بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! شهري از ريخت افتاده، اميد معماريان، شرقاميد معماريان: «تهران شهري از ريخت افتاده است. ماشين هاي فرسوده، هواي آلوده، نماي ناهماهنگ ساختمان ها كه هر كس به سليقه خود آن را مي آرايد. رفتار موتورسوارها و برخي عابرها، بوق هاي مكرر و رانندگي ترسناك برخي راننده ها و...» كسي شايد دوست نداشته باشد شهري كه در آن زندگي مي كنيم چنين تصويري داشته باشد. تهران، اما چنين به نظر مي رسد. اخيراً نيروي انتظامي اعلام كرد ۶۲ مورد جرائم جديد را به سياهه جرائم رانندگي افزوده است كه اين حتي شامل عابرين هم مي شود. عده اي بدبينانه مي گويند نيروي انتظامي براي افزايش درآمد خود اين كار را كرده است. مسئولان با اشاره به كل مبلغ جرائم كه عدد ۴۰ ميليارد تومان در سال گذشته بوده است، اعلام كرده اند كه اين پول هزينه ساختن تنها كمتر از ۴۰ كيلومتر اتوبان است. آنان اشاره مي كنند به وضعيت اسفبار رانندگي در تهران و آمار تلفات رانندگي كه ايران را در رديف اول ميزان مرگ ومير و تلفات انساني و مالي در سطح جهان قرار داده است. صرف نظر از اين به دليل همه آنچه كه گفته شد تصويري كه از شهر تهران به چشم مي آيد مخصوصاً براي غيرايراني ها اصلاً تصوير جذابي نيست. برخي كه به ايران آمده اند در اين نوشته تصوير خود از تهران و ماجراي افزايش جريمه ها را بيان كرده اند. الين شيولينو، خبرنگار روزنامه نيويورك تايمز در خصوص ترافيك تهران مي نويسد: «... خط كشي وسط خيابان معنايي ندارد. وقتي چراغ زرد مي شود، به معناي اين است كه بايد سرعت خود را كم كنيد، اما مردم با ديدن آن سرعت اتومبيل خود را زيادتر مي كنند، زنان تصور مي كنند تنها استفاده آينه راننده در اتومبيل اين است كه به سر و وضع خود نگاه كنند. امتحان رانندگي به صورت كتبي است، اما اگر بگوييد سواد نداريد با پاسخ دادن به معناي علائم چند تابلو مي توانيد گواهينامه رانندگي خودتان را دريافت كنيد...». الين مي گويد از راننده ام مي پرسم كه با وجود وضعيت رانندگي در تهران بايد از شغلت متنفر باشي؟ راننده اما جوابي مي دهد كه من را متعجب مي كند: «من عاشق شغلم هستم. اين كار مرا به جنب وجوش وا مي دارد. در خيابان هر كاري كه بخواهم مي توانم انجام دهم و به خاطر آن سرزنش نشوم...» خبرنگار نيويورك تايمز كه بارها به ايران سفر كرده است ادامه مي دهد: «خيابان هاي تهران مملو از اتومبيل هاي فرسوده است. بيشتر اين اتومبيل ها بيش از ۱۵ سال قدمت دارند. به همين دليل است كه تهران در رديف شهرهاي «مكزيكوسيتي»، «بانكوك» و «جاكارتا» يكي از آلوده ترين شهرهاي جهان را تشكيل مي دهد. مدارس گاهي اوقات به خاطر آلودگي هوا تعطيل مي شوند و مشاهده افرادي كه ماسك به صورت خود زده اند در تهران بسيار عادي است. من گاهي اوقات با خودم فكر مي كنم كه يكي از كاربردهاي حجاب براي زنان در تهران اين است كه موهايشان روشن تر خواهد ماند.» نامي تاكانا، محقق مؤسسه ژاپني محيط زيستي JICA كه در پروژه بهبود و تقويت كيفيت هوا در تهران بزرگ فعاليت كرده است، مي گويد: «ماشين ها از هر سو كه مي خواهند مي رانند و خيابان هايي كه معمولاً كمتر چراغ راهنما براي عابرين دارند و اگر هم هست به آنها توجه چنداني نمي شود، اولين چيزي است كه توجه هر كس را به خود جلب مي كند. رانندگان در تهران به عابرين و به قوانين رانندگي توجه چنداني ندارند. مخصوصاً وقتي پليس حضور ندارد. شما عابرهاي بسياري را مي توانيد ببينيد كه از زير پل عابر پياده عبور مي كنند.» شيمس