خانه امن کجاست/مردان خشن ، زنان خانه نشین، خبرگزاری سینا
گروه آسیب های اجتماعی: مدتی پیش اشرف بروجردی معاون اجتماعی وزارت کشور در گفتگو با رسانه ها از اجرای طرحی برای برخورد و پیشگیری از اعمال خشونت خانگی علیه زنان که مرحله پژوهشی این طرح با توجه به تفاوت نحوه اعمال خشونت در استان های مختلف کشور به صورت مشترک توسط شورای اجتماعی وزارت کشور و مرکز مشارکت زنان انجام شده بود خبر داد.
این خبر اگر چه انتظار و شوق فراوانی در میان فعالان حقوق زنان ایجاد کرد اما هیچ خبر تکمیلی دیگری در این خصوص منتشر نشد.
همانگونه که انتظار می رفت، پیگیری ما نیز پس از دو هفته تماس و مکاتبه بی نتیجه ماند و باز همان مساله همیشگی پنهان کاری و پرده پوشی مسئولان درباره آسیب های اجتماعی، تکرار شد.
مسئول دفتر زهرا شجاعی رئیس مرکز مشارکت زنان در این مورد گفت: " به علت این که مجامع بین المللی و رسانه های خارجی در مورد مسائل زنان ایران حساس هستند و خبرهای منفی در مورد زنان ایران را با سر و صدای زیادی مطرح می کنند نتایج این طرح فعلا قابل ارائه نیست".او همچنین گفت:"رسانه های داخلی نیز برای جلب مخاطب بیشتر دنبال این خبرهای داغ هستند و مانمی خواهیم این قضیه هم مثل قاچاق دختران بزرگ نمایی شود ".
معاونت امور اجتماعی وزارت کشور نیز از ارائه هر گونه اطلاعاتی در این خصوص خودداری کرد و علت آن را بررسی بیشتر طرح و سنجش کیفیت علمی آن دانست در حالی که پیش از این از اتمام کار مطالعاتی و اجرایی طرح در سال جاری خبر داده بود و به این ترتیب سوالات و ابهامات زیادی در ذهن زنان جامعه باقی ماند.
این حساسیت در میان زنان از این جهت بود که می خواستند بدانند در نتایج این پژوهش آیا نشانی از خانه های امن یا مکانی شبیه به آن یافت می شود یا نه.
لزوم تاسیس خانه های امن مساله ای است که سال ها از سوی فعالان و گروه های مدافع حقوق زنان به مسئولان گوشزد می شود اما مقامات با پنهان شدن در پشت موانع قانونی از پاسخگویی به این خواسته طفره می روند و تلاش نمایندگان زن مجلس نیز در این مورد تا کنون نتیجه ای در بر نداشته است.
ایده تاسیس خانه های امن زنان در اروپا در دهه 70 به منظور حمایت و پناه دادن به زنانی که در محیط خانواده توسط شوهر یا اعضای مرد خانواده مورد خشونت قرار می گرفتند به مرحله اجرا در آمد.
هم اکنون در بسیاری از کشورها این مراکز که به طور عمده توسط خیریه ها و سازمان های غیر دولتی اداره می شوند،تحت حمایت مالی و معنوی دولت قرار دارند و شمار آنها روز به روز در حال افزایش است.
در این کشورها زنان خشونت دیده به راحتی و بدون نیاز به اثبات خشونت اعمال شده بر آنان به این خانه ها مراجعه می کنند و از خدمات گوناگون رفاهی،درمانی،آموزشی و حقوقی مثل گرفتن وکیل و مشاوره حقوقی در زمینه آشنایی با شرایط طلاق و قوانین حضانت فرزندان و از همه مهمتر سکونت نا محدود به همراه فرزند تا زمان یافتن شغل و مسکن مناسب بهره می برند.هیچ مردی حق ورود به این خانه ها را ندارد و کسی به جز مادر و خواهر زن خشونت دیده از آدرس یاشماره تلفن این مراکز اطلاعی ندارد.شماره تلفن مراکز هدایت به خانه های امن به صورت مداوم و گسترده در رسانه های گروهی تبلیغ شده و زنان خشونت دیده تشویق به مراجعه به این مراکز می شوند.
