آفتاب نشينان، اميد معماريان، شرق
آيا روزهاى خوش براى زنان فرا مى رسد؟ آيا گروه هاى مختلفى كه در مسير احقاق حقوق و مطالبات اين نيمه جامعه تلاش كرده اند، مى توانند روزهاى آفتابى ترى را پيش رو ببينند؟ شواهد روشنى در اين زمينه وجود ندارد. آنچنان كه چندى قبل يكى از روزنامه نگاران حوزه زنان پيش بينى كرد كه برخى از فعالان اجتماعى در اين عرصه، «آفتاب نشينى» پيشه خواهند كرد. اما چرا؟ چرا با توجه به افزايش تعداد دانشجويان و فارغ التحصيلان زن در دانشگاه ها، افزايش چشمگير سازمان هاى غيردولتى زنان در ۶ سال گذشته افزايش- حداقل اسمى- زنان در عرصه مديريت هاى ميانى و حتى كلان، افزايش حضور زنان حاشيه نشين سال هاى دهه شصت، افزايش روادارى و تساهل در بسيارى از حوزه هاى فرهنگى، فروريختن يا كمرنگ شدن باورهاى سختگيرانه مذهبى سال هاى آغازين انقلاب و...، آفتاب نشينى و واگذارى تلاش هاى انجام شده توسط زنان، مطرح مى شود؟ اين آفتاب نشينى شامل چه كسانى مى شود؟ و طرح آن در شرايط زمانى فعلى گزينه اى تحليلى است يا تجويزى؟۱
نويسنده مقاله« آفتاب نشينى» در بررسى خود سه گروه زنان را مورد توجه قرارمى دهد: « گروه اصولگرا، نوانديش دينى و فمينيست هاى عرفى» و پس از شرح ويژگى هاى اين سه گروه و فعاليت هاى عمده شان، نكته اى مى گويد كه محور اصلى اين يادداشت را به خود اختصاص خواهد داد. شادى صدر در شرح وضعيت آتى گروه هاى فمينيست عرفى و نوانديشان دينى مى گويد: «زنان نوانديش و فمينيست هاى عرفى نيز بايد خود را براى يك دوران طولانى آفتاب نشينى آماده كنند.» و سپس مى افزايد: «به نظر مى رسد تحولات سياسى به هر طرف كه پيش برود، يك دوره ناگزير آفتاب نشينى براى حداقل بخشى از فعالان جنبش زنان در پى خواهد داشت كه اين دوره، صرف نظر از همه تيرگى هايش، اين اميد را به همراه دارد كه به زنان فرصت دهد تا پشتوانه فكرى و تئوريك خويش را، مستقلاً و نه در سايه مردان يا تئورى هاى ترجمه اى تقويت كنند و بار ديگر كه تاريخ آنها را به كار فرا مى خواند، نقشى ديگر زنند. كارى كه زنان در مصر، پاكستان و بنگلادش سال هاست انجام داده اند.»
