محسن كديور: زنان توانايي اخذ وحي را دارند، ايلنا
تهران-خبرگزاري كار ايران
اگر بحث وحي مردانه بود نبايد به مادر حضرت موسي و حضرت مريم الهام ميشد؛ اين خصوصيات نشان ميدهد كه يك زن توانايي اخذ وحي را دارد؛ اينكه ميگوئيم همه پيامبران مرد بودند به اين معني نيست كه حتماً بايد چنين باشد، منظور اين است كه شاهدي بر زن بودن پيامبران در دست نيست.
به گزارش خبرنگار فرهنگ و انديشه ايلنا دكتر محسن كديور، استاد دانشگاه و دينپژوه، در دومين جلسه از سلسله مباحث "دينپژوهي در سايه قرآن" به تبيين جايگاه وحي و تقسيمبندي آن پرداخت و گفت: وحي الهي در يك تقسيم بندي، سه وجه تكويني، الهامي و كلامي دارد.
كديور در ادامه با استناد به آيه 51 سورة شورا، كليديترين بحث در حوزه وحي و كليد واژه وحي را در اين آيه دانست و تصريح كرد: با استناد به اين آيه هر سه نوع از وحي قابل بازيابي است.
وي گفت: با استناد به آيات از منظري ديگر ميتوان سه نوع وحي را بازشناخت. اول وحي بلاواسطه؛ دوم وحي مع الواسطه و سوم وحي به واسطه فرشته وحي است.
استاد دانشگاه تربيت مدرس با طرح اين سئوال كه كدام قسم از اقسام وحي بر پيامبر اسلام نازل شده است گفت: از خصوصيات پيامبر اسلام اين است كه خداوند تنها با پيامبر اسلام بدون واسطه ملك وحي سخن گفته است.
دكتر كديور با اشاره به واژههاي رسول, نبي و محدث كه در روايات بسيار به كار رفته و ريشه قرآني هم ندارد، تصريح كرد: محدث يعني حديث شده و آنكه با او گفتاري صورت گرفته است. اگر پيامبر فرشته وحي را ببيند و صحبت او را بشنود به او رسول ميگويند. تفاوت رسول و نبي در اين است كه رسول فرشته وحي را ميبيند و كلام الهي را از او ميشنود؛ ولي نبي كسي است كه فرشته را در خواب ميبيند و در بيداري توان ديدن او را ندارد.
وي افزود: محدث كسي است كه فرشته را مطلقاً در خواب و در بيداري نديده و تنها صداي او را شنيده است.
كديور در ادامه با اشاره به پيامبراني كه در قرآن نامي از آنان به ميان آمده است به حضرت آدم اشاره كرد و گفت: واژه وحي در مورد اين پيامبر به كار نرفته است و تنها دو واژه"قول" و " ندا" در سوره بقره در مورد حضرت آدم به كار رفته است. اين واژگان در گفتوگوي خدا با پيامبر و ملائكه به كار ميرود.
مؤلف كتاب"دغدغههاي حكومت ديني" درباره نمادين يا حقيقي بودن گفتوگوي خدا با ابوالبشر و همچنين معنوي يا لفظي بودن آن تصريح كرد: در اينجا نميشود به واژة " قال" استناد كرد. نميتوان گفت كه حتماً صوتي ايجاد شده و آدم اين صوت را شنيده است. لزوماً لفظ " قول" كه در قرآن آمده، معناي لفظي ندارد؛ ولي در اديان ديگر همين القاء معني بدون دلالت لفظي بوده است. به نظر ميرسد كه خداوند با القاء معنا به حضرت آدم، به وسيله ملك وحي و به شيوه القاء معنوي با آدم سخن گفته است.
