چهارشنبه 4 اسفند 1389   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

گزارشی از برگزاری مراسم مشترک چهلمين سالگرد جنبش فدائی، هيئت برگزاری مراسم مشترک چهلمين سالگرد جنبس فدائی (همراه با عکس)

پس از سی سال جدائی، روز ۳۰ بهمن ۱۳۸۹ برابر ۱۹ فوريه ۲۰۱۱، در شهر کلن آلمان، طلسم برگزاری مراسم مشترک در ارتباط با سالگرد جنبش فدائی شکسته شد. دو جريان اصلی اين جنبش، سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) و سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران، چهلمين سالگرد اين جنبش را با بر پائی مراسمی مشترک، پاس داشتند. مراسم توسط يکی از کادرهای قديمی فدائی، علی ستاری که مجری مراسم سازمان در مقطع بعد از انقلاب بهمن بود و با صدای خاطره انگيز او چنين آغاز شد:
"خوش آمده ايد گرامی ياران! "سياهکل" چهل ساله را.
شکفته بلوغ بيداری، در "نوزده بهمن" را.
روز انفجار يگانگی انديشه و رفتار، وحدت حرف و کردار.
روز سر برآوردن اراده ای متحد، برای پی ريزی "جنبشی نوين".
جنبش فرزند زمانه خويش، بستر تکوين انديشه چپ در کوران عمل.
شوخ بته ايی پر دستاورد بر بستر خطا های درس آموز؛ در زمانه ای که همه فراز و فرود های آن را به جسارت زيست تا بلوغ را به ميوه بنشيند.
شادباش می گوييم سالروز "فدايی خلق" را بر شما؛ و شادباشی به نام "چريک فدايی خلق"، آن شيفته جان برخاسته برای تغيير، که در مسير صميمانه ايستادگی، هم دگرگون کرد ميدان زندگی خويش را و هم خود، تحول يافت در بوته عمل.
ياران! اين راه دراز، آسان طی نشد ما را؛ از معبر رنج بسيار گذشته ايم.
اين راه، به بهای پرپر شدن دردانه جان ها بر فراز کوه های "سياهکل" و بالای تپه های "اوين" به اين جا رسيده است، در مسير خون شتک زده روی اسفالت ها، درون پايگاه ها و بر تخت های شکنجه ؛
به قيمت جبران ناپذير آن پر شورسرهايی که در دو رژيم سلطنت "شاه" و "فقيه" بربالای دار رقصيدند و ستبر سينه هايی که، گلوله ها را در ميادين تير به جان خريدند؛
و اين راه دراز ايستادگی، طی نمی شد جز با گذشت از آن جوانی های آرزومندانه که در زندان ها گذشت، و بسيار سال های غربت، که دور از ديار، از دست برفت.
اگر با اندوه عميق می انديشيم در ژرفای از دست دادن آن گزاف ثروتی که سوخت، اما هرگز حسرت نمی خوريم هيچ عافيت طلبی حقيرانه را به جای آن انتخاب حماسی! ما امروز نيز، مفتخر آن عزم آگاهانه ای هستيم که چهل سال پيش برگزيده شد: عزم درآويختن با استبداد؛ که هرگز رايگان نيست! اين، نخستين آموزه فدايی خلق است برای ميراث داران خويش.
ياران! بياييد در پاسداشت تمامی آن فداکاری ها و از خودگذشتگی ها، و به احترام شکوهمند نام و خاطره همه جانباختگان جنبش چهل ساله "سياهکل"، به پا خيزيم و ادای احترام کنيم بر همه آن ايثاری که پشتوانه ماندگاری جنبش ماست!"



