تهران امروز؛ فردای ايران، فرناز قاضي زاده
شهرداری تهران به عنوان نخستین بخش از حکومت ایران که محافظه کاران پس از دوم خرداد موفق به بازپس گیری آن شدند می تواند نمایی از ایران آتی به دست دهد
شهرداری تهران و اتفاقات آن همیشه از دیدگاه کارشناسان سیاسی اهمیت داشته، چرا که درآمد کلان این پایتخت برای هیچیک از گروههای درگیر سیاست درایران قابل چشمپوشی نیست. اما ظرف ماههای اخیر این نهاد٬ منظری تازه بر مطالعات و تحلیلهای سیاسی گشوده است.
شهرداری تهران به عنوان نخستین بخش از حکومت ایران که محافظه کاران پس از دوم خرداد موفق به بازپس گیری آن شدند می تواند نمایی از ایران آتی به دست دهد. و این همان چیزی است که اهمیت مطالعه در اتفاقات و رفتار مسئولان شهرداری را دو چندان میکند.
پس از انتخابات شوراهای اسلامی شهر وروستا وموفقیت ائتلاف نوپای موسوم به آبادگران،شهرداری و شورای شهر به یک مجموعه بدل شدند و دیگر از دعواهای دوره پیشین شورا با شهرداران خبری نیست. اعضاي این بدن واحد با هم روابط بسیار مسالمت آمیزی دارند و در سال گذشته جز چند اشاره دوستانه و با ملاطفت اهالی شورا که با جواب های صریح شهردار بی نتیجه ماند؛ هیچ انتقاد و نظارت جدی دیده نشد.
محمود احمدی نژاد ،شهردار جوان تهران با اطمينان به پشتوانه شوراي شهر - که ساير شهرداران این کلان شهر در سالهاي تازه از آن بي نصيب بودند- دو سال گذشته را در تهران به مانورهاي سياسي و نمايشهاي مردمي گذراند. دیدارهای هفتگی با اهالی مناطق مختلف شهرداری،کمک مالی به هیئتهای عزاداری، اهدای بن به فرهنگیان، کمکهای نمایشی به برخی هنرمندان بیمار و شعارهای گاه و بیگاه او درباره احقاق حقوق معطل مانده مردم و... همگی بخش هایی از یک برنامه از پیش تعیینشده برای موفقیت گروه متبوعش در سایر انتخابات بود.
این در حالیست که پیش از این بسیاری از تحلیل گران موفقیت این ائتلاف حتمی میدانستند چرا که پیروزی آنان معطوف به شرکت گروهی از مردم بود که در هر انتخاباتی از سر تکلیف، وظیفه یا احتیاط شرکت میکنند. شهردار ظاهر فریب تهران ، حاضر به تحمل برگزاری مراسم چهارشنبه سوری٬ تنها در یک شب سال٬ هست اما در مجموع به علایق جوانان و گروههای نخبه اجتماعی بیتوجهی میکند. او وجود نهادهای دائمی و مستقر را در عرصه فرهنگ و جامعه امروزي بر نمی تابد.
رفتار هماهنگ او با اداره اماکن نيروي انتظامي براي تعطيل چندين رستوران بزرگ تهران که بيشتر محل تجمع جوانان بودند٬ بسیار حساب شده وپشت پرده انجام شد. تعطيلي بيرحمانه مراکز فرهنگي و تبديل مراکز آموزش موسيقي در فرهنگسرا ها به محل تجمع هيات هاي سينه زني و آموزش مداحي، بخشی از مانور تازه او برای تغییر در جایگاه فرهنگی شهرداری و تبدیل مخاطبان از جوانان طالب موسیقی به گروهی دیگر بود که تنها نوای نوحه را دوست میدارند.
اینها را بيفزاييد به تخريب پارکينگ تاتر شهر براي ساخت يک مسجد تازه در محلي که دهها مسجد وجود دارد، تا اوج توجه او به مسايل فرهنگي و جوانان در اين کلان شهر دستگيرتان شود.
شهردار تهران براي اين شهر در آستانه انفجار و بيمار نسخه تازه اي پيچيده است .آنچه او به عنوان هديه نوروزي به اهالي تهران اهدا کرده يک طرح نو و خيال انگيز است. ترني که تهرانيان را در آسمان و از روي ترافيک بسيار پيچيده غرب تهران از صادقیه به فرودگاه برساند. طرحي که احمدي نژاد هفته گذشته کلنگ آنرا بر زمين زد در خوشبينانه ترين زمان ۲ سال ديگر به بهره برداري ميرسد.
قولي که احمدي نژاد داده است و مردم تهران آنقدر باهوش هستند که بدان اطمينان نکنند. تجربه متروي تهران باعث مي شود که هر طرح تازه اي از سوي آگاهان به جيب هاي تازه دوخته شده ربط پيدا کند.طرحی که او مدعی است برای افتتاح آن هیچ نیازی به
کمک دولت ندارد به سرمایه گذارش اجازه میدهد از فضاهای تجاری ایجاد شده در کنار آن بدون پرداخت هیچ عوارضی بهره برداری کند. اما هنوز درباره مشکلات طراحی این پروژه وصدمات آن به منظر برج آزادی، میراث فرهنگی شناخته شده تهران، حرف و سخن بسیار است.
دکتر بسيجي جوان که از سايه٬ بر مسند سروري تهران جهيد، يکي از هزاران مديري در ايران است که از آرامش مردم، پول مردم و علائق مردم براي جناح سياسي خود خرج مي کند. او مي داند که فرصت اندک است و در اين چهار سال ،نخواهد توانست که گرهي از هزاران گره کور تهران باز کند اما مي تواند با درايت از اين نمد کلاهي براي آينده خود بدوزد تا در فردا هاي خود وزارت و ریاست ببيند.