دوشنبه 7 اردیبهشت 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

فرار به سوی برزخ، سينا

تهران ،خبرگزاری سینا
گروه آسیب های اجتماعی: روبه روی سفارت کانادا ‏ایستاده است .دلدل می کند و زیر لب دعا می خواند. این ‏همه هزینه وقت برای بهشت کم نیست!‏
ای کاش با درخواست ویزای او موافقت می شد! تمام ‏آرزوها و اهداف خود را در آن سوی مرزها می بینید.‏
دیپلم زبان خود را در یکی از موسسات به طور فشرده ‏سپری کرده و حالا در آرزوی رفتن به خارج از کشور جلوی ‏سفارت بسط نشسته است.‏
او و بسیاری از جوانان ایرانی مدت هاست که از نظر ذهنی ‏سفر کرده اند و متعلق به این آب و خاک نیستند .در اینجا ‏زندگی می کنند ولی زمزمه روزشان سخن گفتن از ‏کشورهایی است که تنها تفاوتشان با ایران وجود امکانات ‏بیشتر در انهاست. نقل محافل جوانان ایرانی ،امروز صحبت ‏از امکانات،پیروی از مد، تحصیلات و تفریحات کشورهای ‏اروپایی است.‏
تغییر محل زندگی به امید رسیدن به شرایط بهتر و امکانات ‏بیشتر زیستی در تعابیر جامعه شناسی مهاجرت گفته ‏می شود.و این امید همانی است که بسیاری از جوانان ما ‏در آرزویش ،ایل و تبار ، شهر و دیار را ترک می کنند و با ‏همه سختی ها خود را به آن سو می رسانند ؛قانونی و ‏غیر قانونی. ‏
پونه معیری دختر 17 ساله ای که چند روز متوالی جلوی ‏سفارت انگلیس ایستاده است ،می گوید: در ایران آزادی ‏معنایی ندارد در کشورهای دیگر اعتقاد هر کسی در جایگاه ‏خویش محترم است و مردم مسئله را از روی اجبار رعایت ‏نم کنند .‏
او با اشاره به وجود قانون در کشور های اروپایی می ‏گوید:در کشورهای اروپایی قانون حرف اول را می زند در ‏حالی که ما اینجا شاهد پایمال شدن حقوقمان و بی ‏قانونی بسیار هستیم. ‏
وی با اشاره به مهاجرت خانوادگی خویش اضافه می کند: ‏دیپلم زبان را به سرعت گرفتم و منتظر صدور ویزا هستم ‏ولی اینطور که پیدا است دختران مجرد زیر 15 سال اجازه ‏خروج از ایران را ندارند.‏
می گوید: من و مادرم با هم زندگی می کنیم و حالا به ‏مادرم ویزا داده اند ولی من باید ازدواج کنم تا بتوانم بروم ‏که به نظر می رسد تنها راه خروج غیر قانونی است. ‏
باربد دانشجوی سال آخر فیزیک که در کلاس های زبان ‏موسسه کیش شرکت می کند، می گوید: بیشتر ‏همکلاسی هایم هدف مشترکی دارند و همه برای خروج از ‏کشور به تقویت زبان خود پرداخته اند.‏
باربد ،بسیاری از کمبودها در ایران را دلیل مهاجرت جوانان و ‏یا علاقه انها به زندگی در خارج کشور می داند و تاکید می ‏کند: اگر توانایی مالی و اجازه ورود به کشورهای اروپایی ‏داده می شد،بیشتر جوانان مهاجرت می کردند.‏
