فارسی شکر است، معنی اصطلاحات "خودسر" و "لباس شخصی"، بابک سهرابی
به راستی که بعضی اصطلاحات و کلمات که وارد زبان ما شده اند فقط و فقط برای ما معنا و مفهوم دارند و در هيچ کجای دنيا شايد نتوان برای آنها مصاديقی پيدا کرد.
مثلا کلمه" آکبند" که سالها مورد استفاده بنده و شما قرار گرفته و به معنای تاکيدی بر نو و دست اول بودن کالای خريداری شده است. در حالی که يک کالا يا نو است و يا دست دوم . يعنی اگر دست دوم نيست نو است، پس ديگر لزومی به تاکيد خيلی نو و خيلی دست اول يا "آکبند" نيست.
يا عبارت "خدا وکيلی" که در ابتدا تاکيدی بر صداقت گوينده و بعدها به دليل سوءاستفاده ابزاری از اين عبارت تبديل به نشان عدم صداقت استفاده کننده از اين عبارت شد.
کلمه "خودسر" از اين دست اصطلاحات است که از زمان قتل های زنجيره ای و در اعلاميه تاريخی وزارت اطلاعات وارد فرهنگ لغات روزمره ما شد و تا امروز موارد استفاده فراوانی از آن را شاهد بوده ايم.
در آن زمان، قتل مرحومان داريوش فروهر و همسر وی بانو پروانه اسکندری از فعالان سياسی جبهه ملی و همچنين محمد مختاری و محمد جعفر پوينده از اعضاء کانون نويسندگان به عوامل "خودسر" وزارت اطلاعات منسوب شد. با اعلام اسامی اين عوامل "خودسر" معلوم شد که همگی از اعضاء وزارت اطلاعات و بعضی هم از معاونين رده بالای اين وزارتخانه بوده اند. سال بعد از آن، وقتی که گروهی به خوابگاه دانشجويان حمله کردند و آنان را زدند و کشتند و بردند، بازهم اين کار به عوامل "خودسر" در نيروی انتظامی نسبت داده شد. اين روزها باز هم شاهد تکرار همان حملات به خوابگاه دانشگاه در تهران و اصفهان و بابل و تبريز و... توسط گروهی "خودسر" بوديم. در نهايت هم شليک گلوله به سرو سينه مردم در خيابانها از بالای ساختمانها و مساجد، به گفته مسئولان نيروی انتظامی، توسط گروهی "خودسر" صورت گرفت.
تمام اين وقايع بر دامنه وسعت و ابهام معنای کلمه "خودسر" افزود. به طوريکه معلوم نيست آيا "خودسر" يعنی کسی که شناخته شده نيست و از اعمالش بی خبريم؟ يا اينکه شناخته شده اند ولی به آنها گفته نشده که اين کارها را بکنند؟
معنی دوم بيشتر به تحليل مسئولان نزديک است، چرا که حداقل در قتل های زنجيره ای عوامل خودسر کاملا آشنا بودند. اما نکته اينجاست که در صورت برخورد صحيح با اين عوامل "خودسر" در زمان کشف ماهيت آنان، آيا وقايع تلخ و ناگواری که امروز يعنی ۱۰ سال بعد شاهدشان هستيم بازهم اتفاق می افتاد؟
بنا براين شايد معنای سومی هم بتوان برای عوامل "خودسر" متصور شد:
"کسانی که ما (يعنی قدرت حاکم) می شناسيم و چون خودمان تربيتشان کرده ايم می دانيم بدون آنکه لازم باشد به آنها بگوئيم (يعنی مسئوليتی متوجه ما نيست) در مواقع مناسب کار لازم را انجام خواهند داد."
"لباس شخصی" هم ازجمله عباراتی است که فقط برای ما ايرانيان معنا و مفهومی اينچنينی دارد، چرا که همه مردم دنيا با اين کلمه آشنا هستند. يعنی به جز آنهائی که به علت شغلشان در ارتش يا پليس يا نگهبانی و يا سازمانهای خاص ملزم به پوشيدن يونيفرم خاصی هستند، بقيه مردم دنيا با لباس شخصی رفت و آمد میکنند.
