گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
در همين زمينه
4 اسفند» گزارشی از برگزاری مراسم مشترک چهلمين سالگرد جنبش فدائی، هيئت برگزاری مراسم مشترک چهلمين سالگرد جنبس فدائی (همراه با عکس)2 اسفند» بزرگداشت سياهکل و دو جريان پر اهميت از فدائيان خلق ايران، علی صمد 13 دی» اعلاميه هيئت سياسی ـ اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) پيرامون اجرای قانون "هدفمند کردن يارانهها" 14 آذر» گزارش سمينار احزاب و سازمان های ايرانی در بروکسل، علی صمد 2 آذر» نامه هيات سياسی – اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران ( اکثريت) به ديلما روسف، رئيس جمهور برزيل
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! اعلاميه هيئت سياسی ـ اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) پيرامون رويدادهای ليبیگفتگو برای تامين شرايط انتخاب آزادانه مردم ليبی به جای جنگ داخلی قيام مردم ليبی عليه معمر قذافی برخلاف خيزش مدنی و مسالمتآميز مردم تونس و مصر که به سرنگونی ديکتاتورهای حاکم بر اين دو کشور انجاميد، به سمت يک جنگ داخلی سوق يافته است. ديکتاتور ليبی با مشاهده تحول مصر و تونس دريافت که در مبارزه مدنی و مسالمتآميز بازنده خواهد بود و همچون ديکتاتورهای ديگر مجبور خواهد گشت قدرت را به مردم واگذار کند. او برای حفظ قدرت، تظاهرات مسالمتآميز مردم را درهم کوبد و دست به کشتار مردم زد. از سوی ديگر مردم معترض در مقابل کشتار قذافی مسلح شدند و مسلحانه به دفاع از خود و به مبارزه عليه ديکتاتور برخاستند. بدينترتيب مبارزه مدنی و مسالمتآميز مردم ليبی به جنگ مسلحانه راه برد و ديکتاتور ليبی فرصت يافت که با حمله نظامی، مخالفين را از زمين و هوا بمباران کند. شورای امنيت در چنين شرايطی قطعنامه ۱۹۷۳ را با تکيه بر ماده ۴۲ منشور سازمان ملل که ناظر بر "دخالت انساندوستانه" اين سازمان در کشورهای عضو است، تصويب کرد. در قطعنامه گفته شده است که "بايد از همه وسايل لازم برای حفاظ از جان شهروندان و مناطق مسکونی، به شمول بنغازی برای مقابله با حملات دولت ليبی استفاده شود". اين مصوبه میخواست کشتار و بمباران هوائی نيروهای قذافی عليه مردم معترض را مانع شود. اما اقدامات نظامی کشورهای غربی و در راس آنها فرانسه، انگليس و امريکا در ليبی تا امروز از قطعنامه سازمان ملل و ايجاد منطقه پرواز ممنوع فراتر رفته و به سياست تغيير رژيم قذافی فراروئيده است. کشورهای غربی زير پوشش قطعنامه شورای امنيت وارد جنگ با رژيم قذافی شدهاند. دولتهای فرانسه، انگليس و آمريکا بارها به صراحت گفتهاند که قذافی بايد برود. آنها در لندن جلسه تشکيل داده و پيرامون دوران بعد از قذافی وارد بحث و گفتگو شدهاند. اين امر نه مقابله با بمباران مردم بیگناه و حفاظت هوائی از آنها، بلکه نشانگر رويکرد به تغيير رژيم قذافی با توسل به اقدام نظامی توسط کشورهای غربی است. در حاليکه تغيير رژيم و پائين کشيدن معمر قذافی ديکتاتور، کار مردم ليبی است نه کشورهای غربی. قابل تصور نيست که جنگ داخلی و اقدامات نظامی کشورهای غربی برای ليبی دمکراسی به بار آورد، يا تجزيه کشور را موجب نشود و يا همچون افغانستان و عراق به جنگ طولانی مدت نيانجامد. دولتهای غربی عملا با تداوم و شدت بخشيدن به بمبارانهای فراتر از منطقه پرواز ممنوع، به کشتار مردم ليبی ابعادی جديدی بخشيدهاند. عملکرد دولتهای غربی اين سئوال را پيش کشيده است که آيا آنها در پی اجرای قطعنامه شورای امنيت سازمان مللاند و يا برای تامين منافع اقتصادی و سياسی خود هزينه سنگين جنگ را میپردازند. عملکرد دولتهای غرب در تحولات منطقه خاورميانه و سياستهای دوگانه آنها در برخورد با ديکتاتورهايی که دوستان غرب محسوب میشوند، چندان برای افکار عمومی جهانی قابل توجيه نيست. در ليبی ساختارهای قبيلهای قوی است و جنگ داخلی به درجهای با ساختار قبيلهای ليبی گره خورده است. هنوز از اپوزيسيون ليبی شناخت دقيق وجود ندارد و دولتهای هم غربی تا کنون رويکرد به ديپلماسی و تلاش برای حل سياسی مسئله ليبی را عامدانه به فراموشی سپردهاند. ما اقدامات جامعه بينالمللی برای جلوگيری از کشتار گسترده مردم بیگناه توسط ديکتاتورها را جزو حقوق بينالملل میدانيم. ديکتاتورها بايد بدانند که حقوق بشر امری است جهانی و فراتر از حاکميت ملی. حق زندگی آزادانه، بالاترين حق انسانی است و مرز نمی شناسد. مرز های ملی نمیتواند مجوزی برای مستبدين باشد که به کشتارهای جمعی و سرکوب گسترده مردم بیگناه دست بيازند. آنها بايد بدانند که "دخالت انساندوستانه" با رويداد فاجعهبار بوسنی و پاکسازی نژادی توسط حکومت ميلوشويچ، وارد حوزه حقوق بين الملل و مناسبات جهانی شده و با تصميمات مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۲۰۰۶ رسميت يافته است. ولی ما معتقديم مضمون و هدف "دخالت انساندوستانه" بايد تامين حقوق بشر، دمکراسی و جلوگيری از کشتار مردم باشد و تصديق آن نيز اکيداً مشروط به وفاداری به اين مضمون و هدف است. اقدام شورای امنيت سازمان ملل در ارتباط با ليبی که می توانست طليعه چنين برخوردی به موضوع حقوق بشر در نظامهای ديکتاتوری و نقطه عطفی عملی در حقوق بين الملل پس از مصوبه ۲۰۰۶ باشد، اينک می رود تا به منجلابی از خون و منافع طرفهای درگير آغشته گردد. تداوم جنگ داخلی در ليبی لزوما به استقرار آزادی و دمکراسی در کشور منجر نخواهد شد. در شرايط کنونی تلاش برای آتشبس بين دو طرف، انجام گفتگو جهت تامين شرايط انتخاب آزادانه مردم ليبی، میتواند راه را برای حل سياسی مسئله بگشايد. مردم ليبی خواهان رهائی از استبداد معمر قذافی و تامين آزادی و استقرار دمکراسی در کشورشان هستند. هيئت سياسی ـ اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) Copyright: gooya.com 2016
|
||||||