بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! اعتراض به سياستهاي صدا و سيما نسبت به زنان : مرگ فرمايشي «بانويي ديگر»، آزاده اكبري، وقايع اتفاقيهاگر روزي بشنويد كه زني سرطاني قبل از تعطيلات نوروز، به خاطر مريضياش مجبور شد يكي از سينههايش را جراحي كند و دربياورد و درست در عيد، تلويزيون به پخش سريال «بانويي ديگر» پرداخته، چه فكر ميكنيد؟ اگر اين زن با شما صحبت كند و ناگهان بزند زير گريه و بگويد كه حس ميكند همسرش از او انتظار دارد كه برايش زن بگيرد چه احساسي داريد؟ «لاله صبوري» بازيگر نقش مهري در سريال «بانويي ديگر» سكوت كرد. ناگهان آن همه هيجان و شادي در سكوت غمآلودش گم شد. گفت: «خيلي سؤال تازهاي پرسيدي». و بعد دوباره سكوت كرد. «من خيلي ناراحت ميشوم چون به اين وجه قضيه اصلاً فكر نكرده بودم». سريال «بانويي ديگر» حدوداً يك سال پيش توسط «محمد تيموري» در سيما فيلم مطرح شد. سيما فيلم در واقع با طرح يك نسخه سينمايي 90 دقيقهاي موافقت كرد. نام داستان «آنچه مردان درباره زنان نميدانند» بود و درست يك هفته قبل از كليد خوردن آن، توسط تلويزيون اطلاع داده شد كه طرح بايد به صورت يك سريال 13 قسمتي براي تعطيلات نوروز اجرا شود. «رضا مقصودي» در عرض دو هفته فيلمنامه را بازنويسي كرد و كل پروژه در 28 روز فيلمبرداري شد.
بانويي ديگر نه تنها بين زنان سرطاني بلكه بيشتر بين زنان و مردان عادي بحث ايجاد كرد. صبوري ميگويد: «اولها خانمها ميگفتند آخر اين چه كاري است؟ كدام زني براي شوهرش زن ميگيرد؟ يا آقايان ميگفتند اين همان خانم خوبهاست كه براي شوهرش زن گرفت. حتي يكبار موقع خريد يك زن و شوهر آمدند پيشم و گفتند شما داريد دوباره براي شوهرتان زن ميگيريد؟ چرا؟ من جواب دادم تا آخر سريال را ببينيد تا بفهميد هر كس براي شوهرش زن بگيرد چه بلايي سرش ميآيد. يك بار آقايي گفت: خانم صبوري شما هم خيلي حال ما را گرفتيد. با تعجب علتش را پرسيدم و گفت تازه تازه داشتم به زنم ميگفتم ببين زن دوم چقدر خوب است كه شما مرديد! من خنديدم و گفتم خب هر كسي رسالتي دارد». داستان سريال «بانويي ديگر» زوجي فرهنگي را نشان ميداد كه در روزنامهاي مدافع حقوق زنان كار ميكنند و 12 سال هم هست كه بچهدار نشدهاند. «مهري» همسر اول، براي شوهرش زن ديگري انتخاب ميكند و بعد هر دوي آنها با فاصله يك هفته باردار ميشوند. در قسمت سيزدهم علت همه اين كارها معلوم ميشود. مهري مريضي بدخيمي دارد كه باعث مرگ او ميشود و مهري براي سرگردان نماندن شوهرش تن به تحمل «هوو» داده است. اما اين اولين باري نيست كه بينندگان صدا و سيما در قاب جادويي تلويزيون زنهاي عجيب و غريب را ميبينند. جالب اينجا است كه چندين سال پيش، لاله صبوري در نقش «مريم» در 77 در كنار مهران مديري نقش زني را بازي ميكرد كه با شيطنت و گاه بدجنسي سعي داشت شوهرش را اصلاح كند. از آن به بعد نقش زنان در سريالهاي طنز پررنگتر شد. زناني ابله كه هيچ چيز را نميفهمند و بايد همه چيز را براي