ولی از سالها پيش در ايران، در هر مناسبت و يا گردهمايی که با حضور مردم برگزار می شود، چه سياسی چه ورزشی چه ادبی ويا حتی مذهبی (اخيرا بر سر مزار يکی از کشته شدگان وقايع اخير هم يکی از آنها را ديديم که به کسانی که برای خواندن فاتحه سر قبر بودند با تهديد و تحکم فقط ۵ دقيقه وقت میداد)، گروهی که از آنان با نام "لباس شخصی" ياد می شود حاضر هستند و عملا هر کاری بايد مطابق با خواسته ها و نظرات آنان انجام شود و معترضان يا بی خبران از وجود يا حضور چنين قدرتی با عقوبتی سخت چون ضربات مشت و لگد، باتوم يا گاز خردل و بعد هم بازداشت و اعزام به بازداشتگاههائی که کسی نمی داند کجاست و کی از آن برمی گردد روبرو میگردند.
از مشخصات اين گروه به جز پوشيدن لباس شخصی يعنی نداشتن يونيفورم، يکی هم نامرئی بودن آنهاست. يعنی با وجود ساعتها فيلم و تصوير که در سراسر جهان از حملات آنان به تجمعات و دانشگاهها و روزنامه ها و احزاب و ستادهای انتخاباتی و... منتشر شده هنوز کسی از مسئولان (که البته به لطف سرويسهای اطلاعاتی بسيار پيشرفته حتی جملات رد و بدل شده بين يک روزنامه نگار با فلان مأمور سيا و يا موساد در سفر ۱۵ سال پيش او به فلان گوشه دنيا را بر روی نوار با صدا و تصوير در اختيار دارند) وجود آنان را نپذيرفته است.
مشخصه ديگر آنان توانائی خيره کننده اين گروه در عبور از هر سد و مانعی است. يعنی (به طور خاص و مشخص در جريان حمله به کوی دانشگاه) از سد و موانع ماموران دولتی و پليس در چشم به هم زدنی و بدون کمترين مشکلی می گذرند و در و پنجره های ساختمانهای مسکونی، خوابگاه يا کلاسهای درس و اخيرا هم شيشه و در و سقف و آئينه بغل ماشين های عبوری يا پارک شده را هم با گرز و چوب و چماق و مشت و لگد در اندک زمانی نابود و يا به تلی از خاک و خاکستر بدل میسازند.
چنين گستره عملياتی و امکانات بالقوه ای معنای "لباس شخصی" را در زبان فارسی پيچيده ساخته است.
آيا "لباس شخصی" يعنی نيروهای نظامی که به دلايل امنيتی لباس فرم نمیپوشند؟ يا نيروهای پليس که برای حفظ آبروی متهمان با لباس معمولی دست به بازداشت ميزنند؟ يا اينکه افرادی هستند از نيروهای امنيتی که برای حفظ نظم و امنيت در اجتماعات شرکت میکنند؟
ولی اين افراد معمولا بی سيم و اسلحه در زير لباس به همراه دارند که از مشخصه های نيروهای نظامی است و در زمان بازداشت متهمان چنان با خشونت رفتار می کنند که در بسياری از موارد به مصدوم شدن متهم هم منجر میشود. و در بيشتر مواقع خود اين افراد از برهم زنندگان اجتماعات آرام و بدون خشونت هستند.
بنابر اين برای ترجمه عبارت "لباس شخصی" بايد با تشريح دامنه فعاليت و سوابق مشهود آنان گفت:
"افرادی هستند مثل من و شما، در بسياری مواقع غير قابل تشخيص و تميز، که با ايجاد ترس و ارعاب به وسيله اعمال خشونت فراوان برای انجام کارهايی که قانون اجازه انجام آن را به ماموران حکومتی نمیدهد به کمک حکومت می آيند، که دست هيچ کس حتی هيئت منتخب مجلس و يا قوه قضائيه و يا رئيس جمهور (حتی اگر بخواهد) هم به آنها نمیرسد."