شنبه 23 خرداد 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

زلزله زده ها از تغذيه و بهداشت نامناسب شكوه دارند، پرچم «بم» نيمه افراشته است، مهسا جزينى، روزنامه ايران

كم كم داشتيم فراموش مى كرديم فاجعه را، زلزله را و بم را كه طبيعت امان نداد، درست چهار ماه بعد زمانى كه فكر كرديم زمين به اين زودى ها ديگر نخواهد لرزيد، باز هم وحشت كرديم كه اين بار اگرچه مقياس كمترى داشت، اما ايران وسيعترى را لرزاند، شايد هم هشدارى بود براى فراموش نكردن آنچه رفته بود و مى رود، آنچه بر بم رفته و مى رود.
اما اين روزها بر سر بم چه مى رود، چهار ماه پس از لرزش بزرگ اگر از فراز شهر پايين را بنگرى، ابتدا قطعات يك دست، صاف و خالى زمين به چشمت مى آيد، آوارهايى كه برداشته شده و بعد سبزى نخلهايى كه هنوز هستند، اما پا كه بر زمين مى گذارى، هنوز تلى از خاك و آجر و آهن و ساختمانهاى وارفته و نيمه مخروبه را در همه جاى شهر مى بينى. آمار آواربرداريها متفاوت است، از ۲۵ درصد تا ۵۰ درصد. در برخى محله ها هيچ اثرى نيست. زمين صاف و يكدست، ديگر حتى كوچه ها هم قابل تشخيص نيست. تنها تيرهاى چراغ برقى است كه نمى دانم چگونه سالم اند و تنها نشانه اينكه اينجا محله اى بوده و خانه اى، اما در بقيه جاهاى شهر، مركز و مخصوصاً جنوب شهر، نزديك ارگ، بسيارى از خانه ها همان جور دست نخورده از همان صبح زلزله باقى مانده اند و چادرهايى كه تك به تك كنار آن برپا شده.
زندگى در بم اين روزها كه هوايش گرم و گرم تر مى شود، بسيار گرمتر از مرداد پايتخت، سه گونه است، زندگى در چادرها، كانكسها و پيش ساخته ها كه يا به شكل اردوگاهى است يا درون مهمانشهرها و يا تك افتاده. مهمانشهر نام مناطقى است كه پيش ساخته ها را در آن برپا كرده اند، حداقل پنج، شش مهمانشهر كه بيشتر آنها خارج شهر و كنار جاده و سمت بيابان است. همين مسأله و وضعيت نامناسب ساخت آن، رغبت مردم را بر رفتن به مهمانشهرها كاهش داده، تا آنجا كه شايد نيمى از مهمانشهرها هنوز خالى است تا آنجا كه تلاش بى نتيجه مسؤولان براى سوق دادن مردم به مهمانشهرها و تخليه چادرها باعث شد كه به دنبال راه حلهاى ديگرى براى اسكان مردم باشند، اين مسأله هزينه هاى بازسازى و امكان را ۲۰ درصد افزايش داده است.
زندگى در چادر هم زندگى موقت است، حداكثر براى ۴۵ روز اما بسيارى از مردم چهار ماه است در چادر زندگى مى كنند، كه نه ايمن از ورود اغيار است و نه مقاوم مقابل باد و توفان، توفان مهمان هر هفته بم است كه خيلى و تنها چادرها را از جا مى كند، همه چيز را به هم مى ريزد و همه را كاملاً مستأصل مى كند.
شايد زندگى در كانكس اين روزها تمايل بيشترى ميان مردم ايجاد كرده، درحالى كه آن هم بسيار محدود است و هرچه بوده، واگذار شده.
اما همه اينها درحالى است كه اين انتخابهاى سه گانه در كل تفاوت چندانى با هم ندارند، درحالى كه در شرايط امروز بم، مهمترين مسأله، گرماى هواست كه تفاوتى نمى كند زير كدام سقف باشى، چون شرايط بد آب و هوايى، تغذيه و وضعيت بهداشت نامناسب تقريباً براى همه يكسان است.
تجهيزات خنك كننده، يخچال، پنكه و كولر به راحتى و سرعت در اختيار مردم قرار نمى گيرد، بلكه براساس دفترچه هاى صادر شده براى هر خانوار، به مرور داده مى شود، درحالى كه هنوز بسيارى منتظرند تا نوبت به آنها برسد.
