در همين زمينه
1 اسفند» نيمی از زنان خانه دار تهرانی خشونت خانگی را تجربه کرده اند، سرمايه14 بهمن» شیوع مصرف شیشه میان زنان در مناطق پایین شهر تهران، کلمه 10 بهمن» مشاور سازمان دفاع از قربانيان خشونت: زنان كارمند كمتر كتك ميخورند، ایونا 9 بهمن» صدا و سيما نمای بزرگ چهره بازيگران زن با آرايشهای غليظ را ممنوع کرد، فردا 7 بهمن» مجلس ایران سهم ارث زنان را پس از ۷۰ سال افزایش داد، بی بی سی
بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! فوتبال و سهم زنان، نوشين احمدي خراساني، شرقديدار فينال تيمهاي ملي فوتبال پرتغال و يونان، روز يكشنبه پايانبخش سرگرمي يك ماهه اكثر مردم جهان بود. آنچه مردم از تلويزيونهاي خود مشاهده كردند بازي هيجاني و جذاب مردان فوتباليست «پاطلايي» و فريادهاي بيوقفه و شادي تماشاگران بود اما در اين ميان كمتر كسي از زناني كه در پس اين بازيهاي سرگرمكننده خريد و فروش ميشوند يا مورد خشونت قرار ميگيرند اطلاع يافت. در كشور پرتغال حدود 30 هزار زن خارجي به تن فروشي مشغولند و اخيراً همراه با برگزاري بازيهاي فوتبال بيش از 12 فاحشهخانه تنها در شهر كوچكي از اين كشور تأسيس شده است كه بيشتر مسابقات ورزشي در آن برگزار ميشود. حدود 2سال به مسابقات جام جهاني در يونان باقي مانده است اما از هماكنون سازمانهاي بينالمللي نگراني خود را از گسترش خريد و فروش و تجارت جنسي در يونان در كنار برگزاري اين مسابقات اعلام كردهاند.(1) در خبرها خوانديم كه «ادگار داويدس» بازيكن معروف هلندي كه ميليونها دلار براي استخدامش ميپردازند و باشگاههاي بزرگ فوتبال برسر بكارگيري او رقابت ميكنند، چطور بهدليل كتكزدن دوست دخترش دادگاهي شده بود كه البته براي ضربهنخوردن «پرستيز» باشگاهها و تجارت پرسود فوتبال، سروصداي اين قضيه را بهسرعت خواباندند(2) (بگذريم كه در ايران فوتباليستهايي پيدا ميشوند كه براي دوستدخترشان تقاضاي حكم قصاص ميكنند). اينها بخشي از اطلاعاتي است كه به ما ميرسد. مطمئناً در اين تجارت عظيم ورزشي، خشونتهاي زيادي اتفاق ميافتد-مگر ميشود پاي تجارت در ميان باشد و خشونتي نباشد-و ما نميدانيم در اتاقهاي رختكن، فوتباليستهاي «محبوب» ما برسر زنهاي گزارشگر نشريات ورزشي چه بلايي ميآورند. البته بهندرت برخي از اين اتفاقات تلخ برملا ميشود مثل همان واقعهاي كه در تيم فوتبال نيوانگلند پاتريوت رخ داد كه در آن يك زن خبرنگار حاضر شد موقعيت شغلياش را بهخطر اندازد و آزار و اذيتهايي كه تيم پاتريوت در رختكن برسرش آورده بود را افشا كند(3). اميدوارم سردبيران بخش ورزشي از اين مسأله سوءاستفاده نكنند و بجاي تلاش براي حل مسأله و نقد ستارگانشان درصدد حذف صورت مسأله يعني حذف زنان از بخش ورزشي برنيايند. بههرحال غرض از گفتن اين اشارات آن نبود كه بگويم از بازي فوتبال لذت ببريم يا نبريم، بلكه فقط ميخواستم بگويم كه از اين قضايا، تفسير رمانتيك ارائه ندهيم و فوتبال را پيامآور برابري و صلح جهاني قلمداد نكنيم. در دنيايي كه حتي «ماركس» را ميفروشند و «چهگوارا» را تيشرت ميكنند و روز 8 مارس (روز جهاني زن) را نيز به كالايي براي خريد و فروش و تجارت تبديل ميكنند، چطور ميتوان پذيرفت كه فوتبال عرصه صلح است و زمين چمن آن «صلحآفرين»؟ البته اگر منظور از صلح، سازگاري هرچه بيشتر مردم با نظم موجود باشد مسلماً فوتبال ميتواند چنين رسالتي را برعهده گيرد. زيرا حركتهاي عظيم جهاني در عرصه فوتبال كه منجر به برپايي جشنهايي ملي و محلي ميشود، ميتواند در جهت شكستن موقتي سامانه نظم عمل كند اما اين شكستن لحظهاي نظم موجود، بخش ضروري از بازتوليد نظم موجود است و در واقع كمك ميكند تا افراد پس از تخليه انرژي متراكم خود، بار ديگر آمادگي لازم براي تحمل نابسامانيهاي نظم موجود را كسب كنند؛ و از قضا اين امر يكي از دلايلي است كه باعث ميشود تقريباً همه دولتها (اعم از ايدئولوژيك و سكولار) در اين تجارت جهاني فعالانه شركت كنند. گرچه در ايران استفاده از اين ابزار توسط دولت – بهدليل آنكه ميخواهد به نوعي «فوتبال دوستي كنترل شده» را پيش ببرد-تناقضهايي را هم دامن ميزند، زيرا تبليغات دولتي براي گسترش هرچه بيشتر گرايش به فوتبال به ناگزير دختران جوان را هم به اين حوزه ميكشاند اما بهخاطر محذورات ايدئولوژيك، نميتواند نيازهاي اين بخش را پاسخ گويد و بجاي تخليه انرژي، تضادها، دوگانگيها و نارضايتيها را حداقل در اين بخش جامعه دامن ميزند. بههرحال چنين جشنهايي برخلاف نظر عدهاي كه آن را دهنكجي به نظم موجود ميدانند، بهنظر ميرسد در جهت ماندگاري و تثبيت هرچه بيشتر وضع موجود باشد و تخليه انرژي براي تداوم آن؛ و از همينروست كه دولتها با اشتياق و هوشمندي مبادرت به ايجاد كانالهاي متعدد تلويزيوني براي گسترش و تعميق «عشق به فوتبال» در بين مردم ميكنند.
1- سايت روشنگري، «فوتبال و سكس»، 28/6/2004 Copyright: gooya.com 2016
|
||||||