دكتر كديور سپس با اشاره به آيه 35 سوره بقره درباره"شجره ممنوعه" گفت: سئوال اين است كه خداوند چگونه به حضرت آدم و همسرش فهمانيد كه از نزديك شدن به درخت ممنوعه برحذر باشند؟
وي در پاسخ به اين سئوال گفت: ما اين القاء را نميدانيم. فقط ميدانيم كه آدم و حوا فهميدند كه اين امتحان الهي است و مكلف به دوري از اين درخت هستند. ماجراي آدم و حوا با شيطان نيز يك داستان نمادين است؛ اما هر چه باشد ترديدي نيست كه القاء معنا و وحي صورت گرفته است كه اين نيز يكي از اقسام وحي است؛ حال از آنجا كه ما نوع آن را نميدانيم آن را وحي مطلق ميناميم.
دكتر كديور با اشاره به داستان حضرت نوح گفت: در مورد حضرت نوح كه طول عمر ايشان بيشترين طول عمر در مورد پيامبران بوده است در سوره هود آيه 36 دوبار واژه"وحي" به كار رفته است كه خداوند ميفرمايند:" وحي شد به نوح كه به تو ايمان نميآورند از قومت مگر همين تعداد كه ايمان آورده اند؛ پس مايوس نشو نسبت به آنچه كه انجام ميدهند و...".
وي در ادامه تصريح كرد: اينجا هم معلوم نيست اين وحي به چه صورت نوعي است؛ پس از اين جهت كه قيد آن نيامده، آن را هم وحي مطلق ميناميم.
مؤلف مجموعه سه جلدي"مأخذشناسي علوم عقلي" همچنين به آيه 227 سوره مومنون، آيه 40 و 41 سوره هود كه در آنها نيز عوامل الهي ابلاغ شده كه به وجهي وحي مطلق محسوب ميشود اشاره كرد.
دكتر كديور در ادامه به ديگر مواردي كه خداوند به پيامبران وحي كرده؛ اما نوع آن مشخص نيست، اشاره كرد.
اين دينپژوه در بخش ديگر سخن خود به شرح گفتوگوي ملك با نبي در سوره هود آيات 69 تا 76 پرداخت و گفت: ملائكي كه از جانب خداوند براي نزول عذاب به قوم لوط فرستاده شده بودند, بشارت به فرزندي از ابراهيم و ساره ميدهند. در جاي ديگر نيز حضرت ابراهيم بار ديگر مورد وحي قرار ميگيرد كه شرح آن در آيه 260 سوره بقره آمده است. قطعاً اين گفتوگوها وحي است.
وي پس به داستان ديگري از حضرت ابراهيم اشاره كرد و گفت: در سوره صافات آيه 101 تا 108 قصه خواب عجيب ابراهيم نقل شده است. اين اولين نمونه رويا و وحي درخواب است كه آورده شد و تفاوت روياي صادقه و خواب هم در بحث "وحي, شيطان و خطا" به تفصيل آورده خواهد شد.
دكتر كديور نمونه ديگر را آيه 73 سوره انبيا دانست و گفت: در اقسام وحي كه وحي تكميلي؛ الهام قلبي؛ تعليم و ابلاغ خدا را شامل ميشود ميتوان اين ايه را از نوع دوم دانست.
دكتر كديور در ادامه به داستان حضرت يوسف اشاره كرده و گفت: در مورد حضرت يوسف در قرآن يك مورد بحث رويا و يك مورد هم بحث وحي وجود دارد.
وي پس گفت: در آيه 15 سوره يوسف كه سخن از وحي شده واژه وحي كردن به يوسف به معناي به قلب او نازل كردن است و لزوما سخن گفته در ميان نيست و البته نوع آن مشخص نيست.
كديور پس به حضرت موسي پرداخت و گفت: از آيه نه به بعد سوره"طه" به داستان حضرت موسي اشاره شده كه خداوند با موسي از پشت درخت سخن گفت و خود را معرفي كرد و گفت من پروردگار تو هستم.
وي با تأكيد براينكه اين مفصلترين بحثي است كه در قرآن به وحي پيامبري جز پيامبر اسلام انجام شده است تصريح كرد: اينجاست كه جوهره ذات دين ابراهيمي كه ايمان به خدا, ايمان به آخرت و عبادت و اخلاق است نمود مييابد. اين مضامين در سوره قصص آيات 29 و 30 و 44 تا 46 و آيات 15 تا 19 سوره مريم و همچنين آيه 52 اين سوره آمده است.