مرز سیاه نمایی کجاست، سينا
تهران،خبرگزاری سینا
گروه آسیب ها اجتماعی :مطرح کردن آسیب های اجتماعی موجود در جامعه اگر چه بیان وقایع تلخی است که هر روزه در متن جامعه اتفاق می افتد و مردم رودررو با آن قرار دارند اما عده ای بر این باورند که بیان این همه تلخی ،سیاه نمایی و خدشه دار کردن حیثیت اجتماعی در ایران به شمار می رود و به تبع آن رسانه ای هم که فعالیت خود را بر طرح این موضوعات متمرکز می کند با انتقادات بسیار مواجه می شود. این در حالی است که فعالان رسانه ای بر طرح موضوعات پنهان جامعه برای حل معضلات موجود تاکید دارند و این به دور از جهت گیری های سیاسی موجود در تمام جوامع است و طرح این گونه مسائل می تواند در جهت حل
مشکلات ،یاریگر دولتمردان جامعه باشد.
دکتر مجید ابهری ،آسیب شناس اجتماعی در ایران در همین رابطه می گوید:" بیان عریان وقایع بدون پرداختن به علل ، راهکارها و راه های مقابله بد آموزی است ،نه فریاد دردمندانه دلسوزانه ای که درد را با تمام رگ و پوستشان احساس می کنند".
ابهری در خصوص مرز اطلاع رسانی در حوزه آسیب های جوانان می گوید:" تعریف مشخص از اطلاع رسانی این است که مردم،جامعه و افکار عمومی در جریان و قایعی که اتفاق می افتد قرار گیرند. در مورد آسیب های اجتماعی نیز همین طور است،یعنی باید آسیب های اجتماعی،علل و عوامل بروز آن، عواقب آن، آمارها و راهکارهای پیش گیری از آن را به اطلاع جوانان و افکار عمومی رساند".
ابهری در خصوص مرزبندی آسیب های اجتماعی بااشاره به قتل لاله سحرخیزان افزود:" درست 15 روز است که صفحه اول بسیاری از جراید تبدیل به دادگاه یک قتل شده که مشابه این قتل ها در ایران بارها و بارها اتفاق می افتد".
و ی می گوید:"در بسیاری از موارد خانواده ها و خود جوانان در مورد آسیب های اجتماعی بی اطلاع هستند.بنابراین مرز آسیب های اجتماعی و مرز اطلاع رسانی دراین زمینه آنجاست که خانواده ها و جوانان را از عواقب آسیب های اجتماعی،علل و بروز آن و در نهایت راهکارهای مقابله با آن مطلع کنیم تا چارچوب های اخلاقی جامعه،امنیت روحی و فکری جامعه بویژه جامعه جوان به مخاطره نیفتد".
او معتقد است که "مرز اطلاع رسانی تا آنجاست که تنش فکری در جامعه ایجاد نشود".
وی می افزاید:"این که آسیب های اجتماعی در ایران مسائل نوین و جدیدی هستند پس نمی شود که این مطلب را بیان کنیم و بیان هر مطلب سیاه نمایی یا بزرگ نمایی است ، درست نیست چون خطر جدی تر از این مسائل است که ما با لغات بازی کنیم. خطر جدی و مصیبت نزدیک تر است".
وی اینگونه ادامه می دهد که "شاید اگر در مورد اعتیاد جوانان ،ایدز و گسترش مسائل غیر اخلاقی گرفتار بازی با لغات نمی شدیم به این درجه از افزایش آسیب ها در جامعه نرسیده بودیم".
ابهری می گوید :"همین چارچوب بندی ها،بسیاری از وقایع را بوجود آورد که الان مادیگر قادر به مقابله با آن نیستیم و یا به سختی می توانیم با آن مقابله کنیم".
وی می گوید:"مطالب آسیب های اجتماعی باید طبقه بندی شود و برای هر گروه از مخاطبین ، مطالب بر اساس نیاز آنها،جدی بودن خطر،با پوشش های اخلاقی و رفتاری بیان شود".
