پنجشنبه 21 اسفند 1382   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

خشونت عليه زنان را در جامعه ايران متوقف كنيم، هنگامه شهيدي

نتايج يك تحقيق نشان مي دهد كه نيمي از زنان در جهان هفته اول ازدواج با خشونت همسران مواجه مي شوند و بررسي ها حاكي از آن است كه ساختار اجتماعي بيش از عوامل فردي در ظهور خشونت مؤثر است

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




به بهانه 8 مارس روز جهاني زن

www.hengamehshahidi.com
[email protected]

يكي از دلايل خشونتي كه برخي مردان بر زنان روا ميدارند اقتصادي است. اكنون ايران در شرايط بحران اقتصادي شديد به سر ميبرد ولي به لحاظ فرهنگي هنوز مراسم ازدواج و هزينههاي گزاف كه برخي از مراسمها بر عهده مردان ميگذارد در جامعه وجود دارد و مردان براي اينكه ازدواج كنند ميبايستي هزينه هاي بسياري را قبول كنند و بپردازند .بعضي از آنها پس از ازدواج به نوعي از طريق خشونت فيزيكي يا رواني كه بر همسرانشان اعمال مي كنند به نوعي قصد انتقام جويي از همان فرهنگي را دارند كه اين هزينهها را بر ايشان تحميل كرده است و متاسفانه مراكز خاصي براي دادخواهي اين زنان وجود ندارد و اگر هم باشد اين يك مسئله پروسه بسيار طولاني است به اين ترتيب كه زن ابتدا ميبايستي به پزشكي قانوني مراجعه كنند و از همسايگان و اقدام خود استشهاد جمع كنند و بعد اين استشهاد را به دادگاه ببرند و قاضي تصميم بگيرد كه آيا اين زن حق طلاق دارد يا جراحاتي كه بر او وارد شده زندگياش را به خطر مياندازد يا نه؟ خشونت خانوادگي را فقط مردان طبقات پايين جامعه كه شرايط اقتصادي بدي دارند بر زنان حود اعمال نميكنند بلكه خشونت حتي در طبقات تحصيل كرده و مرفه هم وجود دارد بنابراين مسئله اينجا فقط مسئله فشار اقتصادي نيست البته به نوعي فشارهايي به مردان وارد ميآيد و يا به نوعي فشارهايي كه بر آنها در سطح جامعه وارد ميآيد ميخواهند بر سر زنان خود خالي كنند ولي آنچه كه به مردان اين اجازه را ميدهند كه خشونت را بر زنان ابراز كنند وجود قوانيني است كه مردان را برتر از زن ميداند و از زماني كه زن از خواستههاي شوهر سرپيچي كند مرد به خود اين اجازه را ميدهد كه از طريق فيزيكي يا از طريق رواني بررسي خود را به زن نشان دهد و بهترين نوعي آن به نظر مردان خشونت است چون به مراتب چشمه اي قويتر و بزرگتر از زن دارند. به اين ترتيب مسائل فرهنگي، قانوني، اقتصادي و اجتماعي در ايران در خشونت عليه زنان بسيار است و متأسفانه بسياري از اقشار اجتماعي جامعه ما را در بر ميگيرد و به قشر خاصي محدود نميشود چرا كه زنان مستقل به اقشار تحصيل كرده يا مرفه جامعه كمتر ابراز ميكنند كه مورد خشونت همسران خود قرار گرفتهاند در حالي كه زنان طبقات پايينتر با محرومتر جامعه اتفاقاً راحتتر اين مسئله را ابزار ميكنند كه از طرف شوهران خود كتك ميخورند يا به آنها توهينهاي لطفي ميشود ولي زنان اقشار بالاي جامعه و تحصيلكرده متأسفانه با اينكه تحت اين نوع خشونتها قرار دارند ولي شرم دارند از اين كه آن را بيان كنند.
