شنبه 23 اسفند 1382   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

مردان نیز از خشونت بیزارند، پاسخي به مقاله هنگامه شهيدي، علیرضا منتظری نجف آبادی

بطور حتم یکی از نشانه های پیشرفت در هر جامعه ای پیشرفت و ارتقا فرهنگ آن جامعه می باشد. پیشرفت هر یک از ارکان جامعه به تنهایی نه امکان پذیر است و نه ارزشمند، چراکه بطور یقین پیشرفتی کاذب خواهد بود. اقتصاد، صنعت، علم، فرهنگ و .... به تناسب و در کنار یکدیگر امکان رشد میبابند چراکه به یکدیگر وابسته و مرتبط هستند. بنابراین فراموش نکنید که نمی توانید آنها را به تنهایی به میز محاکمه بکشانید و یا برایشان نسخه ای تجویز کنید.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




در پاسخ به خواهر گرامی خانم "هنگامه شهیدی" در مقاله ای با عنوان "خشونت علیه زنان را در جامعه ایران متوقف کنیم" به بهانه هشتم مارس، روز جهانی زن؛ نکاتی را لازم دانستم متذکر شوم، اگرچه آزادی خواهی ایشان را به عنوان یک زن ایرانی ارج می گذارم. امید است که آزادی خواهی بنده را نیز باور نمایند.
خشونت علیه زنان بطور حتم فراتر از خشونت فیزیکی علیه زنان میباشد، اگرچه شاید هدف شما در این مقاله تنها مبارزه با خشونت فیزیکی بوده باشد و یا شاید هدفتان ابراز خشونتهایی باشد که در برخی از قومیتها بطور جسته و گریخته اعمال میشود که در این صورت میبایست در همان محدوده سخن می گفتید نه آنکه به گفتارتان جامعیت دهید. اما از شما توقع بر این بود که همچون روشهای گذشته خود تحلیل و راهکاری بنیادی بر خشونت جامع علیه زنان داشته باشید نه آنکه تنها بخشی از خشونت را بصورت کل خشونت جلوه دهید.
همه از خشونت فیزیکی که بر زنان ایرانی روا داشته می شود آگاه هستیم این دردی است قدیمی و اکثریت جامعه آن را نکوهش می کنند اما از شما به عنوان یک مدافع حقوق بشر و عضو فعال سازمان حقوق بشر اسلامی که در سن جوانی به دنبال احقاق حقوق زنان هستید انتظار میرفت خشونت پنهان بر علیه زنان را که یک فاجعه جهانی است و در واقع مشکل اصلی و ترمز پیشرفت زنان جامعه میباشد را به تصویر بکشید و دیدگان را به آن بینا نموده و برای چنین خشونتی که روا داشته میشود راه کار بیندیشید تا به طبع آن خشونتهای فیزیکی و قومی نیز مرتفع گردد. مطمئن باشید تاسیس خانه های امن حتی تسکین کوتاه مدت برای خشونت فیزیکی هم نیست چه رسد به درمان خشونت همه جانبه بر جامعه زنان. آیا با تاسیس چنین خانه هایی، خشونت مورد نظر شما ریشه کن خواهد شد؟ آیا مشکل چنین زنانی نداشتن چنین مکانهایی است؟ شما برای جامعه ای که به قول خودتان قوانین آن، مرد را برتر از زن می داند، به دنبال تسکین درد هستید یا راه درمان؟ تحلیل شما یکطرفه و فمنیستی است. پس چگونه خود را فمنیسم نمیدانید؟
من نیز از خشونت بر علیه زنان بیزارم و خشونتی که مستقیم و غیر مستقیم بر آنان روا می یابد را محکوم می نمایم. اما ریشه این خشونت کجاست؟ هدف شما در نوشتن چنین مقاله ای چیست؟ تنها به خاطر آنکه هشتم مارس بود، وظیفه دانستید که قلم بزنید مانند بسیاری دیگر که نمی دانند به دنبال چه می گردنند و اگر حتی تجمعی می کنند تنها به دنبال ارضای آن حس کنجکاویشان هستند. اما شما را خوش فکر تر از این می دانستم که چنین راه کارهایی را ارائه دهید راهکارهایی از قبیل ارتقای تواناییهای جسمی. که بسیار متعجب هستم از چنین برداشت شما از مردان.
در ابتدای مقاله تان فشار اقتصادی را یکی از دلایل خشونت فیزیکی مردان علیه زنان میشمارید و در ادامه آنرا تنها به بخشی از جامعه کم درآمد نسبت می دهید. اگر فشار اقتصادی جامعیت ندارد پس شایسته نیست آنرا در یک تحلیل اجتماعی مورد بررسی قرار دهید. این یک تناقض آشکار در تحلیل شما است. آنچه که زنان را در هفته اول ازدواج به خشونت فیزیکی مواجه می کند همانگونه که خود اذعان داشتید فرهنگ و ساختار اجتماعی است، این فرهنگ تنها ساخته مردان جامعه نیست. جامعه را مردان و زنان در کنار و تقابل با یکدیگر شکل می دهند. اگر با استناد به نتایج یک تحقیق، ساختار اجتماعی را بیش از عوامل فردی در ظهور خشونت موثر میدانید، بنابراین خشونت را یک فرهنگ حاکم بر جامعه بنامید و به دنبال اصلاح فرهنگ جامعه و اصلاح زنان و مردان چنین جامعه ای برخیزید.