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


جمعيت چند صدنفری سالن، که هر دم بر آن افزوده می شد، برای احترام بپا خاست و سکوت راه ورود جمعيت به سالن را سد کرد. سکوت با اين جملات شکسته شد:
"دوستان عزيز!
مراسم ما امسال، شور و حالی ديگر دارد.
گرامی داشتی است به اشتراک از سوی آن بخش از ميراث داران "سياهکل"، که بر معاصر شدن تاکيد دارند. آنان که گزينش در پی چهل سال پيکار و کنکاش و به پشتوانه رنج و تجربه بسيار را، گزينشی می خواهند در راه نوزايی و نوسازی جنبش چپ امروز ايران.
شادمانيم از اين که بگوييم امسال را، شاهد به شکوفه نشستن تلاش های شايسته "اتحاد فداييان خلق ايران" و"فداييان خلق ايران – اکثريت" هستيم برای تجلی انجام آن چه که نياز روز جنبش چپ ايران است:
- برای پيگيری تحقق آرمان های انسانی "سياهکل" با فکری تازه، و راه و روشی امروزين.
- برای آن که آرزوی ديرينه و کماکان پابرجای سوسياليستی شدن مناسبات اجتماعی را، در پيوند ساختاری با بزرگ ترين يافته عمر چهل ساله مان محقق سازيم، يعنی، با آزادی و دمکراسی.
- برای آن که همگرايی، نزديکی و تلاش مشترک را، در خدمت وحدت چپ دمکرات ايران قرار دهيم.
- برای آن که در هنگامه خيزش مردمان منطقه با خواست های روشن دمکراسی، حرمت حقوق بشر و عدالت اجتماعی، راه بجوييم در کشور، استمرار و شکوفايی خيزش شهروندی را.
- و برای آن که اين بزرگداشت ، گرمای بيشتری بنشاند جان ما و همراهان ما را، در عزم مان برای از ميان برداشتن استبداد مذهبی در ايران و استقرار ساختاری دمکراتيک و سکولار در ميهن.
باور داريم که در راه آرمان های بزرگ "فدايی خلق"، ما را جمعی وسيع تر از اين، نياز است.
با ايمان به پيروزی راهمان!"

گشايش مراسم
پس از اين سخنان، از دو يادگار با سابقه جنبش فدائی، ميهن جزنی، همسر رهبر نامدار فدائيان خلق، بيژن جزنی و از ايرج نيری تنها بازماندۀ سياهکل دعوت شد تا گشاينده مراسم به ياد ماندنی جشن امسال باشند.

ميهن جزنی سخنان خود را با درود به شهدای خلق از طاهره قرة العين تا ندا آقا سلطان و از صور اسرافيل تا فرزاد کمانگر و با درود به همه زندانيانی که با ايستادگی خود شرف انسانی را پاس می دارند، آغاز نمود. او با تاکيد بر اينکه رويدادهای تاريخی تکرار نشدنی است و هر رويداد ويژگی خود را دارد، به نقل از بيژن جزنی در مورد ويژگی پيشاهنگ انقلابی گفت "پيشاهنگ قادر نيست بدون اين که خود مشعل سوزان و مظهر فداکاری و پايداری باشد، توده ها را در راه انقلاب بسيج کند..." او گفت اين عصاره تجربه نسلی است که طعم تلخ کودتای ۲۸ مرداد و شکست استراتژيک رهبری حزب توده را چشيده بود و مصمم بود تا مفهومی تازه و سيمای جديدی از رهبری ارائه دهد، رهبری که ديگر با "صدر نشينی" و "امتياز جوئی" و " عافيت طلبی" تعريف نمی شد، بلکه با تقبل خطر و استقبال از آن و با يگانگی گفتار و کردار مشخص می گرديد. او با بيان خاطراتی از برخوردهای انسانی بيژن با اطرافيان خود در محل کار و زندگی و اثرات اين برخوردها روی آن ها، سخنان خود را به پايان رساند.