وضعيت بهداشتى اردوگاهها هم چندان مناسب نيست. شيرهاى آب و حوضچه هايى كه وسط زمينهاى خاكى اردوگاه، زير آسمان بى سقف برپا شده چندمنظوره و براى شستن لباس، ظروف و دست و صورت است. سرويسهاى بهداشتى هم به صورت اتاقكهايى است كه به موازات هم برپا داشته شده و معمولاً چند سرى از هر كدام در هر اردوگاه برپاست، درحالى كه به علت عميق نبودن چادرهاى فاضلاب و پر شدن زودهنگام آن مجبور به جابه جايى سرويسها هستند و اغلب شيرابه هاى فاضلاب بر روى زمين روان مى شود كه همين مسأله خطر شيوع حصبه و وبا را محتمل مى كند.
مى گويند آب گوهر كوير است و در كوير بم در تابستان مهمترين مسأله، رسيدن آب سالم و خنك به ساكنانش است، درحالى كه گفته مى شود سيستم لوله كشى و آبرسانى بم در هنگام زلزله دچار آسيب و ضايعه شده و شايعه يا واقعه آلوده بودن آبها شدت گرفته. يك پزشك مستقر در كمپ ۷۸ (سازمانهاى وابسته به سازمان ملل) به من توصيه مى كند از آب لوله هاى سطح شهر ننوشم و تنها از آبى استفاده كنم كه درون بشكه ها و تانكرها ريخته شده، مى گويد: «فشار آب كه كم مى شود، گرد و خاك و آشغال از لاى محل ضايعات سيستم وارد لوله هاى آب مى شود و آب را آلوده مى كند.»
«دبستانى» يك زن اهل بم نيز شكايت دارد از اينكه دچار تورم معده شده و پزشك علت آن را خوردن آب آلوده تشخيص داده، اين مسأله اى است كه عده زيادى از آن شاكى اند. اما از سوى كارشناسان وزارت بهداشت اعلام شده كه آب هيچ گونه آلودگى ندارد...! و همه اينها درحالى است كه سهميه آب معدنى مردم هم قطع شده، آن هم در شرايط امروز كه مى توانست مطمئن ترين و سالم ترين آب مصرفى مردم باشد.
در حال حاضر اگر خانواده اى بخواهد به كودكانش آب سالم دهد، بايد روزانه حداقل پنج، شش قوطى آب معدنى خريدارى كند، آن هم هر عدد ۲۰۰ تومان!
تغذيه اما فراموش شده ترين نياز مردم بم است، آن هم از زمانى كه قرار شده براساس دفترچه هاى خانوار ماهيانه مبلغى به خانواده ها پرداخت شود، از آن زمان (فروردين ماه) ديگر سهميه و جيره غذايى هم قطع شده، درحالى كه مبلغ پرداختى به اندازه اى است كه حتى كفاف ساده ترين نيازها را هم نمى دهد، براى هر خانوار حداقل ۴۰ هزار تومان و به ازاى هر يك نفر بيشتر، پنج هزار تومان اضافه تر. اگر مهمان يك خانواده در بم باشى، غذاى چند وعده آنها حتماً عدس پلو و تن ماهى و تخم مرغ خواهد بود، اما در بم به غير از زنان، ديگرانى كه مى توانند اين شرايط را تحمل كنند، كودكان، نوجوانان و سالمندانى هستند كه به تغذيه مناسب، گوشت، ميوه و لبنيات نياز دارند. چادرهاى ميوه فروشان در ميادين شهر برپاست، اما قيمتها بالاست. از نوبرانه هاى ديگر شهرها هم كمتر خبرى است. در بم مدتهاست بسيارى لب به ميوه نزده اند. يك مددكار اجتماعى مى گويد: مگر مردم چقدر مى توانند كنسرو يا سويا استفاده كنند، آنها كم كم دچار بيماريهاى گوارشى مى شوند.
>بوى خمارى
بم در مسير ترانزيت مواد مخدر از سيستان به كرمان است. يك بومى مى گويد: «اگر سر چهارراه بايستى و از اولين كسى كه از جلويت رد بشود، بپرسى (تلخى) كجا پيدا مى شود، خيلى راحت مى گذارد كف دستت.» اما اين روزها خطر شيوع بيشتر شده، حال آنها هم كه قبلاً معتاد نبوده اند، خيلى راحت در معرض ابتلا هستند. نظرسنجى ها نشان مى دهد، توزيع و گرايش به اعتياد پس از زلزله در بم افزايش يافته است.
