گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
5 اسفند» ریشه های اصطلاحات و ضرب المثل ها، م. گئومات19 بهمن» تلنگر به اخبار، طنزی از م. گئومات
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! هيولای خصوصیسازی دو باشگاه پرسپوليس و استقلال، م. گئومات![]() سالهاست که از طرف مقامات گوناگون جمهوری اسلامی حتی شخص آقای دکتر محمود احمدی نژاد در مورد واگذاری دو باشگاه مصادره شده پرسپوليس و استقلال، به بخش خصوصی به مردم وعده هايی داده شده است. اما در واقع هيچ مقامی از خوف ابتلای حکومت به بليه ای رفع نانشدنی، جسارت گشودن در ِصندوق پاندورای واگذاری آن دو باشگاه به بخش خصوصی را ندارد. از جهتی ديگر معدود زيرکان سوار بر کشتی نظام به خوبی واقف هستند که تنها تشکيلات و تجمعات منظم و خودجوشی که می تواند جای خالی احزاب سياسی و سنديکاهای غير دولتی اصناف گوناگون را تا حدودی پرنموده و همان نقشی را که زنجيره مساجد در اعتراضات منجر به پيروزی انقلاب بهمن ۵۷ بازی کردند، در مبارزه با جمهوری اسلامی ايفا نمايد، ورزش فوتبال است و باشگاههای ورزشی و گردهمايی از چند هزار تا يکصد هزار نفری تماشاگران مسابقات فوتبال که جبر شرايط اجتماعی و جمعيت بسيار جوان کشور ايران به حکومت تحميل کرده است. به همين دليل است که اکثريت مديران عامل باشگاههای ورزشی يا خودی های غير نظامی رژيم هستند و يا از قماش سپاهی-امنيتی. آن اندک عقلای کِشتی نشين به خوبی می دانند که اگر مالکان جديد دو باشگاه استقلال و پرسپوليس دارای تفکرات و وابستگيهای پنهان و آشکار داخلی و خارجی ای مغاير با صلاح و مصلحت جمهوری ولايت فقيه باشند، در شرايط اجتماعی-سياسی-مبارزاتی حساس، گردهمايی يکصد هزار نفر در ورزشگاه آزادی می تواند با يک اشاره از پيش برنامه ريزی شده، همچون بمبی بسيار مخرب منفجر گرديده و اساس و ارکان نظام را آنچنان به لرزه درآورد که مقابله با پس لرزه های آن و جمع کردن قطعات پراکنده شده کشتی نظام در دريای خروشان خشم مردم کاری انجام ناشدنی باشد. بی جهت نيست که حتی در شرايط کنونی نيز که دوران جيک جيک مستانۀ رژيم در بهار ِقدرتِ پوشالی اش محسوب می گردد، برای کنترل هر چه بيشتر تماشاگران فوتبال در ورزشگاه های کشور و به ويژه در ورزشگاه آزادی تهران از نيروی انتظامی، مأموران کنترل محسوس و نامحسوس حاضر در ميان تماشاگران، خالی گذاشتن سکوهای حدفاصل ميان طرفداران تيمهای در حال مسابقه، انتخاب ليدرهای تماشاگران از ميان نيروهای چماقدار و قداره بندِ لباس شخصی، مستقر شدن يک قاضی سیّار در ورزشگاه محل برگزاری مسابقات حساس، مجهز کردن محوطه خارج از ورزشگاهها و درون آنها به دوربين های مدار بسته و حتی خريد و نصب دوربين عنکبوتی يک ميليون دلاری که می تواند که از ارتفاع سی سانتيمتری تا ۴۵ متری تصاويری با کيفيت عالی شکار کند(البته به ظاهر در پوشش مردم پسندِ بالابردن کيفيت نمايش تلويزيونی مسابقات) استفاده بهينه ضد مردمی می گردد. علاوه بر تمهيداتِ پنهان وآشکار ذکر شده در بالا اخيراً جناب سردار اسدالله هادی نژاد، جانشين فرمانده يکان ويژه نيروی انتظامی فاش ساخته است که از نيروهای يکان ويژه نوپو("نيروی ويژه پاد وحشت" که مردم به آنها لقب "سياه جامگان" داده اند!) نيز در هنگام برگزاری مسابقات ملی که معمولاً مقامات سياسی سفارتخانه کشور ميزبان نيز در جايگاه ويژه ورزشگاه حضوردارند، استفاده می گردد.