ايرج نيری با زبانی عاطفی و در شکل بيان خاطره، به چند نکته اشاره کرد. اول آن که مطرح نمود که در سازمان مسئولان می کوشيدند از خودگذشتگی بيشتری نشان دهند. برای اين ويژگی به خاطراتی در کوه و به نقش مسئولانۀ غفور حسن پور اشاره نمود. دوم با بيان خاطره ای از مسعود احمدزاده، عنوان نمود که مسعود می گفت که می بايست دوباره اين مشی بازبينی شده، ايراداتش برطرف شود و از برخورد مسعود احمدزاده نتيجه می گرفت که رفقای بنيان گذار فدائی به سياست و مشی سياسی خشک و جامد نگاه نمی کردند و اگر زنده می ماندند، بازبينی در آن را در برنامه خود می گذاشتند. سوم به کتاب «چريک های فدائی خلق از کنش های اوليه تا انقلاب بهمن» نوشته محمود نادری اشاره کرد و به نيرنگ های ناشران اين کتاب انگشت گذاشت که چگونه در لابلای سخنان درست، مطالب نادرست را می گنجانند و برای نمونه اشاره می کرد که در سه صفحه بازجوئی او مطالبی افزوده شده است که اساسا با نگاه او به مسائل بيگانه بوده از جمله شناسائی کارخانه چای لاهيجان برای به آتش کشيدن آن. چيزی که در ذهن هيچ فدائی خلق نمی گنجيد.

ميز گرد سياسی
در ادامه ميز گرد سياسی با حضور امير ممبينی و رسول آذر نوش از فعالان با سابقه جنبش فدائی و پرويز نويدی و مسعود فتحی از سازمان اتحاد فدائيان خلق، بهروز خليق و مجيد عبدالرحيم پور از سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) به همراه ميهن جزنی و ايرج نيری تشکيل شد. گردانندۀ اين ميز گرد فرزانه عظيمی از زنان فعال جنبش و از کادرهای سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران بود. خلاصه اين مباحث چنين بود:

امير ممبينی به نقد مشی مسلحانه پرداخت و اشاره نمود که هيچ چيز زيان بارتر از سکوت در برابر استبداد نيست. او ايستادگی مبارزان فدائی را ستود. امير ممبينی به دو عنصر از نظرات مسعود احمدزاده اشاره کرد. يکی وجود شرايط عينی انقلاب که مطرح نمود اين شرايط وجود داشته است و هفت سال بعد بزرگ ترين انقلابی که رخ داد، قوی ترين سند در تائيد اين نظر است. دوم بر درستی تز موتور کوچک و موتور بزرگ تاکيد کرد و نتيجه گرفت که در مبارزات جاری نيز، بايست پيشاهنگ صفوف خود را فشرده تر کند تا بتواند در مبارزه اثر گذار شود. بدون يک پيشاهنگ امکان اثر گذاری نيروهای چپ و ترقی خواه ضعيف خواهد بود. او به اهميت امر وحدت تاکيد نمود و مطرح کرد که اين دو جريان هيچ دليلی برای جدائی ندارند. حتی در ابتدای صحبت خود به طنز وحدت دو جريان را تبريک گفت.

رسول آذرنوش ضمن تاکيد بر مبارزه جوئی و ايستادگی فدائيان در برابر استبداد، گفت که بعد از انقلاب برخی از ما به بررسی مشی گذشته نظر داشتيم و برخی نيز به بررسی شرايط کنونی و تدوين مشی جديد. و اين باعث شد که به اختلاف نظر برسيم و در ادامه، تشکيلات به انشعاب کشيده شود. رسول که خود در جريان انشعاب با بخش اقليت سازمان همراه بوده است، مطرح نمود که در همان زمان هم، انشعاب را زودرس می دانستم و فکر می کردم می بايست ماند و بحث را دامن زد. او در ادامه صحبت خود تاکيد نمود که امروز نيز به جای ماندن روی مسائل تاريخی، که به هر جهت ارزيابی از آن ها نسبی است و به احتمال زياد اختلافات باقی خواهند ماند، بايست به طرح و حل مسائل مربوط به انديشه سياسی، چشم انداز اجتماعی و روش های راهبردی پرداخت و اين مسائل را روشن تر کرد.