اگر جامعه جهانی را مثال میزنید پس چگونه در ادامه به فرهنگهای کوچک قبیله ای استناد می کنید و آنها را علاوه بر آنکه به کل جامعه ایرانی نسبت می دهید مردان را اینگونه انسانهایی خشن و ظالم جلوه می دهید؟
اگر به جامعه ایرانی و فرهنگ های نادرست ازدواج متوسل می شوید به یاد داشته باشید که این سنتها و فرهنگها در بطن خود حکمتهای خردمندانه ای داشتند که متاسفانه به مرور زمان و کم توجهی ما بطور نا صحبح تغییر شکل پیدا کرده اند و نتایج مثبت آنان معکوس گردیده. اما در مقابل همین مثال، یک سئوال را پاسخ دهید، در برگزاری ازدواجهای پر هزینه امروزی چه کسی متقاضی است؟ آیا دختران محترم جامعه ما در ایجاد این هزینه ها ی گزاف نقشی ندارند؟ اگر جواب شما مثبت باشد بنابراین در ایجاد همان فرهنگ غلط هردو مقصرند. آیا می شود دختری چنین درخواستی نداشته باشد و مرد متحمل هزینه سنگین ازدواج گردد و آنگاه به خاطر فشار اقتصادی که بر دوشش قرار گرفته و برای انتقام از دختر به خاطر تحمیل چنین هزینه ای به خشونت فیزیکی متوسل شود؟ اگرچه چنین استدلالی از پایه غلط میباشد اما هدف توجیه خشونت نیست که خشونت به هر دلیلی و از هر نوع عملی است قبیح و به دور از شان انسانی. اما شما به عنوان یک زن تحصیلکرده این جامعه چگونه از چنین استدلالهایی برای نشان دادن خشونت (فیزیکی) علیه زنان استفاده می کنید در صورتیکه دلایلتان از استحکام کافی برخوردارنیست، چگونه به دنبال مبارزه بر علیه خشونت هستید؟ طرح چنین بحثهایی تنها به گم کردن راه کمک می کند. گفتار شما فمینیسمی است. شما نیز در جامعه یک قرمز زیر پای زنان کشیده اید و مردان را در مقابل و آنسوی خط قرار داده اید. تا زمانیکه این خط قرمز وجود داشته باشد نه تنها خشونت برطرف نخواهد شد بلکه خشونت تنها بهانه ای خواهد شد برای مبارزه بی هدف زنان بر علیه مردان.
اما اگر به دنبال مبارزه هستید و به دنبال محکوم کردن مردان و نشان دادن ظلمی که بر زنان روا داشته می شود، از آنجا از چنین ظلمی بیزارم، می توانم برایتان مثالهای بهتری آورم که هر خواننده ای را از مرد بودن و حتی نگاه کردن به مردان بیزار کند...
اما به همان اندازه نیز برایتان مثال می آورم و تحقیقات نشانتان می دهم از خشونتی که زنان بر علیه مردان به کار میبرند... حتی از همان خشونت فیزیکی که برای شما جایگاه بالایی دارد. آیا با این مثالها و تحقیقات می توان نتیجه گرفت که مسائل فرهنگی، قانونی، اقتصادی و اجتماعی در خشونت علیه مردان بسیار است و اکنون مردان میبایست به فکر خانه های امن باشند؟
اگر مرکز خاصی برای دادخواهی زنان برای خشونت روا یافته بر آنان در جامعه ما موجود نیست، اگر زنان تحصیلکرده یا مرفه جامعه علاقه ای به بروز خشونت اعمال شده بر علیه خودشان ندارند و اگر می پندارید قوانین شرعی و عرفی حاکم بر جامعه مرد را برتر از زن می داند و تنها به همین علت مردان این اجازه را به خود می دهند که خشونت را بر زنان ابراز دارند، در جوامع دیگر که زنان از حقوق خود آگاهند و دختران به علت ادامه تحصیل سرشکسته نیستند خشونت از کجا سرچشمه می گیرد؟ و از سوی دیگر این سئوال مطرح می شود که زنان به توسل کدام قانون شرعی و عرفی به خشونت بر علیه مردان دست می زنند.
اگرچه خشونت همچون یک منشور وجوه بسیاری دارد و لازم است ابتدا آنرا تعریف نمود و شناخت کافی به آن پیدا کرد. اما اگر زنان توانسته اند سازمانهای مختلف دفاع از حقوق زنان را ایجاد کنند و اگر اجازه یافته اند که در هشتم مارس اعتراضی جهانی داشته باشند، اگر نگوییم که این خود یک خشونت آشکار از نوع تحقیر لفظی و رفتاری است باید قبول کنیم که مردان نیز همچون زنان از خشونت بیزارند چرا که با چنین حرکتهایی مبارزه نمی کنند.
