جايگاه ايران در جدول توسعه انساني جهان تنزل يافت، ايسنا
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس آموزشي
مدير مسؤول و سردبير مجله بينالمللي علوم جمهوري اسلامي ايران با اعلام كاهش رتبه ايران در جهان از نظر توسعه انساني، گفت: بر اساس گزارش برنامه عمران سازمان ملل (UNDP) جايگاه ايران از رتبه 98 در سال 2002 ، به رتبه 106 در سال 2003 تنزل يافته است.
دكتر محمدرضا نوري دلويي در گفتوگو با خبرنگار سرويس «آموزشي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تنزل اين رتبه را به دليل بهبود شاخصهاي كشورهايي دانست كه در سال 2002 در جايگاهي پايينتر از ايران بودهاند و افزود: مقوله توسعه انساني در ايران، همچنان با چالشهاي اساسي روبهروست.
وي در ادامه با بررسي علل و انگيزههاي مؤثر در مهاجرت مغزها و نخبگان كشور و با تقسيم اين علل به عوامل و مشكلات «بخشي يا درون سيستمي» و «فرابخشي يا برون سيستمي»، علل علمي، آموزشي، تخصصي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و معيشتي را از دسته دوم ذكر و تاكيد كرد: ما هنوز حداقل هنر استفاده از مغزها را نياموختهايم و براي آن نيز برنامه راهبردي مناسبي نداريم.
مديرمسؤول و سردبير مجله بينالمللي علوم جمهوري اسلامي ايران با اشاره به عوامل علمي، آموزشي و تخصصي معضل فرار نخبگان، تصريح كرد: به عنوان مثال آموزش پيش دانشگاهي و ضعفهاي اساسي و مزمن آن در كنار شيوه فعلي گزينش دانشجو يكي از اين عوامل است كه هر ساله در سطح ملي با تبي كاذب و رقابتهاي غير واقعي، غيرعادلانه و خشك انجام ميشود و اضطراب، پريشاني و بيماريهاي روحي رواني را كه از بزرگترين بيماريهاي عصر است براي نسل جوان و خانوادههاي آنان به ارمغان ميآورد.
همچنين رشد قارچ گونه كلاسها يا مغازههاي كنكور در اين رهگذر با هدف كسب درآمدهاي بادآورده و ارايه آموزشهاي قالبي و پر كردن حافظه جوانان به سهم خود ضربات مهلكي را به خلاقيت، ابتكار، نوآوري و شور و نشاط و بالندگي نسل جوان وارد ميكنند.
وي افزود: همچنين با عبور درصد اندكي از جوانان كشور از سد كنكور در هر سال و ورود آنها به دانشگاهها و به دست آوردن عنوان دانشجو، با توجه به بيماريهاي كهنه و جانكاه موجود در آموزش عالي كشور، گرفتاريهاي دانشجويان با شدت به مراتب بيشتري به دوران دانش آموزي گسترش مييابد. به علاوه سرخوردگي صدها هزار پشت كنكوري در هر سال و ماندن در پشت ميلههاي دانشگاه با توجه به فرهنگ حاكم بر جامعه، آسيبهاي فراوان و جدي در پي دارد.
همچنين، نارساييها و بيماريهاي مزمن در آموزش عالي كشور، رواج رو به رشد رويه مدرك گرايي، ميزخواهي، نفع طلبي فرد، عافيت طلبي، فقدان نوآوري و خلاقيت در دانشگاهها، رشد كمي و بي رويه دانشجو و دانشگاه، عدم استفاده از انرژي عظيم جوانان در فعاليتهاي پژوهشي و توليدي و در واقع غفلت از كيفيت، مصرفي شدن جامعه و روآوري به سوداگري و مشاغل كاذب، كمبود چشمگير امكانات لازم براي فعاليتهاي علمي و پژوهشي و كارآفرين نبودن اكثريت دانش آموختگان دانشگاهي از جمله مشكلات مزمني است كه روند مهاجرت يكسويه مغزها را سرعت ميبخشد.
عضو سابق شوراي پژوهشهاي علمي كشور با اشاره به عواملي كه چشم انداز آينده را براي دانشجو و هيات علمي تيره وتار ساخته و پديده مهاجرت نخبگان را به جلو مياندازد، تصريح كرد: نبود رابطه پويا و ارگانيك بين دانشگاه و پژوهش با بخشهايي چون صنعت و كشاورزي و ضعف شديد تناسب بين آموزش و پژوهش و مهارتهاي فني و حرفهاي، بيكاري رو به رشد جوانان و بحران هويت، نبود بستر مناسب براي شكوفايي استعدادهاي بيكران جوانان در كنار فقدان استراتژي و برنامه اجرايي مناسب جهت توسعه درون زا و پايدار كشور و همچنين عدم وجود فرهنگ واقعي كار و تلاش و توليد به دلايل متعدد چون وجود درآمدهاي بادآورده و عدم توجه به نياز هاي زماني و مكاني برخي از اين عوامل است.