پرويز نويدی در سخنان خود تاکيد نمود که خطاست جنبش فدائی را در مشی مسلحانه آن خلاصه نمود. او گفت که بزرگ ترين مشخصه اين جنبش، گسست از قطب گرائی بود. اگر اين گسست صورت نمی گرفت امکان اتخاذ اين مشی ممکن نبود. چون نه شوروی و نه چين با اين حرکت توافقی نداشتند. در واقع امر استقلال از قطب ها، در انديشه بنيانگذران اين جنبش، گر چه به درجاتی متفاوت، ولی جايگاه والائی داشت. دومين مشخصه فدائيان را می توان يگانگی فکر و عمل، گفتار و کردار آن ها دانست. او افزود بخشی از سازمان بعد از انقلاب با فراموش کردن مهمترين قدرت فدائيان به قطب گرائی بازگشت و به سمت ديدگاه های حزب توده و در نهايت به سياست زيانبار حمايت از حکومت جمهوری اسلامی، کشيده شد. بخش ديگر نيز، بر ضعف های جنبش فدائی تکيه نمود و به سکتاريسم کشيده شد. او در ادامه گفت مهم اين است که امروز از آن ضعف ها فاصله گرفته و مصمم باشيم آينده را دست در دست هم بسازيم. او بر وحدت چپ تاکيد نمود و عنوان نمود که پروژه سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران پروژه اتحاد چپی است که امروز حداقل عناصر تشکيل دهنده اش سه سازمان ما و اکثريت و شورای موقت و فعالان چپ هستند.

بهروز خليق گفت که در هفته‏های گذشته و در سخنان ديگر سخنرانان به قدر کافی به دهه اول حيات سازمان پرداخته شده است. لازم است به دهه‏های بعدی و سير تحولی اين جريان هم پرداخت و مشخص کرد که امروز ما کجا قرار داريم، نگاه امروزين ما پيرامون مسائل نظری چپ، برنامه، استراتژی سياسی و الگوی حزبی چيست و چه برنامه‏ای برای آينده داريم؟ او به تحولات بخش اکثريت سازمان پرداخت و سير گذر از سازمان چريکی به سازمان سياسی و از سازمان ايدئولوژيک به سازمان چپ دمکرات و سوسياليست در حوزه مسائل نظری، برنامه‏ای، سياسی و سازمانی را بيان نمود. او گفت که نگاه سازمان اکثريت نسبت به تحولات اجتماعی تغيير کرده و استراتژی سياسی تحول‏طلبی را مبنای سياست‏گذاری خود قرار داده است. اين استراتژی هم از انقلاب و اصلاحات متمايز است و هم اشتراکاتی با آن‏ها دارد. او گفت ما از برخورد مطلق با مبارزه طبقاتی فاصله گرفته‏ايم و به جوانب ديگر مسائل اجتماعی که استقلالی نسبی از مبارزه طبقاتی دارند توجه داريم، به طوری که بدون در نظر گرفتن شکاف های ميان نيروهای مدرن و سنتی نمی‏توان تحولات جامعه را تبيين کرد. و بالاخره تاکيد کرد سازمان اکثريت اکنون به ساختاری دموکراتيک از حزب رسيده است. بهروز خليق تجهيز سازمان به سند ديدگاهی، برنامه‏ای و اساسنامه و استراتژی سياسی را مغاير با تلاش مشترک برای رسيدن به وحدت چپ دموکرات و سوسياليست ندانست. او گفت که برنامه ما تلاش برای تشکيل حزب چپ دمکرات و فراگير است و وحدت چپ دمکرات و سوسياليست را در اين راستا می‏بينيم. او گفت ما در سال‏های اول انقلاب به مشی نادرست حمايت از جمهوری اسلامی کشيده شديم، اما به تدريج از آن مشی فاصله گرفته و در پلنوم سال ۱۳۶۵ و کنگره اول سازمان، اين ديدگاه را نقد کرديم. او نسبت به اظهارات نادقيقی که به اين تاريخ توجه ندارد، انتقاد نمود.