ابهری می افزاید:"جوانان ما در سطح کشور گسترده اند و 65 درصد جمعیت کشور را جوانان تشکیل می دهند که همه آنها فقط در تهران نیستند و جوانان تهران هم فقط جوانان شمال شهر نیستند. امروز بسیاری از جوانان در شهرستان ها و دور افتاده ترین روستاها مسائل را می دانند ".
وی در خصوص اطلاع رسانی می گوید:"اگر مطالب را بیان نکنیم جریان سیال اطلاع رسانی مطالب را به جوانان می رساند و آن طوری می رساند که خودش می خواهد،پس چه بهتر که ما مطالب را برایشان بگوییم و اطلاع رسانی را انجام دهیم با چارچوبی که در جامعه تعیین شده است".
ابهری ادامه می دهد که "امروز با استفاده از اینترنت همه،بخصوص جوانان به دریایی از اطلاعات دسترسی دارند.بنابراین گاهی اوقات عدم بیان مطالب به جوانان باعث بدبینی آنها می شود و آنها این قضاوت را می کنند که ما خودمان را به بی خبری زده ایم".
وی می گوید:" بحث مجاز یا غیر مجاز بودن اطلاع رسانی زمانی می تواند مطرح بشود که نهادهای متولی یعنی خانواده،مدرسه و جامعه هر کس وظیفه خود را به درستی انجام دهد".
او این پرسش را مطرح می کند که "آیا در حال حاضر که 23 سازمان متولی مقابله با آسیب های اجتماعی میلیون ها تومان بودجه صرف مقابله با این معضلات می کنند، بازدهی کارشان برای جامعه مثبت بوده است؟".
وی می افزاید : "شورای اجتماعی کشور که برای تمرکز توان ها و امکانات مادی و معنوی این 23 سازمان تشکیل شده،تا کجا توانسته دردی از دردهای جوانان و جامعه را درمان کند".
ابهری اینگونه اظهار نظر می کند که "حد مجاز اطلاع رسانی در مورد جوانان،چار چوبی است که مسائل به صورت عریان،تلفیقی،القائی بیان شود ولی در بیان موارد یاد شده باید زمینه های ذهنی و آمادگی پذیرش جوانان را در ابعاد منفی در نظر بگیریم و بعد مطالب را بیان کنیم".
ابهری تاکید می کند که "نباید آخرین نفری باشیم که حوادث را بیان می کنیم.چون اعتماد جوانان به نظام اطلاع رسانی ضعیف می شود".
ابهری در پاسخ به اینکه طرح این مسائل تا چه حد می تواند مفید یا مضر باشد می گوید : نگرانی های جامعه از این بعد است که بیان این حقایق به توسعه بدآموزی کمک کند، در حالی که این مطلب درست نیست چه عیبی دارد که با شهامت بپذیریم که در مقابله با تهاجم دوست و دشمن،اتفاقات تلخی نیز در جامعه اتفاق می افتد".
وی می افزاید:"نفی و انکار چاره ساز نیست،پذیرفتن حقایق علاوه بر ایجاد اعتماد در مخاطبین آنها را به سیستم اطلاع رسانی خوش بین می کند".
وی ادامه می دهد که "طرح این مساله زمانی مضر واقع می شود که اعضاء جوان جامعه نسبت به مسائل و وقایع بی خبر باشند".
ابهری با اشاره به اینکه چند درصداز جوانان ما از وقوع این مسائل در جامعه مطلع نیستند می گوید:" اگر به خانواده ها نگوییم که مواظب دوستان فرزندانشان باشند و به تغییر حالات فرزندانشان عنایت داشته باشند و آن ها را نسبت به مارهای خوش خط و خالی که در لباس دوست و دلسوز به طرفشان می رود آگاه نکنیم درد درمان نمی شود".
وی می افزاید:"اگر قبلا می گفتیم عزیزان،اشتغال در خارج از کشور برای دختران،قبرستان آرزوها و باتلاق سلامتی جسم و روح است و فریب این افراد را نخورید،آیا امروز با مشکل قاچاق زنان و دختران به خارج از کشور روبرو بودیم؟".
