زنده باد آزادى پوشش! به انگيزه روز جهانى زن، آرش کمانگر
[email protected]
جامعه شناسان نوع پوشش انسانها را نحت تاثیر عوامل جغرافیایی ، اقتصادی ، فرهنگی و عقیده تی ( اعم از مذهبی یا غیر مذهبی ) ارزیابی میکنند . تحت تاثیر همین عوامل ، ما شاهد پوشش ها و لباسهای متنوع در نقاط مختلف جهان هستیم .اما هر چه که به جلوتر میرویم ، تحت تاثیر پدید آمدن دهکده جهانی و هژمونی فرهنگی – اقتصادی کشورهای پیشرفته صنعتی ، لباس مدرن غربی بدلیل تنوع ، راحتی و متناسب بودن آن با زندگی و اشتغال در قرن 20 و 21 بدل به " یونیفرم " جهانی میشود . برای نمونه شلوار جین به رایج ترین لباس زنان و مردان در همه کشورها مبدل شده است .
بعلاوه ( علیرغم برخی عقب گردها و زیگزاکها در برخی کشورها ) در نتیجه این تجولات ، تا حدود زیادی از حجم لباس مردم کاسته شده و در عوض بر تنوع آن افزوده شده است. مثلا اگر به تصاویر زنان اروپایی در قرون گذشته نگاه کنیم به وضوح این تحول را مشاهده خواهیم کرد.
در رابطه با ایران ، چنانکه از برخی تحقیقات تاریخی مستفاد میشود ، زنان ساکن قلمرو امپراتوری ایران تا قبل از حمله اعراب مسلمان و حتی تا سالها بعد از آن ، پوششی شبیه لباسهای محلی رایج در کشورما ( نظیر لیاس کردی ) داشته اند یعنی از چادر و مقنعه و روبند خبری نبود . تنها پس از بلامنازع شدن شریعت اسلامی ، بویژه از دوران صفویه بدینسو بوده که بورقا ، چادر ، مقنعه ، روبند و غیره با حربه جبر و جهل بر زنان حاکم شد که آنهم اساسا در میان زنان شهری و خانه نشین رواج یافت و اصولا زنان روستایی و عشایر بدلیل مشارکت وسیع در کشاورزی و دامداری و دست و پاگیر بودن چادر و چاخچور ، عملا آنرا رعایت نمیکردند و صرفا در حد روسری و لباس بلند محلی ، بدن خود را می پوشاندند .
حتی یک سیاح ایتالیایی که در اوایل حکومت صفویان از ایران دیدار کرده مینویسد : زنان ایرانی لباسهایی میپوشند که در قسمت سینه باز است و بدن خود را به نمایش میگذارند ، اما یک مورخ دیگر ( شاردن ) در مورد پوشش زنان ایرانی در قرن 17 میلادی مینویسد که زنها تمام بدن خود را به استثنای صورت ، دست و پا میپوشانند .
البته برخی مورخین غیر مسلمان ( نضیر نیکی آر. کدی ) و شماری از مسلمانان نوگرا عقیده دارند که دستوری بنام حجاب در قرآن وجود ندارد ، اما غالب فقهای اسلامی آیه 31 از سوره نور را همان ضرورت حجاب زن – لااقل در حد پوشاندن موی سر و دورگردن – ارزیابی میکنند که بر همان مبنا در اغلب کشورهای خاورمیانه از جمله ایران عمل میشود .
بعد از تبدیل اسلام به دین حاکم بر کشورمان ، مقاومت در برابر حجاب اسلامی ، اساسا در مناطق روستایی از طریق حفظ لباسهای رنگی بومی خود را جلوه گر میساخت ، در مناطق شهری ، نخستین بارقه های اعتراض را در وجود زنان پیشرویی چون طاهره قره العین مشاهده میکنیم که بعدها رگه هایی از آن را در جریان انقلاب مشروطه هم شاهد بودیم ، ولی اساسا در دوره رضا شاه بود که لغو حجاب به عنوان یک رفرم دولتی در دستور قرار گرفت .
68 سال پيش در روز 17 دى، رضا خان فرمان معروف به »كشف حجاب« را صادر كرد تا به زور اسلحه و پاسبان، چادر را از سر زنان بردارد و حجاب اسلامى را در اماكن عمومى ممنوع سازد. او اين كار را از خانواده خودش شروع كرد و به همسر و دو دختر خود دستور داد كه آن روز در هنگام سخنرانىاش در جشن فارغالتحصيلى پرستاران رشته مامايى، بدون پوشش اسلامى در انظار عمومى ظاهر شوند.