مجيد عبدالرحيم پور به نقد زمينه های فرهنگی سنتی و فرهنگ مارکسيستی لنينيستی، به عنوان مانع شکل گيری يک انديشه دموکراتيک در سازمان اشاره نمود. او با توجه به شرائط اجتماعی و فرهنگ حاکم بر جامعه، به رويکرد فدائيان خلق به مشی مسلحانه پرداخت و انتخاب مشی گذشته را در آن زمان هم نادرست دانست و گفت ما می بايست به کار سياسی که همان زمان هم انجام می داديم، بيشتر اهميت داده و مثلا به جای عمليات مسلحانه انفجار نارنجک، سراسر ايران را از طريق اعلاميه بمب باران می کرديم. مجيد عبدالرحيم پور در گوشه ديگری از بحث نيز بر ضرورت جايگزينی گفتگو به جای برخوردهای انقطابی و انشعابی گذشته تاکيد کرد. مساله ديگری که او روی آن مکث نمود، عدم وجود آزادی بيان و روحيه تحمل و مدارا در سازمان بود؛ که علل انشعابات را بايد در آن جست و جو کرد. او در صحبت خود روشن ساخت که اگر اهميت اين مساله درک نشود، در آينده نيز در صورت شکل گيری وحدت، دوباره، بايد منتظر انشعابات ديگر بود.

مسعود فتحی نيز گفت نيمه دوم دهه چهل زمانی که رفقای ما در انديشه انتخاب راه بودند، محافل محدود و کوچکی بودند. هشت سال بعد اما، حتی در غياب حسرت برانگيز تقريبا همۀ آن ها، در نيمۀ دوم دهۀ ۵۰، جنبشی که آن ها با آتش جان خود بارور ساخته بودند، به يکی از مهم ترين مولفه های جنبش آن روز جامعه ما تبديل شده بود. ا ما در ادامه راه به دو دليل موفق نبوديم.
۱) تاريخ ما را در مقابل انتخاب دشوارتری قرار داده بود. تحولی که رخ داده بود، زمين را زير پای ما هر لحظه داغ تر می نمود.
۲) نگاه ما به واقعيت های اجتماعی هنوز اسير محدوديت هائی بود که بر ذهنيت ما حاکم بود.
او در نقد ديدگاه های مطلق گرا ادامه داد که امروز دنيای ما ديگر سياه و سفيد نيست. تاکيد ما در استقرار عدالت اجتماعی از طريق تصميم آزادانه کل جامعه، با استفاده از مکانيزم های دمکراتيک مورد قبول همه نيروهای اجتماعی است. سوسياليسم ما ديگر نه جبر تاريخ، بلکه يک برنامه ای سياسی برای بهبود جامعه از طريق انتخاب آزادانه شهروندان کشور است.
دمکراسی، جزئی از هويت ماست. آزادی های بی قيد و شرط سياسی، اجتماعی، پلوراليسم سياسی، حق رای همگانی، احترام به رای اکثريت، تابعيت حکومت ها از رای ملت، آزادی های فردی، حقوق اجتماعی، آزادی عقيده، مرام، مذهب، برابری انسان ها و ... بشر جزو بديهيات برنامه ماست. در عرصه تشکيلات، تنوع در نظر، وحدت در عمل سرلوحه کار ماست. آزادی در نظر، تشکيل فراکسيون های نظری، انتشار علنی مباحثات، جزئی از جريان زندگی ماست.
او پس از برشمردن ايرادات نظری سياسی و تشکيلاتی فدائيان، سخنان خود را اين گونه پايان رساند: بازگشت ما به زير يک سقف بر اساس اين تحولات در درون دو سازمان ميسر شده است و با نگاه مشترک به چشم اندازهای آينده به بار نشسته است. ما امروز برای سازمان دادن قدرت عمل چپ دمکرات و سوسياليست، برای تبديل نمودن اين نيرو به بازيگر عرصۀ کلان سياست ايران به هم نزديک شده ايم و با آموزش از تجربه بنيانگذاران جنبش فدائيان خلق و چهل سال تاريخ پر فراز و نشيب آن چشم به آينده داريم.

