جمعه 28 فروردین 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا


در همين زمينه
19 فروردین» عید پاک، عید بچه ها، نريوسنگ
13 فروردین» آفرین زندگی! نريوسنگ
بخوانید!
پرخواننده ترین ها

از دیوانه نترسید! نريوسنگ

با احترام،
حضور خواننده ی محترم،
صادقانه تاکید می کنم که به هیچ وجه قصد اهانت به کسی در کار نیست.
خرده ای اگر هست، بر این کوچک ببخشایید.
با تشکر،
نگارنده



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




اما جستجو از پس این پرسش که: چه باید کرد با دیوانه ها – و نیز با آنهایی که چندان هم دیوانه نیستند – البته به جایی نرسید. بی آنکه پاسخی در کار باشد، پرسش ها به اعتبار خود باقی اند: دیوانه کیست؟ مجنون به چه کسی می گویند و تشخیص قدر و اندازه ی جنون در مردمان چگونه است؟ و سرآخر این که تکلیف این بندگان نا جور ارباب عالم چیست؛ موجوداتی که "نرمال" نیستند؟ ... سوال ها بی جواب اند!


/ در اندوه غریبان، در آه بی نصیبان،
در آن شبنم، در آن گل، در عشق پاک بلبل؛
در ایام بهاران، در آب چشمه ساران،
در آن سرگشتگی ها، در این گم گشتی ها؛
نشانی از تو می بینم، سراغی از تو می گیرم!.../ (ایرج رزمجو)


از دیوانه نترسید، دیوانه نجیب است!

دیوانه ها شریف اند، اصیل اند؛ نجیب اند. آنها با گوشت و پوست و استخوان شان از خدا، از طبیعت آمده اند. همان هایی که آدم می کشند، که دژخیم اند؛ همان دیوانه هایی که خوراک روح شان خشونت و درد است، که بیمار اند؛ همان ها که دستی در سرنوشت خویش ندارند. دیوانه ها بی گناه اند.

دیوانه ها گناهی ندارند؛ دیوانه ها بی گناه اند. دیوانه ها هزار جور اند! دیوانه ها می توانند کار کنند؛ دیوانه ها مفید اند؛ دیوانه ها می توانند همدیگر را دوست بدارند. دیوانه ها گاهی به سختی حرف می زنند؛ گاهی حسابی مریض احوال اند؛ گاهی هم چیزی یاد نمی گیرند، خنگ اند. دیوانه ها خیلی اند، هزار جور اند...

بعضی از دیوانه ها خوش به حالشان همیشه خندان اند. بعضی هایشان قرص می خورند. بعضی معتاد اند؛ بعضی فقیر اند. بعضی از دیوانه ها که همیشه می خندند کتک می خورند؛ بعضی شان دیگر رمق ندارند؛ خیلی شان افسرده اند. دیوانه ها مجنون اند؛ مجنون ها عاشق اند؛ عاشق ها دمشان گرم خیلی مشتی اند. مشتی ها خاکی اند. مشتی ها سرافراز اند، بلند پرواز اند، باز اند!... دیوانه ها دراز اند!...


از دیوانه نترسید، دیوانه فریب است!

آدم های خیالاتی جن می بینند. جن را در خیال می بینند. جن در عالم خیال موجود است؛ جن والله موجود است. مجنون ها گرفتار جن ها می شوند؛ جن ها ذلیل بسم الله اند؛ دیوانه ها اسیر دیوان زشت و بدبوی دم دار سم دار... دیوانه ها جن می بینند؛ دیوانه ها یک چیزهایی می بینند: یک چیزهایی می گویند. دیوانه ها عجیب اند!

دیوانه ها خواب اند؛ خواب می بینند، که غرق اند در سودا و رویا و زیبای هر روزه شان؛ غافل اند از، فارغ اند از هر چه در عالم که بیدار است، هشیار است...! اوهام می بیند، مرا ما را شما را، دیوانه در خواب می بیند...
در آب و آیینه چه می جویی؟ همه را دیوانه می بینی...

از دیوانه نترسید، دیوانه فریب است؛ دیوانه من و ما و شماییم؛ دیوانه طبیب است!


از دیوانه نترسید، دیوانه حبیب است!

/ در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن، شرط اول قدم آنست که مجنون باشی!.../ (حافظ)

فی المثل، آرتیست ها را ببینید: همه شان یک چیزیشان کم است، انگار که هر کدام یک تخته کم داشته باشد. ولی ببینید چه موجودات نازنینی هستند؛ چقدر مهربان و دوست داشتنی اند! بلکه من می گویم هنرمندی که دیوانه نباشد، شیاد است، کلاهبردار است؛ همان به که به خواب رفته باشد. عاشقی که مجنون نباشد، مرده است. عاشقی که دیوانه نباشد، عقل کل است! می شناسیدش؟

اگر بگویید: همه ی دیوانه ها مهربان نیستند، همه ی مهربان ها اما به یقین دیوانه اند...!


از دیوانه بترسید، دیوانه رقیب است!

/ من از آن روز ز فرهاد طمع ببریدم، که عنان دل شیدا به لب شیرین داد!.../ (حافظ)

دیوانگی هم دکان ماست. اگر چه دست در اش زیاد است، بازار اش بی نظیر است. باور بفرمایید اینجا همه چیز همانطور است که باید باشد. بچه ها آنقدر بازیگوشی می کنند و تنبلی می کنند و کار بد می کنند، که خر می شوند. ما هم خرها را می فروشیم، با پول اش دکان مان را بزرگتر و بزرگتر می کنیم. هر چه خر بیشتر، پالان بیشتر...!

اگر احتیاج به ترحم دارید، اگر کسی دوستتان ندارد، اگر جایی تان درد می کند، اگر بلانسبت خسته ی کار شاق هستید، اگر تنها مانده اید، خلاصه هر مشکلی اگر دارید، فقط با ما در میان بگذارید. چون حق با مشتری است، چنان کولی گری و هوچی بازی و بازیگری برایتان در می آوریم، که در روزنامه ها بنویسند. مبادا جای دیگری بروید!





















Copyright: gooya.com 2016