درد مشترک زنان ؛ کمرنگ بودن نقش مدیریتی و نظارتی در جامعه، سمیه نصرتی، خبرگزاری سینا
جامعه شناسان یکی از اساسی ترین نهادهای اجتماعی را "خانواده" می نامند و معتقدند با مطالعه علمی این نهاد،یک سازمان خاص با نیازهای مخصوص مشاهده می شود.
آنان می گویند فردی باید سازمان خانواده را نیازسنجی،الگو دهی رفتاری،برنامه ریزی،نظارت و راهنمایی قرار دهد که مدیریت این نهاد را هم بر عهده داشته باشد.
فردی که مدیریت خانواده را عهده دار می شود باید ویژگیهای این نقش را داشته و جامعه نیز مقام و منزلت وی را بشناسد. شاید به همین دلیل بود که در سالهای 1917، همسر یکی از روسای جمهور آمریکا ، طی نامه ای در خواست توجه به جایگاه زنان در خانواده به عنوان یک مدیر کرد.
از آن زمان نهضت هایی برای احقاق حقوق زنان به راه افتاد و توجه محافل علمی به مدیریت خانواده به عنوان یک علم خاص و ویژه جلب شد.
دکتر "علی شایسته"، استاد دانشگاه در مورد مدیریت زنان خانه دار می گوید:از نظر تاریخی نگرش مدیریتی نسبت به زنان در خانواده در دوران پیش از صنعتی شدن نیز در جوامع وجود داشته است.
به گفته این استاد دانشگاه همواره زنان نیروی تولید کننده و بهره ور بوده اند و مواقعی با دید پرورش نیروهای ماهر نیز به آنان نگریسته می شد.
این نگاه در چند دهه قبل نیز در ایران وجود داشته است بدینصورت که زنان در بسیاری از امور زندگی همیار و کمک کار همسر بوده اند.
دکتر سلیمانی، استاد دانشگاه آزاد می گوید:"در دوران قدیم بیشتر به کارکرد زایشی زنان توجه می شد و به نقش آنان در تربیت فرزند ، رعایت بهداشت خانوار و ... توجه نمی شد.
اما دکتر "محمدجعفر نژاد"، یکی دیگر از مدرسان دانشگاه اصفهان معتقد است فعالیت های خانه داری از جمله فعالیت های بهره ور و کارآمد بوده که همواره از گذشته کارکردهای تولیدکننده و صنعت گر داشته اند.
وی در مورد فعالیت زنان در محیط اجتماعی می گوید:کار در خارج از منزل نه تنها باعث اعتلای فرایند روحی و روانی زن می شود،بلکه موجب می شود زن بتواند در مسیر رشد و کمال منطقی و مطلوب در پرورش استعدادهای بالقوه و درونی خود، گام برداشته و موفقیتهای روز افزونی داشته باشند.
دکتر سلیمانی می گوید:متاسفانه همواره حریم فرزندان پسر با مادران (که از آنان به عنوان مدیران خانواده یاد می شود)، مشخص نیست که این خودبه نوع تربیت و عدم خودباوری زنان بازمی گردد و باعث می شود ارزشهای زن در خانواده نادیده گرفته شود.
این استاد دانشگاه موفقیتهای زنان را در عرصه اجتماعی به نوعی تعریف نشده و سازمان داده نشده در کارهای اقتصادی و تولیدی می داند و می افزاید :" زنان بیشتر برای کمک به درآمد خانوار کار می کنند و به فعالیت اجتماعی به عنوان منزلت اجتماعی و رقابت اجتماعی نمی نگرند ."
"مسعود ستاری فر"،جامعه شناس نیز در مورد مدیریت زنان خانه دار در عرصه اجتماعی و خانواده می گوید:همان طور که هرروز نقش مدیران در سطح اجتماع علمی تر می شود،مدیران درخانه(زنان)هم در طراحی نقش ها و وظایف در خانه باید به سوی علمی شدن گام بردارند و بیشتر از پیش زوایای خانواده را به عنوان یک سازمان مورد نظر قرار دهند.
وی می افزاید: زن خانواده با طرح و برنامه دقیق می تواند خانواده را به هدف مشخص هدایت کند.
وی توضیح می دهد: این هدف به طور مثال می تواند خرید خانه باشد. زن می تواند با بودجه بندی امور خانه ، الگودهی مصرف به افراد خانوار ، خانواده را به هدف مشخص شده سوق دهند.
یکی دیگر از اساتید دانشگاه ، در این زمینه می گوید: امروزه بیشتر کشورها با مفاهیمی از قبیل مشارکت اجتماعی ، دموکراسی ، برابری ، عدالت و امثال این دست و پنجه نرم می کنند.
"باید دانست که تحقق تمام این امور بدون مشارکت زنان و مدیریتشان در فرایند تولید کشور حرفی نادرست است به همین دلیل باید به آموزش دختران در امور خانه داری در دوره های علمی – کاربردی ، پودمانی و حتی در کار و دانش بپردازیم "
وی در مورد وضعیت زنان کشورهای دیگر می گوید:در ژاپن زنان هم نقش مادری خود را ایفا می کنند و هم در فرایند تولید در جامعه نقش دارند ،به طور مثال زنان در خانه به تولید رادیو یا ساعت می پردازند.
این استاد دانشگاه می گوید:باید نگاه زن به خانواده به عنوان نگاه یک مدیر در یک سازمان باشد تا بتواند یک نگاه نظارتی و هدایتی داشته باشد در این صورت است که این زن می تواند توانایی برنامه ریزی و طراحی از پیش تعیین شده برای پدیده های تربیتی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی در خانه را داشته باشد.