نگرش سنجی از عقاید جوانان پیرامون مسائل جامعه، سمیه نصرتی، خبرگزاری سینا
شکی نیست که ارزشها و نگرشها درهرجامعه ای متفاوت است و ایرانیان نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
درطول سالیان اخیر،پژوهش های زیادی درخصوص ارزش و نگرش های ایرانیان صورت گرفته که نقش حسی و ادراکی جامعه را ترمیم می کند.
دریکی از این پژوهشها که تحت عنوان طرح ملی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام گرفته،آمده است،جوانان بیشترین وفاداری را نسبت به دو نهاد خانواده و دین و تعلق ملی دارند.
98 درصد پاسخگویان برای خانواده اهمیت زیادی قائل هستند و این اهمیت برای نهاد دین 93 درصد است وفاداری ملی در بین 87 درصد پاسخگویان بالاست.
این یافته ها نشان می دهد که بنیان های نظم اجتماعی (یعنی خانواده،دین و هویت ملی)از استحکام زیادی برخوردارند،باوجود این ارزیابی پاسخگویان از وضعیت اجتماعی،اخلاقی و فرهنگی جامعه منفی و انتقادآمیز است.
در مورد وضعیت اخلاقی ، پاسخگویان نگرشی بدبینانه نسبت به رواج خصوصیات منفی دارند.
69 درصد پاسخگویان براین باورندکه تقلب و کلاهبرداری درجامعه رایج است،65 درصد همین نظر را در مورد دورویی و تظاهر دارند،65 درصد تعلق و چاپلوسی را خصوصیتی رایج می دانند در مورد خصوصیات مثبت اخلاقی(انصاف،صداقت،گذشت و مانند آن) نیز نگرش بدبینانه ای رایج است،یعنی ازنظر پاسخگویان،این دو نوع خصوصیت اخلاقی،اموری کمیاب در جامعه هستند،نگرش بدبینانه در بین جوانان و تحصیل کردگان بیشتر از دیگران هستند.
از آنجا که دوروریی و تظاهر،تقلب و کلاهبرداری،تملق و چاپلوسی از مولفه های تشکیل دهنده بیماری اجتماعی است و با توجه به رشد این مولفه ها طی سالهای گذشته می توان نتیجه گیری کرد که جامعه و محیط اجتماعی در وضعیت مبتنی بر بحران رفتاری قرار دارد.این امر به منزله زمینه ای برای گسترش ناامنی و بی ثباتی اجتماعی تلقی می شود.
نتایج این پژوهش نشان می دهد که احساس و علاقه سیاسی درجامعه بالا است اما این علاقه و احساس در انتقاد از شرایط عدالت اجتماعی و توزیع اقتصادی خود را نشان می دهد.
56 درصد پاسخگویان معتقدند که قانونی درمورد مردم و مسوولان به طور یکسان رعایت نمی شود.
همین نگاه در مورد آینده نیز وجود دارد،یعنی مردم احساس می کنند که جامعه در آینده ناعادلانه تر می شود.74 درصد معتقدند که در سالهای آینده فاصله فقرا و ثروتمندان بیشتر خواهد شد.
درنتایج این تحقیق آمده است که اعتماد بین افراد کاهش یافته اما درعین حال جامعه از میزان اعتماد متقابل نسبتا بالایی برخوردار است.
88 درصد پاسخگویان به اعضای خانواده خود اعتماد زیادی دارند هرچه از خانواده فاصله می گیریم و به روابط اجتماعی بیرونی نزدیک می شویم از میزان اعتماد کاسته می شود مثلا 49 درصد به اقوام و خویشاوندان خود اعتماد زیاد دارند یا 44 درصد به دوستان خود اعتماد زیاد دارند.اعتماد به مشاغل و گروهای شغلی نیز دارای تفاوت های چشمگیری است.
بیشترین اعتماد به معلمان (80 درصد)،اساتید دانشگاه (72) و ورزشکاران ( 62 درصد ) است . کمترین اعتماد به بنگاه دارها (5/6 درصد ) تجار و بازاریان ( 11 درصد ) و کسبه ( 17 درصد ) است.
این آمار نشان می دهد که بحران های فرارروی جامعه،ناشی از کارکرد اجرایی سازمان های مسوول است . به همین دلیل،در آنجا که از بنیان هایاجتماعی سخن می رود،نتایج پژوهش استحکام آنها را بیان می کند اما آنچه درحال شکل گیری است و عمدتا ناشی از احساس خودم نسبت به شرایط فردی و سازمانی آنان است ، واکنش نسبت به چگونگی جایگاه و منزلت اجتماعی فردی آنهاست البته این امر را می توان موضوعی اجتناب ناپذیر تلقی کرد زیرا درشرایطی که بنیان های ساختاری جامعه تحت تأثیر دگرگونی های ناشی از محیط داخلی و خارجی قرار می گیرد.افزایش انتظارات به عنوان امری طبیعی محسوب می شود.
دراین شرایط،ثبات سیاسی صرفا در فرایندی حاصل می شود که بخش های معطوف به نیازهای مادی جامعه مورد توجه قرار گیرد. نارضایتی از شرایط اقتصادی و موقعیت شغلی افراد می تواند در این روند مورد توجه قرار داد.می توان گفت که نارضایتی یا ارزیابی منفی جوانان از شرایط اجتماعی، بیش از آن که متوجه بنیان های نظم اجتماعی باشد به سازوکارهای سازماندهی جامعه و از همه مهم تر به سازوکارهای توزیع منابع باز می گردد.
به طوری که "احمد مسجد جامعی"وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در پیشگفتار کتاب ثبات اجتماعی و بحران توزیع"برضرورت های انجام چنین طرحی تأکید داشته و آن را برای شناخت دقیق تغییر زندگی فرهنگی دگرگونی نگرش ها و ارزشهای اجتماعی ضروری دانسته است.
بدون شک انجام چنین پژوهش هایی صرفا در شرایطی از مطلوبیت لازم و موثر برخوردار خواهد بود که در برنامه های اجرایی و کاربردی جهت بازسازی فرهنگ سیاسی و اجتماعی کشور بازتاب پیدا کند.