بيمارستان لقمان و آنها كه نمى خواهند باشند، مسوميت دارويى ۶۵ درصد مراجعان،تعمدى است،احمد جلالى فراهانى، روزنامه ايران
دوباره افتاد. بى آنكه بداند كسى از افتادنش عكسى مى گيرد. از شدت خمارى چنان به خود مى پيچد كه حجم تخت براى تحملش ناكافى بود. «اين سومين بارى است كه مياورندش اينجا.» لابد هر ۳ بار هم همينطور از شدت درد و خمارى از روى تخت خودش را به زمين انداخته است. پير نبود اما موها و ريش هايش به سفيدى مى زد. پوست بود و استخوان و مثل همه تزريقى هايى كه كنار خيابان افتاده اند آفتاب سوخته و سبزه بود.
«آقا دلت براى افتادنش نسوزه! اين كارها را مى كنه تا مورفينى، مخدرى چيزى بهش بزنيم.» پرستارش مى گويد و كسى نيست كه به او كمك كند تا مريض را از روى زمين به تخت بازگرداند. دوربين را كنار مى گذارى و به كمكش مى روى. از اين همه بى وزنى مردى چهل و چند ساله تعجب مى كنى. پرستار براى راحت شدن خيالش، با باندى سفيد و بلند پايش را به تخت مى بندد تا ديگر به زمين نيفتد. هنوز گره اول را نزده چيزى مى گويد. شايد حرفهايش بيشتر به واگويه هاى كسى بماند كه ۲۸ سال تمام پرستار بيمارستان لقمان است و حرفهايش شنيدنى است. «روزى سه، چهار نفرشان را مى آورند اينجا، حالشان را خوب مى كنيم و دوباره مى روند و تزريق مى كنند و مى افتند گوشه خيابان و مى آورندشان اينجا.» و اين مدار آنقدر تكرار مى شود تا طرف از شدت خمارى تمام كند.
بيش از ۵۰ سال سابقه
اينجا بيمارستان لقمان است و امروز جمعه. در خلوت ترين روز كارى بخش مسموميت هاى دارويى اين بيمارستان، چند مورد تزريقى و چند مورد خودكشى، تمام وقت پرستارها و دكترهاى بخش را به خود مشغول كرده است. با اين حال آنها كار دشوار برگرداندن جان به كالبد نيمه جان بيماران را با مهارتى باورنكردنى و خونسردى غيرقابل وصفى انجام مى دهند.
عمر بيمارستان لقمان بيش از ۵۰ سال است و مى گويند بانى آن «لقمان الدوله» نامى بوده است كه از سر اتفاق در كار طب هم دستى داشته و از خاندان قجرى بوده است و بيمارستان «لقمان الدوله» پيش از انقلاب را امروزه بيمارستان «لقمان حكيم» مى نامند.
اين بيمارستان كهنه و قديمى يكى از معدود مراكزيست كه به مسموميت هاى مختلف رسيدگى مى كند. دكتر ناصر جلالى رئيس بخش ويژه مسموميت هاى دارويى بيمارستان لقمان درباره انواع مسموميت ها مى گويد: «مسموميت ها يا عمدى است يا اتفاقى، يا زياده مصرفى و يا جنايى و شغلى. مسموميت ها عمدى به آن دسته از مسموميت هايى گفته مى شود كه فرد مسموم عمداً و در اثر خوردن و مصرف و يا استنشاق ماده سمى باعث مسموميت خود مى شود. زياده مصرفى ها هم خودشان را مسموم مى كنند با اين تفاوت كه اين كار آنها عمدى نيست. از طرف ديگر جنايى و شغلى هم همانطور كه ازنامشان پيداست (و به ندرت اتفاق مى افتد) مربوط به جنايتى و يا حرفه اى مى شود كه طرف ناخواسته مسموم مى شود.»