مورفي، عكاس روزنامه نيوزويك نيز به موارد مشابهي اشاره مي كند: «ماشين هاي فرسوده و رانندگان بي پروا كه انگار هيچ چيز نگران شان نمي كند تصوير واضحي از رانندگي در تهران است. هر چند وقتي با آنها صحبت مي كني از گرفتاري هايشان حرف مي زنند. اما من هميشه از خودم مي پرسم آيا با رعايت نكردن قانون و نظم، مشكلاتشان حل مي شود؟» مورفي كه دو بار براي عكاسي به تهران آمده بسياري از سوژه هاي خود را از ميان شلوغي هاي ترافيك انتخاب كرده است. نيلس ورنر، دبير سياسي سفارت آلمان كه چند سالي نيز در سوريه بوده نزديك به دو سال است در ايران مأموريت دارد، مي گويد سعي كرده ام با اين اوضاع كنار بيايم؛ «اولين باري كه به تهران آمدم تأثير خيلي بدي بر من گذاشت. من به محض اينكه به فرودگاه مهرآباد رسيدم، هواي آلوده تهران به مشامم رسيد. تا هتل در اتوبان ها بوديم. اما درست در بلوار ميرداماد بود كه مزه ترافيك سهمگين تهران را چشيدم.» نيلس ادامه مي دهد: «ترافيك در تهران من را عصبي مي كند، مطمئن هستم كه بسياري از تهراني ها هم همين طور هستند. از نظر من راننده هاي اتوبوس بدون هيچ احساس خطر و ترسي و به صورتي بي باكانه رانندگي مي كنند. ديدن صحنه هايي كه رانندگان چهارراه ها را مسدود كرده اند و هر يك مي كوشند كه به گونه اي به جلو بروند واقعاً هر كسي را جريحه دار مي كند. بي باكي و بي ملاحظگي در نحوه رانندگي بسياري از رانندگان موج مي زند. قسمت بدتر ماجرا مربوط به موتورسيكلت ها مي شود. رفتار آنها برخي مواقع مانند كساني است كه مي خواهند خودكشي كنند. تعجبي ندارد كه ايران بيشترين تلفات توسط وسايل نقليه را دارد.» مارشا فرنكلين خبرنگار شبكه PBS آمريكا كه براي تهيه يك فيلم در رابطه با محيط زيست به ايران سفر كرده است مي گويد از اين نوع رانندگي شگفت زده است: «قبل از اينكه به تهران بيايم يك فيلم كوتاه كه از درون يك تاكسي گرفته شده بود را ديده بودم. اما تا نديدم باور نكردم. برخي مواقع رانندگاني را مي بينم كه ناگهان تغيير مسير مي دهند و حتي يك دور ۱۸۰ درجه اي مي زنند. با اين وضع حيرت انگيز است كه تصادفات بيشتري رخ نمي دهد. مردم و رانندگان هيچ كدام به خط عابر پياده توجهي نمي كنند. با اين وضع به نظر من دولت بهتر است از خط كشي صرف نظر كند تا حداقل در هزينه هايش صرفه جويي كند. يك شب ديدم راننده ماشيني كه سوار بودم بدون چراغ رانندگي مي كند. تمام مدت دستگيره را گرفته بودم. در بسياري از كشورها حتي هنگام ابري شدن هوا هم از چراغ استفاده مي كنند و استفاده نكردن از چراغ در شب جريمه هاي سنگين دارد.» مارشا با اشاره به آلودگي هوا مي گويد: «شايد به خاطر آلودگي افراد زيادي مايل نباشند، به تهران بيايند. هر چند من به مشهد و اصفهان هم كه رفتم وضع چندان بهتري نداشتند. هتل من در تهران ميان شهر بود و وقتي پنجره را باز مي كردم كاملاً مي توانستم بوي دود را حس كنم. مردم در خيابان به هر نحوي از خيابان رد مي شوند. بعضي مواقع اتومبيل ها ترمزهاي شديدي مي زنند. ماشين ها حتي روي خط عابر پياده هم پاي خود را از روي پدال گاز برنمي دارند. فكر نكنم بتوانم هيچگاه در تهران رانندگي كنم. رفتار موتورسيكلت سوارهاي بدون كلاه ايمني هم كه ديوانه كننده است. مردم حتي در پياده روها هم در امان نيستند. آنها حتي بچه هاي كوچك خود را سوار موتورسيكلت مي كنند كه به راحتي مي تواند براي آنها خطر مرگ داشته باشد و به نظر من پليس بايد جلوي اين كار را بگيرد. در تهران استفاده از دوچرخه براي كاهش آلودگي هوا خيلي مناسب است، اما در