یکشنبه 16 فروردین 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

جشن نوروز در شهرداری پاريس، برادونور برتراند دولانوئه به ايرانيان! پرويز جم

جشن نوروز در شهرداری پاريس
برادونور برتراند دولانوئه به ايرانيان !
در انتخابات یکشنبه گذشته وقتی سوسیالیستها به پیروزی مطلق دست يافتند و ژاک شيراک باز هم نخست وزير خود ژان پير رافران را در پست خود ابقا کرد لران فابيوس که از رهبران درجه يک سوسياليست است به خبرنگاران گفت که ژاک شيراک هيچ چيز از اين انتخابات نفهميده وبا اين کار يک « برا دونور» بيلاخ افتخاری تا بازو را به مردم فرانسه حواله کرده.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




و اما چرا اين را گفتم ؟ چون در همان روزی که فابيوس اين جمله را بزبان آورد يک برا دونور ديگر هم همان شب به جامعه ايرانيان حواله شد. ولی اينبار نه از طرف دست راستی ها بلکه ازسوی دست چپی ها بود و و به افتخار ما ايرانيها! موضوع از اين قرار است شهردار محترم پاريس شايد با وساطت ايرانيان ميهن پرست روز دوشنبه بيست ونهم ماه مارس در سالون جشنهای شهرداری پاريس به افتخار نوروز جشنی بر پا کرد که در آن انبوهی از ايرانيان و ايرانی تباران در آن شرکت کردند. در مدخل سالون چشنهای شهرداری موسيقی و رقص کردی از همه استقبال می کرد، سپس همه وارد اين سالن زيبا و تاريخی شده و سال نو را به هم تبريک گفتند. همه شاد بودند که چنين معجزه ای شده و شهردار محترم به فکر ايرانيها افتاده و جشنی به افتخار ايران گرفته. ولی اين شادی ديری نپائيد! وقتی سالن پر از جمعيت شد ناگهان همه ساکت شدند و شهردار محترم جناب آقای برتراند دولانوئه به ميهمانان خوشامد گفت. ولی خوشامد گويی برتراند دولانوئه همانند يک آدرس اشتباه بود گويی؛ يا ما همگی به آدرس اشتباهی آمده بوديم يا او اشتباهی آمده بود. در هر حال ايشان در سخنرانی خود چنين افاضه فيض کردند که افغانستان و ايران و تاجيکستان همگی جزو کردستان است! ايشان چندين بار بصورت بسيار ناشيانه از کردها و کردستان و صد البته از خانم دانيل ميتران تجليل کرد. البته اينجانب به خاطر در اقليت بودن نمی توانم از اينکه از اقليتی ديگر طرفداری می شود دلگير باشم، ولی همه نگرانی من به خاطر اولا زخمی شدن و ترک سالن عده ی کثيری از ايرانيان بود، و ديگری اينکه از آنجا که اعلام نشده بود که مثلا اين جشن به افتخار خواهران برادران کٌرد است؛ آن همه خوشامدگوئی اغراق آميز به کردها و انحصاری کردن جشن نوروز به آنها اگر مشکوک نباشد دست کم هم از جهالت مشاوران و خصوصا خود شهردار برتراند دولانوئه ناشی می شود هم از سهل انگاری و ندانم کاری ايرانيانی که پل ارتباط بين ايرانيان و شهرداری بوده اند سرچشمه می گيرد. زيرا اضافه بر سخنرانی مغلوط ومغرضانه شهردار؛ سالن يکدست در اختيار رقص و آواز کُردی بود.