ناكامى؛ عامل بزرگ پرخاشگرى، نمايشى از يك اجراى خيابانى در زمين فوتبال، سعيد پورزند، ايران
وقتى خيابانهاى تهران به صحنه نمايش زنده نزاع ها و فحاشى ها بدل مى شود و حرمت نواميس مردم با گفتن كلمه اى ركيك، به بازى گرفته مى شود، زمانى كه صدا و سيما برخورد لفظى رئيس فدراسيون فوتبال و يك مربى معتقد به ارزشهاى اخلاقى را به نمايش مى گذارد، از بازيكنانى كه در سطح ملى هم بازى مى كنند، نمى توان زياد انتظار داشت! چرا كه با آنچه در خيابانها ديده اند و در ذهن شان نقش بسته، ناخودآگاه و تحت عوامل مترتب بر آن براى مردم يك قاره، نمايشى از يك اجراى خيابانى را در زمين فوتبال پياده مى كنند.
در واقع ميزان الگوپذيرى نوجوانان وجوانان ما از محيط پيرامونى خود كه به فضاى حاكم بر خانواده، اماكن آموزشى و حضور در جامعه و ارتباط با افراد مختلف و با عقايد و فرهنگهاى متفاوت محدود مى شود، از يكسو و نوع واكنش ديگران به آنچه در اين محيط ها رخ مى دهد و برخوردهاى مثبت و منفى آنان از سوى ديگر، شرايط فكرى خاصى را براى نوجوانان و جوانان ايجاد مى كند كه مى توان از آن با عنوان آموزش چگونگى برخورد با رفتارهاى حاكم ياد كرد.
به عنوان مثال، زمانى كه با يك صحنه برخورد خيابانى روبرو مى شويم، عده اى را مى بينيم كه براى سرگرمى و گذران وقت خود به تماشا مى ايستند، عده اى با استفاده از كلام خود سعى در داغ تر شدن جدال مى كنند و گهگاه بعضى هم به قصد جداسازى طرفين دعوا واردعمل مى شوند كه البته اين مورد كمتر به چشم مى خورد. اين الگويى در قبال مواجه شدن با رفتارهاى ناهنجار است و از طرف ديگر معمولاً يك طرف دعوا به دنبال احقاق حق خود است و يا متأثر از فشارهاى روانى مضاعف كه مى تواند در سايه فقر، بيكارى و نابسامانى هاى اجتماعى باشد، به نقطه انفجار مى رسد.
رسيدن به اين نقطه، تنها به يك جرقه نياز دارد كه مى توان با گفتن يك كلمه، يك نگاه به، عدول از اخلاقيات و انجام وظيفه يا زياده خواهى و خودخواهى، جدال افروزى را در پى داشته باشد. آمار نگران كننده نزاع هاى خيابانى كه سالانه ۵۳۴۸۲۴ مورد (ثبتى) برآورد شده خود گواهى به گرايش افراد به خشونت دارد.
بنابر آنچه گفته شد، بايد دلايل بروز خشونتها را در عوامل اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى حاكم بر جامعه جست وجو كرد و به نوعى بايد اذعان داشت رحمان رضايى و ناجى بداوى از جمله قربانيان رفتارهاى خشونت آميزى هستندكه در سايه بى توجهى به مسائل فرهنگى واينكه نمايندگان يك كشور هستند و بايد نمادى از فرهنگ آن باشند، دست به رفتارى ناشايست زده اند. حال بايد به كالبدشكافى موضوع پرخاشگرى پرداخت.
دكتر مهدى صابرى روانشناس در اين باره مى گويد: بنا به يك تعريف علمى پرخاشگرى معطوف كردن هرگونه رفتار منجر به آزار جسمى و روانى است كه مى تواند معطوف به خود (خودزنى و خودآسيبى) و يا فرد مقابل باشد. پرخاشگرى علل متعددى دارد كه به عقيده رواشناسان مهمترين عامل آن، ناكامى است. بخصوص در جوانان كه انتظار به دست آوردن چيزى را دارند ولى از آن محروم مى شوند و همين امر باعث مى شود جوان به پرخاشگرى روى بياورد. به عنوان مثال جوانى در هر زمينه اى مثل تحصيل، شغل و موقعيت اجتماعى تلاش مى كند اما دستيابى به اين موارد به سادگى امكانپذير نيست. چرا كه بايد تلاش زيادى به خرج دهد، مسيرى طولانى را بپيمايد و خستگى زيادى را متحمل شود تا به آنچه مى خواهد برسد و ممكن است به اينها نيز دست نيابد.
