پنجشنبه 4 دی 1382   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

نگاهی دگر، پدرام نوربخش

نگاهی دگر

انسانها همیشه به دنبال کشف حقیقت بوده اند. عامل اشتراک ما حقیقت جویی بوده است و عامل تفاوت ما نوع پاسخهایی بوده که یافته ایم. به نظر می رسد که ضعف وسایل ارتباطی در گذشته منجر به ایجاد جزیره های فرهنگی ظاهرا متفاوتی شده است. از طرفی فن آوری وسایل ارتباط جمعی کنونی به درجه ای رسیده است که اهالی این جزیره ها رادر یک حالت تدافعی قرار داده است. با اندکی دقت دشوار نیست که موضوعات دعوای ده بالای رود و ده پایین رود را در مقیاسی بزرگتر در جهان کنونی شاهد بود. آگر آنموقع دو ده بر سر آب مناقشه داشتند حال دو کشور سر آب یا نفت یا گوشت و یا هر منبع دیگری در حال مناقشه هستند.

بعد از این مقدمه کوتاه, سخن را با معرفی یک نگاه از نوع دیگر پی می گیریم. ابتدا تصویر را کوچک می کنیم تا تمام جهان را در دامنه دید خود داشته باشیم. سپس تصویر را بزرگتر می کنیم تا فقط خاورمیانه مشهود باشد در نهایت به شهرهای ایران خواهیم آمد و با نظر داشتن تصاویر قبلی نگاهی گذرا به یک معضل کنونی ایران خواهیم داشت.

وقتی به شهرهای جهان نگاه می کنیم شباهتهای جالبی بین آنها می یابیم. از سویی شهر رامسر در سواحل زیبای دریای خزر, اصفهان در کنار زاینده رود و تهران در کنار باغها و جویبارهای دامنه البرز دیده می شود و از سویی دیگر شهر سانفرانسیسکو در خلیجی منتهی به اقیانوس آرام و ادمونتن در کنار رود ساسکاچون و قاهره در کنار رود نیل و البته رود بزرگ هان که سئول را دونیم می کند و هزاران مورد دیگر. همه این شهرها به یک دلیل ساده ایجاد شدند: نیاز انسان به زندگی جمعی و منابع اولیه جهت حیات. مثالهای ما متمرکز بر منابع آب بود ولی دیگر منابع صنعتی هم دلیل وجود بعضی شهرها بوده اند.

یک کشاورز در ایران که در حال کشت گندم است خود را در مزرعه یک کشاورز فرانسوی غریب احساس نخواهد کرد. گندم گندم است و خاک و آب و بذر هم همان. پس چه چیز آنها را از هم دور می کند؟ فاصله زیاد , زبان, دین و ... آیا هنوز این دلایل کافی هستند؟ تلفن و اینترنت که مشکل فاصله را در حال ناپدید کردن هستند. مشکل زبان هم که بزودی با مترجمهای هوشمند حل خواهد شد. دین؟ آن دینی که تفرقه آفرین بود نیز در حال زوال است.

موارد بالا را در گوشه ذهنمان نگاه می داریم و سپس وارد ناحیه خاورمیانه می شویم. از دید تاریخی خاورمیانه مهد تمدن بشری است. ملی گراهای دو آتشه در کشورهای عربی یا ترک یا ایرانی همیشه در پی ترسیم یک فضای سیاه یا سفید بوده اند. از هویتی سخن رانده اند که وجود نداشته است. آنها واکنش های اتفاق افتاده در طول تاریخ را از نوع برگشت پذیر و فیزیکی در نظر می گیرند و سعی در احیای مواد اولیه هستند. غافل از اینکه این یک واکنش شیمیایی است و با تجزیه مواد آن خیلی از خواص خوب هم هدر می روند. برای مثال زبان فارسی با اتحاد با زبان عربی تبدیل به زبانی قوی شده است که در ادای مفاهیم و احساسات کم نمی آورد. همینطور زبان عربی و دیگر زبانها که از زبان فارسی مستفیذ شده اند.

بعضی همیشه با دید منفی به تاریخ ملت خود می نگرند. شکست امپراطوری ایران از اسکندر را ننگ می دانند. درصورتیکه نمی خواهند به یاد آورند که قدرت استثنایی اشکانیان و ساسانیان مرهون بهره ای بوده است که ما از فرهنگ یونانی بردیم. حمله اعراب را عامل پسرفت ایران می دانند در صورتیکه زوال ساسانیان ما را حتی در صورت عدم حمله اعراب به دامان رومیان می انداخت. اعراب به مراتب از رومیان بهتر بودند. ضعف فرهنگی آنها مانع از آن شد که هویت ما را بگیرند. قرون وسطی را در نظر بگیرید ما هیچوقت چنان مصیبتی را تحمل نکرده ایم. اعراب این فرصت را به ما دادند که دین اسلام را تغییر دهیم و با فرهنگ خود وفق دهیم. دین شیعه دینی است که اکثر مردم ایران با ان رابطه برقرار نموده اند. دلیل آن است که پیشینه زرتشتی در آ ن دخل و تصرف نموده است. البته ما نباید منکر مصیبتهای وارده هم باشیم. بحث اینجاست که اگر تاریخ اینطور نبود جور دیگر آن می توانست به مراتب حتی بدتر باشد.