بعد از سخنرانی ها برنامه پرسش و پاسخ اجرا شد و سخنرانان به سوالات کتبی حاضران پاسخ گفتند.
در پايان اين بخش پيام پالتاکی رفيق خليل مومنی به جشن چهل سالگی فدائيان خلق ايران، که به دليل بيماری امکان شرکت در اين مراسم را نداشت، با صدای خود وی پخش شد.

اعلام همبستگی با خيزش مردم
مراسم امسال با جنب و جوش مردم در داخل کشور همراه بود. ما تمايل داشتيم اين موضوع از مرکز توجه ما دور نماند. اما تغيير برنامه اين مراسم که در ارتباط با سالگرد چهلمين سال جنبش فدائی تدارک شده بود، به آسانی ممکن نبود. به رغم اين، مسئولان دو سازمان تصميم گرفتند در ارتباط با جنبش کنونی مردم ايران و به نشانۀ همبستگی و همراهی شرکت کنندگان در اين مراسم با خيزش تاريخی مردم ايران عليه استبداد حاکم بر کشورمان، بيانيه ای را تهيه کنند. اين بيانيه که برای جمع آوری امضا تهيه شده بود، از تريبون قرائت شد و مورد استقبال جمعيت حاضر در سالن قرار گرفت، متن بيانيه چنين بود:

ما همه با هم هستيم!
ما، چه آنانی که در همين لحظات صدور بيانيه زير در زمره حاضرين مراسم مشترک دو سازمان اتحاد فداييان خلق ايران و سازمان فداييان خلق ايران (اکثريت) به مناسبت چهل سالگی جنبش سياهکل هستيم، و چه آنانی که در جريان مفاد اين بيانيه قرار گرفته ايم، هم صدا اعلام می داريم که:
شجاعت و آگاهی مردمی را که روز بيست و پنج بهمن به خيابان آمدند، تا يک بار ديگر تداوم ندای تغيير را در پهنه ميهن به نمايش بگذارند، به گرمی می ستاييم و به اين هشياری سياسی افتخار می کنيم.
ما، تمرکز جنبش استقرار دمکراسی در کشور بر طرد و نفی ولی فقيه را بيانگر تعميق و وسعت گيری اين حرکت ميدانيم و بر اهميت سمت دهنده چنين تمرکزی تاکيد داريم.
ما، از جنايت عليه " صانع ژاله" و "محمد مختاری" توسط نيروی سرکوب حکومتی ابراز انزجار کرده و به همراه مردم آزاديخواه کشور، خود را هم سوگ خانواده اين دو جانباخته جنبش می خوانيم. ما، همدل و همراه همه زنان و مردانی هستيم که درجريان تظاهرات اخير، زخم عمله استبداد بر تن و جان آنان نشست و متحداً آزادی همه آن عزيزانی را خواهانيم که به خيل زندانيان سياسی پيوسته اند. ما، اقدام آقايان موسوی و کروبی برای دعوت مردم به تظاهرات روز دوشنبه را، که تاکيد بر حق طبيعی و قانونی مردم ايران، وبازتاب انتظار نيروی اعتراض از آن ها بود، تصميمی به موقع دانسته و ايستادگی های اين دو را ارج می نهيم.
ما، صدور به موقع بيانيه "دفتر تحکيم وحدت" مبنی بر اعلام هفته جاری به عنوان "هفته عزای عمومی" را برآمدی جسورانه می شناسيم و بر خصلت ايستادگی و تعرضی اين ابتکار تاکيد داريم.
ما، از فراخوان مبارزان کرد برای اعتراض عمومی در کردستان به مناسبت قتل يک فرزند ديگر اين ديار مقاومت و همه جانباختگان راه آزادی در ايران، الهام می گيريم و با آنان هم صدا می شويم.
ما، با تاکيد برنقش نافذ و ماندگار زنان آزاديخواه کشور در جنبش اعتراضی عليه استبداد دينی، فراخوان اخير "مادران صلح" به ايستادگی در برابرحکومت زور را، نشانه افزايش اين نقش تلقی می کنيم.
ما،باستودن موضع فعالانی از حرکت ضد تبعيض ملی در کشورکه دوام و قوام جنبش دمکراتيک سراسری را خواهانند، بر نياز به مراتب بيشتر اين جنبش به نقش آفرينی های آن فعالان پای می فشاريم.
ما، حس مسئوليت هموطنان ايرانی در اقصی نقاط جهان، در حمايت از جنبش اعتراضی جاری را، چه در قالب همگامی احزاب و سازمان های اپوزسيون، تشکل های سياسی و دمکراتيک و چه به صورت فردی، ارج نهاده و اميد به ارتقاء اين رويکرد داريم.
ما،با قدردانی از پشتيبانی افکار عمومی دنيا و نهادهای سياسی درسطح جهان نسبت به جنبش دمکراتيک مردم ايران،از نقش فعالان ايرانی دربيداری و بيدار نگهداشتن وجدان بشريت، ستايش می کنيم.
ما، در اين لحظات خطير وظيفه خود ميدانيم که به هر طريق ممکن توطئه حکومت مستبد برای حبس و "حصر"آقايان موسوی و کروبی را افشاء کرده و با دعوت از همگان به ايستادگی، آن را ناکام بگذاريم.
ما، تداوم مبارزه برای آزادی زندانيان سياسی و تشديد اعتراض عليه صدور حکم اعدام و اجرای آن را يک وظيفه ملی تاخيرناپذير می دانيم و خواهان فشرده شدن صفوف اتحاد ملی در اين گستره هستيم.
ما،شادمان از دستاوردهای قيام های دمکراتيک و مردمی منطقه عليه ديکتاتوری ها،از باور استوار به فرجام پيروزمند خيزش مردم آزاديخواه ميهنمان برای رسيدن به ايرانی دمکراتيک سخن می گوييم!