وى مى افزايد: پيدايش چنين شرايطى فرسايش روانى را به همراه دارد و فرد از نظر روانى آماده رفتارهاى تهاجمى، پرخاشگرانه و انفجارى مى شود. حال ممكن است برخى به واسطه اين شرايط دچار افسردگى و خمودگى شوند و بعضى هم با استفاده از مكانيزم پالايش به مشاغل، حرفه ها و ورزشهايى روى مى آورند تا بار خشونت را تخليه كنند. متأسفانه در جوانان ما بنا به دلايلى احساس ناكامى بالا است و حتى افرادى كه از زمينه هاى خوب شخصيتى و تربيتى برخوردار هستند، اگر با ناكامى هاى عمده مواجه شوند، نزد آنان پرخاشگرى بالا مى رود.
دكتر سيدمحمدكاظم واعظ موسوى استاد دانشگاه رخداد اخير ميان بازيكنان را منحصر به اتفاقات درون تيم و نه در سطحى فراتر چون جامعه مى داند؛ «آنچه اتفاق افتاده نشانگر آن است كه مديريت و رهبرى در تيم براى تنظيم روابط انسانى نبوده است. به غير از اين خبرهاى ديگرى هم بوده مثلا ًحسين كعبى گفته كه بيايم تهران، بازى نمى كنم. پيدايش اين امر حكايت ازآن دارد كه دوستى و برادرى حاكم نيست.
حال اين بحث مطرح مى شود كه مثلا ً مسؤول تنظيم روابط انسانى مربى تيم است، خوب يك مربى كه نمى تواند به زبان بچه ها صحبت كند و نياز به مترجم دارد آيا مى تواند به جز آموزش مسائل تكنيك و تاكتيك نسبت به تنظيم رابطه انسانى اقدام كند. پس اين موضوع به آدمهايى باز مى گردد كه به خاطر ضعفشان، مربى خارجى را آورده اند و آنان را در كنارى گذاشته اند.
دكتر مهدى صابرى از زاويه اى ديگر به اين مقوله مى نگرد: «اگر در انتخاب كسانى كه مى خواهند ورزشكار يا الگوى جامعه فرهنگى ـ ورزشى باشند و در ميادين ورزشى بخصوص در آن طرف مرزها حضور يابند، آناليز روانى دقيق انجام دهيم، مى توانيم جوانى راكه پر از انگيزه هاى پرخاشگرانه و خشم آلود است و ناكاميهاى مجدد را تجربه كرده و از طريق روانكاوى مسائل او حل نشده، بشناسيم. از طرفى اگر يك توجه ساده بر سرتمرينات حتى در گفت وگو ورزشكاران با هم و در قبال مربيان و سرپرستان صورت مى گرفت به پس زمينه هاى تحصيلى و اجتماعى كه قابل تحقيق است، توجه مى شد، چنين قضايايى اتفاق نمى افتاد.»
وى مى افزايد: اگر ورزش كشور خود را با ورزش كشورهاى ديگر مقايسه كنيم، ورزش كشورهاى ديگر در سمت و سوى حرفه اى است اما ورزشكاران ما تازه پاى به ورزش حرفه اى گذاشته اند. آمادگى اين شرايط را ندارند و ازنظر روانى روى آنان كار نشده است. به عنوان مثال در چند سال گذشته چقدر شاهد اين نوع مسائل بوديم؟
ما اصلاً به روانى ناكامى سنگينى كه بر دوش بعضى از جوانان است كه وارد ميدان مى شوند، واقف نيستيم و توجه نداريم. در حالى كه اين نوع برخوردها صحيح نيست. شمامى بينيد كه مجامع جهانى و آسيايى به سرعت و كمتر از ۲۴ساعت در اين باره رأى مى دهند. چراكه بروز چنين مسائلى برايشان قابل پذيرش نيست. ذكر اين نكته را نيز لازم مى دانم كه خيلى جاى تأسف دارد يك مربى نامدار كشور بالحن توصيه گرى در اين خصوص مى گويد كه اين بازيكنان تحت استرس شرايط محيط و تماشاگران قرار داشتند. مگر چنين شرايطى براى تيمهاى ساير كشورها وجود ندارد. آنچه مسلم است برخوردها خيلى سطحى است و مى خواهيم اين مسائل را پدرانه و كدخدامنشانه حل كنيم. در صورتى كه به ريشه هاى روانى اين مسائل كه اجتماع با آن مواجه است و در آينده ادامه مى يابد، بى توجه هستيم.
