کشیدن آرشه بر تارهای عصبی جوانان؛ جوانان از منع پخش تصاویر سازها و نوازندگان از سیما می گویند، سمیه نصرتی، خبرگزاری سینا
در مقابل تلویزیون نشسته اید و به روالی که بدان خو گرفته اید ، منتظرید تا صدای ساز یا قطعه موسیقی مورد علاقه خود را همراه با انبوه تصاویری از گل و گیاه و درخت "بشنوید"!
اما موضوع برنامه آشنایی و یا احتمالا" تقدیر از موسیقیدان یا نوازنده برجسته و احیانا" مورد علاقه شماست ؛ اینجاست که نه تنها اعصابتان تحریک می شود ،بلکه حتی ممکن است از کوره دربروید. تقدیر از یک عمر فعالیت مثلا" نوازنده ای که تا بحال حتی یکبار هم ندیده اید که چگونه زخمه به سیم می زند یا آرشه می کشد، یا ...
یکی از دانشجویان موسیقی دلایل عدم نمایش آلات موسیقی را "نوع سیاستگذاری رادیو و تلویزیون می داند" و اضافه می کند:" شاید نشان ندادن ساز مساله مهمی نباشد ولی حساسیت جوانان را بر می انگیزد و ریز بینی آنها را زیادتر می کند. جوانان عکس العمل های تلویزیون را بیشتر به لجبازی تعبیر می کنند."
جوان دیگری که در یکی از آموزشگاه های موسیقی هنرآموزی می کند، 80 درصد برنامه های رادیو – تلویزیون را ضد موسیقی می داند و می گوید:"از مهمترین جلوه های مظلومیت موسیقی شفاف نبودن قوانین تدوین شده و شفاف نبودن نگاه مسوولان کشور به موسیقی است."
وی با اشاره به ایام شادی می گوید: در این ایام مبتذل ترین آهنگ ها را می شنویم ،ولی از موسیقی جدی و تأثیرگذار هیچ خبری نیست "، و اضافه می کند:" به نظرم سیاست گذاری سیما در زمینه ساز و موسیقی چون سالاد است" !
همکلاسی او نیز که یک ساز احتمالا" زهی را در کاور زیبایی استتار کرده ، تاکید می کند:" از بس جوانان تصاویر سازها را ندیده اند، با آلات موسیقی آشنایی چندانی ندارند. باور کنید بعضی از دوستان ما که خودشان در زمینه موسیقی فعال نیستند ، اسم خیلی از سازها را اصلا" نمی دانند."
مرتضی سعیدی نیز می گوید:" شاید عدم شناخت جوانان با نوازندگان هم به همین خاطر باشد".
او که موهایش را روغن زده و از فرق باز کرده است، می گوید:" اگر موسیقی حرام است چرا از ظهور چهره های جوان در عرصه موسیقی جلوگیری نمی کنند."
حبیب ا... سلطانی ، نوازنده و مدرس تنبک، صدا و سیما را دافع موسیقی صحیح می داند که با نشان دادن طبیعت به جای ساز، ضربه بزرگی به موسیقی وارد می کند.
منوچهر امامی برزوکی، نوازنده ویلن نیز در این باره می گوید:" تلویزیون ریاضی درس می دهد، ورزش درس می دهد ... ولی موسیقی مطرود و ملعون است ؛ موسیقی پخش می کنند اما به جای ساز یک بادمجان یا خربزه یا یک زنبور روی گل نشان می دهند."
وی به بیان خاطره ای از عدم شناخت ساز در ایران اشاره می کند و می گوید:" روزی سرکلاس، استاد مرا تشویق کرد و من از شدت شوق گریه کردم، استاد بچه ها را بیرون کرد و پرسید: چرا گریه می کنی؟ گفتم: از خوشحالی ،پرسید : چطور تمرین می کنی؟ گفتم: تمرین نمی کنم چون ساز ندارم. استاد با تعجب پرسید: پس چطور درسها را یاد گرفته ای؟ گفتم: یک چوب با عنوان آرشه و یک چوب به عنوان ویلن دست می گیرم و کار می کنم .
استاد روی مرا بوسید ویک ساز به من هدیه داد . آن ساز را اوایل انقلاب از من گرفتند و دیگر هرگز ندیدمش... من با آن ساز تمرین و حتی امرار معاش می کردم ."
