دور شدن لحظه به لحظه از سنت است، گسست از کهنه است و پوستانداختن و بازآفرينی خود در زمانهای که از جنس آن زمانهای نيست که به آن خو گرفتهايم. زمانهای که بتوان به آن خو گرفت، بیترديد زمانهای است که بوی کهنگی میدهد. زمانهای که در تعريف ارزشهای خود بيش و پيش از آنکه به نخبگان امروزش ببالد، افتخار ملی خود را وامدار شخصيتهايی است که قرنهاست به روايت پيوستهاند. برآيند اين دو انقلاب، اين دو زلزله و کشمکش نيروها پيش از آنکه به ستيز بين کهنهپرستی و تجددخواهی در ايرانشهر بيانجامد، به همزيستی گاه مسالمتآميز و گاه خشن و قهرآميز سنت و تجدد ره بود. همه زير يک سقف! مرزهای بين هواداران سنت و مبارزان صديق تجدد اما چنان درهم بود و تعريفها چنان مغشوش که روشنفکر مدرنش به هواخواهی از سنت برخاست و عليه دولت مدرن خود به ميدان آمد. و هيچکس شجاعت آن را نيافت که بگويد دفاع از تجدد پناه بردن به سنت نيست. اعتراف سنگينی است، اما بايد گفت که روشنفکر ايرانشهر در حرف فرسنگها از زمانه خود فراتر رفت، اما در عمل نتوانست از فراز سايه سنتزده زمانه خود بجهد. و جامعهای که پيشآهنگانش به زندگی در سايه زمانه خود خو گرفته باشند، بر ويرانههای برآمده از زلزلهها همانی را بنا مینهد که میشناسد. و اين چنين شد که عمر شعارها طولانیتر از عمر نسلها شد. و سياستزدگی مانع از گذار از کوچه پس کوچههای شعار شد به جولانگاه شعور. دکتر جمشيد فاروقی به نقل از سايت [برای يک ايران] Copyright: gooya.com 2016
|
||||||