اين استاد دانشگاه علوم پزشكي تهران با اشاره به مشكلات فرهنگي، اجتماعي و سياسي در پديده مهاجرت مغزها كه از اهميت راهبردي برخوردار است، گفت: تا زمانيكه براي بهره گيري از مجموعه مغزهاي داخلي و خارجي خود برنامههاي علمي و پويا و مبتني بر مقتضيات زمان نداشته باشيم و آينده كشور را با جديترين تهديدات مواجه نكردهايم، به خود آييم كه فردا بسيار دير است و در غير اين صورت آيندهاي بس سختتر در پيش است.
مؤسس مركز ملي تحقيقات مهندسي ژنتيك و تكنولوژي زيستي با اشاره به ضعف شديد ساختاري و برنامه ريزي مديريت فراگير كشور، خاطرنشان كرد: يكي از مشكلات عمده، محروم كردن جامعه از افراد صالح، شايسته، متخصص، شجاع و با تجربه از مسئوليتها و بي اعتنايي به اصل اساسي شايستهسالاري در كنار نبود حداقل امكانات براي فعاليتهاي علمي و پژوهشي است كه جامعه را گرفتار روزمرگي ميكند، اين در حاليست كه عموم سرمايههاي انساني ارزشمند كشور، بويژه جوانان از روزمرگي و انفعال نفرت داشته و خواستار حضور واقعي و فعال در يك جامعه شايسته سالار، مشاركتي و رقابتي واقعي هستند.
به گفته دبير بورد ژنتيك كشور، بي اعتنايي به خواستههاي معقول و مطالبات بر حق اعضاي هيات علمي، احساس عدم كارآمدي، ناامني و عدم امنيت، ارضاي فكري و آينده شغلي متخصصان، وجود تنشها و فشارهاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي رو به تزايد در جامعه و فضاي به شدت سياست زده كشور، به عنوان عوامل يا نيروهاي دافعه دروني، مهاجرت نخبگان را به شدت رونق بخشيده است و بالعكس ترغيبهاي اجتماعي براي پيشرفت و وجود فضاي حمايتي فعال و جاذبههاي گوناگون در كشورهاي توسعه يافته جهان براي مهاجرين و رسيدن به سطح استاندارد و رفاه اجتماعي، اطمينان از آينده شغلي و... به عنوان جاذبههاي خارجي، در كنار انگيزههاي فردي و كاهش علايق فرهنگي از جمله دلايل مهم مهاجرت مغزها است.
وي افزود: آمريكا به عنوان اصلي ترين قطب فناوريهاي روز جهان، ساليانه رقمي بالاي 500 ميليارد دلار صرف طرحهاي پژوهشي راهبردي در بخشهاي مختلف ميكند كه اين يكي از دلايل اصلي سيل مهاجرت نخبگان به اين كشور است به نحوي كه بيش از 30 درصد نيروهاي درگير در پژوهش و توسعه در كشور آمريكا را مهاجرين تشكيل ميدهند.
همچنين از 55 هزار دانشجوي خارجي كه در خلال سالهاي 1996-1985 از آمريكا مدرك دكترا گرفتهاند حدود 40 درصد آنها در آمريكا مقيم شدهاند.
عضو سابق شوراي پژوهشهاي علمي كشور با بيان اينكه بالندگي و شكوفايي علم، دانش، پژوهش، توليد واقعي، انديشه و فرهنگ نيازمند بستري امن و با ثبات يعني تامين حقوق اساسي مردم است، تصريح كرد: فقدان اين شرايط،فرايندهاي رشد و توليد واقعي جامعه را با بن بست مواجه كرده و بارقه هاي اميد را در دل مردم به ياس و نااميدي تبديل مي نمايد. چراكه اصلي ترين رمز پيشرفت كشورهاي توسعه يافته مانند آمريكا، ژاپن، كانادا، موفقيت آنها در پرورش مغزها و استفاده بهينه از آنها يعني استفاده مناسب از فرصتهاست زيرا منابع انساني تربيت شده اصلي ترين ركن توسعه و پيشرفت هر جامعه است.بايد بدانيم كه از دست رفتن فرصتهاي تاريخي ،نقطه پاياني دارد كه در آن، متاسفانه هيچ انتخابي در پيش رو نيست.