بیتا در یکی از هتل های تهران مشغول به کار بود .در همین زمان با مردی ایرانی ساکن لندن آشنا شد که در همان چند برخورد اول خواستگارش شد و بعد از برگزاری عروسی نه چندان مفصل داماد میان سال عروس جوان خود را برداشت و راهی آن سوی آب ها شد. از همان ابتدا بیتا فهمید که مرد رویاهایش تعادل روانی ندارد .او را به بدترین شکل ممکن کتک می زد ،در خانه زندانی می کرد و بعد با عذر خواهی خواستار بخشش می شد .دختر سه سال را با او سر کرد اما مرد تلاش داشت تا از گرفتن اقامت زن خودداری کند تا بتواند در همان وضعیت او را نگاه دارد.یک روز بیتا از فرصت استفاده کرد و از خانه فرار کرد بی حتی کفشی بر پا .خانه امن ،خانه او شد در کشوری غریب .چند ماه بعد با کمک وکیلی که در اختیارش گذاشته بودند موفق به گرفتن حکم طلاق شد و با کمک مسئولان خانه در ر بیمارستانی مشغول به کار شد و توانست آپارتمان کوچکی برای خود دست و پا کند و حالا صاحب خانه ایست در محله ای از لندن و با پزشکی عقد ازدواج بسته است و...
وضعیت در ایران چگونه است
در زمینه کمک به زنان خشونت دیده مشکلات متعددی از جمله ضعف های فرهنگی،تعصبات جامعه مرد سالار و موانع قانونی وجود دارد.
در تفکر سنتی و مرد سالار برای خشونت مردان علیه زنان تعابیری مثل غیرت و تعصب فراوان آنان نسبت به همسر یا خواهر،میل ذاتی مردان به قدرت نمایی و یا ویژگی های فیزیولوژیکی و هورمونی،به کار برده می شود و در جوامع مذهبی مثل ایران تعصبات و برداشت های مذهبی که برتری و ریاست مرد را تقدیس می کند نیز به موارد قبل افزوده می شود. برای مثال در کشور اردن که 95 درصد جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می دهند،تاسیس این خانه ها با مشکلات فراوانی همراه بوده است در آنجا در اولین شب ورود زن به خانه امن باید با شوهر او تماس گرفته شود و حضور همسرش در جایی امن و بدون حضور مردان به او اطلاع داده شود.در موارد بسیاری چون این عمل زن،از بین بردن حیثیت خانوادگی تلقی می شود زن پس از برگشت به خانه ،مورد آزار بیشتر قرار می گیرد و حتی در مواردی نیز کشته می شود.
***
مریم .ع زنی است 20ساله در غالب چهره ای 40 ساله، می گوید:"در خانه پدرم همیشه از دست پدر و برادرم کتک می خورم، وقتی در 16 سالگی ازدواج کردم و با شوهرم به شهر کوچکی که او ساکن آن بود رفتم فکر می کردم دیگر راحت شده ام اما شوهرم بیش از هر دوی آنها مرا می زد و شکنجه می داد او با کمربند یا کابل آنقدر مرا می زد که بیهوش می شدم.بارها به فکر فرار افتادم امانمی دانستم به کجا بروم. در آن شهر آشنایی نداشتم و هیچ پولی هم همراهم نبود،یکپارچه به مسجد می رفتم ولی مرا از آنجا بیرون کردند و مجبور شدم دوباره به خانه برگردم".
او به کودکی که در آغوش دارد و کودک دیگری که کنارش ایستاده اشاره می کند و می گوید:"اگر به خاطر اینها نبود،هر طور شده طلاقم را می گرفتم ولی شوهرم بچه ها را به من نمی دهد".
خشونت خانگی (domestic violence) یکی از موضوعات مهم و حساسیت بر انگیزی است که سوژه بسیاری از محافل خبری و روشنفکری جهان قرار دارد،تا جایی که سازمان عفو بین الملل سال های 2004 تا 2006 را سال های جنبش جهانی اعتراض بر ضد خشونت علیه زنان مطرح کرده و بیانیه ها و کنوانسیون های متعددی در این مورد تصویب شده است.اما در قانون مدنی ایران خشونت غیر فیزیکی نظیر خشونت جنسی و روانی توسط شوهر جرم محسوب نشده و شاید به نوعی تشویق هم شده است به این معنی که هیچ حمایتی از زنی که مورد خشونت همسر خود قرار می گیرد صورت نگرفته و مجازاتی هم برای شوهر که چنین اعمالی مرتکب شده در نظر گرفته نشده است و در بهترین حالت و تنها در مورد خشونت فیزیکی،با آن مثل دعوای دو نفر غریبه در خیابان رفتار شده و حکم صادر می شود بی توجه به اینکه زن باز به آن خانه بر می گردد و امکان انتقام جویی مرد بسیار زیاد است.