• • •
اما آيا تاريخ نعل وارونه مى خورد و مدلى كه تحولات سياسى براى فعالان زنان رقم مى زند تابع الگوهاى دهه شصتى خواهد بود؟ با توجه به تحولاتى كه در جامعه ايرانى و به خصوص جامعه زنان به وقوع پيوسته، تحولات بين المللى و ديگر عواملى كه در آغاز اين نوشته مطرح شد، آفتاب نشينى سرنوشت محتوم چه بخش هايى از فعالان اجتماعى زنان _ يا كسانى كه حداقل خود را در اين تقسيم بندى جاى مى دهند- است؟ و در نهايت اينكه « آفتاب نشينى» حاصل تحولات سياسى يكى دو سال اخير خواهد بود يا نتيجه رويكردهاى انتخاب شده توسط بخش هايى از گروه هاى ياد شده؟ آيا مى توان زنان نوانديش دينى و فمينيست هاى عرفى را به كل در زمره آفتاب نشينان قرار داد؟ يا بايد بخش هايى را از اين تحليل بيرون برد؟
براى پاسخ به اين سئوالات شايد بايد سال هاى آغازين دهه هفتاد يعنى آن هنگام كه شهلا حبيبى مشاور وقت رييس جمهورى ، حدود يك صد نفر از زنان را راهى كنفرانس جهانى زنان پكن كرد، به يادآورد.۲ آن روزها اگر چه اين اقدام به منظور ارائه چهره اى متفاوت از زنان ايرانى در مجامع بين المللى انجام شد، و اگرچه بسيارى از زنان غيرخودى را در خود جاى نمى داد، اما براى اولين بار براى بخشى از زنان تكنوكرات و حاشيه نشين فرصتى فراهم كرد تا پا بيرون مرزها بگذارند و به مسائل زنان از زوايه اى ديگر نگاه كنند. در بين زنان مسافر پكن هم اينك افراد بسيارى را مى توان يافت كه جزء زنان تاثيرگذار در بخش هاى مختلف محسوب مى شوند. يكى از دستاوردهاى سفرى در اينچنين سطحى اين بود كه زنان بينند زنان ديگر كشورها، چگونه براى تاثير گذارى در كشورهايشان اقدام كرده اند؟ چگونه آنها به ميان مردم مى روند و مسائل خود را عمومى مى كنند؟ حتى برج عاج نشين ها نيز دريافتند كه روزهاى غرولند و انتقادهاى بى پايان و بى اقدام سپرى شده و ديگر وزن و اعتبار چندانى ندارد.بخشى از زنان تكنوكرات، حاشيه نشين ها و محذوفان و بخشى از زنان سخت گير سنتى دهه اول انقلاب (كه اندك اندك به تعديل ديدگاه هاى خود مى پرداختند و در دهه بعد عنوان نوانديشان دينى را با خود حمل كردند)راه ديگرى را برگزيدند. آنها با سامان يافتن در انجمن هاى تخصصى و فعاليت هاى اجتماعى در لايه هاى مختلف جامعه به تاثير گذارى پرداختند. برخى از اين زنان كه حاشيه نشينان دهه شصت بودند راهى مراكز تحقيقات شدند و يا به مشاوره دهى به زنان حكومتى پرداختند. فعاليت هاى ترويجى در خصوص مسائل زنان و حتى مسائلى مانند محيط زيست، خيريه اى و.... با رويكردهاى جنسيتى دستاورد اين گروه بود. امروز اين بخش از جامعه زنان با فراگيرى مهارت هاى لازم براى تاثير گذارى در جامعه اندك اندك مى تواند اميدوار به حفظ حيات خود باشد. آنان مى دانند «نعمت حضور» چيست و چه مواهبى دارد.اما چه بخشى از جامعه زنان آفتاب نشين خواهند شد؟
• • •
