پنجشنبه 1 آبان 1382   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

چند ساعت با يک مجمسه ساز;قفلي‌ بر‌کارگاه ‌تاريک، مينو مومني، شرق

همه چيز براي تائيد يك پرسش آغاز شد " آيا طراحي و ساخت مجسمه ميدان ولي عصر را به شما سفارش داده اند"؟ شايد ساختن مجسمه يك ميدان امر طبيعي به نظر آيد ولي وقتي صحبت از ميدان ولي عصر مي شود كه خود هفته ها بر سر خاكسپاري اجساد مطهر شهدا در اطراف آن تبديل به خبر سازترين ميدان شهر شده بود اينك خبر ساخت مجسمه ميدانگاه آن نيز از اهميت خاصي برخوردار مي شود و ذهن را ناخواسته به سوي طراح اين ميدان جلب مي كند‌. اما وقتي براي مصاحبه به كارگاه اين مجسمه ساز قدم مي گذاري ديده ها و شنيده ها مسير گزارش را ناخواسته تغيير مي دهد و ماحصل اين گفت و گو گزارشي دیگر مي شود.

براي ديدار با اين هنرمند و پيكر ساز راهي كارگاه او مي شوي، كارگاهي كه در طبقه زيرين منزل مسكوني اش قرار دارد وقتي پله ها را يكي پس از ديگر طي مي كني و در چوبي كارگاه را مي گشايي آن چه بيش رويت نمايان مي شود سالني است مملو از مجسمه هاي از سنگ ، برنز، فايبركلاس و... البته در اين ميان بعضي از پيكرها و مجسمه ها برايت آشناست. سنجاب بزرگ شهربازي‌، مجسمه الله اكبر مقابل سازمان حج و زبارت و ده ها اثر هنري ديگر اما شايد از همه آشنا تر در اين ميان مجسمه نيم تنه شهيد دكتر چمران باشد كه تكميل شده انتظار خروج از در اين كارگاه را دارد . اين هنرمند و پيكر‌ساز معروف كسي نيست جز "دكتر حسين فخيمي" او كه آخرين اثرش به نام" تنديس صلح" در ميان تعداد زيادي از آثار رسيده به مقر يونسكو توانست تقدير نامه ويژه دبير كل يونسكو را از آن خود سازد.
فخيمي متولد 1324 و يكي از استادان برجسته مجسمه سازي كشورمان است كه نزديك به نيم قرن سابقه كار، تحصيل و تدريس در مراكز هنري و دانشگاهي ايران و اسپانيا را داشته و در اين مدت بيش از يكصد اثر كوچك و بزرگ را داخل و خارج كشور خلق كرده است‌. سسله مراتب تحصيل و توام با كار اين هنرمند بزرگ بسيار جالب توجه است چرا كه او در حالي كه بيش از 17 سال نداشت به عنوان مجسمه ساز در موزه مردم شناسي ايران مشغول به كار مي شود و پس از اخذ مدرك دپيلم به رياست كارگاههاي مانكن و ماكت سازي منصوب مي شود.

فخيمي مي گويد : به مرور كيفيت كارم مورد توجه مقامات هنري قرار گرفت و مقرر شد كه براي طي يك دوره يكساله به كشور اسپانيا اعزام شوم و در سال 52 نزد مجسمه ساز مشهور اسپانيايي" دن خوان آوالوس " رفته و به آموزش فنون جديد مجسمه سازي مشغول شدم اما كيفيت كارم در آن يكسال به قدري مورد توجه قرار گرفت كه استادان به من توصيه و تاكيد كردند كه در دانشكده هنرهاي زيباي مادريد به ادامه تحصيل بپردازم كه اين امر مورد موافقت وزارت فرهنگ و هنر قرار گرفت و من در سال 53 با دادن كنكور مربوطه وارد دانشكده شدم و در مدتي كمتر از سه سال بيش از 260 واحد درسي را گذرانده و موفق به اخذ درجه پروفسوري طراحي و مجسمه سازي و هم چنين دوره هاي تخصصي مدل سازي و برنزريزي و گراور از دانشكده مذكور و كارگاه ريخته گري آرپولوساي مادريد شدم . اين هنرمند در سال 56 بعد از فارغ التحصيلي با وجود بستر و بازار كار، تنها به علت عشق به ميهن به كشور باز مي گردد.

