دوشنبه 12 آبان 1382   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

زناني كه رفتند؛ زناني كه مي آيند، نوشابه اميري

زنان ايران؛ بودند، هستند و خواهند بود. و آنان كه اين چهره جامعه ايراني را نمي بينند؛ نه حال خود را مي شناسند و نه تصويري دارند از آينده اي كه در هر حال تاريخ پيش رويشان خواهد گسترد.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




همين دو هفته پيش زني ”گيتي“ نام از ميان ما رفت كه شايد كسان زيادي او را نشناسند؛ اما نيك كه بنگريم زني بود كه همه او را مي شناسيم؛ از گذشته، درحال و در آينده . يك زن ايراني . زني از زنان ايران.

او هشت سال درزندان بود. بيرون كه آمد؛ ودرنبود همسري كه اونيز درزندان جان باخته بود؛ ديو سرطان برجانش خيمه زد. او درهم شكسته وغمگين ؛ شايد هم ازسرلجبازي بابد پيمانان روزگار؛ سپردن خويش به ديو رابرگزيد. انتخابش راكرده بود. مي خواست كه بميرد. اماعجب آنكه ؛ دست ازجان شيرين شسته بود ؛ بي آنكه دل ازآرزوهايش بريده باشد.
اوراكه درخاك نهادند؛ آرزوهايش هريك گلي برخاك اوكاشتند به رسم بودن و به نشانه ماندن. آرزوهاراكه رد مي گرفتي ؛ بيشترزناني بودندازنسل او وبسيارترازنسل هاي پس ازاو.هريك به مسلكي وهريك درآرزويي ؛ اماهمه بريك پيوند: تاماهستيم ؛ اميد مي زاييم . ماكه نبوديم ؛ دختران مان نطفه اميد رادرخود خواهند داشت ودر پس آنها دخترانشان. پس ماهستيم واميد وايران. اگريكي مان رفت ؛ شيرين مان كه آمده است . دختران شيرين نيزدرراهند. ازهمين روست كه ازآن ”گيتي “ تااين دختران شيرين ؛ زنجيره عشق واميدهرگزدرايران گسسته نشده است. زنجيره اي كه درجاي جاي اين سرزمين زخم خورده و هماره پابرجا؛ بوده است وخواهدبود.زنجيره اي كه هركه آن راناديده گرفت – وبگيرد- بودن خويش ناديده گرفت ومي گيرد. چراكه نمي توان چشم داشت ونديد ارتش زنان ايران راكه باهم وتك به تك؛ هريك درجايي ودراندازه اي ؛ عزم ساختن خانه شان رادارند . در روستاهاي دورافتاده ودرآسمان خراش هاي شهرتهران.دورتر هم مي شود وبايد رفت. آنجا كه زناني خانه هاي خودرا با پيكاري سخت و مردافكن؛ درغربت؛ ساختند ومي سازند.

وخانه ات راكه مي سازي؛ راهي جز چالش؛ درگيري؛ زخم خوردن؛ برخاستن ودوباره آغازيدن نداري . نبردي سترگ كه درخودهم مبارزه باسنن ديرپاي جامعه اي مردسالاررادارد وهم درافتادن بانيروهايي ميراكه تاب آزادي ورهايي انسان – مردوزن – راندارند.
اگرآن زن ساده شهرستاني؛ تنها براي اين مي جنگد كه ازخانه اش حريمي امن براي فرزندانش بسازد بي حضورغير؛ چه بسيارزنان كه مي جنگند تا حقوق ازدست رفته مرداني را دوباره به دست آرند. اگرافسانه زني ازآن رو در زندانست كه ازخويش دفاع كرده؛ شيرين زني آمده است تا از حقوق ناصرزرافشان دفاع كند كه به خاطر ديگران دربند است. تازه احمدباطبي هم هست . شيرين اوراكه نمي تواند ناديده بگيرد.
اگرزينب خانم جنوبي درجزيره اي دورافتاده به شوراي زادگاهش راه مي يابد تااز حقوق همسايگانش دفاع كند؛ فاطمه اي نيزهست درجست وجوي حقيقت كه آمده است تاهيچ پيمان عارفي به خودكشي نيانديشد.

آري؛ زنان ايران ؛ بودند؛ هستند وخواهندبود. و آنان كه اين چهره جامعه ايراني رانمي بينند ؛ نه حال خودرا مي شناسند ونه تصويري دارند از آينده اي كه درهرحال تاريخ پيش رويشان خواهدگسترد.
بياييم آرزو كنيم ديدن را.

نوشابه اميري -پاريس.





















Copyright: gooya.com 2016