نگاهی به عوامل خودکشی در ایران، خبرگزاری سینا
آخرین آمار اعلام شده درباره میزان خودکشی درایران مربوط به ماه می سال 2003 است که در سایت who سازمان بهداشت جهانی منتشر شد.
این آمار از مرگ سه درصد زنان از هر 100 هزارنفر و یک درصد مردان از هر100هزارنفر درسال از طریق خودکشی خبر می دهد.
همچنین آمار دیگری از این سایت در سال 1991 ایران را پس از کلمبیا، برزیل، چین و هند پنجمین کشور و در سال 2001 میلادی پس از کلمبیا و هند سومین کشور دارای بالاترین آمار خودکشی می داند.
اگرچه دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی با استناد به آمار سازمان بهداشت جهانی،ایران را پنجاه و هشتمین کشور جهان از نظر خودکشی می داند اما برخی جامعه شناسان این آمار را غیرواقعی می دانند.
دکتر "امان الله قرائی مقدم" که همواره روند خودکشی در ایران را به طور مستمر مورد بررسی قرار می دهد نتیجه یکی از آخرین بررسی های گروه تحقیقاتی خود بر 33 شهر را ، 560 مورد خودکشی موفق در طول یک سال برآورد کرده است.
وی روندخودکشی درایران را رو به رشد می خواند و می گوید:منابع اطلاعاتی از جمله دادگستری و پزشکی قانونی و حتی بیمارستانهایی که موارد خودکشی از سوی نیروی انتظامی به آنها ارجاع داده می شود،از ارایه آمار واقعی خودداری می کنند.
این جامعه شناس آمار خودکشی در شهر یزد را یک نفر برآورد کرده است،درحالی که منابع محلی خبر از بیش از 10 مورد خودکشی موفق و ناموفق به طور ماهانه می دهند.
این جامعه شناس از دیگر عوامل فقدان دسترسی به آمارهای دقیق را نگاه سنتی خانواده ها به مساله خودکشی می داند.
او می گوید: در بسیاری از شهرهای کشور به ویژه شهرهایی با هویت های طایفه ای، قومی و یا مذهبی، خانواده اقدام به خودکشی هر یک از افراد خود را نشانه بی حیثیتی دانسته و از اعلام نوع مرگ ممانعت می کند.
دکتر قرائی مقدم سه استان ایلام، کرمانشاه و همدان را دارای بالاترین آمار خودکشی و فرار از خانه در کشور می داند.
وی با استناد به نتایج بررسی هایی که درباره نوع خودکشی در این سه استان انجام داده می گوید: زنان معمولا از طریق خودسوزی،خوردن گچ،قرص و دارو اقدام به خودکشی کرده اند اما مردان بیشتر با روش اسلحه و حلق آویز کردن دست به خودکشی زده اند.
این استاد دانشگاه شهرهای تهران ، کرج و مشهد را پس از سه استان مذکور ، دارای بیشترین موارد خودکشی معرفی می کند و در زمینه انگیزه های خودکشی می افزاید:انگیزه خودکشی زنان در ایران،مسائل خانوادگی عاطفی و عشق های ناکام و ازدواج های اجباری و انگیزه مردان نیز بیکاری ،فقر و نابسامانی اقتصادی است.
این جامعه شناس با اشاره به تغییرات به وجود آمده در روند خودکشی ایرانیان طی سه دهه اخیر می گوید:بررسی ها این فرض را تقویت می کند که نسبت خودکشی زنان و مردان نسبت به ده سال گذشته تغییر کرده است.
به گفته وی پیش از سال 70 نسبت خودکشی زنان به مردان 5 به 2 بود اما در 10 سال گذشته نسبت خودکشی مردان به زنان 3 به 2 افزایش یافته است.
قرایی مقدم همچنین عامل خودکشی مردم ایران در سطح کلان را وجود "آنومی" یا نوعی بی هنجاری می خواند و پریشانی فکر، نابودی نظم منطقی فکری و دچار تشتت آرا بودن را که منجر به خودکشی افراد می شود از نتایج این بی هنجاری می داند.
دکتر"عباس محمدی اصل"خودکشی را یک نوع اقدام تعمدی برای نابودی "خود"تعریف می کند و می گوید: علل خودکشی در ایران را در سه سطح کلان، میانه و خرد می توان بررسی کرد.
"در سطح کلان از سویی ضعف هنجارها و در هم ریختگی ارزشی از سوی دیگر فقدان حمایت های مدنی مناسب از فردیت رو به رشد شخص موجب بروز این واکنش می شود"
این استاد دانشگاه می افزاید:در سطح میانه نیز شاهد فقدان تناسب میان فردیت افراد با هنجارهای اجتماعی هستیم و نمادهای معرفتی الگوهای جدید در تعارض با ذهنیت و باورهای افراد است و این تعارض به دلیل وجود مدیریت ناکارآمد در سطح جامعه به وجود می آید.
به گفته محمدی اصل ، حاصل این ناکارآمدی مدیریتی است که افراد خود را از جامعه منفک می بینند و فکر می کنند بوروکراسی علیه آنان است.
وی می افزاید:مجموع این عوامل در سطح خرد موجب بروز یک کنش اعتراض می شود که طی آن فرد تلاش می کند به خود یا جامعه آسیب برساند که خودکشی از نوع اعتراضی آسیب به "خود" است.
این استاد دانشگاه اضافه می کند: این آسیب می تواند در حد فاصل گوشه گیری و افسردگی تا آسیب های جدی تر مانند خودکشی بروز کند.
وی در بررسی های خود،روند خودکشی طی سه دهه اخیر در ایران را روندی رو به رشد توصیف کرده و می گوید: با تغییر ارزشها طی دهه های اخیر روشهای خودکشی نیز تغییر کرده است.
محمدی اصل می افزاید:به عنوان مثال در مقاطعی از زمان ارزش دیگرخواهی برجامعه حاکم می شد و جامعه را از نظر روانشناختی تحت تاثیر قرار می داد و در مقاطعی نیز ارزش فردیت نسبت به روح جمعی بیشتر می شد و طی این فرآیند افرادی که احساس می کردند ارزش فردیت آنان به رسمیت شناخته نمی شود و تمایلات فردی و اجتماعی آنان ارضا نمی شود دست به خودکشی می زدند.
براساس تحلیلی که سازمان بهداشت جهانی از روند خودکشی در ایران داده است، ایران در زمره کشورهایی است که در بدو ورود به مرحله صنعتی شدن دچار دوگانگی هایی شده است که بین جدا شدن و بریدن از سنتها و بافت سنتی و ورود به جهان صنعتی است.
براساس این گزارش این دوران گذار به دلیل ایجاد تضادهای شدید بین باورها و واقعیات، انگیزه خودکشی در افراد را زیاد کرده و به همین دلیل ایران در زمره کشورهایی است که آمار خودکشی در آنها بالا است.