در يكى از محلات قديمى بم نزديك ارگ قديم، شبانه با ماشين راه مى افتيم، يكى از اعضاى شوراى شهر همراهمان است، چادرها كنار خيابان مقابل خرابه ها برپاست و كورسويى از گوشه هر چادر به بيرون مى تابد عده اى چمباتمه زده و سايه شان بر ديوار تاريك شهر افتاده. آنها در حال مصرف هستند. زلزله ديوارها را فروريخته و همه چيز را عريان ساخته. ديگر جايى براى پنهان كارى نيست.
از ماشين پياده مى شويم. يك زن و سه مرد در ميان دو چادر نشسته اند و پرده اى را حائل دو چادر كرده اند، نزديك كه مى شويم بوى خاصى به مشام مى رسد اجازه مى گيريم و داخل مى شويم، هيچ ابايى نيست. هيچكس چيزى به روى خود نمى آورد گرچه اول كمى هول مى شوند. من با زن سر صحبت را باز مى كنم و از وضعيت ترياك و اعتياد در شهر مى پرسم و او مى گويد: فراوان است به شوهرش اشاره مى كنم و اينكه چرا ...؟ مى گويد: «قبل از زلزله معتاد نبود، خانواده اش رفته اند چه كند.» مى گويم: «عزيزان تو هم رفته اند، توچرا معتاد نشدى؟» مى گويد: «باشه من زنم، عيب است، ننگ است.» من مى گويم «نه تو قوى ترى. اگر ماتمى است براى هردوى شماست.» زن خنده تلخى مى زند و ما مى رويم.
«محسن عزيزيان» كه عضو شوراى شهر بم است و ورزشكار، مى گويد: امكانات سرگرمى و ورزش و تفريح در شهر نيست، سوله هاى وزارت كشور خالى است، در حالى كه مى توان با تجهيز آنها براى چند صد نفر از جوانان و نوجوانان بمى امكانات مختلف تهيه كرد.
نبود امكانات ورزشى و سرگرمى در جايى كه زمينه اعتياد فراوان است زنگ خطرى است براى اقبال جوانان به اعتياد.
«كاوه ايرانپور» دندانپزشك و «محسن اسلامى» پزشك است. در يك اتوبوس سيار خدمات رايگان دندانپزشكى انجام مى دهند. مى گويند روزانه ۶۰ نفر مراجعه داريم كه از اين تعداد حداقل ۴۰نفر معتادند و حداقل نيمى از آنها بعد از زلزله معتاد شده اند.
>هر هفته سه خودكشى
از يك خانواده تنها يك پسر ۱۰ ساله زنده مانده، از خانواده ديگرى پدر و از ديگرى دو دختر جوان و ...
دكتر «كيا» مى گويد:« بيمارى PTSD اين روزها زياد شايع است يعنى (اختلال ناشى از استرس پس از ضربه)، مانند آنچه در وضعيت جنگ پيش آمد و بيمارانى كه به نام «موجى» معروف شدند. «كيا» مى گويد: « آنها جلو چشمان خود عزيزانشان را از دست داده اند و مرگشان را با چشم تجربه كرده اند، اين اتفاقات وحشتناك به روح و روان آنها ضربه زده.» تعداد افرادى كه نياز به شناسايى، مشاوره و مددكارى دارند زياد است، شايد به اندازه همه مردم بم. بهزيستى تاكنون نزديك به ۱۵۰ بيمار روانى مزمن را شناسايى كرده ، بيمارانى كه به قول «ستايش» مديركل بهزيستى استان كرمان تعدادشان رو به افزايش است، اين در حالى است كه هيچكس نمى داند اكنون چه تعداد در معرض ابتلا به بيماريهاى روانى قراردارند، افرادى كه بايد پيش از سقوط شناسايى و درمان شوند، درحالى كه آمارها هم نشان از ابتلاى يك سوم جمعيت به مشكلات روانى و رشد شش برابرى بيماريهاى روانى در بم دارند، كارشناس وزارت بهداشت در حوزه بهداشت روان بم نيز از حضور تعداد زيادى روانشناس و روانپزشك در بم سخن مى گويد كه بطور متمركز و غيرمتمركز با مردم در ارتباطند، اين درحالى است كه ظاهراً تنها راه فراموشى اتفاقات و بازيابى زندگى در بم مشغول ساختن مردم به فعاليتهاى اجتماعى، شناسايى علاقه ها و به كار انداختن آنهاست.