ایرانی که در بالا نام بردیم در برگیرنده تقریبا تمام کشورهای خاورمیانه و آسیایه میانه فعلی بود. حال وارد ایران امروزی میشویم. بعضی رضاشاه را متهم به قصور می کنند و آتاتورک را یک قهرمان ملی می نامند. درصورتیکه شاید بتوان گفت رضاشاه به مراتب بیش از آتاتورک کار کرد. او زیربنای ایران امروز را ساخت. او را متهم به دست نشاندگی می کنند در صورتیکه او در مقابل استعمار ایستاد. او را متهم به بی سوادی می کنند در صورتیکه او کلیه مراحل افسری را طبق استاندارد قزاقها گذرانده بود. او در زمان قیام مشروطه فرمانده مجهزترین تیپ زرهی آن زمان ایران بود. اینکه چرا او موفق به واقعیت بخشیدن به آمال خود نشد و نتوانست یک کشور پیشرفته بسازد دلایل زیادی دارد ولی نگارنده بر این باور است که یکی از دلایل اصلی شکست او , ضعف شناخت مردم ایران آن زمان بود. او چیزهایی را دیده بود در غرب و قصد به ارمغان آوردن آنها را (به هر دلیلی) برای ایرانیان داشت. غافل از این که بخش اعظم مردم آن زمان لزوم آن چیزها را درک نمی کردند. او در احداث راه آهن موفق شد برای اینکه مردم خیلی زود پی به فایده آن بردند. پدربزرگ من وقتی قدرت سیمان را دید دیگر کارکردن با کاه گل برایش خوشایند نبود. امثال پدربزرگ من هنوز به رضاشاه عشق می ورزند. خود شاهد بودند که چگونه انگلها و حشرات خطرناک را در روستاها ریشه کن کرد. ولی در بسیاری از زمینه های دیگر او نتوانست مردم را توجیه کند. بویژه مردم شهرها از جمله روحانیان, بازاریان و استادکارها سیاستهای او را تهدیدکننده منافع خود یافتند. کوتاه سخن, او بستر را برای واردات فن آوری پیشرفته غرب آنچنان که باید آماده نکرد. همانطورکه در آغاز اشاره شد کشورهایی مثل فرانسه وایران در دو جزیره فرهنگی متفاوت بودند و حکومت رضاشاه فقط کافی بود که انگیزهای قابل فهم برای مردم فرانسه را که منجر به انقلاب صنعتی در آن کشور شد را به مردم ایران ترجمه می کرد.

در پایان وارد ایران امروز می شویم. ایرانی که تشنه پیشرفت است. آگر آماری گرفته شود شاید ایران دارای سیاسی ترین مردم جهان باشد. کمتر ایرانی است که پایتخت کشورهای مختلف را نداند. اخبار در کوچکترین روستاهای ایران دنبال میشود. تحلیلهای سیاسی در کوچه و خیابانها شنیده می شوند. درمیان سنتهای ریشه ای که هویت تاریخی ما را می سازند, و یک سری سنت نماها را ساختیم تا تنبلی و لختی خود را در مقابل تغییر توجیه کنیم. تغییر همیشه سخت است. یک ساعت دیرتر یا زودتر از خواب بلند شدن مستلزم یک تلاش است تا چه رسد تغییر در جهت بکارگیری شکل جدید زندگی. هر چند این تغییر به صلاح ما باشد مراحل اولیه بسیار دشوار می نماید. طبع توجیه گر انسان شکست را قبول نمی کند پس روی به سنت سازی می کند و چون خیلی از افراد به این درد دچار هستند سنت جدید خیلی زود نهادینه می شود بدون اینکه ریشه مقبولی داشته باشد. یک مثال خیلی ساده در ظاهر مضحک, مسئله دست شویی است. این مثال بدین جهت ذکر می شود که نشان می دهد که سنت سازی فقط مربوط به تحولات بزرگ نمی شود بلکه ما در هر زمینه ای مسلح به این سلاح سنت سازی هستیم. امروزه در ایران دستشویی ها را به دو نوع فرنگی و ایرانی تقسیم می کنند. این تقسیم بندی این سوتفاهم را ایجاد می کند که ما ایرانی ها یک سبک خاص و منحصربفرد در جهان داریم. غافل از اینکه تا قبل از اختراع دستشویی های به اصطلاح فرنگی فعلی اروپاییان نیزاز شیوه ما پیروی می کردند. اختراع دستشویی فرنگی صرفنظر از دلایل پزشکی باعث صرفه جویی در فضای منازل و اجتناب از بو و دیگر عوارض نامطبوع این فرایند شده است. ایرانی های مقیم خارج با اضافه کردن یک آفتابه به این اختراع بشری آن را با نیازهای سنتی ما ایرانی ها وفق داده اند. حال چرا ما در داخل ایران باید لجبازانه شاهد این سیستم قرون وسطایی باشیم فقط به بهانه فرهنگ ایران؟ سوالی است که باید هرموقع در ترمینالها و رستورانها و دیگر مراکزشاهد عوارض آن می شویم, از خود بپرسیم و آن را عمومیت بدهیم تا بهتر بین سنت و سنت نما ها تفاوت قائل شویم.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 
























Copyright: gooya.com 2016