تنديسي به نام صلح
"درد و رنج برآمده از سنگيني جنگ و كوبش آن در خانواده جهاني مرا بر آن داشت كه پيامي بر‌اين پديده نا زيبا در پيكره اي ويژه كه نمادي از دوستي و آشتي باشد بيافرينم. گزينش" دوقو" دست مايه‌اي است براي نمايش عشق، دوستي ، آرامش ، پيوند ، گذشت و پايداري در آن، اين پرنده در مهرورزي و سپيدي نمادي هميشگي براي صلح و دوستي است. در اين پيكره قوها به گونه‌ايي استوار شده‌اند كه پرنده زيرين با پذيرش سنگيني جفت خويش بر بالاي سر، بالندگي و بلندي را براي همتاي خود فراهم مي كند كه خود نشانه‌ايي از گذشت و بردباري است از سوي ديگر اين تنديس به گونه اي تراش داده شده كه از يك گوشه بتوان واژه "صلح" را به خط فارسي خواند و از گوشه ديگر نام "علي" را كه نماد درستي ، پايداري و دادگري آن هم بي هيچ نگاه به رنگ ، نژاد ، زبان يا كشور " اينها همه گفته هايي است كه اين هنرمند پيكر تراش درباره تندس صلح بيان مي كند.

هم چنين دبير كلي يونسكو نيز در باره اين تنديس گفته است :" به جز لذتي كه تماشاي پيچ و تاب لطيف ذهن شما در قالب اين تنديس براي من به وجود مي آورد احساس مي‌كنم به عنوان يك مسول نكته و مسله‌اي فراتر هم در خطوط آرامش بخش اثر شما وجود دارد كه بايد به آن انديشيد و آن اين كه صلح را جز با كمك هنر و نگاه هنرمندان نمي توان در اين جهان به دست آورد". فكر خلق تنديس صلح در سال 64 و در زمان جنگ به ذهن خلاق اين هنرمند تراوش مي كند. او مي خواهد با رقص مواج و رو به آسمان اين پرندگان صلح،عشق و دوستي را به ياد مردمي بياورد كه در فضاي جنگ غوطه ور شده اند. به هر حال بعد از دو سال تلاش پي در پي و بي وفقه ماحصل فكر تواناي اين هنرمند پيكر تراش، تنديس صلح خــلق مي شود.

گرچه تنديس صلح هم اكنون روي ميز دبير كل يونسكو جاي خوش كرده و به گفته فخيمي هر روز دبير كل با ديدن تنديس به ياد كشورمان ايران مي افتد ولي تنديس صلح در كشورخودمان بعد از گذشت ساليان سال هنوز دچار سرنوشت نامعلومي است و به يك بي مهري شديد دچار شده است‌. ‌ابتدا بين شهرداران مختلف براي دستيابي و نصب تنديس صلح به نوعي يك رقابت شكل مي گيرد اما در انتها تمامي اين شوق و هيجان به آن جا ختم مي شود كه تنديس صلح هنوز بعد از ساليان سال در گوشه اي از كارگاه استاد به انتظار استقرار پيش روي مردم لحظه شماري مي كند .

در همين رابطه دكتر فخيمي مي گويد : اولين بار در زمان رياست آقاي كرباسچي ، شهردار منطقه 6 بسيار مشتاق بود كه اين مجسمه براي ميدان ولي عصر در نظر گرفته شود اما در مجموع با برخورد شخصي رييس كل زيباسازي جلوي اين كار گرفته شد بعد از آن شهردار منطقه 2 نيز اصرار داشت كه در ميدان توحيد اين تنديس نصب شود ولي من خودم شخصا به خاطر كوچك بودن ميدان قبول نكردم. بعد از آن شهردار منطقه 16 از اين طرح بسيار استقبال كرد و من مدت زيادي را روي ميدان بهمن واقع در منطقه 16 كار كردم و طرح نهايي اين گونه تعريف شد كه در وسط ميدان" تنديس صلح" و در چهار گوشه آن "عروج" (كبوتران در حال پرواز) نصب شود و اشاره مي كند به ماكتي كه در گوشه كارگاه قرار دارد و در ادامه مي گويد : متاسفانه بعد از سبري كردن وقت وهزينه بسيار به خاطر همان كار شكني ها و سلايق شخصي جلوي اين طرح نيز گرفته شد.

وقتي مي پرسم همين تنديس صلح را براي نصب در ميدان ولي عصر در نظر گرفته اند او مي گويد : به طور جدي جديدا در اين مورد با من صحبتي نشده است هر چند وقتي جدي نيز سفارش ساخت طرحي را مي دهند در ميانه راه حتي بعد از تكميل شدن با دلايل بسيار مغرضانه و شخصي جلوي آن را مي گيرند.