آنچه در حين بازى تيمهاى ملى ايران و عمان رخ داد، سوءرفتارى بى سابقه در طول تاريخ فوتبال ملى تلقى مى شود و آنان كه مويى سپيد كرده اند و بهاران زيادى را از عمر خويش سپرى كرده اند، نيك مى دانند كه در گذشته اصلاً چنين مسائلى وجود نداشت و شرايط روحى خاص حاكم بر تيمهاى ما اجازه بروز چنين سوءرفتارهايى را نمى داد. همين موضوع مورد توجه دكتر واعظ موسوى قرارمى گيرد: «ما يك ميراث با ارزش در فرهنگ ورزشى داشته ايم. ۳۰ سال پيش، در تيم ادب، نزاكت و كسوت اهميت داشت و كسى نمى توانست با حضور يك بزرگتر در تيم حرف بزند. تيمى كه بزرگتر داشت، كوچكترها به او مى گفتند: بله آقا، چشم آقا كسى وجود نداشت كه او را بازخواست كند و بگويد چرا اين كار را كردى و چرا آن كار را نكردى چه برسد به اينكه بخواهد به او «سيلى» بزند.
وى مى افزايد: «از ديدگاهى ديگر ورزشكاران نسبت به قبل مهارت بيشتر و اخلاق كمتر دارند و به همان ميزان كه پديده هاى اخلاقى متنوع تر و گسترده تر مى شوند به آموزش بيشتر نيارمندتر مى شوند. درحالى كه اهتمام كمترى به آن مى شود. به عبارتى هر چه به سبب افزايش سطو ح مهارت، توقع از تيم ملى بيشتر مى شود، آداب حاكم بر تيم نيز بيشتر بايد آموزش داده شود. سپس در كنار آموزش تكنيك و تاكتيك بايد اين امر نيز آموزش داده شود، چه كسى بايد حرف بزند و چه كسى نبايد حرف بزند. بى توجهى به اين مقوله باعث مى شود آسيب ببينيم و بايد به اين موضوع اهميت بدهيم. در اين راستا برنامه كوتاه مدت هم جواب نمى دهد چرا كه بايد كار را با نوجوانان و جوانان شروع كرد و به آنها رفتار صحيح را بياموزيم. با اين وصف هر اقدامى انجام مى دهيم به يك نتيجه اى مى رسيم و نبايد مأيوس بود.
دكتر صابرى هم با تأكيد بر اين موضوع كه متأسفانه بسيارى از مربيان نقش پدررا برعهده گرفته اند و مثل بچه اى كه خطا كرده، قصد چشم پوشى از خطا را دارند مى گويد: اين اغماض ها به فرهنگ ما ضربه مى زند و براى كنترل رفتارهاى پرخاشگرانه بايد تنبيه مناسب با آن را اعمال كرد چرا كه تنبيه غيراصولى و غيرمتعارف باعث بدتر شدن مى شود و سهل انگارى و اغماض باعث مى شود كه فرد خاطى فكر كند، هر بار مرتكب خطايى شد، بخشيده مى شود.
وى با اشاره به اينكه دفعات پرخاشگرى جوانان در حيطه ها و فصول مختلف فرق مى كند، اظهار مى دارد: بروز اين رفتارها تابع يك سرى شرايط و مسائل ديگر هم هست. به عنوان مثال وقتى جوانان در مجامعى قرار مى گيرند كه پرخاشگرى، ارزش تلقى مى شود اين رفتار افزايش مى يابد. مثل ورزشگاه كه تعداد زيادى از جوانان گرد هم جمع مى شوند و حداقل به كار بردن الفاظ ناخوشايند خيلى زياد مى شود. حال ممكن است همان جوانان در جوامعى كه لازم است آرام باشند، گردهم بيايند و در اين محيط درصد پرخاشگرى پايين مى آيد. پس شرايط مى توان تسهيل كننده پرخاشگرى باشد و اين كار روانشناسى مخصوصى دارد. از طرفى مصرف موادمخدر، قرص هاى روانگردان، آلودگى صوتى و … در پرخاشگرى مؤثر است و با نگرشى واقع بينانه بايد گفت الان در جامعه ما آمار پرخاشگرى بالا است.
با توجه به آنچه ذكر شد، به نظر مى رسد ما در برنامه ريزى براى جوانان و قرارگيرى شان در مسيرى صحيح كه مبتنى بر ارائه فرهنگ و تفكرى خاص با تأكيد بر لزوم پايبندى به ارزشهاى بعضاً فراموش شده باشد، دچار مشكل شده ايم. براين اساس نياز به ارائه برنامه و احساس مسؤوليت در قبال مسائل فرهنگى ـ اجتماعى وجود دارد.
دكتر صابرى در اين خصوص عنوان مى كند: براى جوانان مان برنامه ريزى و كارهاى سازماندهى شده كمترى داريم. درواقع نظارت سازماندهى شده براوقات فراغت نيست همچنين تعداد مراكزى كه بتوانند از فشار روانى جوانان كم كند، كم است.