63 مورد اقدام به خودكشي طي يك هفته در تهران، ايسنا
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس حوادث
اورژانس تهران خبر داد: تنها طي مدت يك هفته 63 مورد اقدام به خودكشي در اورژانس تهران ثبت شده كه بر اساس آخرين اطلاعات مشخص شده 32 مورد مرد و 20 مورد زن بودهاند كه جنسيت موارد ديگر اعلام نشده است.
به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، نتايج يك پژوهش دانشگاهي نشان ميدهد كه اقدام به خودكشي در افراد مجرد بيش از متاهلان است و بيشترين فراواني مربوط به خودكشي با داورهاي آرامبخش بوده است.
دكتر محمد فكور، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز كه نتايج پژوهش بالا كار اوست، در اين پژوهش 59 مورد بستري اقدام به خودكشي در بخش ICU را مورد مطالعه قرار داده و بيماران از نظر سن، جنس، ميزان تحصيلات، شغل، وضعيت تاهل، وضعيت بهبودي، روش خودكشي و علل خودكشي مورد بررسي قرار گرفتهاند.
نتيجه كلي نشان داد كه خودكشي در سنين نوجواني 19 ـ 15 سال به ويژه در زنان شايعتر است. فراوانترين روش جهت خودكشي مصرف قرص بوده است.
در روش خودكشي غيردارويي بيشترين مورد مربوط به مصرف مسموم است. روش خودكشي تهاجمي فقط در مردان ديده شده است.
خودكشي از نظر شغلي در محصلان و سپس در زنان خانهدار شايعتر است. بيشترين استرسور اختلافات خانوادگي ديده شده است. اكثر افراد اقدامكننده تحصيلاتي در مقطع راهنمايي تا دبيرستان داشتهاند. خودكشي در افراد مجرد بيش از متاهلين و خودكشي در بهار و تابستان شايعتر است.
اما سياوش سليماني معاون امور اجتماعي بهزيستي استان كرمانشاه در گفتوگو با خبرنگار ايسنا، در خصوص راهكارهاي مقابله با خودكشي ميگويد: بهترين راه اين است كه والدين به بچههايشان مهارتهاي زندگي اجتماعي و مهارتهاي تصميمگيري كه چگونه در برابر يك مساله تصميمگيري كنند را بياموزند و همچنين مهارت فكر كردن را به بچهها آموزش بدهند كه وقتي در برابر يك مساله با شكست مواجه ميشوند بدانند كه در برابر يك مساله راه حلهاي متعددي وجود دارد و بتوانند بهترين راه حل را انتخاب كنند.
سليماني تأكيد ميكند: بيتوجهي والدين به نيازهاي جوانان و نوجوانان ممكن است در اقدام به خودكشي آنها مؤثر باشد.
وي ميگويد: خودكشي در دختران به علت بعضي از مسائل خاص فرهنگي بيشتر است، به عنوان مثال در ايلام آمار خودسوزي در دختران خيلي زياد و قابل توجه است.
يك جامعهشناس نيز كاهش همبستگي و رشد فرديت شخص را از عوامل اصلي اقدام به خودكشي دانسته و ميگويد: ناكامي، فقر، اعتياد، متاركه و ناعدالتيهاي اجتماعي زمينههاي خودكشي را در جامعه فراهم ميآورند.
بهرام نوابيفر استاد جامعهشناسي يكي از دانشگاههاي كرمانشاه ميافزايد: معضل خودكشي در جامعه به طور كلي امري است مشهود كه مصاديق و نمونههاي زيادي از آن را در جامعه مشاهده ميكنيم و اين از ديدگاه آسيبشناسي اجتماعي قابل بررسي است و بايد خواستههاي افرادي كه به اين عمل دست ميزنند را بررسي كنيم.
وي از نشانههاي اين افراد را عدم مشورت و شركت در جلسات گروهي و افسردگي دانسته و ميگويد: تا جايي كه اين افراد خود را كاملا از جامعه جدا ميبينند و به خودكشي روي ميآورند.
وي نقش جامعه، خانواده، همسالان و حتي دولتمردان كشور را قابل اهميت دانسته و رشد زمينههاي نيازمنديهاي افراد جامعه، نوع برخوردها و تعديل انتظارات از جوانان و هم سطح نبودن توقعات از يكديگر را باعث كاهش اين گونه آسيبهاي اجتماعي عنوان ميكند.
نوابيفر تذكر ميدهد: بايد به افراد جامعه مهارتهاي زندگي آموزش داده شود و بايد جز يكي از دروس آموزش به كودكان، نوجوانان و جوانان در طي دوران مدرسه، دبيرستان و دانشگاه باشد تا ارزش و جايگاه درست اجتماعي زندگي كردن را ياد بگيريم.
وي تاكيد ميكند: اميد به زندگي در سطح جامعه بايد رشد پيدا كند و در آن صورت شخص رابطه معقولي با خود ميتواند داشته باشد.
نتايج يكي ديگر از تحقيقات نيز نشان ميدهد: كاهش روابط عاطفي و دگرگوني سيستم ارزشها و تغييرات وضعيت اجتماعي از علل اصلي افزايش خودكشي به شمار ميروند.
اما رييس اداره بهداشت روان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در سال گذشته از دلايل افزايش آمار خودكشي در زنان ايراني را عدم دستيابي به راهكار مناسب براي رهايي از استرس دانست و تاكيد كرد: وزارت بهداشت براي كاهش آمار خودكشي زنان، برنامهريزي جداگانهاي براي سلامت روان آنها در نظر گرفته و در برنامه پيشگيري از خودكشي اولويت به مناطقي داده شده كه مشكلات سلامت روان بيشتري دارند.
به گفته رييس اداره بهداشت روان وزارت بهداشت، مردان در جامعه راحتتر با مشكلات روحي ـ رواني مقابله ميكنند ولي به دليل برخي از محدوديتها اين امكان براي زنان وجود ندارد، لذا آنها آسيبپذيرتر هستند.
وي حذف حمايتهاي خانوادگي ـ سنتي را در جوامع امروزي، از ديگر علل افزايش بروز اختلالات رواني در زنان دانسته و اظهارداشت: برخي از راهكارهاي رهايي از استرس فقط از طريق آموزش مهارتهاي زندگي امكانپذير نيست و بايد حمايتهاي اجتماعي، حقوقي و قضايي اعمال شود.
دكتر ياسمي وجود دفاتر و يا مراكز مشاورهاي كه زنان بتوانند به آنها مراجعه و از حمايتهاي لازم برخوردار شوند را ضروري دانست.
دكتر ياسمي در پايان يادآور شد: وجود والدين با سوءرفتار منجر به پرورش نسل بيمار خواهد شد لذا بايد به سلامت روان مادران توجه بيشتري شود و سياستهاي بهداشتي ـ اجتماعي مناسبي اتخاذ شود.