بخش دوم برنامه
در بخش دوم، برنامه مشترک ترانه سرود های بهرخ بابائی و شعر خوانی علی ستاری اجرا شد. اين برنامه که بسيار شورانگيز بود، با استقبال گرم حضار مواجه شد.
هم چنين در طول برنامه فراخوان به تظاهرات و راهپيمائی ها در خارج از کشور خوانده شد.
قبل از آخرين بخش برنامه، پيام تسليتی به مناسبت درگذشت مادر رفيقمان احد واحدی، بيوک خانم بالائی، خوانده شد: به ياد و احترام همه مادرانی که با غم از دست دادن عزيزانشان در خاوران و هر گوشه ايران دست به گريبانند؛ مادرانی که بی نام و نشان، با دلی پر مهر و پرآشوب رفيق راه و شريک رنج های فرزندانشان در مبارزه برای دنيايی بهتر بوده اند؛ به احترام آنان که در اشتياق ديدار فرزند اسير و تبعيدی خود با چشمانی به در دوخته از جهان رفتند و نيز مادرانی که پس از کودتای انتخاباتی هم چنان به عزای فرزندانشان می ننشينند.

بخش پايانی برنامه
در اين بخش نخست بر گروه رحمان خواننده آذربايجان برنامه شادی اجرا نمود که با رقص آذری جمعيت همراهی شد.
پايان برنامه به ترانه های شاد فرهاد و همکار او مسعود از گروه «شبق» اختصاص يافت، که تا پاسی از شب با رقص و پايکوبی ادامه داشت.

******

مراسم مشترک امسال در سالن بزرگی برگزار شد. سالن با پوسترهای جان باختگان و شعارهائی در جهت وحدت چپ تزئين شده بود. در پشت سخنران ها يک پوستر بسيار بزرگ حدود ۵ در ۶ متری نصب شده بود و ديوارها را شعارهای مختلف پوشانده بود. چند ميز کتاب در ورودی سالن وجود داشت که با پوسترهائی که عزم جنبش کنونی را نمايش می دادند، تزئين شده بود.

