شنبه 30 خرداد 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

مرد خارجي!! نادره افشاري

ديشب بالاخره بيدار ماندم وعيال مربوطه را ديدم. دو هفته است هر روز دو شيفت كار ميكند. در اين مدت فقط صبحهاي زود كوتاه براي دو/سه دقيقه ميبينمش. قول داد كه حال زن همكارش اين هفته خوب شود و روال كارش عادي! دلم براش ميسوزد. تازگيها فهميدهام چرا ما زنان ايراني با مردان خارجي خوشبختتريم، و اصلا چرا نميشود با مرد ايراني خوشبخت شد؟! ساده است… خيلي از مردهاي ايراني بدجوري ساديسم زن آزاري دارند. اين مردهاي غريبه اگر ما را پذيرفتند، همان گونه كه هستيم، ميپذيرندمان. اين عيال مربوطه با سهتا بچه مرا روي سرش ميگذارد و حلوا حلوا ميكند. هم پول دارد، هم جوان است و هم خوش قيافه، قبل از من هم ازدواج نكرده است، يك دو رگهي فرانسوي/مراكشي است و دو پاسپورته، براي گرفتن اجازهي اقامت هم ازدواج نكرده است. آدم خوبي است. ايرادهايي دارد، ولي قلم پايم را نميشكند؛ اين خودش كلي جاي سپاس دارد. تا امروز هشت سال است با هميم. يكبار مريم ازش پرسيد: راستي چرا با مامان زندگي ميكني؟ تو كه هم جواني، هم پول داري و هم خوشگلي! خنديده و گفته بود: ممكن است مامان براي تو مادر سختگيري باشد، ولي “كيفيتي” دارد كه تو آن را نميفهمي!
ـ منظورت سكس است؟
ـ نه فقط اين، مامانت خيلي مهربان است، خيلي شوخ است، من هيچ وقت از بودن با او خسته نميشوم. متاسفانه مريض است، ولي ما با هم خيلي ميخنديدم. ما روزهاي خيلي خوبي را با هم گذراندهايم.
جسيكا دوستش هم گفته بود: چقدر “ناز” است!
به هر حال به قول نيكوس كازانتزاكيس نويسندهي دوست داشتني يوناني: من خوشبختم و زبانم لال و گوش شيطان كر، ميدانم كه خوشبختم!
و اما ايرادها:
مثلا از هيچ تغييري در روال عادي زندگي خوشش نميآيد، حتا اگر قرار باشد به جاي اين كافه به آن يكي كافه براي قهوه خوردن برويم.
مثلا هميشه كانال فرانسوي تلويزيوني را تماشا ميكند تا ياد مادرش بيافتد.
مثلا هر چيزي كه ميخرد بايد حتما مارك فرانسوي داشته باشد، چه كت و شلوار و “تي شرت” و شورت و زيرپوش و چه ماشين قهوه و بقيهي ماشينهاي آشپزخانه.
مثلا اگر يك بار زبانم لال حوصله كرد و تو آشپزخانه رفت كه آشپزي كند، انگار كه در آشپزخانه “آر پي جي” منفجر شده است. همه جا را بايد از پوست پياز و خامه و روغن و… و زمين و هوا و روي كابينتهاي آشپزخانه را ـ همين كه غذا را كشيد و روي ميز گذاشت ـ تميز كنم.
مثلا جورابهايش را هميشه توي كفشهايش ميگذارد و اين كارش، حرص مرا درميآورد. شش سال طول كشيد تا حالياش كردم كه بابا جوراب كثيفت را توي سطل رختهاي چرك بيانداز!
مثلا يك ساعت و نيم بعد از نيمه شب كه خسته و مرده از كار برميگردد، همان نصفه شب شروع ميكند به آشپزي و تو خوابي و بايد صبح زود بلند شوي و بروي كار گل بكني و آن وقت ساعت 2 يا 3 صبح بوي پيازداغ و روغن داغ و گوشت سرخ كردن و خامهي داغ شده و شراب توي سسها مشامت را ميآزارد. و صبح كه بلند ميشوي، آشپزخانهاي داري انگار كه يك آشپزخانهي صحرايي است، در جنگ جهاني اول. و تو كه سر شب همه چيز را تميز و مرتب كردهاي، اول صبح از آن همه شلوغي سرسام ميگيري. ظرفهايش را هم نميشويد، چرا كه سر و صدا ميكند و دلش براي ما ـ من و اين دخترك ـ ميسوزد كه بايد بخوابيم تا فردا “شاد و سر حال” باشيم و بتوانيم يك روز ديگر را آغاز…
و البته خيلي مثلاهاي ديگر…



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




البته اينها هيچكدامش بد نيست. عيب و ايراد اساسي هم نيست. خيلي فرق دارد با عيب و ايرادهاي مردهاي ايراني كه يا شكمي است و يا زيرشكمي! يا رفيق و رفيقه دارند، يا ميهمانيهايي كه جانت را به لب ميآورد، يا دست بزن دارند و بد دهنند و هميشه هم حالت را از بيتربيتيهاشان آشوب ميكنند؛ تازه كثيفي و حمام نرفتنهاشان هم سرشان را بخورد! به همين دليل هم به دخترها سفارش كردهام با هيچ “خانوادهي ايراني” ازدواج نكنند! به حسين هم همين را گفتهام. گفتم: اصلا همهتان دور و بر خانوادههاي شرقي را خط بكشيد. شما ديگر تجربههاي احمقانهي مرا در اروپا و امريكا تكرار نكنيد! قول دادهاند. اميدوارم سر قولشان بايستند. مرجان هم همين تجربه را دارد. او كه سه تا پسر تخس شيطان و خوشگل دارد ـ حالا ديگر همهشان بزرگ شدهاند ـ از دست شوهرش عاصي بود. مردك كلي زن بازي ميكرد. ميرفت چند وقت گم ميشد و بعد دوباره برميگشت و ميخواست همه چيز سر جاش باشد. حالا خوشبخت است. با رئيسش زندگي ميكند؛ يك مرد خوش قيافه و انسان آلماني. چقدر اين مرد بامحبت است! ميگفت: وقتي پيراهنش را اطو ميكنم، صد دفعه تشكر ميكند. منهم هي پيراهنش را اطو ميكنم. اما آن لامصب ميگفت: “جنده، چرا لباسامو اطو نكردي؟!”
يكي از رفقاي مرد ايراني خودم كه عيال مربوطه را ديده بود، گفته بود: اين كه ميتواند برود يك دختر 18 ساله بگيرد، چرا با تو زندگي ميكند؟! چرايش را بايد از خودش پرسيد. به قول يكي: مردان ايراني با زنان غربي بدبختند و زنان ايراني با مردان خارجي خوشبخت!!





















Copyright: gooya.com 2016