آنها توضيح داد. مثل «ياسمن خانم» پاورچين كه همه چيز را دير ميگرفت يا كاراكترهاي زن سريالهاي مهران غفوريان. زنان ديگر آنهايي هستند كه اتفاقاً تحصيلات عاليه دارند و روشنفكر هم هستند اما در قبال شوهرهايشان كاملاً سنتي رفتار ميكنند يا حتي سعي ميشود تصويري «پخمه» از آنها به نمايش گذاشته شود. شعرخوانيهاي «ياسمنگولا» در پاورچين زني شاعر را تصوير ميكرد كه زمين و زمان را به هم ميبافت و با همان شعرها مشهور و مطرح هم شده بود. شخصيت زن سريال «بوي غريب پائيز» زني است نويسنده كه اتفاقاً ناشرش هميشه موقع دعواكردن او با شوهرش تماس ميگيرد. اين زن در برابر شوهرش كه علناً به او خيانت ميكند فقط گريه كردن بلد است و در پايان راه «مهري» را ميبينيم زني شاغل و فعال حقوق زنان كه براي شوهرش زن تازهاي ميگيرد. گذشته از سريالهاي طنز و كاراكترهاي زن آنها، دو زنه بودن و زندگي كردن دو «هوو» در يك خانه اولين بار به صورت جدي در «مسافري از هند» و «پس از باران» به نمايش درآمد. بعد «بوي غريب پائيز» آغاز شد. چهارشنبه شبها، زني بيانتخاب را ميديديم كه در مقابل خيانت همسرش خودخوري ميكند و با همه چيز كنار ميآيد. در آغازين روزهاي سال نو تلويزيون «عشق+2» را نمايش داد. داستاني از يك مثلث عشقي. فيلمي كه كمتر كسي باور ميكند سياستهاي صدا و سيما اجازه نمايش آن را دهد و شبهاي عيد «بانويي ديگر» ميهمان خانههاي ميليونها نفر ايراني شد.
صدا و سيما در ساخت سريالهايي كه در آن مطبوعاتيها هدف حملهاند سابقه ديرينهاي دارد. «بدون شرح» با بازي فتحعلي اويسي روزنامهنگارهايي را نشان ميداد كه كارهاي آنها 90 شب بينندگان را به خنده واداشت. داستانهايي كه چندان هم با محيط مطبوعات جور در نميآمد. سريال ديگري خانمي خبرنگار را معرفي ميكرد كه براي بچهدار شدن از نعمت بينايي ميگذرد. محيط مجلهاي كه خانم خبرنگار در آن كار ميكرد بيشتر شبيه اداره ثبت اسناد بود و هيچ شباهتي به روزنامههايي كه ما هر روز آنها را ميبينيم نداشت. در ماههاي پاياني سال 82 سريال ديگري مردي تازه از فرنگ برگشته را در حال تأسيس روزنامه و مجله نشان ميداد. مردي كه از منحرفكردن ذهن جوانهاي پاك با CDهاي مبتذل ابايي نداشت. «بانويي ديگر» هم در چنين بستري شكل ميگيرد. مجله زنان با مديريت زني فمينيست، از زن و مردها و زوجهاي بيشماري تشكيل شده (حالا بماند كه كدام مجله ما آن قدر پولدار است كه نويسندهها را با راننده به محل كارشان بياورد يا ساختماني به آن بزرگي اجاره كند) در اين زوجها ما تيپهاي مختلفي ميبينيم. «مراد» نگهبان دم در است. دو زن دارد و بدش هم نميآيد كه سومي را هم به خانه بياورد. «اسكندر» راننده است و آنقدر مردسالار تصوير شده كه همسرش را «تيمور» صدا ميكند يعني به اسم فرزند ذكورش. زن و مردي آبدارچي مثل سعيد و مهري بچهدار نميشوند اما با اين قضيه كنار آمدهاند و به قول معروف راضي به رضاي خدا. خانم منشي هر روز با همسرش ميآيد و ميرود و همسر او هميشه به دنبال راهي است