وی می گوید: "تنها نگرانی در این مورد جنجالی است که عده ای با حرکت های جهت دار به راه می اندازند و قصدشان سیاه نمایی ،بزرگ نمایی و درشت نمایی آسیب های اجتماعی است".
وی می افزاید:" آیا دلسوزان و کسانی را که نمی خواهند صبر کنند تا حادثه ای اتفاق بیفتد و موضوع را بیان می کنند می توانیم در این گروه قرار دهیم".
ابهری می افزاید:"اگر 23 سازمان و نهاد درگیر با آسیب ها و امکانات اطلاع رسانی متمرکز شوند و در مسیر آموزش، پیشگیری و مقابله حرکت کنند،دیگر بیان این مسایل اینقدر در جامعه هیجان ایجاد نمی کند".
ابهری تاکید می کند:" بیان هر حادثه سیاه نمایی نیست بلکه سوء استفاده از آن سیاه نمایی است".
وی در پایان تاکید می کند: "این وظیفه ارباب تفکر و پژوهش است که دست به دست هم دهند و بین سیاه و سفید مرزبندی کنند".
اسکندری مدیر عامل موسسه آسیب دیدگان اجتماعی نیز معتقد است که "آسیب های اجتماعی اگر چه پیامد مسائل اجتماعی به شمار می رود اما به دلیل آن که فرایند پیچیده تری دارد بحثی جدی است و باید به طور مجزا به آن پرداخته شود".
او می گوید:" اگر مسائل اجتماعی سطح آب رودخانه محسوب شود آسیب های اجتماعی عمق رودخانه است ولی متاسفانه پدیده آسیب های اجتماعی به قدری در کشور ما عادی شده است که بسیار طبیعی به نظر می رسد".
می گوید:"آسیب های اجتماعی خود سیاه است دیگر سیاه نمائی چیست؟ آقایان این سیاهی را نمی بینند و مدام می گویند سیاه نمائی می کنید.نگرششان به همه مسائل اجتماعی این گونه است .اینها بحث های مربوط به آسیب های اجتماعی را حاشیه ای می بینند و به این فکر نمی کنند که دخترفراری عقبه اش زن ویژه می شود و پرداختن به آن در کشور ما میوه ممنوعه است!اگر مسئولانی که در راس کارند توجه ویژه به دختران فراری نداشته باشند یقینا فردا با زنان ویژه و هزاران معضل مثل آن مواجه می شوند" .
اسکندری معتقد است که "باید پرداخت به بحث آسیب های اجتماعی مجموعه به صورت منسجم توسط دستگاه های درگیر انجام شود در غیر این صورت کنترل آن خارج از دسترس است.مسئولان ما هر کدام با سلیقه خود کار می کنند. با هر جابجایی مدیری ، تمام طرح های مطرح شده و .به طور مثال اعضای شورا عوض می شوند آنهایی که جدید می آیند قاشقی به حلیم می زنند! یا این که کسی سر کار می آید که اصلا بحث آسیب های اجتماعی را قبول ندارد".
او معتقد است :"تا کنون به طور جدی به آسیب های اجتماعی پرداخته نشده است . همواره می بینیم که کودکان د ر خیابان رها هستند بعد سمینار می گذاریم و استاد دانشگاهی می آوریم که حتی یکبار هم کودک خیابانی ندیده است ، هیچکدام از نتایج سمینارها هم به مرحله اجرا نمی رسد .اگر به بحث آسیب های اجتماعی به قدر کافی پرداخته شده است پس این کودکانی که در خیابان هستندچه می گویند، دختران فراری ، ایدز ، اعتیاد چرا رو به افزایش است؟".
وی می افزاید:" به نظر من نه تنها پدیده آسیب های اجتماعی بایستی به طور مجزا بررسی شود بلکه بایستی بیش از اینها و به طور بسیار جدی بررسی قرار گیرد".