آنچه كه فعلاً ميتواند از اين رفتارها را كمتر كند يكي برخورد خود زنان است كه به طور جديتر با مسئله خشونتي كه بر آنها روا ميشود حداقل از طريق همسران خود برخورد داشته باشند. اكنون سازمانهاي مختلف دفاع از حقوق زنان در ايران داريم كه غيردولتي هستند و زنان مي توانند به آنها مراجعه كنند و راه ديگر از طريق تغيير قوانين است قانون بايد با مردي كه زنش را كتك ميزند برخورد كند كه ما فعلاً چنين قانوني در ايران نداريم و اين دليلي است كه خشونت مي تواند ادامه پيدا كند.به عقيده نگارنده بايستي براي زنان كتك خورده خانههاي امن ايجاد شود تا آنها به آن خانهها پناه ببرند و گاهي اتفاق ميافتد كه چون زنان جايي ندارند بروند توسط شوهرانشان كشته ميشوند.
خشونت عليه زنان و دختران در تمام مراحل زندگي انسانها به عنوان يكي از معضلات اجتماعي مطرح بوده است اين پديده اجتماعي حتي در برخي باعث پاشيده شدن اغلب كانونهاي خانوادگي و حتي منازعات قبيله اي شده است پديده خشونت عليه زنان با توجه به نوع فرهنگ جوامع انواع مختلفي دارد كه مي توان به مواردي از جمله تحقيقترشدن، اهانت، زنداني شدن، اجازه ندادن بر ديدار با خانواده، كتك كاري، رفع نكردن نيازهاي مالي و عاطفي و معنوي ذكر كرد. در پديده و خشونت بيشتر دختران و زنان از طرف همسران پدران و برادران مورد خشونت قرار ميگيرد افرادي كه بر روي آنها خشونت انجام ميشود به دلايل مختلف از جمله ترس و وحشت از انتقام، فشارهاي فرهنگي، نبود حمايت اجتماعي اقتصادي و خانوادگي از ابراز آن حتي به نزديكان و يا پيگيري قانوني امتناع ميورزند. يكي از انواع مختلف خشونت پديده ازدواج زن به زن است كه از زمانهاي گذشته در برخي شهرها مرسوم بوده است در اين نوع ازدواج پسريا پدر خانواده خواهر يا دخترش را وادار به ازدواج با پسر خانواده ديگر ميكند تا خود بتواند دختري از آن خانواده را به عقد خود درآورد و يا پسري كه مادرش بوده است او را به ازدواج با مردي وادار مي كند تا بتواند با دختر آن مرد ازدواج كند. يكي از دلايل اين نوع ازدواج فقر اقتصادي است كه باعث ميشود هزينه ازدواج خواستگاري و جهيزيه حداقل برسد و برخي ازدواج زن به زن را ذهن براي كاهش جمعيت خانواده در نتيجه فشار اقتصادي ميدانند عواقب و پيامدهاي اين نوع از مختومه دختران و زنان بوده كه شامل ازدواج اجباري احتمال بالاي طلاق و اختلاف و درگيري ميان زن و شوهر ميشود كه ميتواند بجز به خشونت عليه زن شود. يكي از سنتهاي رايج ديگر لفظ طلاق است. در جاري شدن لفظ طلاق شوهر زن را مجبور بر انجام دادن يا انجام ندادن كار ميكند و در صورت مقاومت و مخالفت زن طلاق او محرز ميشود و در صورتي كه زن به گفته شوهرش بي توجهي نمايد ناچار به طلاق و جدايي از او ميباشد. نكته جالب در اين قضيه مسئله قانوني شدن اين نوع طلاق است كه به دو صورت است كه اول زن تأييد كند كه شوهرش لفظ طلاق را جاري كرده و دوم اينكه مشاهده بر جاري شدن لفظ طلاق وجود داشته باشد كه در دادگاه مشاركت دهد و در هر دو صورت رضايت يا عدم رضايت زن بي اثر است راه رفع اين مشكل در صورت رضايت زوجين به ادامه زندگي طلاق دادن زن و سپس عقد مجدد او توسط شوهر است كه خود مشكلات عدهاي براي زن به دنبال دارد يكي ديگر از نمونههاي خشونت عليه زنان در كردستان لفظ ثلاثه يا سه طلاقه است كه شباهت زيادي به رسم قبلي دارد ولي از آن پيچيده تر است .