از نظر او عمده مسموميت هاى عمدى همان خودكشى هستند و مسموميت هاى غيرعمدى هم بيشتر در ميان كودكان و افراد مسن اتفاق مى افتد كه كودكان به خاطر خوردن قرص بيشترين آمار را در اين دسته از مسموميت ها تشكيل مى دهند.
بيمارستان لقمان در خيابان مخصوص در يكى از محله هاى مركز تهران قرار دارد و نام آشنايى براى كسانى است كه اقدام به خودكشى كرده اند. آمدنى و پيش از ورود به بيمارستان كسى كه با خوردن مرگ موش اقدام به خودكشى كرده بود را در حالى به بخش اورژانس منتقل مى كردند كه فرياد و فغان خانواده اش به آسمان بود. صداى ضجه هاى مادرش خراشى بود كه به صورتت مى زدند و با ديدن جوانك و چهره زردشده اش، صداى قدم هاى مرگ را مى شنوى كه انگار در حوالى بيمارستان پرسه مى زند. با هجوم جمعيت به داخل بخش «ويژه» مى روى و خونسردى و مهارت پزشك شيفت همه را ساكت مى كند. دكتر با خونسردى تمام دستور مى دهد جوانك را روى تختى بخوابانند و بعد ليوانى پر از مايعى سياه رنگ به حلق او مى ريزند و هنوز چند ثانيه اى نگذشته كه رعشه تمام وجودش را مى گيرد و بى اختيار مى لرزد.
ـ خودكشى كرده؟
ـ بله خانم دكتر. دستم به دامنت... اول خدا...
جمله مادر جوانك تمام نشده دكتر ضربه اى به صورت جوانك مى زند. بى فايده است. حتى دومين و سومين بار هم نمى تواند جوانك را به هوش بياورد. با خوراندن آن داروى سياهرنگ اما همه چيز دگرگون مى شود. جوانك بالا مى آورد و دكتر عرق هاى سرد شده پيشانى اش را پاك مى كند و مادر گوشه اى فرو مى ريزد. تازه يادش آمده كه مى تواند گريه كند و اشك هايش تمامى ندارد.
۲۳۹۰۰ مريض
بنا به گفته دكتر جلالى در سال گذشته تعداد كل مراجعين به بخش مسموميت هاى دارويى ۲۳۹۰۰ نفر بوده است كه از اين ميان ۹۶۰۰ تا ۹۶۴۰ نفر به صورت عادى بسترى شده اند كه ۵۴ درصدشان مرد بوده اند و ۴۶ درصدشان زن.
در اين بين اما ۱۳۹۰۰ نفر به طور سرپايى معالجه شده اند و ۶۰۱ نفربه خاطر حاد بودن و اورژانسى بودن وضعيت جسمى شان در بخش مراقبت هاى خيلى شديد يا همان ICU بسترى شده اند. همچنين در سال گذشته تعداد كل فوتى هاى اين بيمارستان ۳۱۲ نفر بوده است.
دكتر جلالى مى گويد: «مسموميت ۶۵ درصد از كسانى كه به بيمارستان مراجعه مى كنند عمدى است و ۲۵ درصد اتفاقى و ۵ درصد متفرقه و ۵ درصد جنايى و شغلى.» او معتقد است اين آمار بسيار نگران كننده است و مى گويد: عمق فاجعه وقتى بيشتر نمود پيدا مى كند كه بدانى در تمام دنيا ماجرا بر عكس است و اتفاقى ها و متفرقه بيش از عمدى ها هستند.»