(۲) و اين نشان دهندۀ خوف رژيم است از شورش تماشاگران به بهانه اعتراض به اتفاق غيرقابل پيش بينی ای که هر آن ممکن است در يک مسابقه فوتبال رخ بدهد. شورشی در ظاهرً ورزشی که می تواند به آسانی به خيزشی سياسی مبدل گردد. و در درون کشورنيز، رژيم با مشکل بزرگ و مستمر چگونگی برگزاری مسابقات ورزشی و به ويژه فوتبال و از آن مهم تر بيهودگی برگزاری چنان مسابقاتی که پيشتر به مثابه يک سرگرمی جذاب و هيجان انگيز برای پرداختن مردم و به خصوص جوانان به مقوله ای به جز سياست کاربرد ابزاری داشته است، روبرو خواهد گرديد. حتی اگر رژيم بتواند با هزار و يک ترفند مسابقات داخلی فوتبال را برگزار نمايد، اين مسابقات در عمل چيزی نخواهد بود به جز شبحی بيروح، ًنمايشی و بی رونق از رقابتهای واقعی فوتبال. مردم نيز بدون ترديد به عنوان نوعی مبارزۀ منفی هرگز به تماشای مسابقاتی صد در صد دولتی و فرمايشی در ورزشگاه هايی که هموطنان بيگناهشان بيرحمانه سرکوب گرديده و بعضاً به قتل رسيده اند، نخواهند رفت. و در نتيجۀ حذفِ هيجان رقابتهای فوتبال، خشم سرکوب شدۀ ميليون ها جوان پر شر و شور که معمولاً در هنگام تماشای مسابقات فوتبال در ورزشگاهها به گونه ای بی خطر به صورت تشويق های بی وقفه و يا دشنام به بازيکنان، داور، مربيان، ، مسئولين باشگاها و طرفدران تيم رقيب تخليه می گرديد، در مسير و زمان غير قابل پيش بينی ای برای نظام سرباز خواهد کرد.(از ذکر ديگر تبعات چنان سرکوبی به جهت جلوگيری از اطناب کلام خودداری می گردد.) از اين رو در پی موش و گربه بازی ها و شل کن سفت کنهای فراوان چند سال اخير در مورد خصوصی سازی دوباشگاه پرسپوليس و استقلال، سرانجام رژيم نيرنگ جديدی برای پيشگيری از پی آمدهای خصوصی سازی آن دو باشگاه انديشيده و به اجرا در آورده است. به گزارش سايت خبر آنلاين:«هيئت وزيران در جلسه مورخ ۶ مهرماه ۱۳۹۰ به استناد اصل ۱۳۸ قانون اساسی با توجه به تشکيل وزارت ورزش و جوانان و ضرورت حفظ سهم بخش دولتی در ورزش، تصويب کرد که «شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی و باشگاههای فرهنگی ورزشی پيروزی (پرسپوليس) و استقلال» از گروه ۱ بنگاهها و فعاليتهای اقتصادی موضوع ماده ۲ قانون اجرای سياستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی به گروه ۲ منتقل شوند. بر اساس قانون اجرای سياستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی، دولت مکلف است هشتاد درصد (۸۰%) از ارزش مجموع سهام بنگاههای دولتی را که مشمول گروه دو ماده ۲ اين قانون هستند را به بخشهای خصوصی، تعاونی و عمومی غيردولتی واگذار کند.» اين مصوبه از سوی معاون اول رئيسجمهور به مقامات ذيرط نيز ابلاغ شده است. با اين ترفند، دولت از يک سو جهت برنامه ريزی و اخذ تدابير امنيتی بيشتر، برای خود زمان خريده است، چون شرکتهای موجود در ليست گروه يک می بايد تا پايان سال جاری به بخش خصوصی واگذرار گردد اما برای واگذاری شرکتهای گروه دو تا پايان سال ۱۳۹۳ فرصت باقی است. و از سوی ديگر توانسته است که تخته پوست حسن صباح را در قلعۀ الموت بگستراند! زيرا برخلاف اينکه دولت موظف است صد در صد سهام شرکتهای مشمول مقررات گروه يک را به بخش خصوصی واگذار نمايد، در مورد شرکتهای گروه دو، دولت می بايد ۲۰ در صد از سهام شرکتهای مشمول آن بند را در اختيار خود نگه دارد. و اين ۲۰ در صد چيزی نيست به جز