یکی دیگر از موسیقیدانان می افزاید:" تلویزیون باید از موسیقی ای استفاده کند که گوش جوانان را به شنیدن صداهای مختلف عادت دهد. متاسفانه درایران ، جوان که قابل ندارد! بعد توقع دارند که جوان ها دنبال موسیقی لوس آنجلسی نروند."
وی می افزاید:" تلویزیون خواننده را نشان می دهد ولی ساز و نوازنده را نشان نمی دهد؛ چون ممکن است سازها با احساس نواخته شوند! ... به ما جوانان یاد می دهند که احساساتمان را کتمان کنیم. با این روش هیچ هنری پیشرفت نمی کند چون هنر ابراز احساسات است !!
تمام این حرف و حدیث ها در حالی مطرح می شود که برخی از مراجع نه تنها نشان دادن ساز بلکه موسیقی را هم حرام می دانند. در حوزه علمیه نیز درسی وجود دارد به نام "مکاسب محرمه" که در آن درباره سازها و آلات موسیقی توضیح داده شده است .
در این باره علی معلم دامغانی، رییس مرکز موسیقی (5/7/80) در روزنامه جام جم می گوید:" برخی فقها معتقدند نمایش آلات موسیقی منافی با برخی از ارزشهاست. در موسیقی صدا مهم است و این مساله که حتما ساز هم نشان داده شود، بیشتر بهانه گیری است ...
اگر این سخن درست باشد و همانطور که در درس (مکاسب محرمه) آمده (عرضه، ساختن و نواختن آنها حرام باشد) پس یکی از افعال حرام توسط مراکز موسیقی صدا و سیما تولید و عرضه می شود.
یک دانشجوی موسیقی با اشاره به این اظهار نظر ،در این مورد می گوید: این توهین به تمام اهالی موسیقی است که کار آنها را ناسالم و مضر سلامتی می دانند. شما بروید و ببینید نسل جوان در این باره چگونه فکر می کند."
شاید داریوش پیرنیاکان نیز حق داشت که در دیدار اصحاب هنر و فرهنگ با مقام رهبری گله کند و با طنزی تلخ خاطره ای این چنینی را تعریف کند:" با فرزندم جهت تماشای کنسرت موسیقی رفتم و پس از شروع برنامه فرزندم پرسید چرا به جای گل ها و گلدان ها این آدم ها ساز می زنند؟!
یکی از جوانان عدم پخش تصاویر سازها و نوازنده ها را از سیما "سیاست یک بام و دو هوا " می خواند و یکی از برنامه ها را خاطر نشان می کند:" در شبکه چهار در جشنی که با عنوان همایش چهره های ماندگار توسط صدا و سیما برگزار شد، استاد ویلون با نوه اش حضور پیدا کردند و ساز را آوردند و نواختند!! بالاخره ما متوجه نشدیم که دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را ؟!
حالا مساله اینجاست که وقتی یک جوان 15 ساله این سوال را می پرسد که «چرا تصویر ساز را نشان نمی دهید؟» قطعا" نه اغراض سیاسی دارد و نه قصد و غرض مشابه ... ولی وقتی یک جوان در برابر سیل فرایندهای گسترده فرهنگی خواهان موسیقی اصلیش به بهترین نحو است، آیا این گونه برخورد با او، جلب کننده این جوان به شبکه های ماهواره ای و نمایش های غربی نیست؟! جوان این مملکت اگر خواست یک برنامه موسیقی مناسب ببیند چه کار باید بکند؟
راه حل اول؛جوان باید چندین هزار تومان هزینه کند ساعت ها در صف بایستد تا بتواند یک برنامه موسیقی را با تمام اجزایش ببیند که این الطاف بی کران صدا و سیما ست.
راه حل دوم؛ یک دستگاه رسیور با متعلقاتش تهیه کند، اول به این نیت که تصاویر شبکه جام جم و سحر را ببیند ، ولی بعدها هوس کند کمی هم کانال ها را عوض کند!
و راه سوم ؛ سیاستگذاران فرهنگی با گنجینه ای که فرهنگ و هنر ایرانی در اختیارمان گذاشته ، با قدری سعه صدر و اندکی شناخت، جوان ایرانی را بی نصیب از آنچه خود دارد ، نگذارند ....