کتابی با عنوان "باز خوانی جنبش فدائيان خلق، چالشی در نوزائی چپ ايران" به کوشش مسعود فتحی و بهروز خليق در بيش از ۴۰۰ صفحه توسط انتشارات سازمان اتحاد فدائيان خلق و سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) برای اين مراسم آماده شده بود که توزيع شد. در اين کتاب مصاحبه هايی در مورد نقاط قوت و ضعف جنبش فدائی و نقش و جايگاه نيروهای اين جنبش در شرايط امروز، صورت گرفته و تلاش شده است که نگرش فعالين فدائی و صاحب‮نظران در شکل مصاحبه‮ و مقاله پيرامون اين جنبش به عنوان يک تجربۀ تاريخی در دسترس نسل جديد قرار گيرد. هم چنين مقالات، خاطرات و ارزيابی های متعددی در رابطه با «چريک های فدائی خلق»، زمانه آن ها، ضربات و نيز مسائل مربوط به جنبش فدائی آورده شده است.

در مراسم امسال حدود ۵۰۰ تن شرکت داشتند و برنامه سياسی از طريق پالتاک نيز پخش می شد. مهم ترين ويژگی اين مراسم تنوع سياسی شرکت کنندگان آن بود، که می توان آن را بی بديل دانست.
در اين مراسم، نمايندگان احزاب و سازمان های چپ و دموکرات ايران نيز، حضور داشتند. به دليل محدوديت زمانی امکان خواندن پيام های ارسالی آن ها مقدور نشد: اتحاد جمهوری خواهان ايران، حزب دموکرات کردستان، حزب دموکرات کردستان ايران، حزب دموکراتيک مردم ايران، حزب کو مه له کردستان ايران، جبهه ملی ايران- اروپا، حزب توده ايران و کميته هماهنگی شورای موقت سوسياليست های چپ ايران، از جمله اين تشکل ها بودند. آقای مهرداد درويش پور از اعضای شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائيک ايران، با ارسال پيام شادباشی اطلاع دادند که به دليل مشارکت در تظاهرات ايرانيان سوئد، نمی توانند در مراسم شرکت کنند.

پيام اصلی مراسم مشترک چهلمين سالگرد جنبش فدائی، همان گونه که در اعلامیۀ مشترک اين دو جريان منعکس شده است، وحدت بود. اين روحیۀ وحدت طلبانۀ چپ ايران در اعلامیۀ مشترک، چنين بازتاب يافته است:
"هر دو سازمان تاکيد دارند که فدائيان خلق به عنوان وسيع ترين بخش فعالان چپ می توانند نقش شايسته خود را در وحدت چپ دمکرات و سوسياليست ايران حول برنامه و اهداف روشن در جهت استقرار دمکراسی و عدالت اجتماعی در ايران و همراهی با تمامی نيروهای دمکرات و آزاديخواه کشورمان ايفا کنند. کشور ما برای رهائی از بختک استبداد مذهبی و برای استقرار يک جمهوری دمکراتيک و سکولار در ايران، نيازمند يک چپ قدرتمند و موثر در حيات سياسی کشور است. گذار به دمکراسی و استقرار عدالت اجتماعی و تحقق اهداف سوسياليستی که بر سرلوحه برنامه جنبش فدائيان خلق از همان آغاز حک شده است، به خودی خود تحقق نخواهد يافت. تحقق هر برنامه ای در گرو سازماندهی و بسيج نيرو برای پيشبرد آن است. ما بر اين باوريم که جنبش چپ ايران، امروز بيش از هر زمان ديگری برای آن که بتواند نقشی در خور در تحولات آتی جامعه ايفا کند، نيازمند برآمدی متحدتر و با قدرت عمل بيشتر در صحنه سياسی کشور است. چپ متحد و قدرتمند تضمينی برای استقرار يک جامعه آزاد و عادلانه است."

هيئت برگزاری مراسم مشترک
چهلمين سالگرد جنبس فدائی

۲ اسفند ۱۳۸۹– ۲۱ فوريه ۲۰۱۱


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016