همانگونه که تمامی مردان جامعه خشونت نمی ورزند، تمامی زنان جامعه نیز مورد خشونت واقع نمی شوند. اگر فرهنگهای غلط قبایل و فرهنگهای سنتی و رو به انقراض ایرانی را و ایجاد سازمانها و NGO ها را مصداق خشونت جهانی بر علیه زنان می دانید، پس سازمانهایی زیر زمینی و مخفی مردان را هم مصداق خشونت بر عیله مردان بدانید؟ بگذارید برای یکبار هم که شده برایتان بگویم که اگر زنان تحصیلکرده جامعه ما با ایجاد سازمانها و نوشتن مقالات و زنان دیگر بی پروا با شرح دادن خشونت اعمال شده شب گذشته برای همنشینان خود از هر نوع خشونتی که بر آنان روا می شود در جامعه به اعتراض فریاد سر می دهند؛ که این به علت روحیه لطیف و خدادادی زنانه آنان است، مردان به علت غرور و بردباری و متانت بیشتر خشونت اعمال شده را به هر روش و هر نوعی که باشد در خود فرو می خورند و کلامی نمی گویند. همانگونه که خود اذعان نمودید، اهانت نیز از مصادیق خشونت میباشد. آیا شما که خود را مدافع حقوق بشر مینامید، هرگز به مردان خشونت روا نداشته اید؟ مردان در این مواقع کمی در خود فرو میروند و شاید اگر امکانی باشد و کاسه صبر فروریخته باشد در سازمان زیر زمینی خود مانند " گروه مردان ز. ذ " به شکایتی دست زنند که آنجا نه دادگاهی است که شکایت برند و نه قاضی که حکمی دهد حتی ناعادلانه.
مجدد متذکر می شوم که خشونت را تنها خشونت فیزیکی نپندارید، زیر پا گذاشتن حق تصمیم گیری، حق مشارکت، حق ابراز عقیده تحقیر کردن لفظی و رفتاری، پایمال کردن حقوق اجتماعی برابر و برخوردهای فیزیکی و بسیاری دیگر تمامی مصداق خشونت میباشند . تصور میکنم مبارزه جهانی بر علیه خشونت تنها به مبارزه با خشونت فیزیکی و خشونت در رفتار زناشویی و حق طلاق منتهی نمی شود. اگر کمی منصفانه بنگریم خواهیم دید که مردان و زنان هر جامعه ای به سهم خود خشونت را روا می دارند.
اما آنچه که موجب برپاشدن موج جهانی مبارزه بر علیه خشونت بر زنان می شود به طور یقین علتهایی فراتر از چنین رفتارهایی دارد. برای از بین بردن چنین معضل اجتماعی که به قول خانم شهیدی در تمام مراحل زندگی انسانها به عنوان یکی از معضلات اجتماعی مطرح بوده باید مسائل را ریشه ای بررسی نمود بدون غرض ورزی و یک طرفه نگاه کردن. باید جامعه را به این باور برسانیم که برای حل چنین معضلی، زنان و مردان می بایست در کنار یکدیگر و دست در دست هم بر علیه خشونت مبارزه کنند میبایست خشونت را از ریشه خشکاند. آنچه که خشونت بر علیه زنان خوانده میشود معلول تبعیضهای جنسیتی است که در جامعه نمودی آشکار تر دارد و به طبع آن مشکلات فراوان دیگری در جامعه بوجود می آورد. زنان آزاده ایرانی باید باور داشته باشند که تنها با گرفتن حق طلاق و یا تغییر قانون برای زنانی که از همسرانشان کتک خورده اند به آنچه که هدف جهانی است یعنی توقف خشونت بر علیه زنان دست نخواهند یافت. با نگاهی به جوامع دیگر میبینیم که چنین حقهای دارند اما باز هم مورد تبعیض جنسیتی قرار می گیرند. مشکلات زنان ایرانی را ندارند اما مشکلات دیگری برایشان فراهم شده. لذا از هوش و ذکاوت ایرانی خود استفاده کنیم و با غنی سازی فرهنگی و با برداشتن آن خط قرمز، تبعیض و خشونت را ریشه کن نماییم. در راه این مبارزه قوانین مدنی و فرهنگهای تغییر شکل یافته و نادرست حاکم بر جامعه تنها سدهای کوچکی هستند در مقابل اراده و خواست انسانها که خود بنیانگذار آن هستند...

علیرضا منتظری نجف آبادی
21/12/1382 شمسی
[email protected]

[خشونت عليه زنان را در جامعه ايران متوقف كنيم، هنگامه شهيدي]





















Copyright: gooya.com 2016