گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! تندروها به کجا میروند، فرزانه روشن"من مايوس وسرخوردهام." اين ترجيعبند نامه استعفای روح اله حسينيان از نمايندگی مجلس شورای اسلامی است. استعفايی که تا مجلس تصويب نکند پذيرفته نيست و شايد تا همين جا يک حرکت تبليغاتی و جنگ روانی عليه هياتريسه مجلس باشد. روح اله حسينيان از تندروترين فعالين سياسی ايران است، وی که به گفته خود مسئول و قاضی بسياری از "پرونده های امنيتی" مهم در طول سالها بوده در مورد پرونده قتل های زنجيرهی گفته بود "ما خودمان يک زمان قاتل بوديم، يک زمانی زندانبان بوديم". با سابقهای که حسينيان در وزارت اطلاعات دارد، به نظر می رسد از هيچ کاری برای ضربه زدن به کسانی که مخالف خود و نظام میداند، فروگذار نکرده است. بنا براقرار خود حسينيان، او ۱۲ سال است که با آنچه جريان انحرافی اصلاحات ناميده، در حال مبارزه است. شهرت حسينيان اين روحانی ناشناخته اطلاعاتی، بعد از قتلهای زنجيرهای سال۷۸بود. حسينيان تنها کسی بود که از سعيد امامی، که نظام اسلامی او را به عنوان عامل قتل روشنفکران معرفی کرد، دفاع نمود و سعيد امامی را يک انسان پاک و درستکار توصيف کرد. حسينيان در ختم سعيد امامی هم شرکت کرد و لقب شهيد به او داد. اما کار بزرگترش اين بود که قتل روشنفکران را به گردن خاتمی و دولتش انداخت و البته هيچگاه اظهارات تندش او را تحت تعقيب قرار نداد. روح اله حسينيان در اين روزها هم در مجلس مشغول تهيه طرح تسريع محارب سازی مخالفان بود که گويا نمايندگان استقبالی نکردند و شا يد يکی از دلايل افسردگی اين عضو تندروی وزارت اطلاعات هم همين باشد. اما روح اله حسينيان چه گروهی را در جمهوری اسلامی نمايندگی میکند، نمیتوان گفت، حسينيان که ۱۲سال سابقه مبارزه با جريان اصلاحات را دارد، از ياران احمدینژاد و مدافعان تمام عيار دولت او محسوب میشود. بگذريم ازاينکه در همين نامه تبليغاتی استعفا، رحيم مشايی دوست بی بديل احمدینژاد به سختی مورد حمله قرار گرفته و حسينيان کمک ۲۰۰ميليون تومانی مشايی به يک بازيگر مشهور، يعنی هديه تهرانی را مورد تقبيح قرار داده است و عکس مشترک مشايی و هديه تهرانی را واقعه تاسفباری دانسته که به قول حسينيان، نفس اعتراض کسی را هم در نياورد. سابقه اطلاعاتی حسينيان آن هم نه به عنوان يک مجتهد، بلکه شايد به عنوان عنصر ناظر برعملياتها و طرفداری اين روحانی تندرو از کسانی که جمهوری اسلامی به دلايلی طردشان میکند؛ حسينيان را به يک خصوصيت ويژه رسانده است. میتوان گفت حسينيان مدافع آن بخش از طرفداران جمهوری اسلامی است که از سوی نظام قربانی میشوند، خدمتگزارنی که دستورات نظام اسلامی را عمل میکنند اما در نهايت برای حفظ آبروی نظام قربانی می شوند. دفاع حسينيان از سعيد امامی از همين منظر بود و حالا دفاع مشابهای از سعيد مرتضوی. کميته تحقيق مجلس در واقعه بازداشتگاه کهريزک و شکنجه و قتل و تجاوزاتی که در اين بازداشتگاه صورت گرفته، سعيد مرتضوی دادستان وقت تهران را مقصر دانسته است، و اين جاست که روح اله حسينيان به عنوان مدافع به ميدان آمده و اين گزارش کميته تحقيق مجلس را عاملی برای ضربه زدن به نيروهای امنيتی نظام می داند. شايد حسينيان به اين نتيجه رسيده است که نظام در حال قربانی کردن يکی از خدمتگزاران خود است و اينبار سعيد مرتضوی قرار است که چنين سرنوشتی داشته باشد . سعيد مرتضوی دانش آموخته دانشگاه آزاد است که با سن کم مناصب بزرگی داشته و در تمام اين ۱۲ سال در صف مقدم مبارزه با اصلاحات بوده است. مرتضوی رکورد دار توقيف روزنامههای اصلاح طلب است روزنامههايی که آيت اله خامنهای در اغلب سخنرانیهای يک دهه گذشته به آنها تاخته است. آيت اله شاهرودی ريس سابق قوه قضاييه هم نتوانست سعيد مرتضوی را تغيير دهد گر چه بنابر شنيدهها دل خوشی از اين قاضی مامور نداشت. پشتيبانان مرتضوی در بيت رهبری بودند و اين جوان جويای نام هم هميشه در صف اول ملاقاتهای رهبری مینشست. در پرونده زهراکاظمی، خبرنگار ايرانیتبار کانادايی که به خاطر عکس انداختن از ديوار زندان اوين بازداشت شد و در بازداشتگاه جان داد. باز اين سعيد مرتضوی بود که نامش در پرونده قتل به چشم میآمد و حتی خود قتل، شا يع شده بود که مرتضوی با پا بر سر زهرا کا ظمی کوبيده و دليل مرگ همين بوده است. اما شرايط بحرانی امروز و آنچه در بازداشتگاه کهريزک گذشت و نقش مرتضوی که حالا مجلس بر آن صحه گذاشته، يک قربانی میخواهد. شايد حسينيان احساس کرده است که بالن جمهوری اسلامی برای اينکه سقوط نکند، نياز دارد تا با پرت کردن بعضی از خدمتگزاران بارش را کم کند و از خطر بجهد، حسينيان مدافع قربانيان خدمتگزار است و در نا مه استعفايش در اين شرايط بحرانی که نظام نيازمند نيروهای سرکوبگر است، هشدار میدهد که برخورد با خدمتگزاران توان نيروهای امنيتی را کاهش میدهد و زخمی به آنها می زند که ديگر نمیتوانند از نظام دفاع کنند. به نظر می رسد اگر جمهوری اسلامی بخواهد به سمت يک رفتار معتدل پيش رود، تندروهايی که خود را قربانيان آتيه نظام می دانند، ممکن است ،به حرکاتی دست بزنند تا در خشونت و خونريزی پيش آمده، هاله امنيتی داشته باشند. شايد بهتر است اصلاح طلبان نگران اين باشند که اگر استعفای حسينيان پذيرفته شود ،اين عنصر تندرو از مجلس به کجا خواهد رفت. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||