تا بفهمد سعيد چگونه همسرش را راضي كرده تا زن دومي را به خانه بياورد. از اين لحاظ «بانويي ديگر» اگر منصفانه نگاه كنيم سعي كرده تا لااقل تيپهاي مختلفي از روابط زناشويي را به نمايش بگذارد. روند نگاه صدا و سيما به مسائل زنان و نقش آنها در سريالهاي مختلف، كمكم جامعه زنان را تكان داد تا آنجايي كه گروهها، انجمنها و تشكلهاي غيردولتي طرفدار زنان تصميم گرفتند در يك تريبون آزاد به نقد اين عملكرد بپردازند. در جلسه هماهنگي اين تريبون، انتقادات شديداللحني عليه صدا و سيما صورت گرفت. انتقاداتي كه انتهاي آنها به «بانويي ديگر» ختم ميشد. ترويج چند همسري، استفاده ابزاري از زنان، ابتذال و... از عمدهترين انتقادات مطرح شده بود. ترويج چند همسري «ما؟ ما ميخواستيم چند همسري ترويج كنيم؟ فكر كنم خانمها سريال را با دقت تماشا نكردهاند». رضا جودي، تهيهكننده «بانويي ديگر» (كسي كه دوران سركشي را هم در كارنامهاش دارد) انگار هيچ وقت به ذهنش هم نميرسيده كه چنين حرفي در مورد سريالش بزنند. او ادامه ميدهد: «موضوع ما در مورد چندهمسري، نگاهي است كه به نگهبان دم در يعني مراد داريم. اين مرد در فلاكت كامل زندگي ميكند، اصلاً زندگي ندارد». مرتضي جودي، مجري طرح و روابط عمومي اين سريال ميگويد: «اين عين بيانصافي است كه بگوييم ما رواج چند همسري داشتهايم. ما در اين سريال به انواع تفكر و انديشهها پرداختيم و در نهايت از برآيند آنها يك تفكر ناب و خالص بيرون آمد. اي كاش اين سريال محدويت زماني نداشت و ما ميتوانستيم بهتر حرف بزنيم. ما انديشه مردسالار اسكندر را به شدت زير سؤال برديم. چرا يك نفر به اين اشاره نميكند كه ما اين مرد را توسط همين زنها اصلاح كرديم؟ چرا نميگويند كه چگونه ما تفكر سنتي تعدد زوجات را مورد وهن قرار دادهايم؟» لاله صبوري به اين كه اعتراضها به خاطر درست نديدن سريال است اشاره ميكند و ميگويد: «اگر من در پايان سريال نميمردم و اين سه نفر خيلي خوب و خوش زندگي ميكردند، شايد ميشد گفت كه ترويج چند همسري بوده اما اين كار با تراژدي شروع ميشود. اين زن با قضيه بچهدار نشدنش كنار آمده و لحظهاي كه احساس كرده دارد ميميرد، چون از عشق عظيم شوهرش نسبت به خودش آگاه بوده اين كار را ميكند. او ميدانست كه ممكن است شوهرش بعد از او حتي به خودش اجازه ندهد كه زندگي نكند. شايد اين را شنيده باشيد كه زن در بالاترين مرحله عشقش نسبت به مرد، با او مثل فرزندش رفتار ميكند. همانطور كه مادر موقع بيرون رفتن از خانه همه چيز را براي بچههايش آماده ميگذارد، مهري هم، ميخواست شوهرش بيسروسامان نماند. اين مرحله بالاي عشق است». صبوري در ادامه ميگويد كه چون اين سريال مخصوص تعطيلات نوروز ساخته شده بود، اصلاً قرار نبوده كه كسي در آن بميرد اما مقامات ارشد صدا و سيما اصرار كردهاند كه «مهري» حتماً بايد در پايان سريال بميرد. رضاجودي، تهيهكننده ضمن تأييد اين حرف ميگويد: «بله، آنها خودشان گفتند مهري بايد بميرد وگرنه تبليغ چند همسري ميشود».
