شنبه 23 اسفند 1382   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

حکايت تکراری خانه، پای بست و نقش ايوان، حميدرضا سلطانزاده

زلزله بم و حجم فاجعه آن، چنان شبيخونی بر خواب سنگين دست اندرکاران صنعت ساختمان وارد آورد که می بايستی اين صنعت تا مدتها گوش بزنگ و هوشيار، خويش را برای مقابله با هر خطر مشابهی آماده می نمود؛ ولی همچنانکه همگان پيش بينی می کردند اتفاق عمده ای نيفتاد و باز هم عمق دام فاجعه با سرپوش گذر زمان از ديد يادها پنهان شد.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




در این سرزمين نگاه به پديده مستحکم سازی ساختمان هر از گاهی با زلزله ای مرگبار چشمانش را نيمه باز می کند و باز پس از اندک مدتی به خوابی عميق فرو می رود تا با کابوسی ديگر از خواب برخيزد. در اين ميان در همان مدت کوتاه نيمه هوشياری نيز چيزی که کمتر بدان پرداخته می شود راهکارهای اساسی! و ريشه ای در بسترسازی دراز مدت فرهنگ مستحکم سازی است که متاسفانه کمتر از ديد مديران عمدتا سياست انديشی که تعريفی که از زمان دارند معادل مدت حفظ مسئوليتشان است با اهميت ارزيابی شده است. به هر ترتيب به نظر می آيد مشکل عدم استحکام ساختمان در ايران دارای ضعف های ريشه ای می باشد که نياز به توجه خاصی دارند. در اينجا سعی شده چند مورد از اين نکات بيشتر مورد بررسی قرار گيرد تا شايد بتوان نگاه ها را برای حرکتی اساسی در رفع اين معضل جلب نمود.

الف- گسترش فرهنگ مستحکم سازی در جامعه

اين موضوع از مواردی است که متاسفانه هيچگونه بسترسازی خاصی در رابطه با آن صورت نمی گيرد. گويا متولی بالقوه اين موضوع يعنی وزارت مسکن و شهرسازی بالکل فراموش کرده است که مقاومتهای عرفی بسياری در جامعه در برابر فرهنگ مستحکم سازی وجود دارد. اين وزارتخانه با محول کردن کل وظيفه استحکام بخشی به دو عنصر نظارتی صنعت ساختمان يعنی شهرداری و سازمان نظام مهندسی متاسفانه عامل اصلی در گسترش فرهنگ مستحکم سازی يعنی مردم را از ياد برده است و فعاليتی در اين رابطه نمی نمايد. مسلما تنظيم قوانين شداد و غلاظ و آيين نامه هايی همچون مجری ذيصلاح و اجبار تدارک شناسنامه ساختمان زمانی کارکرد خواهد داشت که مردم نياز به مستحکم سازی را درک نمايند و منافع آن را بشناسند. در بازديد به عمل آمده از بم بسيار مشاهده می گرديد که بعضی مردم مرگ عزيزان خود را به عواملی همچون قسمت، مشيت، گناه و حتی ائمه! مرتبط نموده و امکان وجود تلفات کمتر در صورت مستحکم بودن ساختمانها را بعيد می دانستند. مسلما اين نگاه که عميقا در فرهنگ عرفی جامعه ريشه دارد و متاسفانه عمدا يا سهوا نيز توسط دستگاههای رسمی تبليغ می گردد بدون برنامه جامع و دراز مدتی در ايجاد حساسيت نسبت به موضوع در مردم، ريشه کن نخواهد شد. مردمی که استدلالشان برای مقابله با مستحکم سازی فقر است ولی عمدتا هزينه ای بيش از هزينه مستحکم سازی را در ظواهر و رنگ و لعاب ساختمانشان صرف می کنند بيشک يا ارزش جان خود را نمی شناسند يا به عمق خطر واقف نيستند. در هر حال آنچه در ساير موارد همانند کنترل بيماريها مشاهده شده است بيانگر اين موضوع است که مردم دارای ميزان بالايی از فرهنگ پذيری هستند که می توان آن را فعال نمود. وزارت مسکن و شهرسازی می تواند با در نظر گرفتن تفاوت های اين دو مقوله (از جمله هزينه بری بيشتر مستحکم سازی) در اين زمينه از موفقيتهای وزارت بهداشت و درمان در ک! نترل بيماريها، واکسيناسيون و اصول بهداشتی الگو بگيرد.

