سه شنبه 6 آبان 1382   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

جنبش فمنیسم و مرزهای مخدوش، افسانه آریا

جنبش فمنیسم در ایران در این سالها در بدترین وضعیت ممکن خود قرار گرفته است و دلیل این امر را تنها در مخدوش شدن مرزها می توان ارزیابی نمود .



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




انفجار اطلاعات در جهان امروز بیش از آنچه به آگاهی و در سایه آن به آزادی انسان بینجامد به ناآگاهی و اسارت او انجامیده است ، زیرا او در برابر کهکشانی از اطلاعات که درستی و یا نادرستی آن را با هیچ معیاری نمی توان سنجید سرگردان مانده است و هم از این رو این حجم انبوه اطلاعات تنها به ناکامی آگاهی او در درک جهان پیرامون منجر شده است .
زن ایرانی حقوق انسانی خود را ، حداقل حقوق انسانی خود را ، نمی شناسد و این البته به دلیل این نیست که او از زنان سایر نقاط جهان ناتوان تر است ، بلکه به دلیل این است که او خود را زندانی ابدی منازعات بی پایان فقهی و حقوقی و در سیطره قوانینی می بیند که تعاریفشان روشن نیست و همواره با برداشت های شخصی می توان از آن ها در جهات عکس نیز استفاده کرد .
قوانین ناکارامد سیستم حقوقی ایران که بر پایه فقه و از پیوند خارق العاده حکومت خدا و دموکراسی پدید آمده در واقع حقی برای زنان و کودکان قائل نیست و به جای آن می توان صد ها کتاب در توجیه فقهی این قوانین یافت که اغلب بر احادیثی استوار است که زن را موجودی نیمه انسان و نیمه آگاه و گاه شیطانی می شناسد .
جنبش فمنیسم در ایران بیش از آنکه یک جنبش فعال و متشکل باشد ، یک زمزمه است . زیرا که مرزهای مبارزه در راه حقوق انسان و آزادی ، مخدوش ترین مرز هاست و در سایه شعار آزادی بیان بزرگترین خفقان در جهان امروز ، در این سرزمین حاکم است .
مبارزه برای آزادی و حقوق زن بسنده کردن به کلی گویی و شعار های دهان پر کن از سوی کسانی ست که خود را فمنیست اسلامی می دانند و صد البته این فمنیسم اسلامی نیز چیزی شبیه به جمهوری اسلامی ست .
چندین سال است که سردمداران مبارزه برای حقوق زن کسانی چون فائزه هاشمی هستند که شاید تا قرنها مردم این سرزمین از باری که او و خاندانش بر دوششان نهاده اند کمر راست نکنند و کسانی چون خانم کارو ... و صد البته اگر مبارزه ی ایشان ذره ای به آزادی زن و دست یابی به کرامت انسانی می انجامید ، باکی نبود اما بوق های تبلیغاتی که این جریان را در سایه جریان اصلاح طلب حکومتی ، به عنوان جنبشی اصیل که در راه حقوق پایمال شده زنان می جنگد ، طرح می کرد تنها به خفه کردن صدای واقعی زن ایرانی و نسل جوان این خاک می انجامید .
اهدای جایزه صلح نوبل گرچه به اعتقاد برخی از فمنیست های اسلامی منجر به پدید آمدن فضایی سمبولیک برای به دست آوردن پیروزی های کوچکی در این راه ارزیابی می شود ، تنها می تواند به خفقانی طولانی تر و قدرتمند تر ختم شود .
اینکه او مستحق دریافت این جایزه بود یا نه ، محور بحث من نیست . موضوع این متن اینست که او می توانست از این فرصت برای پیشبرد این به اصطلاح مبارزه استفاده کند یا نه ؟
