ترياك افغانى و سياست آمريكايى، گلزار
مافياى مواد مخدر كشاورزان را پشتيبانى مىكنند ،به آنها وام مىدهند و توليد آنها را پيش خريد مىكنند و اگر كسى مخالفت در كشت خشخاش بنمايد با سركوب آنها مواجه گرديده تهديد به مرگ مىشود.
از مجامع اسلامى ايرانيان
افغانستان كشورى كه از لحاظ امكانات اجتماعى و فرهنگى بسيار فقير است دوران سختى را در استقلال گذرانده است. در دوران جنگ سرد مركز تجاوز دو ابر قدرت قرار گرفت و هستى خود را از دست داد. روسها بجز حمله نظامى و سركوب و ترور، افغانها را تشويق به كشت خشخاش نمودند تا اعتياد نه تنها به حشيش بلكه به ترياك اين مردم سخت كوش را از پاى در آورد. آمريكا نيز جهت مقابله با روسها CAIرا مامور كرد كه به افغانها طرز تهيه هروئين را بياموزند. هدف آمريكا آن بود كه سربازان روسى را به اعتياد هروئين بكشاند. در واقع بلايى را كه ويتنامىها به سر سربازان آمريكايى آورده بودند، افغانها به سر روسها بياورند.
روسها شكست تاريخى از مردم افغان خوردند و به كمك آمريكا، پاكستان و عربستان سعودى طالبان را بر افغانستان حاكم نمودند. در اين دوران كشت خشخاش جهت توليد ترياك و هروئين وسعت گرفت توليد ترياك در سال 99 به 3600 تن رسيد. در سال 2000 با فتواى ملاعمر كشت خشخاش حرام گرديد و توليد آن سال به 185 تن رسيد. جمله ملا عمر به يادگار ماند كه "ما با متوقف كردن توليد خشخاش در افغانستان مانع رشد اقتصادى آمريكا شدهايم و با ادامه اين كار اقتصاد آمريكا را فلج خواهيم كرد... ". اين اظهار نظر و فتوا در آن سال مسخره به نظر مىرسيد ولى امروز حقايق بيشتر آشكار شدهاند.
مقايسه آمارى از توسعه و توليد ترياك و هروئين در افغانستان حقايق مافياى پشت پرده را بيشتر آشكار مىكند.
در اواخر حكومت طالبان يعنى در سال 95 توليد ترياك 2100 تن بوده است در سال 99 اين توليد به بيشترين حد خود نسبت به سالهاى قبل رسيده و به 3600 تن رسيد. در سال 2000 با فتواى ملا عمر توليد ترياك به 185 تن پايين آمد اين كاهش توليد تاثير بسيار شديدى بر روى قيمت ترياك و هروئين در جهان گذاشت و اين ماده بسيار ناياب شد. مسئولين رژيم ايران اين كمبود ترياك را در بازارهاى ايران به حساب خود نهادند و جزو موفقيتهاى مقابله با مواد مخد به حساب آوردند. در صورتى كه در ايران تاثير منفى گذاشت و معتادان ترياك به مصرف هروئين روى آورده و تعدادشان چند برابر شد. در آن سال انبارهاى مافياى مواد مخد خالى شد و آنها هروئين و ترياك را به 25 برابر قيمت معمول در بازارهاى جهان عرضه كردند .بطورى كه قيمت يك كيلو ترياك در افغانستان در آن سال از 30 دلار به 700 دلار رسيده بود . روى آوردن معتادان به قرصهاى شيميايى در اين سال بسيار افزايش يافت. پس از حمله آمريكا به افغانستان، امريكا يك دليل حمله خود را سامان دادن وضعيت كشت خشخاش و توليد ترياك عنوان كرده و تاكيد بر مهار مافياى مواد مخدر نمودند.
امسال يعنى سال 2003 با بودن سربازان آمريكايى و انگليسى و آلمانى و هلندى در افغانستان با بودن دولت كارزاى برداشت ترياك از مزارع افغانستان ركورد جديدى آورده و به 4600 تن رسيده است. زمينهاى زير كشت از 8000 هكتار در سال 2000 به 74000 هكتار در سال 2003 رسيده است. در واقع كشاورزان حتى مانعى به نام طالبان را نيز حس نمىكنند و در آزادى كامل مافيا،
كشاورزان، ماموران دولت و... دست در دست هم كار مىكنند. مافياى مواد مخدر كشاورزان را پشتيبانى مىكنند ،به آنها وام مىدهند و توليد آنها را پيش خريد مىكنند و اگر كسى مخالفت در كشت خشخاش بنمايد با سركوب آنها مواجه گرديده تهديد به مرگ مىشود.