از آن روز به بعد خاندان پهلوى 17 دى را بهعنوان روز زن يا روز »آزادى زن« نام گذارى كردند و در تمام دوران حكومتشان آن را جشن گرفتند.
بعد از انقلاب 57 و سرنگونى رژيم سلطنتى، جمهورى اسلامى نوپا، اين روز و فرمان كشف حجاب را ملغى كرد و به جاى آن روز تولد »فاطمه« دختر پيامبر را بهعنوان روز زن اعلام نمود و حجاب را در تمامى معابر و اماكن عمومى اجبارى دانست.
اما طرفداران واقعى جنبش برابرىطلبى زنان _هم در رژيم شاهنشاهى و هم در رژيم فقاهتى_ از منظر دفاع بىقيد و شرط از »آزادى پوشش« با هر نوع اجبار و وضع قانون براى تعيين نوع لباس مردم و بويژه پوشش زنان مخالف بودهاند و همدوش با ميليونها زن در جهان، هشت مارس _روز بين المللى زن_ را بهعنوان روز خود محسوب نمودهاند. مراسمهاى باشكوه در سالهاى نخست بعد از انقلاب ،از جمله راهپيمايى تاريخى اسفند 57 و نيز تلاش مجددى كه فعالين جنبش زنان در ايران و به طور علنى طى چند ساله اخير براى گراميداشت 8 مارس انجام دادهاند، نشان مىدهد كه نه روز كذايى زن در رژيم شاه و نه چنين روزى در رژيم شيخ، مورد تاييد زنان مبارز و برابرىطلب ايران نيست.
مبانى حقوق بشر و از جمله اصل مربوط به آزادىهاى فردى _و در اينجا آزادى پوشش_ حكم مىكند كه هيچ قانون و قلدرى نتواند به بهانه عرف گرايى يا شريعتگرايى، حق فردى زنان را براى انتخاب نوع پوشش خود زير سوال برد. از اينرو هم طرفداران »حجاب اجبارى« و هم طرفداران »ممنوع سازى حجاب« با اصل مدنى و دموكراتيك »آزادى پوشش« مخالفند و آن را نقض مىكنند.
واقعيت اين است كه در بسيارى از جوامع موسوم به اسلامى، مبارزه براى آزادى پوشش به يكى از مطالبات ثابت جنبشهاى آزايخواهانه و فمينيستى مبدل شده است و در ايران اين جنبش بيشتر از هرجاى ديگر قويتر است. معناى روشن اين شعار و مطالبه اين است كه هيچ دولت، گروه سياسى، مذهب و مرامى نتواند و نبايد نوع پوشش خاصى را بر مردم _بويژه زنان_ تحميل كند و يا آنها را از پوشيدن لباس خاصى ، اعم از چادر، مانتو، شلوار يا مينى ژوپ، منع نمايد. اين بدان معناست كه ما فقط با رژيمهاى استبدادى اسلامى نيست كه سر ستيز داريم بلكه با اقدامات ارتجاعى و ضددموكراتيك رژيمهاى مدعى سكولاريسم نيز مخالفيم. از همين رو نه تنها با حجاب اجبارى در ايران و عربستان و افغانستان و ... مخالفيم بلكه با اقدام دولت آلمان براى جلوگيرى از تدريس يك معلم محجبه افغانىالاصل، با تلاش محافلى در اروپا ( که هفته پیش از تصویب پارلمان فرانسه گذشت ) براى ممنوع سازى حجاب براى دختران دانش آموز، با سياست دادگسترى تركيه و ارتش آن كشور براى جلوگيرى از حجاب اختيارى دختران دانشجو و بنابراين با اعمالى نظير فرمان كشف حجاب رضاخان در 1314 نيز مرزبندى قاطع داريم زيرا ما »استبداد مثبت« را به رسميت نمىشناسيم.