ب- لزوم ايجاد ابزار نظارتی دقيقتر و جامعتر بر عملکرد مهندسين ناظر

متاسفانه مشکلات در این زمينه بسيار است، از صدر نظام مهندسی کشور گرفته که جايگاه سياست مردان است به جای مهندسين متخصص، تا بعضی از استانها و شهرهای کوچکتر که در بسياری از آنها عدم دفتر نمايندگی سازمان نظام مهندسی باعث شده است امور مهندسين متولی خاصی نداشته باشد و سبب گشته در چنين وضعی در نبود استراتژی جمعی در سياست گذاری صحيح امور نظارتی، يه سختی بتوان سياست ثابت و مدونی را در اين زمينه پيش برد. در چنين شرايطی انجام امور به سليقه ها، دانش های گاه ناکافی، نظرات شخصی و هوسهای مادی محول خواهد گرديد. ناکارآمدی پليس ساختمان و حجم وسيع مفاسد رشاء و ارتشاء و ارتباط در اين حوزه و حتی نبودن آن در بسياری از شهرها از عوامل بسيار مهم در شکست مستحکم سازی است.

ج- ل! زوم وجود شهرداران متخصص در امر ساختمان

با توجه به اينکه عمده فعاليت شهرداريهای شهرهای کوچک فعاليتهای عمرانی می باشد و عمده اين امور بر محوريت شخص شهردار منمرکز می باشد به نظر لازم می آيد از شهرداران متخصص در امر ساختمان و متعهد در اين زمينه ببيشتر استفاده شود در صورتيکه عمده شهرداران اين شهرها کمترين تخصصی در اين امر ندارند، کافی است مجوز دست و دلبازانه شهردار سابق بم به جانبازان برای حذف شناژ را به ياد آورد که بی شک برای آن انتظار پاداش دنيوی و اخروی نيز داشته است و يورش عجولانه بعضی شهرداران شهرها برای مقابله با مهندسين برای رفع مسئوليت از خويش بعد ار وقوع زلزله بم را در نظر گرفت که بيانگر ديد غير مهندسی و غير حرفه ای آنها به مقوله مهندسی ساختمان است.

د- لزوم آموزش مهندسين در امر طراحی و نظارت

با توجه به تعدد دانشگاههای بی کيفيت در کشور و حجم بالای فارغ التحصبلان از اين دانشگاه ها لازم است سازمان نظام مهندسی در انتخاب مهندسين برای اعطای پروانه اشتغال دقت بيشتری به عمل آورده و با ايجاد دوره های مستمر و کنترل مقطعی سطح اطلاعات آنان، آنها را به روز نگه دارد. اگر چه سازمان نظام مهندسی در اين زمينه دارای فعاليت های محدودی بوده است که توانسته اند موثر واقع شوند ولی توجه به اين موضوع در بسياری از موارد بسيار کمتر از ميزان اهميت آن بوده است. متاسفانه شيوه برگزاری آزمون های تعيين پايه اشتغال مهندسين نيز دارای اشکالات جدی است که باعث شده است برای تعيين ميزان دانش مهندسين مقياسی کارآ و مناسب نباشد. حال کافی است به اين موضوع تقلب بسيار وسيع و همگانی در اين آزمون ها در بعضی حوزه ها را نيز اضافه نماييم که بسياری اوقات با آگاهی مسئولين برگزاری آزمون ها صورت می پذيرد.

ه- لزوم آموزش نيروی کارگر و پيمانکار متخصص در امر ساختمان

اين موضوعی است که جامعه مهندسی از آن رنج بسياری می برد. با وجود تصويب مجلس و ارجاع امر به سازمان آموزش فنی و حرفه ای جهت آموزش و استفاده از نيروی صاحب صلاحيت در امر ساختمان با همکاری سازمان نظام مهندسی کشور متاسفانه کمتر اقدام عملی در اين زمينه از سوی مسئولين ذيربط صورت گرفته و موضوع عملا مسکوت مانده است. مسئولين محترم بايد به اين نکته مهم توجه داشته باشند که حتی در صورت وجود نظارت قوی، عدم تجهيزات مناسب و نيزوی کار حرفه ای باعث خواهد شد دستگاه نظارت ناچار شود در هماهنگ سازی خود با امکانات موجود از سختگيری های خود بکاهد و به ضعف هايی تن در دهد که در سيستم مديريتی امروز کشور از آن به واقع بينی ياد می شود . اين واقع بينی ها اگرچه در بسياری موارد به ضررهای مالی منتهی می شوند ولی در حيطه ساختمان فاجعه آفرينند.

حميدرضا سلطانزاده (کارشناس ارشد مهندسی ساختمان)





















Copyright: gooya.com 2016