گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
در همين زمينه
8 شهریور» رييس قوه قضاييه هيات نظارت بر رسيدگي به حوادث و اغتشاشات اخير را منصوب کرد2 شهریور» قصد قرائت "اقرارنامه" حجاريان توسط يکی از بازداشتشدگان، دويچه وله 1 شهریور» بازداشت شدگان بخصوص زنان پاکدامن را به اعترافات ساختگی درخصوص مسائل اخلاقی مجبور می کنند، جبهه مشارکت 29 مرداد» فرمانده نيروی انتظامی: نيروی انتظامی از اغتشاشگران به زور اعتراف نگرفت، فارس 25 مرداد» پشت پرده شکنجه بازداشت شدگان؛ اعتراف گیری به روش روسی، جرس
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! "مقاومت" در زندان با "بر حق بودن" برابر نیست! اعتراف و از زیر فشار بیرون آمدن حق طبیعی زندانی است! فرهاد روستامتاسفانه برخورد مردم عادی، روزنامه نگاران و اهل سیاست با ماجرای اعترفات و گفته های زندانیان تحت فشار، ناخواسته، در همان جهتی است که بازجوها، زندانبانان و دستگاه فشار به دنبال آن هستند. سال هاست روانشناسان و محققان با انجام تحقیقات مختلف مصرانه بر این عقیده پا می فشارند که هیچکس نمی تواند در مقابل شکنجه و فشار تاب بیاورد و اگر عامل فشار (بازجو) موفق به کشف نقطه حساس یا ضعیف افراد شود، مقاومت غیر ممکن و از توان انسان خارج است. داستان ها ومثال های زیادی در این زمینه وجود دارد که نشان می دهد در فرهنگ ها و کشورهای مختلف عامل شکستن افراد متفاوت است و بسته به باورها و نگاه جامعه روش به زانو درآوردن زندانی تغییر می کند. بر این اساس بسیاری از روانشناسان معتقدند اساسا مقاومت در برابر چنین فشارهایی همچون خود شکنجه، غیر انسانی است و آسیب رساندن به خود تلقی می شود. به باور آنها، مقاومت در برابر فشار، وارد شدن به بازیی است که بازجو به دنبال آن است. ادامه چنین روش هایی هم تا زمانی که اهل سیاست، مردم و رسانه ها، مقاومت را "ارزشی مثبت" تلقی می کنند ادامه خواهد داشت. اینکه افراد قبل از بازداشت بگویند اگر اعتراف کردیم درست نیست یا اینکه بگویند فلانی چون نقطه ضعف هایی در زندگی داشت تن به خواسته بازجو داد نه تنهاکمکی به حل این مشکل نمی کند بلکه همچنان باعث می شود، در بر همان پاشنه بچرخد. باید همگان را روشن کرد که اساسا شکنجه و فشار، غیر انسانی است و مقاومت در برابر آن ارزش نیست و باید در اولین فرصت تن به خواسته بازجو داد تا از زیر فشار بیرون آمد. این روش البته خوشایند "ایدئولوژی" ها نیست چرا که آنها تصور می کنند "مقاومت کردن" با "بر حق بودن" برابر است. و اتفاقا دستگاه های سرکوب هم از همین تئوری استفاده می کنند و می گویند حالا که "بریدی" پس عقیده ات هم "باطل" بود. تا این معادله را بر هم نزنیم داستان اعترافگیری و اعتراف برقرار خواهد ماند. اعتراف به خواسته بازجو برای بیرون آمدن از زیر فشار غیرانسانی حق طبیعی زندانی است. حتی در عالم گروه های چریکی هم این حق برقرار است، چه رسد به کسانی که چیزی برای پنهان کردن و "لو" دادن ندارند. در اغلب این گروه ها قانونی وجود داشت که اگر از عضوی بی خبر ماندند او را دستگیر شده فرض کنند و محل خود را تغییر دهند. فرد زندانی بعد از ۲۴ یا ۴۸ ساعت باید فرض می کرد کسانی که می شناخته خود را مخفی کرده اند و می توانست برای حفظ خود اطلاعات سوخته اش را به خورد بازجو دهد. عدم استفاده از اشکال پیشین اعترافات و برپا کردن باصطلاح "دادگاه" البته حاکی از این است که تا اندازه زیادی کارکرد اعترافات در جامعه امروز ایران همچون گذشته نیست. اما هر چند مردم می دانند که این اعترافات تحت فشار اخذ شده اند، نا امیدی و واکنش هایی که از شنیدن سخنان متهمان دیده می شود، حکایت دیگری را بیان می کند. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||