در همين زمينه
3 بهمن» آتش سوزی زندان اوين مهار شد، مهر9 دی» دزدی ميلياردی از يک بانک خصوصی، تابناک 4 دی» رشد ۵.۶ درصدی مرگ و مير ناشی از مسموميت با گاز منوکسيدکربن، ايلنا 26 آذر» پيشنهاد وزير راه و ترابری برای جايگزينی شتر به جای خودرو در جاده! مهر 25 آبان» خودسوزی يک زن باردار در نقده، آژانس خبری موکريان
بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! جنايات پاكدشت و لزوم جدي گرفتن رويكردهاي عدالت طلبانه، علي معظمي، دبش۱. تيترها بعضيهاشان خبرياند، بعضي عصباني كنندهاند و بعضي دهشتناك. گزارشهاي پاكدشت هم همينطور بودند: تيترهايي از وقوع جنايتي خبر ميدادند كه روز به روز تيرگي دامن گسترش بيشتر نمودار ميشد؛ يكي - كه شايد در دهان خانوادهي داغديدهاي گذاشته بود- تيتر زده بود «ما آزادي نميخواهيم امنيت ميخواهيم» و تو نميدانستي با چنين علامهي بيآزرمي چه ميتوان گفت؛ و آن ديگري از زبان مادري داغديده آورده بود كه «فرزندم ديگر گرسنه نميماند». همين. كسي هست كه چيزي بتواند بگويد؟ ۲. پاكدشت تنها بيغولهاي نيست كه «در اطراف ما» از خاك فقر روييده است. درست كه نگاه كني ميبيني كه دست كم سه حومه از چهار سوي اين پايتخت آرماني در محاصرهي اين شهركهاي فقر است؛ از محلات خود شهر بگذريم. بخش قابل توجهي از كودكان و نوجوانان اين شهركها و محلات بيسواد بار ميآيند چون خانواده آن قدر بضاعت ندارد كه از خير درآمد چند هزار تومان در ماه مثلاً زباله جمع كردن بچههايش بگذرد. خيلي از اين بچهها در غياب پدر يا در اعتياد او اصليترين نان آور چيزي هستند كه احتمالاً باز هم بايد خانوادهاش خواند؛ آن هم اغلب با درآمدهايي كه در روزهاي «رونق» هم به پنجاه هزار تومان در ماه نميرسد و خيلي وقتها در طول ماه به ازاي هر دو- سه نفر بيست- سي هزار تومان به خانه ميآيد (باور نميكنيد؟ من هم تا خودم جويا نشده بودم باورم نميشد). در چنين تقلاي ماندني، البته كه براي بسياري ازآن چه عرفاً اخلاقش ميناميم رمقي نميماند: يكبار يكي از همين بچههايي زبالهها را ميكاوند در حياط آپارتمان ما منتظر مانده بود تا از همسايهاي چيزي بگيرد. ۹ سال داشت. انتظارش كه قدري طولاني شد خواست حرفي زده باشد. اولين جملهاش اين بود: «من دزدي نميكنم!» بعد كمي مكث كرد و انگار وجدانش معذب بود گفت: «يكبار كردم ولي مادرم قسمم داد و خيلي گريه كرد... من هم ديگر نميكنم... اما همهي بچههاي شهرك...» ٣. با اين نابرابري روز افزون و اين فقر سياه چه بايد كرد؟ ادامهي اصلاحات؟! رفتن به موضع راديكال؟ انتظار؟ سكوت؟ هيچ؟ پاسخهاي بالفعل متفاوتي به اين پرسش از موقعيت وجود دارند. خيليها هم در ظاهر يك چيز ميگويند اما - اگر بدانند - طلبهاي مختلفي دارند. واقعيت اين است كه در سالهاي اخير به رغم وجود سنت بيش از صد سالهي چپ در اين مملكت- سنتي كه اگرچه پرآسيب و افت و خيز بوده اما بالاخره «بوده» است- و به رغم رواج گفتار پر رنگ برابري طلبي عامهگرايانه در ميان «انقلابيون» مسلمان، به دلايلي كه چندان هم غريب به نظر نميرسند گفتار برابري طلب در عمل و در نظر به روزهاي حضيض خود رسيده است. اين كه در روزهاي اوج احتمالي چنين گفتارهايي واقعاً چه چيزي عايد طبقات فرودست ميشده است البته جاي بحث دارد. ولي نكتهي مهم اين است كه نبود يك گفتار و عمل منسجم در حمايت از حقوقي كه به دليل فقدان مالكيت خصوصي پامال ميشوند به راحتي قابل درك است. تصورش سخت نيست كه در نبود مباحث نظري منسجم- كه البته پيش بردشان احاله به خيرخواهيهاي «فطري» بشر نميشود و با عملي قوي پشتيباني ميشوند- هرگونه بهبودي در وضع فرودستان موكول به تصادف است. و تصادف هم كه ميبينيم غالباً جهت «طبيعي»اش همين است كه بر سر كودكان پاكدشت رفت. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||