نوک تيشۀ بُرندۀ سياسی-امنيتی دولت در پيکرِ دو باشگاه پرسپوليس و استقلالی که به ظاهر خصوصی شده اند! اما بدون ترديد بر خلاف تمامی قوانين و مقررات شرکتهای سهامی عام، در مورد اين دو باشگاه، قدرت اصلی تصميم گيری در اختيار دولت خواهد بود و نه بخش خصوصی که هشتاد در صد سهام اين شرکت (شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی و باشگاههای فرهنگی ورزشی پيروزی (پرسپوليس) و استقلال) را خواهد خريد. علاوه بر اين نکات، با قرار گرفتن شرکت « توسعه و نگهداری اماکن ورزشی و باشگاههای فرهنگی ورزشی پيروزی (پرسپوليس) و استقلال» در گروه دو ديگر هر متقاضی ای نمی تواند همه يا بخشی از آن ۸۰ در صد از سهام دو باشگاه مورد بحث را به آسانی خريداری نمايد. بلکه لزوم "اهليت داشتن و خودی بودن خريدار" از جملۀّ اساسی ترين شروط اين واگذاری قلمداد می گردد. به همين سبب جناب ابوالقاسم شمسی جامخانه معاون سازمان خصوصیسازی در مصاحبه با خبرگزاری ايسنا در پاسخ به پرسشی بدين شرح:« آيا در جريان واگذاری سهام اين دو باشگاه اهليت متقاضيان هم بررسی خواهد شد يا خير؟» که مشخص است اين سؤال از پيش به صورت برنامه ريزی شده در اختيار مصاحبه کننده گذاشته شده که در فرصتی مناسب مطرح نمايد تا ايشان بتوانند ضابطه محوری آن واگذاری را به زبان آورد، گفته است:« پيشنهاد ما به هيئت واگذاری (نوعی شورای نگهبان تجاری- گ) تعيين شرط اهليت است. اين درحالی است که به نظر میرسد هيئت واگذاری هم حساسيتهای (واگذاری- گ) اين دو باشگاه را در نظر گرفته و شايد (خود آن هيئت هم بدون نياز به پيشنهاد ما) نسبت به تعيين اهليت اقدام کند.» معنی عملی و واقعی اين ۲۰% از سهامی که در اختيار دولت خواهد بود، اين است که سهامدار/سهامداران عمده و هشتاد در صدی اين شرکت، چماق سپاهی-امنيتی دولت را همانند شمشير داموکلِس بر فراز سر خود خواهند داشت. به عبارت ديگر صاحبان واقعی اين شرکت که پول و سرمايه خود را برای خريد سهام آن هزينه کرده اند، بی کسب اجازه از محضر سرداران سپاهی-امنيتی رانت خوار که تا اينجای کار تنها هنر آنها مصادره و به فلاکت کشاندن اين دو باشگاه بوده است، نخواهند توانست که اولاً آزادانه مديرعامل دلخواه خود را در رأس اين دو باشگاه بگمارند و در ثانی در موقعيتی قرار نخواهند داشت که قادر باشند به آسانی سياست های کوتاه و بلند مدت مورد نظرخود را در مسير سازماندهی مجدد، احياء، بهسازی و شکوفايی اين دو باشگاه تصويب و به اجرا در آورند. خلاصه کلام آنکه پنداری مالکين بينوای هشتاد در صد از سهام اين شرکت، پول، سرمايه و وقت ارزشمند خود را در اختيار دولت قرار می دهند که تا بتوانند مباشری و پادويی دولت را انجام بدهند!؟ و طبيعتاً در هنگام ناکامی اين دو باشگاه در کسب نتايج قابل قبول در رقابتهای فوتبالی، همانها نيز تبديل به سيبل محل فرود رگبار دشنام های تماشاگران خشمگين خواهند گرديد. روحانيت و دنبالچه هايش زيرک تر از آنی هستند که با خصوصی سازی بی برنامۀ دو باشگاه پرسپوليس و استقلال، اين دوغول فعلاً خفته را از شيشه خارج سازند. مگر آنکه اين دو غول ملبس به اونيفورم سپاه پاسداران بشوند. «هر شکلی از حکومت، محکوم به نابودی از طريق افراط در همان اصولی است که بر آن بنا نهاده شده است.» (ويل دورانت) م. گئومات ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ Copyright: gooya.com 2016
|
||||||