رضا خان البته اقدام خويش را تحت تاثير سياستهاى آتاتورك در تركيه كه به بهانه مبارزه با عقب ماندگى و تلاش براى اروپايى كردن كشور، بىرحمانهترين جنايات را عليه مذهبىها، كردها و ارامنه مرتكب شده بود و يك استبداد لاييك برپا كرده بود، انجام داد. فرمانى كه به موجب آن خيل پاسبانها و گزمهگان رژيم در خيابانها و كوچهها و اماكن براه افتادند تا به زور اسلحه و باتوم و تحقير و توسرى، چادر و روسرى را از زنان بگيرند. رضاخان در دورهاى حتى تلاش نمود مردان _بويژه كاركنان دولت_ را نيز به پوشيدن لباسها و يونيفرمها و كلاههاى خاصى وادار كند. حال آنكه يك رژيم مبتنى بر دموكراسى و آزادىهاى فردى و اجتماعى، به جاى اين كار سعى مىكرد از طريق روشنگرى و تبليغات علمى و اگاهگرانه، به نقد اشكال و مناسبات سنتى حاكم بر جامعه ايران و از جمله پديده بىمعنا، ارتجاعى و مردسالارانه حجاب زنان بپردازد، بى آنكه مرتكب هيچگونه خشونت و ممنوع سازى شود. رضاخان فكر مى كرد از طريق آن نوع قلدرمآبىها مىتواند كشور ما را »متمدن« كند. حاصل آن نوع مدرن سازىهاى ارتجاعى اين شد كه چند دهه بعد مردم ايران در انقلاب ضد سلطنتى خويش، عناناختيارخود را به دست كسانى سپردند كه مستقيما از قرون وسطى برآمده بودند. البته بايد به اين مساله اشاره نمود كه عليرغم هياهوى فعلى سلطنتطلبان در مورد واقعه كشف حجاب، جانشين رضاخان _محمد رضا پهلوى_ وقتى بر تخت جلوس نمود، اندكى سياستهاى پدر را تعديل داد و ضمن به بازى گرفتن روحانيون و پرداخت حقوق به آنها از بيت المال، اسم وليعهدش را نيز به احترام امام هشتم شيعيان »رضا« ناميد و مرتبا به زيارت مكه و مشهد و ... مىرفت و از جيب ملت، ميليونها خرج گلاب پاشى و نونوار كردن آنها مىكرد. در آستانه انقلاب بهمن نيز »شهبانو فرح« براى جلب رضايت مردم تحت امر خمينى، با روسرى اسلامى به زيارت كربلا رفت تا اندكى از خشم رهبرى مرتجع انقلاب در مورد واقعه كشف حجاب بكاهد. اكنون اما كه بحران سياسى و نارضايتى عمومى و از جمله عظيمترين نافرمانى مدنى زنان و جوانان كشورمان تمام ايران را فرا گرفته است و كل منطقه در يك التهاب كامل به سر مىبرد، سلطنتطلبان فرصت را غنيمت شمردهاند تا جنس بدل خود _17 دى_ را به جاى 8 مارس روز جهانى زن، به جنبش حق خواهى و برابرىطلبى زنان ايران تحميل كنند تا بگويند »جد بزرگوار« ما پيشاهنگ آزادى زنان در ايران بوده است. ولى واقعيت اين است كه وضعيت اسفبارتر زنان در جمهورى اسلامى نمىتواند بار گناهان كسانى را بپوشاند كه در دوره حكومت سلطنتى، »لوكس بازى« و راه اندازى مسابقه ملكه زيبايى و پخش هرويين توسط اشرف پهلوى را »مدرنيسم« جا مىزدند و از طرفى ديگر بسيارى از قوانين مرد سالارانه را در قوانين »مدنى و كيفرى« كشور حفظ كرده بودند و از طريق سازش با مذهب رسمى _كه قانون اساسى را برخاسته از ذات مقدس آن مىدانستند_ چشم بر بى حقى و نابرابرىهاى عظيم جنسى و طبقاتى اكثريت زنان در جامعه بسته بودند و هرجا هم كه نسبت به ديكتاتورى، نابرابرى طبقاتى و وابستگى خفت بار به امپرياليسم صداى اعتراضى برخاست، با ساواك جهنمى دست آموز »سيا« و »موساد« به سراغ مخالفان رفتند و از جمله صدها تن از زنان چپ و مبارز را به زير وحشيانه ترين شكنجه ها و حتى تجاوز جنسى كشيدند.
بنابراين هيچ زن و انسان ترقيخواهى در ايران نمىتواند 17 دى اين سمبل رژيم ستم شاهى را روز خود بنامد و سالروز اقدام »آتاتوركى و قزاقگونه« كشف حجاب را با روز واقعى آزادى زن و از جمله آزادى بىقيد و شرط پوشش، اشتباه گيرد.
5 مارچ 2004