بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! از دیوانه نترسید! نريوسنگبا احترام، اما جستجو از پس این پرسش که: چه باید کرد با دیوانه ها – و نیز با آنهایی که چندان هم دیوانه نیستند – البته به جایی نرسید. بی آنکه پاسخی در کار باشد، پرسش ها به اعتبار خود باقی اند: دیوانه کیست؟ مجنون به چه کسی می گویند و تشخیص قدر و اندازه ی جنون در مردمان چگونه است؟ و سرآخر این که تکلیف این بندگان نا جور ارباب عالم چیست؛ موجوداتی که "نرمال" نیستند؟ ... سوال ها بی جواب اند!
دیوانه ها شریف اند، اصیل اند؛ نجیب اند. آنها با گوشت و پوست و استخوان شان از خدا، از طبیعت آمده اند. همان هایی که آدم می کشند، که دژخیم اند؛ همان دیوانه هایی که خوراک روح شان خشونت و درد است، که بیمار اند؛ همان ها که دستی در سرنوشت خویش ندارند. دیوانه ها بی گناه اند. دیوانه ها گناهی ندارند؛ دیوانه ها بی گناه اند. دیوانه ها هزار جور اند! دیوانه ها می توانند کار کنند؛ دیوانه ها مفید اند؛ دیوانه ها می توانند همدیگر را دوست بدارند. دیوانه ها گاهی به سختی حرف می زنند؛ گاهی حسابی مریض احوال اند؛ گاهی هم چیزی یاد نمی گیرند، خنگ اند. دیوانه ها خیلی اند، هزار جور اند... بعضی از دیوانه ها خوش به حالشان همیشه خندان اند. بعضی هایشان قرص می خورند. بعضی معتاد اند؛ بعضی فقیر اند. بعضی از دیوانه ها که همیشه می خندند کتک می خورند؛ بعضی شان دیگر رمق ندارند؛ خیلی شان افسرده اند. دیوانه ها مجنون اند؛ مجنون ها عاشق اند؛ عاشق ها دمشان گرم خیلی مشتی اند. مشتی ها خاکی اند. مشتی ها سرافراز اند، بلند پرواز اند، باز اند!... دیوانه ها دراز اند!...
آدم های خیالاتی جن می بینند. جن را در خیال می بینند. جن در عالم خیال موجود است؛ جن والله موجود است. مجنون ها گرفتار جن ها می شوند؛ جن ها ذلیل بسم الله اند؛ دیوانه ها اسیر دیوان زشت و بدبوی دم دار سم دار... دیوانه ها جن می بینند؛ دیوانه ها یک چیزهایی می بینند: یک چیزهایی می گویند. دیوانه ها عجیب اند! دیوانه ها خواب اند؛ خواب می بینند، که غرق اند در سودا و رویا و زیبای هر روزه شان؛ غافل اند از، فارغ اند از هر چه در عالم که بیدار است، هشیار است...! اوهام می بیند، مرا ما را شما را، دیوانه در خواب می بیند... از دیوانه نترسید، دیوانه فریب است؛ دیوانه من و ما و شماییم؛ دیوانه طبیب است!
/ در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن، شرط اول قدم آنست که مجنون باشی!.../ (حافظ) فی المثل، آرتیست ها را ببینید: همه شان یک چیزیشان کم است، انگار که هر کدام یک تخته کم داشته باشد. ولی ببینید چه موجودات نازنینی هستند؛ چقدر مهربان و دوست داشتنی اند! بلکه من می گویم هنرمندی که دیوانه نباشد، شیاد است، کلاهبردار است؛ همان به که به خواب رفته باشد. عاشقی که مجنون نباشد، مرده است. عاشقی که دیوانه نباشد، عقل کل است! می شناسیدش؟ اگر بگویید: همه ی دیوانه ها مهربان نیستند، همه ی مهربان ها اما به یقین دیوانه اند...!
/ من از آن روز ز فرهاد طمع ببریدم، که عنان دل شیدا به لب شیرین داد!.../ (حافظ) دیوانگی هم دکان ماست. اگر چه دست در اش زیاد است، بازار اش بی نظیر است. باور بفرمایید اینجا همه چیز همانطور است که باید باشد. بچه ها آنقدر بازیگوشی می کنند و تنبلی می کنند و کار بد می کنند، که خر می شوند. ما هم خرها را می فروشیم، با پول اش دکان مان را بزرگتر و بزرگتر می کنیم. هر چه خر بیشتر، پالان بیشتر...! اگر احتیاج به ترحم دارید، اگر کسی دوستتان ندارد، اگر جایی تان درد می کند، اگر بلانسبت خسته ی کار شاق هستید، اگر تنها مانده اید، خلاصه هر مشکلی اگر دارید، فقط با ما در میان بگذارید. چون حق با مشتری است، چنان کولی گری و هوچی بازی و بازیگری برایتان در می آوریم، که در روزنامه ها بنویسند. مبادا جای دیگری بروید! Copyright: gooya.com 2016
|
||||||