مجموعه آماري از شاغلان زن و مرد در ايران، ايرنا
تعداد شاغلان زن در ايران همواره کمتر از مردان بوده است
تهران ، ايرنا : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۳ برابر با۱۵ م۲۰۰۴ي
طبق آخرين نتايج سالنامه آمارى ايران که در سال۱۳۸۱ منتشر شد،
به ازاى هر۱۰۰ مرد شاغل ، فقط ۱۶ زن مشغول کار هستند.
نتايج اين بررسي نشان مي دهد که تعداد زنان شاغل در برابر هر۱۰۰ مرد
شاغل به تفکيک سرشمارى ساله اى ۱۳۳۵ ،۱۳۴۵ ،۱۳۵۵ ،۱۳۶۵ و۱۳۷۵ به ترتيب
/ ۱۲ ،۵ / ۱۴ ،۲ / ۳۱ ،۴ / ۲۲ و۲۳ زن بوده است .
نتايج اين بررسي نشان مي دهد که فقط در سرشمارى سال۱۳۵۵ تعداد زنان ۷
شاغل افزايش داشت . به طورى در برابر هر۱۰۰ مرد شاغل ،۲ / ۳۱ زن مشغول کار
بودند. در سال۱۳۶۵ که اولين سرشمارى پس از پيروزى انقلاب اسلامي در کشور
انجام شد، اين تعداد کاهش يافت .
کاهش ميزان مشارکت زنان در سال۱۳۶۵ ، نشان مي دهد که فعاليت زنان در
عرصه هاى اقتصادى از۹ / ۱۲ درصد در سال۱۳۵۵ به ۲ / ۸ درصد در سال۱۳۶۵ تنزل
کرد.
تنزل تعداد زنان شاغل را در دهه ۱۳۶۰ مي توان ناشي از علل گوناگون
دانست و از ان جمله مي توان به تغيير در تعاريف شاغل در دو سرشمارى
سالهاى ۱۳۵۵ و۱۳۶۵ ، بالا بودن زاد و ولد، برخي کاستيها و نارساييهاى
ساختارى در عرصه کار و فعاليت در کشور و در نهايت نبود يک سياست مشخص که
مانعي براى ايجاد اشتغال زنان بوده است ، اشاره کرد.
ميزان بيکارى در ميان زنان از۴ / ۱۶ درصد در سال۱۳۵۵ به ۸ / ۲۰ درصد در
سال۱۳۶۵ افزايش يافت .
طبق "نتايج آمارگيرى از ويژگيهاى اشتغال و بيکارى خانوار" که توسط مرکز
آمار ايران انجام شد،دربرابر هر۱۰۰ مرد شاغل در ارديبهشت ۱۳۸۲ تنها۷ / ۱۴
زن وجود داشت .در همين مدت در مناطق شهرى ،۱۲ زن و در مناطق روستايي که
زنان نقش بيشترى در اقتصاد روستا دارند ، اين رقم با اندکي افزايش ،۶ / ۱۹
زن در برابر۱۰۰ مرد شاغل ثبت شد.
کاهش تعداد شاغلان زن مغاير با روند گسترش تحصيل دانشگاهي در جامعه و
تمايل زنان به ادامه تحصيل در دانشگاهها و تسريع آهنگ تجهيز نيروى انساني
در کشور بوده است .
نتايج اين بررسي همچنين نشان مي دهد که امار در ميان افراد شاغل متخصص
متفاوت است . به طورى که در برابر هر۱۰۰ مرد متخصص در جامعه ،۶۷ زن متخصص
مشغول کار بودند. به طورى که در مناطق شهرى ۷۲ زن و در مناطق روستايي ۳۲
زن متخصص شاغل فعاليت داشتند.
نتايج اين بررسي به تفکيک جنسيت نشان مي دهد که در نظام آموزشي در
سالهاى ۱۳۸۲ ۱۳۸۱- متفاوت از وضعيت اشتغال در کشور است . به طورى که در
سال تحصيلي يادشده ، در برابر در۱۰۰ دانش اموز پسر ،۹۲ دانش آموز دختر در
حال تحصيل بودند.
همچنين در سال تحصيلي مورد بحث ، در مقابل هر۱۰۰ دانشجوى مرد نيز۱۰۴
دانشجوى دختر در دانشگاهها تحصيل مي کردند.
با توجه به اينکه سهم زنان در مقاطع تحصيلي عالي بيش از مردان است ،
مشاهده مي شود که فرصتهاى اشتغال براى زنان و مردان در کشور برابر نيست و
مردان بيش از زنان امکان يافتن شغل دارند.
نتايج اين بررسي نشان مي دهد که در ميان جمعيت بيکار، اين تفاوت کمتر
است . به طورى که در برابر هر۱۰۰ مرد جوياى کار،۷ / ۳۴ زن نيز درصدد يافتن
شغل هستند.اين رقم در مناطق شهرى ۸ / ۳۷ و در مناطق روستايي ۳ / ۲۷ زن گزارش
شده است .
طبق اين بررسي ، به ازاى هر۱۰۰ مرد بيکار با تحصيلات عالي ،۷ / ۱۲۲ زن با
شرايط مشابه جوياى کار هستند که در مناطق شهرى و روستايي به ترتيب۹ / ۱۲۷
و۱ / ۹۵ زن مي باشند.
در سالهاى اخير رواج تحصيل دانشگاهي در بين زنان بيش از مردان بوده
است .درحالي که امکان يافتن شغل براى زنان نه تنهاافزايش نيافته ،بلکه کاهش
نيز يافته است .
با توجه به نرخ زاد و ولد بالايي که کشور در دهه ۱۳۶۰ با ان مواجه شد ،
اين جمعيت اکنون به سن فعاليت رسيده است و همين امر موجب افزايش تقاضا
براى کار در کشور مي شود.از سوى ديگر با گسترش تحصيلات عالي به ويژه در ميان
زنان جامعه ، کشور در اينده نه چندان دور با جمعيت انبوه فارغ التحصيلان
جوياى کارى که داراى تحصيلات دانشگاهي است ، مواجه خواهد شد.
بديهي است توجه به اشتغال در ميان جوانان از جمله فارغ التحصيلان دانشگاهي
، امرى ضرورى است که با ايجاد زمينه هاى اشتغال در کشور و اجراى طرحهاى
مناسب اشتغالزايي مي توان از پيامدهاى بيکارى در جامعه ، جلوگيرى خواهد شد.