تاريخ تكرار نمى شود مگر تراژدى اى كه مى شود كمدى يا كمدى اى كه مى شود تراژدى. دوران انزواى زنان عرفى و زنان مذهبى دگر انديش رفت... آفتاب نشينى و قوى كردن زمينه هاى تئوريك و... نيز نشان داد تا زمانى كه با «عمل اجتماعى» و اقدام در عرصه عمومى همراه نمى شود تا چه اندازه تاثير گذار است. هم (مردان) اصلاح طلبى كه گمان مى كردند با استفاده از بورس هاى دولتى و كسب دكترا در چنين و چنان رشته در دانشگاه هاى معتبر و يا غير آن، مى توانند تحول عميقى در جامعه ايجاد كنند و هم زنانى كه پشت در هاى بسته و با مخاطبان محدود خود تلاش داشتند موضوعات مربوط به زنان را در جامعه فراگير كنند، امروز اين ماجرا را درك مى كنند. درست در بحبوحه روزهاى گرم سياست در ايران وقتى يكى از فعالان جامعه مدنى به سردبير صاحب مكتب اصلاحات پيشنهاد كرد صفحه اى به نام جامعه مدنى (بخوانيد ارتباط نزديكتر با مردم) در روزنامه اش داير كند پاسخ شنيد كه اين روزها زمان پرداختن به سياست است و نان جامعه مدنى، بازار ندارد.۶ سال گذشت و اصلاح طلبان و حاشيه نشينان هشت ساله و كسانى كه كوشيدند زمينه تئوريك شان را قوى كنند دريافتند تا زمانى كه با مردم ارتباط نداشته باشند و تا زمانى كه فكرشان با عمل اجتماعى صيقل نخورد، با زمينه تئوريك قوى هم راه به جايى نخواهند برد. شايد به همين منظور است كه پس از ۸ سال سعى و خطا و به در و ديوار كوبيدن، اين روزها، آواى حضور در جامعه مدنى سر مى دهند. به همين قياس زنان فعال اجتماعى كه سال هاى انزوا را با حضور در عرصه عمل تجربه كرده اند، مى دانند كه حضورى هر چند محدود، با انزوايى هرچند پرحجم، قابل مقايسه و تاثير گذار نيست. از همين رو «آفتاب نشينى» گزينه زنانى نخواهد بود كه طى اين سال ها در جامعه حضور پيدا كردند و ايده هاى خود را با مطالبات عمومى زنان صيقل دادند و امروز از واقع بينى بهترى نسبت به پرده نشينان و آفتاب نشينان برخوردارند. مانند كسانى كه مراكز مختلف تحقيقاتى راه انداختند و يا به تاسيس گروه ها و سازمان هاى زنان اقدام كردند. يا در كنار ديگر مردان جايگاه مناسبى در عرصه تصميم گيرى يافتند. آنها كه به روستاها رفتند و فقرزدايى و اشتغال آفرينى زنان را پيش گرفتند. آنها به اين انتخاب دست نمى زنند. چرا كه اين گروه با چاشنى كردن تامل و دورانديشى تلاش كردند در سال هايى كه در جامعه حضور پيدا كردند به حداقلى از مطالبات خود دست پيدا كنند. بنابراين بخش مهمى (و يا تاثير گذارى) از زنانى كه در ميان زنان نوانديش دينى و فمينيست هاى عرفى حضور دارند را بايد از تقسيم بندى شادى صدر جدا كرد.
اما به مانند آن بخش از اصلاح طلبان حكومتى كه تغييرات بالا به پايين را مورد توجه قرار دادند و ارتباط با مردم و تقويت نهادهاى مدنى را حتى اگر نه در عمل اما در گفتار، چندان پر اعتبار تلقى نكردند و امروز مانده از آشنايى و ارتباط با مردم بايد راهى خانه ها و سمت هاى مشاوره اى شوند و به تعبير واقعى ترى «آفتاب نشينى» كنند، زنان برج عاج نشين نيز كه همواره با مرزبندى با گروه هاى ديگر زنان، هيچگاه نتوانستند پاى ميز مذاكره با آنها بنشينند، در مجارى تصميم گيرى نفوذ پيدا كنند و در نهايت درك بهترى از ايده هاى خود در افواه ايجاد كنند، راهى ساحل هايى خواهند شد كه برايشان جز «آفتاب نشينى» و انتظار ثمر ديگرى نخواهد داشت. «آفتاب نشينى» به واقع تير خلاصى است كه اين گروه از زنان را از دايره تاثيرگذارى خارج خواهد كرد. آفتاب نشينان دوره هاى قبل با هزينه هاى اين اقدام آشنا هستند. آنها مى دانند كه حضور منتقدانه و كمرنگ از آنجا كه به رفتارهاى سياسى و اجتماعى رسمى شكل مى دهد و آن را زير ذره بين مى گذارد، از حاشيه نشينى به هر بهانه اى - مانند تعميق پشتوانه تئوريك- پراهميت تر است.