باز بايد اشاره کنم که اگر از ابتدا گفته شده بود که اين جشن به افتخار کردهای مقيم فرانسه است برای کسی مسئله ساز نبود؛ ولی شما فکرش را بکنيد که مثلا در شهرداری تهران و پس از روی کار آمدن يک حکومت ملی و دمکراتيک و آدموار به افتخار مثلا 14 ژوئيه جشن گرفته شود و از فرانسويهای و فرانسه زبانان مقيم تهران دعوت شود که در اين جشن شرکت کنند، بعد شهردار تهران از يک گروه باسک يا کُرس دعوت کند که برقصند و موسيقی بنوازند و بخوانند؛ ولی پيش از آن با يک سخنرانی قراء بگويد: اينجانب به خاطر حضور شما مردم باسک (يا کُرس) در تهران تشکر می کنم. تهران شهر جشن ها و شاديهاست، شهر رنگها و بو ها و صداهای رنگارنگ و مختلف است، شهر آزاديهاست و شما يکی از رنگهای زيبای آن هستيد، شما يکی از صداهای آن هستيد. باسک (يا کُرس) در بر گيرنده کشور های مختلفی چون فرانسه و بلژيک سويس و ايتاليا ست و...شما کُرسها بهر دليل که در تهران زندگی می کنيد برای اين شهر ثروتی بزرگ محسوب می شويد. من اين جشن 14 ژوئيه را به شما تبريک می گويم، 14 ژوئيه يادگار پدران مردم بزرگ کُرس است... و بعد هم شهردار تهران که يک دموکرات تحصل کرده و متمدن و غيرآدمکش هم هست مثل يک امپراطور صحنه را ترک کند وغايب شود. ولی دوستان عيب اصلی از کجاست؟ عيب اصلی اين است که در مملکت ما يک گروه فاشيست شريعتمدار چپاولگر ايران بر باد ده حکومت می کنند. آنها همه چيز اين مملکت را حراج کرده اند. فرهنگ و هنر و انسانيت و جوانمردی، ايراندوستی و آرمان خواهی را در مملکت ما نابود کرده اند. اينان ماديات . معنويات ما به آتش کشيده اند. بنال بر اين الين آقايان و گاهی خانمهای بر قدرت تنها فکر ماندن بر قدرتند و نه هيچ کار ديگر. آنها موفق شده اند شاعران و نويسندگان و روشنفکران و فيلسوفان و نخبه گان ما را هم اخته کنند. در آن شب همگی اينان بودند و کسی دم بر نياورد تنها آدمهای معمولی بودند که 80 در صد سالن را تشکيل میدادند وار ميان اين گروه بودند کسانی که با شنيدن سخنان برتراند دولانوئه زخمی شدند و سالن را ترک کردند. حتی کسانی بودند که در مصاحبه های خود با راديوها اين جشن را يکی از بهترين جشنهای نوروز خود معرفی کردند. در آن شب از اصحاب رهبری خامنه ای هم آمده بودند گاهی با لباس مبدل و گاهی با يقه های سه سانتی و البته نمی دانم از سخنرانی برتراند دولانوئه چيزی فهميدند يا نه ولی خنده های آنها که در سرگرميهای خود غرق بودند پاسخ اين پرسش را منفی می کند. کسانی گفته اند که برتراند دولانوئه از کارش متاسف شده است، من يک هفته منتظر ماندم تا اين تاسف و پوزش را جائی بخوانم و يا بشنوم ولی نشد!شما فکرش را بکنيد که چنين کاری در مورد يک مليت صاحب دار می شد؛ چه که نمی شد! ولی متاسفانه مملکت ما بيصاحب است، بنا بر همه اينها اين نوشته کوچک را همانند يک بطری در دريای انترنت و سايت گويا می اندازم باشد که به ايرانيان دلسوخته از اين جشن توهين آميز برسد.وشايد بگوش آقای دولانوئه برسد و بداند که ايرانيان گر چه در اين آدمکشی و آزادی کشی که بر سرشان وبر مملکتشان مسلط است نيازمند پشتيبانی هستند ولی رابطه پدر سالارانه همانند رابطه های کلنياليستی فرانسه با کلنی های خمدش را هم نمی پذيرند. من به شخصه بسيار متاسفم که به آقای دولانوئه در انتخابات چند سال پيش رای داده ام. اميد است آقای شهردار با اعلاميه ای از ايرانيان عذر خواهی کند که انچه را نوشتم يک از ده بود.
پرويز جم آموزگار دبيرستان در آنتونی حومه پاريس





















Copyright: gooya.com 2016