ماموران دولتى كه براى سركشى به روستاها مىروند در مقابل فشار باندهاى مافيايى از خود عملى نشان نمىدهند و مطيع آنها هستند. در واقع حقوق يك كارمند 45 دلار است و مافياها مىتوانند كارمندان را به راحتى بخرند و يا با زور آنها را منصرف از گزارش نمايند.
كارمندان فقير بايد چشمان خود را بر مزارع كشت شده خشخاش ببندند ولى سربازان آمريكايى و انگليسى در افغانستان چه مىكنند؟ انگليس كه مسئول جلوگيرى از كشت و توليد ترياك شده است چه مىكند؟ ساتليتهاى آمريكاى كه زمان حمله به افغانستان حتى حركت يك ماشين را تعقيب مىكردند و مزارع و نوع كشت آنها را تحت نظر داشتند و به دنيا خبر مىدادند كه افغانستان امسال در قحطى است امروز چكار مىكنند؟ هر آنچه مىكنند حاصلش توليد بيش از حد مواد مخدر شده است.
افغانها به گفته متخصصين مرغوبترين هروئين را توليد مىكنند. يعنى هروئين سفيد. البته آنها توان توليد هروئين مايع و مورفين را نيز دارا مىباشند. سالانه تنها در اروپا 1 ميليون نفر هروئين افغانى مصرف مىكنند. تنها در انگلستان 90 در صد هروئين مصرفى از افغانستان است و تعداد معتادان انگلستان به هروئين در سالهاى 94 تا 98 حدود 8 برابر شده است. ترياك و يا هروئين توليدى افغانستان از طريق مافياى تركيه وارد بازار اروپا مىشود. در واقع مافياى تركيه 60 در صد هروئين اروپا و 40 درصد هروئين جهان را تامين مىكند و در پخش و حمل آن شركت دارد. 60 تا 80 درصد كشفيات هروئين اروپا افغانى بوده كه از طريق تركيه وارد اروپا شده است. البته كوزووها نيز در پخش اين ماده، مافياى خود را دارند و 40 درصد پخش در اروپا را آنها رهبرى مىكنند. كوزوو در حال حاضر به نام كلمبياى اروپا معروف شده است و آنها با همكارى مافياى تركيه ماهانه 5 تن هروئين وارد بازارهاى اروپا مىكنند.
به گفته پليس بين الملل چهار كشور اصلى در توليد و پخش هروئين و ترياك در جهان نقش دارند. افغانستان و پاكستان به عنوان توليد كنندگان و ايران و تركيه به عنوان خط ترانزيت و تبديل كنندگان ترياك به هروئين . البته ايران يكى از مراكزى است كه در جهان مصرف داخلى بسيار بالايى دارد كه در شماره آينده به آن خواهم پرداخت.
مواد مخدر بعد از اسلحه و نفت با در آمدى بيش از 600 ميليارد دلار سهم بزرگى را به خود اختصاص مىدهد. توليد مواد مخدر در افغانستان و نقش آن در اقتصاد جهانى بسيار چشم گير است.
گويى برجهاى اقتصاد جهانى در نيويورك افتادند تا گلهاى خشخاش بتوانند دوباره جوانه بزنند و جوانان در كوچههاى كراچى، تهران، استانبول و هامبورگ و پاريس و... متوجه نشوند كه در جهان چه مىگذرد و صاحبان اصلى اين تجارت كثيف جهانى چه كسانى هستند.