دكتر جلالى ۶۶ سال سن دارد و حدود ۴۰ سال است كه وارد حرفه پزشكى شده است و حرف اول و آخر را در بخش ويژه مسموميت هاى دارويى مى زند. گرچه او چند روزيست كه بازنشسته شده و به طور افتخارى با بيمارستان ادامه همكارى مى دهد. او در مورد نحوه مسموميت مسموم شدگان كه به اين بيمارستان مراجعه مى كنند مى گويد: «در سال گذشته ۱۵۲۵نفر مسموم ترياكى داشتيم. اين افراد كسانى بوده اند كه مسموميت شان ناشى از مصرف ترياك بوده است كه ۸۱ درصدشان مرد بوده اند و ۱۹ درصدشان زن. همچنين از ميان اين هزار و ۵۲۵ نفر ۶۹ درصد معتاد بوده اند كه ۹۵ درصد معتادان را مردان و ۵ درصدشان را زنان تشكيل مى داده اند.»
شايع ترين محدوده سنى در ميان كسانى كه طى يك سال گذشته اقدام به خودكشى دارويى كرده اند در اين بيمارستان بين ۲۰ تا ۳۰ سال بوده است و شايع ترين ماده مصرفى آنها هم عبارت بوده است از ترياك، هروئين ومورفين. جالب اينجاست كه در صد كمى از اين افراد را كسانى تشكيل مى داده اند كه بسته هاى مواد مخدر را بلعيده اند و اين مواد رابه صورت بسته هاى كوچك و قابل هضم در بدن خود جاسازى مى كرده اند كه در اثر اتفاقى بسته آنها پاره شده و كار دستشان داده است.
دكتر جلالى مى گويد: از ميان هزار و ۵۲۵ نفرى كه طى سال گذشته به وسيله مواد مخدر دچار مسموميت شده اند، ۴۰ درصدشان را افرادى تشكيل مى داده اند كه يكى از اعضاى خانواده شان معتاد بوده اند. «۳۸ درصد آنهايى كه به وسيله مواد مخدر مسموم شده اند، مسموميت شان عمدى بوده است و ۵ درصدشان به طور اتفاقى مسموم شده اند و ۲ درصدشان هم در اثر حمل بسته ها در بدنشان دچار اين عارضه شده اند.»
اما ۵۳ درصد باقى مانده چطور؟ ۵۳ درصد افرادى كه در اثر استفاده از مواد مخدر دچار مسموميت حاد مى شوند، معتادانى هستند كه به اصطلاح پزشكان «آوردوز» يا overdose شده اند. وقتى از دكتر جلالى معنى اين واژه را مى پرسى، مى گويد: «آوردوز يعنى اينكه مثلاً فردى كه معتاد است، چند روز به او مواد مخدر نمى رسد و در اثر نرسيدن مواد دچار مشكل و ناراحتى مى شوند كه در اصطلاح پزشكى به عارضه آنها سندروم محروميت مى گويند. تا اينجاى مسأله اتفاق خاصى به جز تحمل درد و ناراحتى براى آنها نمى افتد، اما مشكل آنها از وقتى شروع مى شود كه اين افراد پس از دسترسى به مواد مخدر همان ميزانى را كه سابق بر اين مصرف مى كردند را استفاده مى كنند و همين مسأله باعث مى شود كه آنها به فاز مسموميت برسند و فاز مسموميت يكى از علايمش خواب است. يعنى فرد آوردوز شده، به خواب مى رود و ممكن است كه ديگر بيدار نشود.»
با اين جمله ها، ياد همان معتاد مفلوكى مى افتى كه بى آنكه بتواند چشمهايش را باز كند، از روى تخت به زمين مى افتاد. آيا او هم دچار همين عارضه شده است؟ دكتر جلالى پاسخ مى دهد كه اغلب معتادينى كه به بيمارستان لقمان مى آيند، كسانى هستند كه دچار همين گرفتارى و ناراحتى هستند، يعنى آوردوز شده اند. او مى گويد: «علت مرگ اين افراد، بيشتر و در اغلب موارد نارسايى تنفسى است و ديگر فرد در آن حالت نمى تواند نفس بكشد.» جالب اينجاست كه ۷ درصد فوت شدگان اين بيمارستان علت مرگشان مسموميت ناشى از ترياك بوده است و در ميان آنها هر سه نوع مسموميت خفيف و متوسط و شديد هم ديده شده است.