اين زمينه فعاليت فراگيري وجود ندارد مردم هم اشتياقي به اين كار ندارند. بسياري از مردم وقتي در شهر مي رانند از كمربند استفاده مي كنند. چون پليس وجود دارد. اما وقتي در بزرگراه هاي خارج شهر هستند كمربند خود را باز مي كنند در حالي كه خطر در بزرگراه ها خيلي بيشتر است.» نيلس ورنر در جواب اين پرسش كه «افزايش جريمه هاي رانندگي چه تأثيري در رفتار مردم و رانندگان مي تواند داشته باشد؟» مي گويد: «فكر نمي كنم افزايش جريمه ها به تنهايي بتواند راه حل مناسبي باشد. اگر فرهنگ رانندگي عوض نشود مشكلي حل نمي شود. اين گونه حتي موجب نارضايتي مردم و افزايش جرائم نيز مي شود. افزايش ايستگاه ها و دسترسي به مترو براي ترافيك تهران خيلي راه حل خوبي است. همچنين مديريت مناسب چراغ هاي راهنمايي هم امروز مسئله خيلي مهمي است. ماشين هاي كهنه بايد جمع آوري شوند. من باورم نشد كه تاكنون هيچ ماشيني در ايران از ۳۵سال قبل تاكنون جمع آوري نشده است. من فكر مي كنم ترافيك در تهران خيلي از مردم شهر را افسرده كرده است.» نامي تاكانا در يك پروژه محيط زيستي راه هاي كاهش آلودگي هوا در تهران را بررسي كرده است. او معتقد است: «اينكه مردم گمان كنند افزايش جريمه ها براي افزايش درآمد است خيلي بدگماني است. اما در اكثر كشورهاي جهان سرمايه گذاري روي فرهنگ ترافيك و رانندگي بيشتر از جريمه كردن مردم نتيجه داده است. موضوع آلودگي و تأثيرات ناهنجار ترافيك روي روان مردم و كاهش عمر آنان با افزايش جريمه حل نمي شود.» شيمس مورفي مي گويد بايد در بزرگراه ها و اتوبان ها كه ترافيك معمولاً مشكل مهمي به شمار نمي رود براي «رانندگي خطرناك» كه مي تواند نتايج مرگ آفرين داشته باشد جريمه زندان بگذاريد. روشي كه در بسياري از كشورها از جمله ژاپن جواب مطلوبي داده است. آگاهي مردم در كنار افزايش جريمه ها معمولاً راه حل تركيبي خوبي مي تواند باشد.» مارشا فرانكلين اما مي گويد توجه بيشتر به كاركردهاي چراغ راهنما وضع ترافيك را بهتر مي كند: «براي سرعت زياد عبور از چراغ قرمز بايد از دوربين استفاده شود كه شماره ماشين را بردارد. اين روش بسيار خوبي است. پليس ها معمولاً در ايران درخصوص جرائم سنگين سختگيري نمي كنند. مخصوصاً با كساني كه آنها را مسافركش مي نامند. نمي دانم چگونه مي خواهيد از عابريني كه قوانين راهنمايي را رعايت نمي كنند جريمه بگيريد. آنها با رانندگاني كه مي توانند با خطاي خود مردم را بكشند اصلاً قابل مقايسه نيستند. اما آموزش مهمترين و مؤثرترين راه است. آن گونه كه من مي دانم بچه ها در مدرسه هيچگاه با قوانين رانندگي آشنا نمي شوند. اساساً هيچ كتاب يا برنامه آموزشي در مدارس وجود ندارد كه دانش آموزان را با رفتار اجتماعي آشنا كند، ظاهراً هيچ استانداردي وجود ندارد. خيلي مواقع مردم اصلاً نمي دانند رفتاري كه مي كنند خلاف آداب اجتماعي است. نمي شود همه مردم را جريمه كرد. بايد تلويزيوني را به اين موضوع اختصاص داد. نوشتن مقاله در روزنامه ها و پرداختن به اين كه چگونه يك تصادف شكل مي گيرد و يا گفت وگو با صدمه ديدگان و كساني كه نزديكان خود را در يك سانحه رانندگي از دست داده اند در تلويزيون نيز موضوع مهمي است. افرادي كه در جامعه مورد قبول مردم هستند بايد در اين زمينه با مردم صحبت كنند. شايد اين مهمترين موضوع سلامت اجتماعي شما باشد.»براي تغيير اين تصوير چه خواهيم كرد؟ اين سئوالي است كه هم شهروندان در قالب راننده يا عابر و هم مسئولان بهتر است پاسخي بيابند. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||