شيوه اى كه از حاد شدن بيماريهاى روانى جلوگيرى مى كند. با اين اوصاف وضعيت درمان بيشتر منوط مى شود به مراجعات فردى در حالى كه در اين مواقع هيچكس باور ندارد كه بيمار يا در آستانه بيمارى است و اگر هم بداند باتوجه به فرهنگ حاكم نياز به مراجعه به روانپزشك درخود احساس نمى كند. براساس آمارها ۹۲ درصد مردم بم فرد يا افرادى از خانواده خود را از دست داده اند و در حالى كه ۵۰درصد افراد وضعيت روحى خود را بد ارزيابى كرده اند تنها ۲۲.3 درصد نياز به مشاور و روانپزشكى را در خود احساس كرده اند و ۶۰ درصد اعلام عدم نياز نموده اند.
همه اين موارد هشدارى است براى توجه به ميزان خودكشى ها در بم، گرچه آمارها در اين زمينه چندان دقيق نيست و تلاشى براى مكتوم نگه داشتن آن وجود دارد، اما دكتر «كيا» پزشك مستقر در كمپ (UN) مى گويد:« آمار تقريبى كه تا اسفندماه از يك روانپزشك به دست من رسيده بود حاكى از چهار اقدام به خودكشى در هر شبانه روز بود.» اگرچه وى مى گويد: «معلوم نيست دقيقاً چه تعداد از اين خودكشى ها موفق مى شده و چند مورد نه.»
ولى وقتى از يك پرستار در بيمارستان صليب سرخ در مورد آمارهاى فعلى خودكشى مى پرسم مى گويد، هر هفته حداقل دو سه مورد اقدام به خودكشى گزارش مى شود.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




> حداقل درمان
در بم تنها يك بيمارستان وجود دارد بيمارستان صحرايى صليب سرخ با دو چادر البته قسمت اورژانس بيمارستان امام خمينى هم سالم مانده كه يكى دو اتاق دارد و كارهاى كوچك سرپايى انجام مى دهد. دكتر «كيا» مى گو يد: «البته كلينيك هاى NGO هاى خارجى هم هست اما هيچ مطبى در شهر باز نيست.»
بيشتر مراجعان به بيمارستان صليب سرخ در حال حاضر مشكل ارتوپدى دارند، يعنى بيماران تصادفى، اين را يك پرستار در بيمارستان صليب سرخ مى گويد. يادم مى آيد كه مردم از وضعيت رانندگى در شهر شكايت داشتند، اينكه مأمورى در كار نيست و قوانين راهنمايى و رانندگى رعايت نمى شود. از پرستار در مورد شيوع يا احتمال شيوع بيمارى خاص سؤال مى كنم، مى گويد: «فعلاً كه چيزى نيست.» پيش از اين نسبت به شيوع سالك كه در محل سابقه داشته و مالاريا هشدار داده شده بود و اما مسؤولان وزارت بهداشت چندى پيش از خطر رفع شده خبر دادند در حالى كه نگرانى مردم هنوز برطرف نشده.
در بم خدمات دندانپزشكى رايگان تنها در دو مركز دولتى و با دندانپزشك انجام مى شود، آن هم با حداقل امكانات، يكى از اين دو مركز اتوبوس سيارى است درگوشه شهر با يك دستگاه دندانپزشكى. «كاوه ايرانپور» دندانپزشك جوانى كه داوطلبانه براى خدمت آمده و به تازگى جايگزين پزشك قبلى شده مى گويد: «به ما گفته شد اينجا همه چيز هست، همه جور امكانات، فقط كافى است شما برويد و كار كنيد، اما وقتى آمديم حتى آب و برق هم نداشتيم.»
مى گويد: «كارها بيش از حد توان ماست، بيشتر مردم دچار پوسيدگى دندان هستند و مشكل شديد لثه دارند، آن هم به خاطر اعتياد، بعد از زلزله. ضايعات دندانى ميان مردم زيادتر شده، رعايت نكردن بهداشت دهان درنتيجه افسردگى و بى حوصلگى به علاوه مشكلات. اما دكتر كيا معتقد است الآن بم بيش از درمان به پيشگيرى نياز دارد.
(كيا) اضافه مى كند:« دارو در شهر ناياب است و اغلب نسخه هايى كه براى مردم پيچيده مى شود در شهر ناياب است.» درحالى كه گفته مى شود دارو به اندازه كافى در همان روزهاى اول وارد بم شد. تا آنجا كه گفته شد چون محلى براى انبار كردن آن نيست داروها در كرمان انبار شدند تا به مرور بسته به نياز به بم منتقل شوند.





















Copyright: gooya.com 2016