سهراب پاکدل پژوهشگر برگزیده جشنواره جوان خوارزمی ‏می گوید: شاید یکی از دلائل مهاجرت جوانان و یا همان ‏فرار مغزها کمبود امکانات در ایران و عدم توجه به نیازهای ‏تحقیقاتی و علمی در کشور است.‏
وی می افزاید: زمانی که تمامی کشورها برای پژوهشگران ‏و محققان خود سرمایه گذاری ها ی کلان می کنند ،در ‏ایران کسی به نخبگان هم توجهی ندارد چه برسد به ‏جوانان معمولی.‏
وی با اشاره به افزایش روز افزون علاقه در میان جوانان ‏برای مهاجرت ابراز می دارد : اگر چه در حال حاضر تلاش ‏بسیاری برای رفع مایحتاج علمی جوانان کشور شده است ‏ولی همچنان بسیاری از پژوهشگران ،اساتید،دانشجویان و ‏جوانان به دلیل عدم توجه به اندیشه هایشان از ایران رانده ‏شده اند.‏
پاکدل خاطر نشان کرد: تمام اندیشه و منیت یک جوان در ‏بی برنامگی های موجود حل می شود و جوان بدون امنیت ‏مالی و فکری باید به زندگی ادامه دهد.‏
وی گفت: و البته بسیاری از جوانان تصویر نادرستی از ‏مهاجرت در ذهنشان دارند و زندگی در اروپا را بی دغدغه ‏می پندارند در صورتی که همزیستی در کنار فرهنگی ‏متفاوت از فرهنگ ایرانی نیز در دسرهای های خاص خود را ‏دارد.‏
پدیده مهاجرت از دیدگاه های تخصصی یعنی گسست از ‏گروه یا جامعه مالوف و مادری و پیوستن به گروه یا جامعه ‏ای نوین.‏
یک آسیب شناس و جامعه شناس مسایل اجتماعی در ‏خصوص مهاجرت می گوید: فردی که از جامعه خود جدا ‏شده ناچار است به عضویت گروهی در بیاید و با طرد ‏فرهنگ پیشین یا به اصطلاح فرهنگ مادری و کسب فرهنگ ‏میزبان، مهاجرت را درونی سازد.‏
دکتر مجید ابهری در ادامه می افزاید : دو مورد یاد شده ‏همه ابعاد زندگی اجتماعی شخص را در بر می گیرد و ‏شخص مجبور است خود را با فرهنگ میزبان هم نوا کند و ‏با آن به نوعی یگانگی و توافق برسد .‏
به عقیده وی هر چند مهاجرت همواره برای دستیابی به ‏زندگی و شرایط متفاوت از نظر افراد به خصوص جوانان مورد ‏استقبال قرار می گیرد اما در اغلب موارد امور بر وفق مراد ‏پیش نمی رود و در واقع به محض آنکه از شهر خود برای ‏مهاجرت اقدام کند. باید خود را برای رودررو شدن با ‏مشکلات بزرگتر آماده کند.‏
وی تأکید می کند: آرزوی اشتغال ،امکانات،افزایش سطح ‏رفاه و بهداشت و آموزش از جمله عللی است که جوان را ‏به مهاجرت ترغیب می کندو این عارضه در میان خانواده ‏های مهاجر به اروپا و آمریکا بیشتر صادق است چرا که 75 ‏درصد از خانواده های مهاجر به خارج بعد از یکی دو سال ‏اقامت دچار تعارضات شدید تربیتی و اخلاقی شده و اغلب ‏آنها چاره ای جز طلاق و پریشانی آن هم در غربت ندارند.‏