وقتي در كارگاه دكتر فخيمي به اتفاق او قدم مي زني ، دهها پيكر و اثر هنري به چشم مي خورد كه در پس هر كدام از اين آثار هنري دلي پر از گلايه نهفته است او از بي مهري ها گلايه مي كند و مي گويد :" يكي از قوانين موكد، عمل به قول و قرار و عهد و پيمان است ولي ما در طول سال هاي گذشته بيشترين مشكلات را از ناحيه كساني داشته ايم كه در مسئوليت هاي خويش انجام وظيفه نكرده اند".

در كارگاه اين هنرمند برجسته كشور مجسمه ها وپيكرهاي وجود دارند كه پس از سال ها گذاشتن وقت و هزينه تنها به علت بدقولي يا به عبارتي بي تعهدي سفارش دهندگان كه اكثريت مربوط به سازمــــان و ارگان هاست در سكوتي تلخ به انتظار نشسته اند به انتظار لحظه‌اي كه شايد كسي در اين ميان پيدا شود كه قدر هنر و هنرمند را بداند.

دكتر فخيمي از معدود هنرمنداني است كه در تمام زمينه ها فعاليت گسترده‌اي داشته است. از جمــــــله فعاليت هاي فرهنگي اين هنرمند برجسته مي توان به همكاري براي راه اندازي واحد ارتوپدي دست و پا سازي بدن (هلال احمر) بعد از محاصره اقتصادي و عدم امكان ورود قطعات مربوطه اشاره داشت .

اثرهاي خلق شده توسط استاد فخيمي را مي توان در همه جا به وضوح مشاهده كرد گرچه آثار متعددي از اين استاد بزرگ به خاطر همان غرض ورزي ها در كارگاه او محبوس شده اند اما به همان ميزان نيـــز مي توان آثار و طرح هاي او را در اين مرز و بوم به وضوح مشاهده كرد از ايستگاه مركزي مترو و دو نقش برجسته در آن گرفته تا رفتن به شهربازي و ديدن سنجاب 11 متري، حتي مدال هاي افتخاري كه به مناسبت هاي مختلف بر سينه نيروي هاي مسلح از سوي بالاترين مقام كشوري اهدا مي شود، خلق شده توسط دستان هنرمند اوست.

اسبي در بند
غروب از راه مي رسد و تاريكي زود هنگام سفره خود را بي دعوت مي گشايد، راهي پارك پرديســــــان مي شويم همان جا كه يكي از اثرهاي استاد در انزوا به سر مي برد. در ميان راه و در شيب پر پيچ جاده او ما را از سرنوشت مجسمه اسب سوار اين گونه آگاه مي كند : در سال 75 بنا به درخواست شهرداري اروميه طي قراردادي ساخت پيكره بسيجي اسب سوار را آغاز كردم كه قرار بود در مركز اصلي شهر اروميه نصب شود اما انجام نشدن تعهدات شهرداري مذكور باعث شد كه هنوز وضعيت نصب آن پس از گذشت بيش از 6 سال در هاله اي از ابهام قرار گيرد و همزمان با آغاز كار ساخت پيكره اسب سوار مسئولان پارك پرديسان نيز خواستار نمونه اي از آن به شكل محيط بان شدند كه آماده نكردن پايه و آبنمايي كه مي بايد توسط مسئولان ساخته شود باز هم بلاتكليفي اين پيگره را موجب شد.

وقتي به مقصد يعني كارگاهي در دورترين منطقه پارك پرديسان مي رسيم ، سوله اي بزرگ خودنمـــايي مي کند. فخيمي با وسواسي خاص قفل زنگ زده و سپس درهای بزرگ کارگاه را مي گشايد و لحظه اي بعد با فشردن كليد برق عظيم ترين مجسمه كشور پيش چشمانمان نمايــــان مي شود. مجسمه محيط باني صيقل خورده روي اسبي سرکش که تاخت زده است و به گوشه اي اشاره دارد. در اين گوشه خلوت از پارک پرديسان قطعا به ذهن رهگذران اتفاقي هيچ گاه نرسيده است که چنين اثري در چنين چهارديواري سالهاست پنهان شده است و جالب آن که مسئولان پارک هم با بهانه هايي چون نفهميدن زبان هنر تلاشي براي ديدن و تکميل اين سفارش خود انجام نداده اند.

لحظه اي بعد درهاي بزرگ اين کارگاه بسته مي شوند و فخيمي قفل زنگ زده را دوباره بر آن ســــــفت می کند، محيط بان و اسب تاخت زده اش دوباره در تاريکي فرو مي روند.





تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 
























Copyright: gooya.com 2016