توصيه نويسنده مقاله «آفتاب نشينى» دايره بسيار محدودى از زنان را در بر مى گيرد كه اگر چه مدعى و زن زيادى در جامعه زنان هستند اما عملاً نقش چندانى در پيشبرد مطالبات جامعه زنان ندارند. افرادى كه همگرايى ضعيفى با ديگر گروه هاى زنان دارند، به شبكه سازى و توافق روى حداقل ها وقعى نمى نهند، با ديگر گروه هاى زنان مرزهاى سختگيرانه اى دارند، دائماً تاريخ و گذشته را پيش روى مى گذارند تا آينده را، توانايى بسيج اندكى دارند و در برنامه هايشان جز جمع معدودى مخاطب چندانى نمى توان يافت.بخش عمده اى از نوانديشان دينى و فمينيست ها اگرچه با تنگناهايى مواجه خواهند شد و انقباض عملياتى را تجربه خواهند كرد، اما همچنان خواهند كوشيد تا مجراهاى جديدى را براى توسعه فعاليت خود بيابند. آنها در اين سال ها آموخته اند (يا مى آموزند) كه چگونه مى توانند فرصت هاى به وجود آمده در تحولات محيطى را در عرصه داخلى و بين المللى كشف كنند و از آن بهره بگيرند.
«آفتاب نشينى» طنز تلخى براى اين دسته از زنان نوانديش دينى و فمينيست هاى عرفى به شمار مى رود. بنابراين اگر از جمع معدودى بگذريم، بايد انتظار داشت تا جامعه زنان در هر دو بخش فمينيست هاى عرفى و نوانديشان دينى، با تجميع علائق و تاكيد بر روى مشتركات، به هم افزايى و ائتلاف استراتژيكى دست بزنند. آنان چنانكه زنان كشورهاى مصر و پاكستان و هند و بنگلادش آموخته اند، مردان سمپات حوزه زنان را نيز در كنار خود حفظ خواهند كرد. حتى در ميان زنان اصول گرا و مذهبى نيز مى توان زنانى يافت كه بتوانند صداى صافى از اين گروه ها را به گوش بخش هاى كم شنواى جامعه برسانند. ائتلاف، شبكه سازى، استفاده از ظرفيت هاى موجود و واقع بينى به توانايى هاى خود و نقش تك تك زنان جامعه ايرانى، براى اين گروه از زنان فرصت مغتنمى خواهد بود. اكتيويسم، تشكيل ائتلاف هاى كوچك و هدفمند جايگزين حاشيه نشينى و انزوا خواهد شد. اين بار ارتباط با مردم و عمومى كردن دغدغه ها اهميت بيشترى خواهد يافت... به همين جهت اگر «آفتاب نشينى» توصيه اى براى بخشى از جامعه زنان باشد، آن بخش بايد خود را به دل تاريخ بسپرد.زنان «آفتاب نشينى» را انتخاب نخواهند كرد، مگر آنكه براى چنين منظورى انتخاب شوند.
پى نوشت:
۱- با دوست و همكار عزيزم نويسنده مقاله «آفتاب نشينى»- شادى صدر- تماس گرفتم و از او پرسيدم كه اين مقاله از زبان يك فعال اجتماعى نوشته شده است (و بنابراين تجويزى) يا در مقام نويسنده اى آشنا به مسائل حوزه زنان؟ (و بنابراين تحليلى). شادى صدر گفت كه در ظرفيت يك تحليلگر تلاش كرده خود را به عنوان فعال اجتماعى بيرون بگذارد و تنها به تحليل شرايط و تاثير عوامل مختلف بر يكديگر بپردازد. با اين وجود نويسنده تحليلگر، در قامت يك فعال اجتماعى به ديدگاه هاى هم طيفى هاى خود نيز مى پردازد.
۲- وى هم اكنون دبير شبكه سازمان هاى غيردولتى زنان است.