بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! روز جهاني انسان به جاي روز جهاني زن، نازي عابديمن نه براي" زن" مي نويسم و نه براي "مرد"، زيرا از نگاه من، هيچ يک از ما به معناي واقعي "زندگي" نمي کنيم. يعني اکثرا اين طور هستيم. يا حداقل من اين گونه مي بينم. شايد هم با اين قبيل نوشته ها برچسب هايي چون بدبين يا پوچ گرا نثارم شود! مهم نيست! انسان ها در قضاوت کردن آزادند و محترم. اين ميان من هم نظرم را مي گويم; و امروز به بهانه روز جهاني زن مي خواهم از "انسان" بگويم. من کمابيش آدمي خجالتي بودهام و معمولا در گفتن تبريک و تسليت مشکل داشتهام. خلاصه بگويم، در يک پنجشنبه تابستاني ميهمان داشتم; ميهماناني عزيز که ميگفتند يک سال از تولد فرزند دوستشان گذشته و آنها هنوز فرصت نکردهاند براي تهيه هديه و بردن آن اقدام کنند. آنها، هم از اينکه تاخير داشتند ناراحت بودند و هم از اينکه، اي بابا حالا کي حال دارد برود هديه بخرد! اصلا چي بخريم و...؟ ميهمانها که رفتند هجوم افکار تازه در ذهنم آشوبي برپا کرد و در پي اين هجوم، خواستم که باز بنويسم; و نوشتم... نوشتم که ديگر هيچ وقت از نگفتن بسياري تبريک و تسليتها احساس تقصير نخواهم کرد. حتي از اين نگفتنها لذت خواهم برد. زيرا به اين فلسفه رسيدهام که پدر و مادر با آوردن بچه فقط گوشهاي بسيار کوچک از عظمت هستي را به نمايش مي گذارند و نه هنر خويش را.... من به پدر و مادري تبريک خواهم گفت که در ميان انگشتان نوجوانشان سيگار جايي نداشته باشد; ودر مقابل، به تمام پدر و مادرهايي که اين سفيد سبکوزن و يا چيزهايي بدتر از آن، لبها و ششهاي فرزند يا فرزندانشان را به زنجير کشيده باشد، تسليت ميگويم!...(هرچند تا حدود زيادي حق داريم حلقههايي از اين زنجير را ناشي از جامعه و ديگر عوامل بدانيم و تقصير را بر گردن آنها بيندازيم. اما مگر نه اينکه اين جامعه را هم خود ما ميسازيم. از طرفي، شايد بگوييم حرفزدن آسان است و تا کسي خودش بچه نداشته باشد، نمي داند بزرگ کردن فرزند چقدر دشوار است. به هر حال، من سعي کردهام اين سطور را با درنظرگرفتن تمام اين جوانب بنويسم و قصد هيچ گونه توهين يا نکوهش کردن کسي را ندارم. به علاوه، اميدوارم ظاهر شعارگونه اين سطور ناديده گرفته شود و بتوانم جان کلام را در محدوده اين حروف به نگارش درآورم.) آري، من به پدر و مادري تبريک خواهم گفت که جوانشان براي فرار از ناراحتي و آشفتگي، به جاي سيگار يا هر چيز ديگري شبيه به آن، مصمم و استوار بگردد و راهي مفيد بيابد. در مقابل، به پدر و مادري تسليت ميگويم که پسر روشنفکرشان مرتب در جلساتي مثل دفاع از حقوق زنان شرکت کند، اما همسرش آگاهانه يا ناآگاهانه مجبور باشد نهتنها دود سيگار و بوي الکل مرد روشنفکرش را تحمل کند، بلکه علاوه بر کشيدن بار سنگين کار خانه، جاسيگاري و جورابهاي او را هم تميز کند! به هر حال، اي کاش روز جهاني انسان و انسانيت هم داشته باشيم; و در پي آن ( فارغ از هر مراسم و شعار) لحظه لحظه زندگيمان "انساني" باشد; چه مرد باشيم و چه زن! 12/12/1382 Copyright: gooya.com 2016
|
||||||