«طبق تحقيقي كه ما كرديم اتفاقاً در خانوادههاي خيلي روشنفكر اين مسائل را ديديم. اين قضيه در خانوادههاي سنتي به همان شكل سنتي اتفاق ميافتد. اصلاً اين قضيه به اين شكل مخصوص اين طبقه بود. مگر در همين سريال مرد نميگفت «مرد اونه كه دست زنشو بگيره بگه همينه كه هست» ما در خانوادههاي مذهبي روشنفكر هم همين را داريم. موردي داشتيم كه يك زن براي شوهرش يك همسر شهيد را خواستگاري كرده بود تا همسر شهيد تنها نماند و اتفاقاً زندگي خيلي خوبي هم داشتند». اينها را مقصودي نويسنده فيلمنامه ميگويد. تهيهكننده و بازيگر مهري يعني جودي و صبوري هر دو اتفاقنظر دارند كه چنين مسألهاي، مسأله روز جامعه ماست. مرتضي جودي، مجري طرح ميگويد:«ممكن است اين سريال براي جنس زنها تلخ و دردناك باشد اما اين يك واقعيت دردناك اجتماعي است. ما امروز مرداني را ميبينيم كه در عين داشتن خانواده، به دليل تغيير موقعيت اجتماعي و به تبع آن جايگاه طبقاتيشان همسر جديد اختيار ميكنند و به قول قديميها شلوارشان دوتا ميشود. چند همسري در بسياري از استانهاي ايران عادي شده». صبوري ميگويد: «ايراد شخصيت مهري اين بود كه اصلاً نقطه ضعف نداشت. شايد بگويند كار او نشاندهنده خريت يا بدذاتي است. ولي من قصه را خيلي عاشقانه ديدم. يعني به نظرم پيام اول قصه عشق بود. ما در جامعهاي زندگي ميكنيم كه گاهي اوقات ميبينيم زنهايي كه حتي جوان و زيبا هستند و بچههاي تپل و خوشگل هم دارند مورد خيانت واقع ميشوند؛ زنهايي كه اصلاً هم قرار نيست بميرند.» به نظر ميرسد عوامل «بانويي ديگر» آن را كاملاً داستاني خاص ميدانند، نه الگويي عام. داستان زني عاشق و فداكار؛ اما الگوپذيري مردم چه ميشود؟
رضا مقصودي، فيلمنامهنويس ميگويد: «اين مشكل براي همه فيلمها ممكن است پيش بيايد. يكبار يك نفر به روابط عمومي صدا و سيما زنگ زده بود و گفته بود چرا در فلان برنامه، فلان بچه با ولع موز خورده؟ بچه من ديده و من ندارم كه موز بخرم. خيلي از اين موارد استثناست. اگر اينطوري فكر كنيم نبايد هيچ فيلمي نمايش بدهيم. مگر بعد از نمايش شوكران، پرستارها اعتراض نكردند؟ ممكن است خيليها مورد اعتراض و قضاوتهاي بد قرار بگيرند اما اين قضاوتها قابل اعتنا نيست. خيليها همچنين اعتراضي نكردند. در تماسهايي كه روز آخر پخش سريال با روابط عمومي شبكه پنج گرفته شده بود زنها عموماً مدافع سريال بودند». رضا جودي تهيهكننده، قضيه را با خنده جواب ميدهد: «خب، اگر كسي با ديدن اين سريال تصميم گرفته زن بگيرد، خب بگيرد. مگر زن ميتواند جلويش را بگيرد؟» صبوري هم فكر ميكند اگر مردي با ديدن يك سريال چنين فكري به سرش بزند اصلاً ارزش زندگي كردن ندارد. رضا مقصودي در مورد كاراكتر سريال «بوي غريب پائيز» ميگويد: «اتفاقاً اين زن برخوردهاي خيلي مناسبي با شوهرش ميكند. خيلي از روانشناسها معتقدند زني كه شوهرش چنين رفتارهايي كند بايد مدارا كند. من با بعضي از اين زنها حرف ميزدم و به خيلي از آنها سفارش شده كه در كنار شوهرشان قرار بگيرند نه در مقابلش. اين زن كاري را كه درست است انجام داد». مرتضي جودي، مجري طرح هم اعتقاد دارد: «مردها نسبت به آينده زنشان اينطور نگاه نميكنند كه بخواهند بعد از مرگشان براي او همسر پيدا كنند چون فرهنگ و اعتقادات ما اجازه نميدهد اما عكس آن وجود دارد چون محدوديتي وجود ندارد و در فرهنگ ما جايگاه دارد. طبيعي است كه ما به اين موضوع بپردازيم». چهارشنبه، 9 ارديبهشت زنان دور هم جمع ميشوند تا از حق خود دفاع كنند. حقي كه تضييع آن 13 روز آنها را آزار داده است. در پايان اين گردهمايي بايد تصميمي گرفته شود. تصميمي قيمتي براي همه زنها، آيا مهري عاشق بود يا سنتي؟ آيا ما تيپهاي روابط زناشويي را ديدهايم يا ترويج چند همسري را؟ «بانويي ديگر» آمد و رفت. بانويي كه واقعاً با ديگران تفاوت داشت. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||