در چهار چوب مشاركتهاى بين المللى براى باز سازى افغانستان، انگلستان مسئوليت نابودى مزارع خشخاش را به عهده گرفت و آنها يك بودجه 100 ميليون يورويى به اين كار اختصاص دادند. اما انگليسىها يك روش نامتناسب با وضعيت افغانستان را به اجرا گذاشتند. بدين ترتيب كه هر كشاورزى كه به نابودى مزرعه خود رضايت دهد مبلغ 350 دلار در نابود كردن بوتههاى خشخاش در هكتار دريافت مىكرد.بايستى در نظر گرفت كه در آمد يك هكتار زمين زير كشت خشخاش حدود 1500 دلار ميباشد. كه البته سهم زيادى از آن به جيب واسطه و مافيا ميرود و نه كشاورز. اين امر سبب شد كه بسيارى از كشاورزان به اميد دريافت جايزه از كشت محصولات ديگر صرفنظر كرده و براى اولين بار مبادرت به كشت خشخاش نمايند! البته تعداد بيشمارى از كشاورزان پس از برداشت ترياك از مزارع خود آن مزارع را شخم زده از انگليسيها پول و جايزه دريافت نمودند. جالب توجه است كه كشاورزان گرزهاى خشخاش را ابتدا خش زده محصول بردارى كرده و بعد اقدام به شخم زدن زمين زير كشت خشخاش مينمودند !در حال حاضر سفارت انگليس در افغانستان در حال بررسى طرحى جديد براى سال آينده است. البته بجز طرح ناموفق انگلستان كه كشاورزان را به كار كشت خشخاش تشويق نمود ،آمريكاييها نيز با كمكهاى غذايى خود به توليد ترياك دامن زدند. آمريكاييها پس از سرنگونى طالبان بيش از 600 هزار تن غله آمريكايى به طرف افغانستان سرازير كردند. البته مقدار زيادى از اين غلهها سر از بازار سياه آورد و زير قيمت توليد غله افغانى به فروش رسيد. بدين خاطر قيمت غله توليد افغانى پايين آمد و كشاورزان بيشتر تشويق به كشت خشخاش شدند. پيش بينى مىشود كه در سال آينده 95000 هكتار زمين زير كشت خشخاش برود در واقع توليد سال آينده را با 20 درصد رشد حدس مىزنند و به عبارتى توليد ترياك در سال آينده حدود 5500 تن خواهد شد كه فاجعه مىباشد.
مافياى ناظر بر كشت و توليد و مافياى تبديل به هروئين، مافياى حمل و ترانزيت به اروپا و آمريكا، مافياى شبكههاى فروش و سفيد كنندگان پولهاى سياه به سفيد و وارد كردن آن پول در شبكه اقتصاد جهانى يعنى هتل سازان، زمين داران بزرگ، سهام خرها، سرمايه گذاران بى نام و با پول، واسطههاى خريد و فروش اسلحه و... همه و همه دست در دست هم دارند اين شبكه عظيم مافيايى را هدايت و رهبرى مىكنند. شبكهاى كه با سياستهاى آشكار و مخفى آمريكا در حال توسعه است. آمريكا براى جلوگيرى از پيشرفت برنامه ترانزيت اين كالاى مرگ از سه كشور تاجيكستان، ازبكستان، قرقيزستان تنها 9 ميليون دلار كمك نموده است. در حالى كه تنها در شمال افغانستان بيش از 30 مركز توليد هروئين شناسايى شده است.
گويى زمانى كه آمريكا و انگليس قصد حمله به افغانستان را داشتند در بخش مواد مخدر سيب سرخى را مىديدند كه دست طالبان قادر به برداشتنش نيست.
زمانى كه حملهاى نظامى صورت ميگيرد متاسفانه اغلب توجهها به سوى وقايع در حال انجام جلب ميشود. گويى جهان خسته و بى حوصله است نتايجى كه بر اشغال يك كشور مترتب است را ديگر پى بگيرد! نتايجى كه گاهى بسيار از خود حمله دهشتناكتر است.
بر كسى پوشيده نيست كه دولت انگلستان از زمان جنگ ترياك در چين و معتاد كردن آن كشور عظيم توانست با عقد قرار داد بعد از شكست چين بر بسيارى از بنادر مهم و هنگ كنك سلطه خود را برقرار كند. و اين نوع به اعتياد كشيدن مردم سياست ديرينه انگلستان بوده است. لذا بايد توجه كرد كه قدرتهاى جهانى از دو سو منفعت ميبرند. يكى دستيابى به منابع عظيم نفت عراق و... و يا اورانيوم و زمرد و مواد مخدر افغانستان و از طرفى ديگر باسياستهاى اعمال شده مردم منطقه را مخصوصا كشورهايى كه امكان قيام و حركتى در آنها بيشتر است به اعتياد مواد مخدر دچار كنند.
در شماره آينده به نقش مواد مخدر در ايران و خواهم پرداخت.