پاسخ منفی ست ، زیرا اصولا او به دریافت این جایزه نائل آمده که در میان این طیف پاک ترین محسوب می شود و حداقل کمترین آغشتگی به سیستم را داشته و اذهان عمومی بک گراند ذهنی بدی درباره او ندارند . اینکه او در دادگاه هایش چقدر برای حقوق زنان و کودکان تلاش کرده ، مسئله ای نیست که در این زمان خیلی به چشم بخورد . مردم ما حافظه بسیار بدی دارند اما شاید بد نباشد یک بار دیگر نگاهی به جلسات دادگاه محاکمه قاتلین کودک شکنجه شده آرین گلشنی بیندازیم و ببینیم متهم ردیف اول آن دادگاه چند سال دارد و دلیل طرح شکایت بر علیه او چیست ...
آنچه می خواهم توجه تان را به آن جلب کنم اینست که خانم عبادی نه تنها چون آقای خاتمی به فرصت سوزی اکتفا نکردند ، بلکه دست به فرصت طلبی زدند و با مواضع شان پس از دریافت جایزه نشان دادند که بازی کردن در نمایشنامه های نوشته شده بوسیله قدرت را از خانم کار نیز بهتر بلدند .
آیا ظاهر شدن در مجامع عمومی بدون حجاب خواست های نسلی ست که از کمترین حقوق انسانی در این کشور محروم است؟ ایا در زمان شاه زنان بدون حجاب آزاد بودند ؟ و آیا این توهین به تمام زنان مبارزی نیست که در تمام این سالها برای آزادی جنگیده اند ؟ آیا سکوت در مقابل عمل ایشان از طرف حکومت امروز ایران که کوچکترین مسئله ای را به بحران تبدیل می کند نشانه این نیست که آنها نیز مسامحه در مقابل حجاب و برخی ظاهر سازی ها ی دیگر را به تن دادن به خواست های جامعه ترجیح می دهند ؟
اینست که امروز خانم عبادی جایزه را از آن آقای خاتمی وآغاجری یا هم مسلکانشان می دانند و این تازه آغاز راه است .
من در پی تئوریزه کردن مبارزه خارج از چهار چوب مبارزه مسالمت آمیز نیستم اما روشن شدن تعریف مبارزه ان چیزی ست که امروز بیش از هر چیز به آن نیاز است . رفورم در سطح و ظاهر سازی نمی تواند بر زمزمه امروز و فریاد فردا ی نسل ما چیره شود .
مبارزه خانم عبادی در چهارچوب آنچه در ایران قانون نامیده می شود برای من قابل احترام است اما در سطح تلاش برای جلو گیری از چند بی عدالتی و در مقیاس ایران که می توان قانونش را تماما بی عدالتی توصیف کرد این شاید چیزی شبیه خالی کردن آب یک کشتی در حال غرق شدن با کاسه باشد که البته ایشان و کسانی که این نمایش را طراحی کرده اند این موضوع را بهتر از هر کسی می دانند و این آگاهی همان استراتژی وقت کشی ست که جمهوری اسلامی در تمام عرصه ها چه در سیاست خارجی و چه در عرصه چالش های اجتماعی ، در غالب منازعات جناحی ایجاد می کند .
من به عنوان یکی از زنان ایران ، حضور مبارزه بر علیه بی عدالتی در حق زنان را نه در لایه های حکومت و فمنیسم اسلامی که به عنوان جنبش زیر زمینی مبارزه برای آزادی انسان و حقوق زنان اعلام می کنم زیرا مرزبندی شفاف با این سیستم آلوده و نمایشواره هایش تنها راه برای ادامه این راه است ، زیرا که پس از فتوای ارتداد برای اندیشه فمنیسم و همچنین رد لایحه رفع تبعیض از زنان که در سال گذشته رخ داد ، این جایزه گویی بار دیگر تا مدتی دهان ها را بست و چشم ها را به افق آینده ای دور خیره کرد . آینده ای که اگر تمام توانمان را بکار نگیریم شاید تنها در خیال قابل لمس باشد .


[email protected]





















Copyright: gooya.com 2016