بر اساس تحقيقات دكتر علي غفوري‌ و دكتر حميد اكبري در ‏مورد مهاجرت جوانان به كشورهاي خارجي، حدود 180 هزار ‏پرونده متقاضي مهاجرت به كانادا در سفارت این كشور در ‏تهران تشكيل شده است.‏



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




همچنين بر اساس يك برآورد ارزش و خسارت فني ناشي از ‏مهاجرت‌ مغزها به خارج از كشور، بالغ بر 38 ميليارد دلار ‏محاسبه شده است كه اين رقم تقريبا دو برابر ارزش ‏قراردادي بيع متقابلي است كه از سوي وزارت نفت با ‏كمپاني‌هاي خارجي منعقد شده است.‏
آمارها نشان مي‌دهند خسارت‌هاي ناشي از فرار مغزها در ‏جمهوري اسلامي ايران برابر 30 تريليون و 400 ميليارد تومان ‏است.‏
كافي است به منظور درك عمق فاجعه، اين ارقام را در ‏مقابل درآمدهاي حاصل از صادرات غيرنفتي قرار دهيم.‏
اما در ديگرسو وزير مهاجرت كانادا كه كشورش در سال ‏‏1379 حدود 7500 نفر ايراني را به ميزباني پذيرفته چنين ‏مهاجرتي را مثبت ارزيابي نموده و مي‌افزايد مهاجرت این ‏حجم از سرمایه انسانی از ایران حدود 5/7 ميليون دلار به ‏نفع كانادا بوده است.‏


ابهری اظهار می دارد: به هر حال مهاجرت از آن جهت ‏آسیب اجتماعی محسوب می شود که اثار و عواقب جبران ‏ناپذیری بر جامعه وارد می کند.با مقابله با مهاجرت به ‏خصوص در قشر جوان و ممانعت از عوارض ناخوشایندی آن ‏می توان از آسیب دیدگان کاسته و درجهت اصلاح مشکلات ‏گام برداشت.‏
وی با اشاره به برخی از مهاجرت های غیر قانونی ابراز می ‏دارد: بعضی مهاجرت ها مسافرت مرگ است.اختفا در ‏هواپیما ،اسیر بازی های قاچاق انسان شدن،غرق شدن در ‏رودخانه های مرزی و یا دریاها، مرگ های غم انگیزی را در ‏غربت به وجود می آورند .‏
به راستی چه عواملی جوانان و مغزها ممتاز ما را این چنین ‏مزدورانه به سوی باتلاق هجران می کشد ؟جوانی که در ‏خانه خود حاضر نیست رختخوابش را جمع کند،در غربت به ‏هر خفت و ننگی به اسم کار،تن می دهد.‏
دكتر جوادي كارشناس امور مهاجرت معتقد است: اصلاح ‏روش‌هاي ناكارآمد در حوزه‌هاي اقتصادي، سياسي، ‏اجتماعي و فرهنگي از مهمترين اولويت‌هايي است كه در ‏جهت اصلاح و پيشگيري از امر فرار نخبه‌ها بايد صورت گيرد.‏
وي اهميت عوامل روان‌شناختي را نيز در كشور كمتر از ‏عوامل سه‌گانه فوق نمي‌داند و معتقد است: فشارهايي ‏كه ناشي از برخي سياستگذاري هاي ناهماهنگ در امور ‏اجتماعي و رفاهي جامعه وجود دارد در تحريك محققان و ‏نخبگان تا خروج از كشور نقش به سزايي دارد كه اين امر ‏نيز پديده‌اي نيست كه در كوتاه‌مدت به وجود آمده باشد تا ‏در كوتاه‌مدت قابل حل باشد.‏
محمد حاجیلری در پايان‌نامه خود در ارتباط با فرار مغزها چند ‏روش را به عنوان راهكارهاي كاهش مهاجرت به خارج از ‏كشور موثر مي‌داند كه از بين بردن تبليغات و امتيازاتي كه ‏ميان محصلان داخل و دانشجويان خارج از كشور وجود دارد ‏يكي از آنهاست.‏
تشكيل مراكز تحقيق و مطالعه در رشته‌هاي مختلف علوم و ‏فنون و عموميت دادن به آنها ، تشويق افرادي كه ‏موفقيت‌هايي به دست آورده‌اند و كمك مالي به موسسات ‏به منظور استخدام طبقه تحصيلكرده، تاسيس مراكز ‏كاريابي در كشور براي فارغ‌التحصيلان به منظور يافتن شغل ‏مناسب براي اين افراد از ديگر راهكارهاي پيشنهادي وي ‏برای کاهش گرایش جوانان به خارج از کشور است





















Copyright: gooya.com 2016