همچنین به موجب قاعده فقهی، تمکین زن از شوهر در مورد محل اقامت و نیز لزوم کسب اجازه مرد برای خروج زن از منزل، پناه دهندگان به این گونه زنان ممکن است توسط شوهران آنها تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.
لیلا . الف می گوید:"چندین مرتبه به خاطر آزارهای شوهرم به خانه اقوام پناه برده ام اما هر بار او مرا با زور به خانه برده و آنها را تهدید کرده که اگر بار دیگر مرا به خانه شان راه بدهند از آنها شکایت می کند.یکبار به خانه دوستم رفتم و چند روز طول کشید تا شوهرم مرا پیدا کند.در آنجا از دست او در امان بودم ولی احساس می کردم مزاحم آنها هستم و چون هیچ پولی نیز نداشتم سعی می کردم با کار کردن در خانه آنها محبت آنها را جبران کنم .بعد از چند روز موقع ناهار،سنگی به شیشه خورد و شیشه را شکست از پنجره بیرون را نگاه کردم شوهرم بود.او شروع به فحاشی کرد و مدام سنگ پرت می کرد دوست من آدم بسیار آبرومند و محترمی است برای اینکه بیش از این آبرویش نرود،چادرم را سرم کردم و بیرون رفتم و زیر مشت و لگد شوهرم به خانه برگشتم ".
مساله تمکین مهمترین دلیلی است که تاکنون تشکل های غیر دولتی را از تاسیس چنین مکان هایی بر حذر داشته است و معدود اماکنی که وجود دارند به شکلی بسیار محدود و با عناوینی متفاوت با خانه امن به فعالیت می پردازند مثل هتل آرین که به عنوان محلی برای اقامت زنان در راه مانده تاسیس شده،یا خانه ریحانه برای دختران فراری،تا از حساسیت ها و مزاحمت های احتمالی بکاهند.
بنابراین سازمان ها و تشکیلات غیر دولتی زنان،با اینکه عقیده دارند که اداره چنین محل هایی نباید دولتی باشد اما به دلیل عدم تضمین امنیت،چشم امید به طرح هایی دارند که توسط سازمان های دولتی اجرا شود؛طرح هایی نظیر همان طرحی که توسط وزارت کشور انجام شده است.
شهلا شرکت مدیر مسئول ماهنامه زنان با اشاره به این مطلب که در کنار اصلاح قوانین مربوط به طلاق و حضانت اطفال، تاسیس خانه های امن از اولویت های مطالبات زنان است می گوید:"اگر سازمان های دولتی اداره این اماکن را دست بگیرند می توانند با استفاده از نیروهای حفاظتی،امنیت این زنان را تامین کنند. کاری که از دست سازمان های غیر دولتی ساخته نیست".
در حالی که به عقیده کارشناسان 90 درصد از زنان خانه دار ایرانی که اکثریت جامعه زنان را تشکیل می دهند مورد خشونت همسران خود واقع می شوند نه تنها هیچ بودجه ای برای بالا بردن سطح آگاهی عمومی در جامعه در باره مساله خشونت علیه زنان و تعیین مصداق های آن که بسیاری از آنها از دید جامعه طبیعی قلمداد می شود، صرف نمی شود بلکه حتی در مواردی مثل طرح اخیر وزارت کشور، نتایج تحقیقی که از سال 81 و با صرف هزینه فراوان انجام شده است نیز منتشر نمی شود. علت آن نگرانی از نگرش بین المللی در مورد نقض حقوق زنان در ایران است و نیز تبعاتی که در افکار عمومی جامعه خواهد داشت !
سال هاست که مقامات ایران،نقض حقوق زنان را رد می کنند و بر آن سرپوش می گذارند .اما براستی اگر این طرح به مساله خانه امن نپرداخته باشد و زنان و صد البته کودکان را در محیط ترس و شکنجه رها کرده باشد،ارائه هر طرح دیگری به هیچ نمی ارزد!