چهار فصل سال
هر فصل از سال مسموميتهاى مختص خودش را دارد. در تابستان بيشتر مسموميتها ناشى از گزيدگى و مسموميتهاى غذايى و سم هاى نباتى مثل حشره كش است و در اواخر تابستان و اوايل پاييز علت اصلى اغلب مسموميتهاى غير عمدى بيماريهاى قارچى است و در زمستان «گازگرفتگى» و استنشاق منواكسيد كربن و بالاخره در بهار بيشتر مسموميتهاى اتفاقى مربوط به سموم نباتى و گرده هاى درخت و گياهان است.
در ميان موادى كه منجر به مسموميت و مرگ بيماران اين بيمارستان شده اند، قرص ها حرف اول را مى زنند كه بيشترين موارد مصرف را قرص هاى آرام بخش و ضد افسردگى و قرصهاى مسكن به خود اختصاص مى دهند (مثل ديازپام و قرصهاى ديگر).
بعد از قرصها، رتبه دوم را ترياك و حشره كشها و سموم نباتى مثل مرگ موش و بايگون و نگون به خود اختصاص مى دهند و رتبه سوم را هم فلزات دارند. منظور از فلزات، اغلب سمومى است كه در كارخانه هايى كه با فلز و آلومينيوم سر و كار دارند، توليد مى شود.
در اين باره يكى از افرادى كه در همين بيمارستان لقمان كار مى كند و حاضر به معرفى خود نيست، مى گويد: «هر ماه يكى دو مريض از كارخانه باطريسازى داريم كه در اغلب مواردحال كارگران اين كارخانه به شدت وخيم است و حتى يكى دو مورد فوت هم داشته ايم.»
او همچنين از بيمارانى مى گويد كه در كارخانه هاى آلومينيوم سازى و يا كارخانه هايى كه با سنگهاى معدنى و آب و اسيد سر و كار دارند، مشغول به كار هستند و علت مسموميت آنها را در «هموليز» شدن خود نشان مى داند.
بيمارستان لقمان، بيمارستانى پانصد تختخوابى است و به قول دكتر جلالى، آن را بايد بيمارستان General Hsopital دانست كه بيش از هزار نفر كارمند و پزشك و پرستار در آن شاغل هستند.
او مى گويد: خيلى ها نمى دانند در بسيارى از حوادث عامل اصلى مرگ مسموميت است. در حوادثى مثل آتش سوزيها (۶۰ درصد)، تصادفات و... از نظر او اولاً مسموميت حاد شاخه اى از اورژانسها است كه تأخير چند دقيقه اى در آن منجر به عارضه اى خطرناك و حتى در بسيارى از موارد مرگ مى شود. ثانياً خيليها نمى دانند كه هر مريضى كه بيهوش مى شود، شايد علت بيهوشى او مسموميت باشد. دكتر جلالى در اين باره مى گويد: «خيلى ها نمى دانند هر مريضى كه بى قرار مى شود و يا دچار تشنج مى گردد هم شايد به خاطر مسموميت دچار اين عارضه مى گردد.»
شايد خواندن و جدى گرفتن اين توصيه دكتر جلالى باعث شود كه خيلى ها از مرگ نجات پيدا كنند. او مى گويد: «متأسفانه خيلى ها نمى دانند وقتى بيمارشان مسموم شد، او را به كدام بيمارستان ببرند و همين مسأله باعث تأخير در به موقع رسيدن بيمارشان و حتى مرگ او مى شود.» او معتقد است خيلى از پزشكان در معالجه مسموميت اطلاعات چندانى ندارند و تازه اگر هم داشته باشند، به دليل مشكلاتى چون مسأله پذيرش فرد مسموم در بيمارستانهاى غير تخصصى و نبود پادزهرهاى كافى در مراجع اورژانسى، بيمار بينوا قربانى مى شود و يا احتمال قربانى شدن او بسيار زياد است.