در اين نوع طلاق شوهر در هنگام عصبانيت و يا نارضايتي شديد از زنش سه بار بگويد طلاقت گفتگو گفتگو گفتگو (طلاقت افتاد افتاد افتاد) زن به همسرش نامحرم شد و ديگر نبايد با او زير سقف زندگي كند و راه قانوني كردن اين نوع طلاق بر اساس تأييد شوهر يا حضور مشاهده ميباشد. پيچيدگي اين مورد نسبت به قبلي اين است كه راه آن طلاق عقد آن با فرد ديگر و در مرحله بعدي طلاق از فرد اخير و تعهد مجدد با همسر قبلي خود ميباشد كه آسيبها و مشكلات فراواني را براي خانواده و بخصوص زن ايجاد ميكند. مصاديق ديگر خشونت عليه زنان كردستان ميتوان به ناتوانايي تصميمگيري دختران و زنان در خانواده به علت وابستگي نبود حمايت والدين زن از طلاق و رهايي از زندگي خشونت با شما علل فرهنگي ترس و وحشت زنان از طريق به دليل نداشتن پايگاه اجتماعي و حمايت ترس مداوم از انتقام شوهر و خانواده او انتقام گرفتن از زن توسط شوهر و خانواده او بدون اثبات ادعا است. كارشناسان مسائل اجتماعي معتقدند كه عدم آگاهي زنان از حقوق خود احساس بيش از حد زنان نسبت به دوام خانواده و بخصوص و زندان نبود احساس مسئوليت مردان و عدم ابراز اعمال خشونت از طرف زنان به دلايل فرهنگي را از دلايل اصلي موانع اصلي و حمايت از زنان در مورد خشونت در استان كردستان ميدانند.
خشونت عليه زنان و دختران به چند عامل از جمله سنت و به علت غلط در جامعه و فقر فرهنگي بستگي دارد متأسفانه در جوامع سنتي زن به عنوان يك وسيله مطرح است و از حداقل حق و حقوق خود نيز برخودار نيست. زن به عنوان يك شهروند خارج از بحث جنسيتها از حق و حقوق مساوي در برابر و برخوردار است و به عنوان يك انسان بايد تمامي حقوق و رعايت شود متأسفانه خشونت عليه زنان و دختران استان كردستان از همان اوايل كودكي نمود پيدا ميكند و در اين مرحله از زندگي با جنس مؤنث برخوردهاي بدي ميشود تبعيض عليه جنس مؤنث متأسفانه در جامعه ما پيامدهاي منفي زيادي در برداشته است به دليل فرهنگ غلط كه بر جوامع سنتي برخي مناطق حاكم است دختران نميتوانند ادامه تحصيل دهند و اين امر باعث سرشكستگي دختران و احتمالات زن اين به خودكشي به نشانه اعتراض به وضع موجود ميشود. خشونت عليه زنان و دختران ميتواند پيامدهايي ازقبيل فرار از خانه، گرايش به جنس مخالف، به خطر افتادن سرمايه اجتماعي ، ناهنجاري طلاق، اختلافات خانوادگي ،بچههاي بي سرپرست و تهديد سلامت و بهداشت رواني را به دنبال داشته باشد. توانمندسازي زنان و دختران از راهكارهاي مبارزه عليه خشونت زنان و دختران است. ارتقاي تواناييها زنان در بعد جسمي، روحي، رواني، سياسي، اجتماعي و اقتصادي در مبارزه عليه اين مسئله بسيار مؤثر است.بياييد همگي با هم تلاش كنيم تا خشونت عليه زنان را در جامعه ايران متوقف كنيم...





















Copyright: gooya.com 2016