دوشنبه 25 آذر 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

انقلاب و سياست‌زدگی (بخش چهارم)، جمشيد فاروقی

جمشيد فاروقی
مفهوم دموکراسی در ادبيات سياسی ايران از همان ابتدا با يک کژفهمی همراه شد و بسياری آن را معادل واژه آزادی گرفتند. يکی پنداشتن اين دو مفهوم خود را در ترجمه مفهوم‌هايی هم‌چون "جنبش‌های دموکراتيک" و "مبارزات دموکراتيک" نشان می‌دهد که در ادبيات سياسی ما معادل مفهوم‌های "جنبش‌های آزادی‌بخش" و "مبارزات آزادی‌بخش" يا "مبارزات رهايی‌بخش" تلقی شده‌اند

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


در گفتار پيشين آمد که حذف ديکتاتور به معنی حذف ديکتاتوری نيست. انقلاب مشروطه، عزيمت‌گاهش، دوره‌های تاريخی‌اش، شکست و فرجامش سرشار از درس‌ها و آموزه‌هايی است که متاسفانه جامعه روشنفکری ما نسبت به آن‌ها بی‌اعتناست. گويی ما، مردم ايران‌شهر، به زندگی در "اين" لحظه‌ تاريخی خو گرفته‌ايم و هيچ خوش نداريم نگاهی به سرنوشت پدران خود بيافکنيم. چندان رغبتی به مرور تاريخ ايران‌شهر در ما وجود ندارد. حافظه تاريخی‌مان، اگر بتوان از چنين حافظه‌ای سخن گفت، لايه‌ نازکی است پوشيده از انبوهی از پيش‌داوری، حدس و گمان. ما شاگرد بد کلاس درس تاريخ هستيم و نتيجه بد پايان سال نمی‌بايست باعث حيرت هيچ يک از ما شود. و اين که چرا هنوز همان شعارهايی را تکرار می‌کنيم که نياکانمان در تهران و تبريز فرياد می‌زدند.

انقلاب مشروطه سرشار از آموزه‌های مفيد است و بی‌ترديد درک تفاوت بين ديکتاتور و ديکتاتوری يکی از مهم‌ترين آموزه‌های اين انقلاب به شمار می‌آيد. درسی که ده‌ها سال پس از شکست جنبش مشروطه و در مسير تحول از گونه‌ای از ديکتاتوری به گونه‌ ديگری از آن، با پرداخت بهايی گزاف کسب شد. بهايی که مردم ايران‌شهر کماکان می‌پردازند.

آشکارا بايد بگويم ک يکی انگاشتن آزادی و دموکراسی نيز خطای ديگری است که بر دوش جنبش مدنی کشور سنگينی می‌کند. خطای يکی پنداشتن آزادی و دموکراسی از همان جنس خطای يکی پنداشتن ديکتاتور و ديکتاتوری است و به نوعی مکمل آن است.

در گفتارهای پيشين به اين نکته اشاره کرديم که ديکتاتوری در بين دو انقلاب در اثر تضعيف ديکتاتور در چند دوره زمانی تضعيف شد. تعضيف ديکتاتوری برخی از آزادی‌ها را ممکن ساخت، اما تولد اين آزادی‌ها هرگز به تولد دموکراسی در ايران فرانروييد.

بر اين نکته تاکيد ورزيديم که ايران هيچ‌گاه شاهد بحران دموکراسی نبوده است، بل شاهد بحران ديکتاتوری بوده است. در اين نکته که دموکراسی بدون وجود شماری از آزادی‌های تعريف شده اجتماعی و سياسی ممکن نيست، ترديدی وجود دارد. اما وجود اين آزادی‌ها همان‌گونه که ذکرش رفت، هنوز به معنای بود و وجود دموکراسی در آن جامعه نيست.

در همان نخستين سال‌های پس از پيروزی انقلاب اسلامی، بحثی در جامعه روشنفکری ايران درگرفت پيرامون چگونگی نهادينه کردن دموکراسی. بسياری از صاحبان قلم و انديشه در آن هنگام در اين بحث شرکت جستند. بخشی از اين مباحث در همان روزگار در نشريه "آدينه" منتشر شد. اکنون بيست و اندی سال از آن زمان می‌گذرد. انقلاب اسلامی نيز سرشار از آموزه‌هاست و يکی از آموزه‌های مهم انقلاب اسلامی اين است که تلاش برای نهادينه کردن دموکراسی خطاست و بحث بر سر اين موضوع ريشه در همان يکی پنداشتن دو مفهوم دموکراسی و آزادی دارد.

مفهوم دموکراسی در ادبيات سياسی ايران از همان ابتدا با يک کژفهمی همراه شد و بسياری آن را معادل واژه آزادی گرفتند. يکی پنداشتن اين دو مفهوم خود را در ترجمه مفهوم‌هايی هم‌چون "جنبش‌های دموکراتيک" و "مبارزات دموکراتيک" نشان می‌دهد که در ادبيات سياسی ما معادل مفهوم‌های "جنبش‌های آزادی‌بخش" و "مبارزات آزادی‌بخش" يا "مبارزات رهايی‌بخش" تلقی شده‌اند. اما ترديدی نيست که پی‌آمدهای يکی پنداشتن دو مفهوم آزادی و دموکراسی تنها به ترجمه متن‌های سياسی محدود نمی‌شود.

دموکراسی در معنای امروزين خود حياتی مستقل از نهادهای دموکراتيک ندارد. از اين‌رو تلاش برای نهادينه کردن دموکراسی بازتاب تناقضی است در خود. اين دموکراسی نيست که بايد نهادينه شود، بل اين نهادهای دموکراتيک‌اند که می‌توانند استمرار آزادی‌های سياسی و اجتماعی تعريف شده را تضمين کنند.

پارلمان واقعی افزاری است که جامعه به وسيله آن می‌تواند قدرت را کنترل کند. محمدعلی‌شاه مجلس را به توپ بست، جانشينان هوشيارترش، آن را از هويت انداختند. جنبش مدنی ايران‌شهر نمی‌بايست در پی نهادينه کردن دموکراسی باشد، بل می‌بايست در راه ايجاد نهادهای دموکراتيک تلاش کند و اين ممکن نيست مگر آن‌که پيش‌تر بدانيم دموکراسی چيست.

حقيقتی دردناک است: پدرانمان نمی‌دانستند عليه چه چيز مبارزه می‌کنند، ما نيز به‌درستی نمی‌دانيم برای چه چيزی مبارزه می‌کنيم و اين موضوع که چرا سفرمان اين‌قدر طولانی شده است، نمی‌بايست حيرت کسی را برانگيزد.

دکتر جمشيد فاروقی

به نقل از [برای يک ايران]





















Copyright: gooya.com 2016